کد خبر 1807555
تاریخ انتشار: ۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۲۲:۳۹

به گزارش مشرق، مهدی محمدی مشاور رئیس مجلس در امور راهبردی در تلگرام نوشت:

در تحلیل وقوع یا عدم وقوع جنگ، معیار اصلی این است که دشمن احساس کند گذشت زمان فرصت عملیاتی بیشتری در اختیارش قرار می‌دهد یا نه. اگر آمریکا و اسرائیل تصور کنند با تأخیر، شرایط برای فشار بیشتر یا امتیازگیری از ایران فراهم می‌شود، ممکن است زمان بدهند؛ اما اگر به این جمع‌بندی برسند که زمان به ضرر آنهاست و فرصت‌های عملیاتی‌شان را کاهش می‌دهد، دلیلی برای تعویق درگیری نخواهند داشت.

در این میان، یک احتمال دیگر نیز وجود دارد؛ هرچند ضعیف. اینکه آمریکا به این نتیجه برسد که ایران سرسخت‌تر از آن است که تسلیم شود و جنگ جدید نیز دستاورد مهمی نخواهد داشت، و در نتیجه به‌جای فشار بیشتر، مسیر امتیاز دادن به ایران را انتخاب کند. این سناریو چندان محتمل به نظر نمی‌رسد، اما نباید از دایره تحلیل حذف شود.

اما اگر جنگی رخ دهد، به احتمال زیاد با جنگ‌های گذشته متفاوت خواهد بود. ارزیابی این است که طرف مقابل تلاش خواهد کرد در یک بازه کوتاه، ضربه‌ای سریع و قاطع وارد کند، سپس با اعلام آتش‌بس، جنگ را متوقف کرده و نتیجه سیاسی آن را در داخل ایران دنبال کند؛ یعنی ایجاد یک ایران تضعیف‌شده که بتوان پروژه‌های فشار یا بی‌ثبات‌سازی را بر آن سوار کرد. این همان الگویی است که در جنگ‌های قبلی نیز دنبال شد.

با این حال، برآورد این است که چنین سناریویی محقق نخواهد شد. اگر جنگ جدیدی آغاز شود، احتمالاً طولانی‌تر و شدیدتر از درگیری‌های قبلی خواهد بود. یکی از مهم‌ترین اهداف ایران در چنین جنگی، کنترل زمان‌بندی میدان و خارج کردن جنگ از چارچوب زمانی تعریف‌شده توسط دشمن خواهد بود.

از نگاه این تحلیل، ایران در جنگ احتمالی آینده با آمادگی، تجربه و طراحی عملیاتی متفاوت‌تری وارد میدان خواهد شد. تجربه دو جنگ گذشته، سطح برنامه‌ریزی و شناخت از دشمن را افزایش داده و تاکتیک‌ها و الگوهای عملیاتی جدیدی برای میدان طراحی شده است. به‌ویژه در حوزه موشکی و پهپادی، احتمال بروز تحولاتی جدی وجود دارد.

همچنین بخش مهمی از برتری ایران در جنگ‌های اخیر، نه فقط متکی به تجهیزات، بلکه مبتنی بر روش‌های جدید جنگی، غافلگیری اطلاعاتی، هدف‌گیری دقیق، و ضربه به زیرساخت‌ها و مراکز حساس دشمن بوده است. اقداماتی مانند هدف‌گیری رادارها، شناسایی محل تجمع نیروها، یا ضربه به مسیرهای لجستیکی و اقتصادی، نشان داد که شکل جنگ در حال تغییر است.

در سطح منطقه‌ای نیز اگر جنگی رخ دهد، احتمال فعال‌تر شدن جبهه‌های مقاومت وجود دارد. تحولات اخیر در عراق، بازسازی و بازیابی ابتکار عمل حزب‌الله در لبنان، و نقش‌آفرینی بازیگرانی مانند یمن، می‌تواند به شکل‌گیری سطح جدیدی از «وحدت ساحات» منجر شود. همچنین برخی کشورهای عربی که تاکنون در پشتیبانی از آمریکا و اسرائیل نقش داشته‌اند، ممکن است مستقیماً در معرض هزینه‌های جنگ قرار بگیرند.

جمع‌بندی این است که اگر جنگ جدیدی آغاز شود، ایران و محور مقاومت با قدرت بیشتر، ابتکار عمل گسترده‌تر و طراحی عملیاتی متفاوت‌تری وارد میدان خواهند شد. در مقابل، به نظر نمی‌رسد دشمن در حوزه ابتکارهای عملیاتی، ظرفیت کاملاً متفاوتی نسبت به گذشته در اختیار داشته باشد. به همین دلیل، آغاز هر جنگ جدید برای طرف مقابل، با ریسک‌های بسیار بزرگ‌تر از گذشته همراه خواهد بود.

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.