کد خبر 1809325
تاریخ انتشار: ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۲

همیشه می‌گفت می‌خواهد موشکی به نام «صالح» برای نابودی اسرائیل و آمریکا درست کند، آخرش هم همین شد و نام شهید محمدصالح ولی‌پوری روی موشک حک شد و شب عید به قلب دشمن زد.

به گزارش مشرق، شهید نوجوان محمد صالح ولی‌پوری عاشق ساخت موشک بود، علاقه وافری به شهید حاجی‌زاده داشت و همیشه می‌گفت می‌خواهد موشکی به نام صالح برای نابودی اسرائیل و آمریکا درست کند.

ایران اسلامی همواره رویش‌های فوق‌العاده‌ای از نسل‌های انقلابی داشته است، رویش‌های انقلاب مانند حسین فهمیده نوجوان ۱۳ ساله‌ای که در دوران دفاع مقدس زیر تانک دشمنان رفت و معادله جنگ را با رشادت و شجاعت خود تغییر داد.

در روزهایی که جنگ تحمیلی سوم در ایران اسلامی آغاز شد شاهد میدان‌داری جوانان و نوجوانانی بودیم که ثابت شد دشمنان نتوانستند آنان را از خط و مکتب اسلام و قرآن و ولایت‌فقیه خارج کنند.

از جمله نوجوانان ولایی شهید محمد صالح ولی‌پوری است که در جریان جنگ تحمیلی سوم در بروجرد و در اثر حمله هوایی تروریست‌های آمریکایی و صهیونیستی به شهادت رسید.

موشکی که شب عید و بعد از شهادت به اسم محمدصالح شلیک شد

مادر شهید محمد صالح ولی‌پوری می‌گوید: پسر شهیدم محمدصالح مثل اسمش صالح بود و عاشق کارهای خیر و کمک به دیگران بود.

محمد صالح همیشه می‌گفت مثل شهید حاجی‌زاده می‌خواهم موشک بسازم، شب عید روی یک موشک ایرانی اسم محمد صالح نوشته شد و به قلب اسرائیل پرتاب شد.

شهید نوجوان ما عاشق مبارزه با آمریکا و اسرائیل بود، همیشه می‌گفت می‌خواهم مانند شهید حاجی‌زاده موشک بسازم، می‌گفتم: پسرم یک موشک به اسم خودت به اسم صالح بساز. همواره هم دنبال ساخت موشک بود به نام خودش که اسرائیل و آمریکا را نابود کند.

آرزوهای بزرگ و قشنگی داشت، چندین بار از نمایشگاه هوافضای سپاه دیدار داشت و همیشه نکته به نکته و ریزبه‌ریز موشک‌ها را تحلیل می‌کرد و کامل می‌دانست چه موشکی سوختش چیست و چقدر برد دارد.

محمد صالح پسری خوش‌قلب بود و همیشه به دوستانش کمک می‌کرد و اکثر اوقات تغذیه‌ مدرسه‌اش را با دوستانش تقسیم می‌کرد.

او بسیار مهمان‌نواز و مهمان‌دوست بود اهل دوستی و رفاقت و کار خیر بود، بین دوستانش بسیار محبوب و محجوب بود با هیچ‌کس قهر نمی‌کرد می‌خواست با همه خوب باشد و همه چیز خود را بین دوستانش تقسیم می‌کرد و به فکر همه بود.

پسر شهیدم آرزو داشت ورزشکار بین‌المللی شود

محمدصالح عاشق ورزش والیبال بود، برای تماشای والیبال و فوتبال به ورزشگاه می‌رفت و یک ورزشکار بااخلاق بود، دوست داشت یک ورزشکار بین‌المللی باشد با اکثر ورزشکارها عکس داشت و لباس ورزشی باشگاه‌های ورزشی و توپ‌های سال‌های جام جهانی را می‌خرید و همیشه بهترین‌ها را می‌خواست.

محمد صالح شهید اهل نماز و روزه بود

محمد صالح این اواخر اگر نمازش قضا می‌شد، عذاب وجدان داشت. روزه‌اش را می‌گرفت و نماز جماعت‌های مدرسه‌ را شرکت می‌کرد، همیشه محرم‌ها و یا مراسمات مذهبی دوست داشت به هیئت کمک کند.

آرزوی شهادت همیشه همراهش بود

محمد صالح همیشه با پدرش و دوستان خانوادگی خیلی در مورد شهادت و مقام شهید صحبت می‌کرد، او می‌پرسید شهادت چگونه اتفاق می‌افتد و مقام شهید نزد خدا کجاست؟ محمد صالح می‌گفت ای‌کاش شهید شوم. اسم کلاسش رو با هماهنگی معلمش به نام رفیق شهید پدرش شهید مهدی نعمایی گذاشت.

خرید لباس مشکی برای شهادت مولا علی(ع)

محمد صالح در روز شهادتش به دلیل اینکه از تهران با خودش لباس مشکی نیاورده بود از دو سه روز قبل از شب احیا می‌گفت لباس مشکی همراهش نیست و میخواهد که بخرد، تا اینکه شب نوزدهم ماه مبارک رمضان حدوداً ساعت ۵ با برادر بزرگ‌ترش به نام محمدحسین برای خرید لباس مشکی رفتند سمت خیابان تختی، حدوداً ساعت پنج و نیم که خیابان تختی را موشک زدند، محمد صالح و برادرش آن لحظه به میدان شهدا روبه‌روی پاساژ شقایق رسیده بودند الان هم بنر عکس محمد صالح در محل شهادتش نصب هست به‌محض اینکه از موتور پیاده می‌شوند موشک زده می‌شود و یک ترکش به پهلوی راست محمد صالح خورده می‌شود و همان لحظه بغل برادرش به شهادت می‌رسد.

محمد صالح همیشه بهترین و قشنگ‌ترین لباس مشکی را برای محرم انتخاب می‌کرد و تا آخر محرم لباسش را می‌پوشید.

محمدصالح در ایام محرم لباس سقایی برتن داشت

محمد صالح تا وقتی که نوزاد بود او را همراه خودم تمام دهه‌ محرم هیئت می‌بردم و وقتی که بزرگ‌تر شد خودش تمام دهه یا تهران هیئت‌های مداح‌های معروف را شرکت می‌کرد یا اگر بروجرد بودیم شب تا صبح و صبح تا شب به هیئت کمک می‌کرد از خادمی گرفته تا کمک به طبخ غذا و شستن ظرف‌های هیئت از هیچ کاری دریغ نمی‌کرد.محمد صالح میزتحریر مدرسه‌اش رو مزین کرده بود به نام امام حسین(ع) و در اتاقش از پرچم و نماد مذهبی استفاده می‌کرد.

عشق به دیدار رهبر شهید ۱۰ روز قبل از شهادت

محمد صالح ۱۰ روز قبل شهادتش خیلی اصرار کرد که با پدرش به دیدار حضرت آقا برود، ولی متأسفانه نشد که آقا را دیدار کند، شهادت حضرت آقا را که مطلع شد خیلی گریه کرد که چرا نتوانست به دیدار رهبر برود، بعدش رفت لباس مشکی‌ پوشید و عکس حضرت آقا را در پروفایل گوشی‌اش گذاشت.

محمد صالح می‌گفت اگر جنگ نمی‌شد من قرار بود هفته دیگر بروم دیدار آقا و دقیقاً در همان هفته محمد صالح شهید شد و مهمان ویژه حضرت آقا شد.

جان فدای ایران مانند پسر شهیدم

پیام ما این است که جانمان را فدای وطن می‌کنیم، شاید با رفتن پسر شهید عزیزم غم و غصه‌های آقا امام حسین(ع) بعد از شهادت حضرت علی‌اکبر(ع) و حضرت قاسم(ع) را درک کرده باشیم و ذره‌ای از داغ حضرت زینب(س) را حس کرده باشیم.

باید برای حفظ این نظام و انقلاب که ان‌شاءالله متصل شود به ظهور آقا امام‌زمان(عج) تلاش کنیم و دعا می‌کنم که خون پاک محمد صالح و محمد صالح‌ها زمینه‌ساز ظهور آقا امام‌زمان(عج) شود.

محمدصالح ۲ بار در پیاده روی اربعین شرکت کرد

با همراه محمد صالح سه بار کربلا رفتیم دو بارش پیاده‌روی اربعین بود که محمد صالح باذوق تا نیمه‌های شب پابه‌پای ما پیاده‌روی می‌کرد و اصلاً یکبار نشنیدم که بگوید خسته شده و دیگر ادامه نمی‌دهم.

چفیه‌ای که بالاسر مزارش گذاشته شده همین چفیه‌ای هست که با لباس حضرت علی‌اصغر(ع) در دوران نوزادی برایش می‌پوشیدم که همراهش در مزارش گذاشته شد.

دشمن بداند که خون پاک و مطهر این شهدای نوجوان و کم سن‌وسال باعث نابودی اسرائیل و آمریکا می‌شود و وعده الهی در نابودی آنان محقق خواهد شد.

برچسب‌ها