به گزارش مشرق، پایان کنگره هفتاد و ششم فیفا در ونکوور کانادا، با صحنهای غیرمنتظره و پرتنش همراه بود. اتفاقی که یکبار دیگر نشان داد جانی اینفانتینو برای اینکه بتواند در کرسی ریاست فیفا باقی بماند حاضر است چه کارهایی انجام دهد.
در ادامه نیز به گزارش خبرگزاری رویترز، سوزان شلبی، نایبرئیس فدراسیون فوتبال فلسطین که شاهد این لحظه بود، گفت: «رجوب گفت نمیتواند دست کسی را بگیرد که اسرائیلیها او را برای تطهیر فاشیسم و نسلکشی خود فرستادهاند. ما هنوز در رنج و عذاب به سر میبریم.»
در حالی که رژیم صهیونیستی اتهام نسلکشی در غزه را رد کرده است، اینفانتینو تلاش کرد فضا را عوض کند و گفت: «ما باید همکاری کنیم تا به کودکان امید بدهیم. اینها مسائل پیچیدهای هستند.»
اما واکنش فدراسیون فلسطین پس از پایان نشست، نشان داد که تلاش رئیس فیفا نتیجهای معکوس داشته است. شلبی تأکید کرد: «این اقدام اینفانتینو بیتوجهی کامل به سخنرانی رجوب بود. او ۱۵ دقیقه درباره اهمیت قوانین و احترام به حقوق انجمنها صحبت کرد. سپس ما را مجبور کردند نمادین با متجاوز دست بدهیم! این مسخره بود.»
زمینه این تنش به تصمیم اخیر فیفا بازمیگردد؛ جایی که این نهاد از تحریم اسرائیل به دلیل فعالیت باشگاههایش در شهرکهای کرانه باختری خودداری کرد. در واکنش، فدراسیون فوتبال فلسطین شکایتی رسمی را به دادگاه داوری ورزش (CAS) ارجاع داده است. فیفا پیشتر اعلام کرده بود که «به دلیل وضعیت حقوقی نامشخص کرانه باختری تحت قوانین بینالمللی»، اقدامی علیه اسرائیل انجام نخواهد داد. موضعی که انتقادات گستردهای را از سوی نهادهای حامی حقوق بشر و بسیاری از اعضای فیفا در پی داشته است.
آنچه در حاشیه کنگره اخیر فیفا رخ داد، فقط به ماجرای امتناع جبرئیل رجوب از دست دادن ختم نمیشود. این اتفاقات یکبار دیگر نشان داد که این نهاد بینالمللی و در راس آن ریاست فیفا به هیچ عنوان نگاه بیطرفانه به موضوعات مهم ندارد و در ادامه تنها تعدادی از این تصمیمات را با هم مرور میکنیم که چگونه مراجع بینالمللی ورزش چگونه تن به خواستههای امپریالیسم جهانی میدهند.
در حالی که فضای فوتبال جهان تحت تأثیر تنشهای سیاسی و بینالمللی قرار گرفته، انتظار میرود فیفا بهعنوان نهاد بالادستی، نقش متعادلکننده و بیطرف را ایفا کند. اما منتقدان معتقدند اینفانتینو نهتنها در این مسیر حرکت نکرده، بلکه در بزنگاههای حساس، ترجیح داده سکوت کند یا مواضعی بگیرد که این سکوت را معنادارتر میکند.
نمونه بارز این انتقادها، واکنشندادن او به برخی اظهارات و رفتارها پیرامون تیم ملی فوتبال ایران است. تیمی که خیلی زود و با شایستگی جواز حضور در جام جهانی را به دست آورده. با این حال، در هفتههای اخیر بحثهایی در سطح رسانهای و سیاسی درباره احتمال تغییر یا جایگزینی این تیم از طرف مقامات آمریکایی مطرح شد. موضوعی که بسیاری آن را دخالت مستقیم سیاست در فوتبال میدانند. اما این سئوال ایجاد میشود که چگونه ممکن است درباره حذف یا جایگزینی یک تیم ملی که به شایستگی و خیلی زودتر از سایر کشورها توانسته جواز حضور در این رقابتها را کسب کند، صحبت شود، آن هم بدون واکنش قاطع فیفا؟
اینفانتینو در نهایت تنها به این جمله بسنده کرد که «ایران قطعاً در جام جهانی حضور دارد»؛ اما از کنار یک نکته مهم عبور کرد: چرا اصلاً چنین بحثی شکل گرفت؟ و چرا فیفا اجازه داد این فضا ایجاد شود؟ برای بسیاری، این سکوت بهمعنای چراغ سبز غیرمستقیم به چنین گفتمانهایی است.
از سوی دیگر، موضوع رفتار مسئولان کانادایی با مهدی تاج و عدم حضور او در کنگره نیز به یکی از نقاط مبهم این رویداد تبدیل شد. اتفاقی که میتوانست با یک موضعگیری شفاف از سوی رئیس فیفا، به فرصتی برای دفاع از اصول بیطرفی و احترام متقابل تبدیل شود اما این اتفاق رقم نخورد.
اینفانتینو در مواجهه با برخی موضوعات، بهویژه آنهایی که پای قدرتهای بزرگ یا متحدان سیاسی در میان است، رویکردی کاملاً متفاوت اتخاذ میکند. از ارتباطاتش با چهرههایی مانند دونالد ترامپ گرفته تا تلاش برای نمایشهای نمادینی مانند دست دادن اجباری در کنگره، همه اینها در کنار هم تصویری از مدیری ارائه میدهد که بیش از آنکه نگران اصول باشد، درگیر ملاحظات سیاسی است. او جایزه صلح فیفا را به فردی داد که با تجاوز و حمله وحشیانه به میهن عزیز ما باعث به شهادت رسیدن تعداد زیادی از کودکان و افراد بیگناه شد.
ایرنا در همین خصوص نوشت: همین فرد حتی به خودش اجازه داد که تیم ملی فوتبال ایران را تهدید کند! در حالی که به عنوان میزبان رقابتها که باید امنیت و آرامش تیمها را در جریان مسابقات حفظ کند. اما در این زمینه نیز حتی فیفا و در راس آنها ریاست این ارگان هیچ واکنشی به صحبتهای رییس جمهور معلومالحال آمریکا نشان نداد.
اقدامات عجیب امریکا به عنوان میزبان به حدی رسید که حتی نهادهای بینالملل مدنی و حقوق بشر نیز چندین مرتبه با اعلام رسمی به هواداران هشدار داد که به آمریکا برای تماشای جام جهانی سفر نکنید! البته که بحث قیمتهای نجومی بلیتهای جام جهانی و حتی پارکینگ ماشین نیز همچنان ادامه دارد و هیچ اقدامی از طرف فیفا در این زمینه نیز تاکنون صورت نگرفته است.
باید از فیفا به عنوان یک نهاد بینالمللی این پرسش را مطرح کرد که فرق آمریکا و رژیم صهیونیستی در چیست؟ چرا فوتبال و ورزش روسیه خیلی سریع بعد از جنگ با اوکراین به حالت تعلیق درآمد، اما کشورهایی که با تجاوز وحشیانه حتی به مدارس و کودکان ایران نیز رحم نکردند، نه تنها محروم نمیشوند بلکه به عنوان میزبان برای سایر تیمها تعیین و تکلیف و تهدید میکنند؟ حتی زمانی که فیلم حضور یکی از بازیکنان فوتبال اسرائیل در حمله به لبنان توسط رسانهها منتشر شد نیز، بازهم فیفا هیچ واکنشی نسبت به اینکه بازیکن فوتبال که در حال آدمکشی است نشان نداد!
این اتفاقات کاملا نشان میدهد که رئیس فیفا کاملا سیاست را وارد فوتبال کرده و همواره قصد دارد با خوش رقصی برای ترامپ و همدستان او تنها به دنبال حفظ جایگاه خود را در فیفا است. حتی زمانی که اقدامات خشونتبار در مکزیک، یکی دیگر از تیمهای میزبان جام جهانی به حد بسیار زیادی افزایش پیدا کرده بود، رئیس فدراسیون بینالمللی فوتبال مدعی شدکه با وجود حوادث خشونتبار در یکی از شهرهای میزبان مکزیک، همه چیز آرام است و مسابقات در امنیت برگزار خواهد شد.
در نهایت، آنچه بیش از همه نگرانکننده به نظر میرسد، تبدیل شدن فوتبال به ابزاری در بازیهای بزرگتر سیاسی است. وقتی درباره حذف یک تیم، نادیده گرفتن اعتراضها، یا بیتوجهی به رفتار میزبانها صحبت میشود، دیگر نمیتوان از «فوتبالِ جدا از سیاست» حرف زد.
اما قطعا با توجه به این شرایط و اقدامات، بازیکنان و کادر فنی تیم ملی فوتبال در صورت حضور در این رقابتها انگیزه بسیار زیادی خواهند داشت و «چو ایران نباشد، تن من مباد». این جمله، میتواند شعار و دستورِ کارِ بازیکنان تیم ملی در جام جهانی ۲۰۲۶ باشد. آنوقت است که سرود ملی دیگر زمزمه نمیشود، فریاد زده میشود و البته رگها با چند برابر به لحاظ کمیت، نمایان میشوند.