برخلاف ارزیابی‌های اتاق فکرهای نظامی و سیاسی در فلسطین اشغالی و آمریکا، تجاوز نظامی بر علیه ایران نه تنها منجر به تغییر حکومت در کشور نشد، قدرت ایران نه تنها در منطقه، بلکه در جهان نیز تثبیت شد.

سرویس جهان مشرق - پیش از آغاز جنگ تحمیلی سوم علیه ایران، تل‌آویو و واشنگتن ارزیابی می‌کردند که با شروع تجاوز، با ترکیب حملات هوایی شدید، حضور گسترده مردم در خیابان‌ها علیه حکومت و استقرار ناوگان دریایی آمریکا در منطقه، پرونده جمهوری اسلامی ایران در کمتر از دو هفته بسته شود.

اما پس از شروع تجاوز، نه‌تنها پیش‌بینی اغتشاشات خیابانی شکست خورد، بلکه نیروهای مسلح ایران با حملات موشکی و پهپادی پاسخ متقابل دادند و همزمان محور مقاومت رسماً وارد جنگ شده و اهداف آمریکایی و صهیونیستی را هدف قرار داد. نیروی دریایی آمریکا نیز که در اتاق‌های فکر نظامی روی آن حساب باز شده بود، پس از اصابت به چند ناو خود، بزدلانه از محدوده حملات ایران و محور مقاومت خارج شد.

در همین رابطه، یونی بن مناخم، کارشناس صهیونیست، در گزارشی تحلیلی در مرکز مطالعات اورشلیم، با اذعان به شکست تل‌آویو و واشنگتن در دستیابی به اهداف جنگ و همچنین پیروزی ایران در خنثی‌سازی تجاوز، به علت عدم شکست نظامی پرداخته است.

لازم به ذکر است که مشرق صرفاً جهت اطلاع نخبگان و تصمیم‌گیران عرصه سیاسی کشور از رویکردها و دیدگاه‌های محافل رسانه‌ای-اندیشکده‌ای بین‌المللی این گزارش را منتشر می‌کند و دیدگاه‌ها، ادعاها و القائات این گزارش‌ لزوماً مورد تأیید مشرق نیست

چرا آمریکا و اسرائیل نتوانستند ایران را در جنگ نظامی شکست دهند؟

جنگ میان ایالات متحده و اسرائیل در مقابل ایران - که اکنون برای آماده‌سازی مذاکرات شکننده، وارد یک وقفه موقت شده است - این پرسش اساسی را مطرح می‌کند: چگونه ممکن است رویارویی نظامی با یکی از قدرتمندترین قدرت‌های جهان به پیروزی استراتژیک آشکار ایالات متحده بر ایران منجر نشده باشد؟

مقامات ارشد دفاعی گزارش می‌دهند که ایالات متحده نیروی نظامی عظیمی را در منطقه مستقر کرده، حملات هوایی گسترده‌ای علیه ایران انجام داده و تجهیزات دریایی پیشرفته‌ای را به کار گرفته است.

با این حال، دو هدف اصلی - بازگشایی تنگه هرمز و نابودی کامل برنامه هسته‌ای ایران - همچنان در هاله‌ای از ابهام باقی مانده است.

به گفته این مقامات نظامی، توضیحات متعددی برای بقای حکومت ایران وجود دارد.

اول، محدودیت‌های قدرت نظامی سنتی: برتری هوایی و دریایی دیگر تضمین‌کننده پیروزی قاطع نیست، آن هم زمانی که دشمن به تاکتیک‌های نامتقارن متکی است. ایران از رویارویی مستقیم با ایالات متحده اجتناب کرد و در عوض به تاکتیک‌های فرسایشی متوسل شد که آزادی عمل ارتش آمریکا را به شکلی کاملاً مشخص محدود می‌کرد. ابزار اصلی ایران در این رویکرد، زرادخانه موشک‌های بالستیک و پهپادهای آن بود.

چرا ایران در جنگ نظامی در برابر آمریکا و اسرائیل شکست نخورد؟

این سلاح‌های ارزان که رهگیری آن‌ها برای سامانه‌های آمریکایی پیچیده است، پویایی جنگ را از نو تعریف کردند:

آنها نیروی دریایی ایالات متحده را مجبور کردند تا برای جلوگیری از اصابت موشک و پهپادهای ایرانی، فاصله طولانی خود را از سواحل ایران حفظ کند و اینگونه ایرانیان هرگونه تلاشی برای نزدیک شدن به خاک ایران را بسیار خطرناک کردند. با انجام این کار، ایران موفق شد بخش عمده‌ای از برتری‌های تکنولوژیکی دشمنان خود را کاهش دهد.

در حوزه جنگ دریایی به وضوح این تغییر را نشان داده است. نیروی دریایی ایالات متحده در ایجاد کنترل کامل تنگه هرمز شکست خورده و از عملیات تهاجمی گسترده خودداری کرده است. در واقع نیروی دریایی آمریکا به جای آنکه به عنوان نیروی تعیین‌کننده عمل کند، عمدتاً به عاملی پشتیبان تبدیل شد؛ این یک تغییر مفهومی چشمگیر است، زیرا برتری دریایی برای دهه‌ها سنگ‌بنای بازدارندگی آمریکا محسوب می‌شد.

دوم، اگرچه طبق گزارش‌ها، ایالات متحده تعدادی از ناوچه‌های نیروی دریایی ایران را نابود کرد، اما به دلایلی که مشخص نیست، به قایق‌های تندرو کوچک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی حمله نکرد.در اصل این شناورها هستند که عملاً به ایران اجازه می‌دهند تنگه هرمز را تهدید کند و حتی ترافیک دریایی آنجا را مختل کند.

سوم، توانایی ایران در حفظ وحدت داخلی است. برخلاف انتظارات در آمریکا و اسرائیل و تلاش‌ها در این جهت، این جنگ منجر به فروپاشی داخلی یا شورش گسترده نشد. بخش‌هایی از مخالفان، از جمله منتقدان داخلی، با درک اینکه فروپاشی حکومت می‌تواند منجر به تجزیه کشور شود، موضع ملی‌گرایانه تدافعی اتخاذ کردند. این امر یکی از فرضیات اساسی واشنگتن در مورد فشار سریع از داخل را برهم زد.

منابع امنیتی در اسرائیل و آمریکا خاطرنشان می‌کنند که نحوه مواجهه حکومت با درگیری‌های و خشونت‌های ژانویه (کودتای ۱۸ و ۱۹ دی)، مسئله را برای همه روشن ساخت: استفاده از نیروی سازش‌ناپذیر در برابر خواهان انحلال حکومت، بازدارندگی قوی و تمایل به استفاده از اقدامات قاطع در برابر عناصر مسلح، به تثبیت وضعیت داخلی در طول جنگ کمک کرد.

چهارم، ایران انعطاف‌پذیری استراتژیک خود را حفظ کرد. این کشور از مسائل اساسی، نه برنامه هسته‌ای و نه قابلیت‌های موشکی خود، دست نکشید و همچنان سیاست ابهام و فشار را دنبال کرد. کنترل تهران بر تنگه هرمز به ابزاری کلیدی برای اعمال نفوذ اقتصادی و امنیتی، هم در قبال ایالات متحده و هم در قبال اقتصاد جهانی تبدیل شد.

در عین حال، مشخص شد که محدودیت‌های سیاسی طرف مقابل نیز بر طرح‌های ایران نقش دارند: با طولانی شدن مبارزات انتخاباتی، فشار داخلی بر رئیس جمهور ترامپ در ایالات متحده افزایش یافت، که تشدید اقدام نظامی را برای وی دشوار کرد.

در این شرایط، حتی برتری نظامی آشکار ابرقدرتی همچون آمریکا نیز موفقیت استراتژیک را تضمین نمی‌کند.

جنگ‌های مدرن به طور فزاینده‌ای از راه دور و با استفاده از موشک‌ها، پهپادها و تسیلحات بدون سرنشین انجام می‌شوند و در این زمینه حتی کشورهای نسبتاً ضعیف نیز قادر به ایجاد بازدارندگی و جلوگیری از واکنش نظامی سریع علیه خود از سوی طرف مهاجم هستند، چه برسد به کشور قدرتمندی همچون ایران.

پنجم، فقدان عملیات زمینی گسترده در داخل ایران به عنوان یک عامل تعیین‌کننده است. سرنگونی حکومت با نفوذ و قدرتمندی همچون جمهوری اسلامی ایران تنها با استفاده از نیروی هوایی بسیار دشوار و محال است.

نتیجه‌گیری از جنگ فعلی روشن است: ایران از نظر نظامی شکست نخورد، نه به این دلیل که پیروز شد، بلکه به این دلیل که توانست خود را با قوانین جدید جنگ وفق دهد. این کشور تولید و استفاده از تسلیحات نسبتاً ارزان، تفکر و راهبردهای استراتژیک، انعطاف‌پذیری عملیاتی و کنترل شدید داخلی و مرزها را با هم ترکیب کرد و از این طریق مانع از دستیابی دشمنانش به اهدافشان شد.

سوال کلیدی اکنون این است که مرحله بعدی چیست؟ در حال حاضر، برای جمهوری اسلامی ایران، در میان تمامی دستاوردها، دستاورد اصلی بقا و استمرار آن، بدون عقب‌نشینی از مواضع خود است.

سوال این است که آیا فشار اقتصادی فعلی در نهایت منجر به فروپاشی ایران خواهد شد؟ آیا استراتژی محاصره دریایی ترامپ ناکارامد شده و در نهایت فرو می‌ریزد؟ پاسخ به این سوال هنوز مشخص نیست.

به گزارش مشرق، همانطور که از گزارش تحلیلی این کارشناس صهیونیست مشخص است، دولت تروریستی آمریکا و رژیم سفاک صهیونیستی، تمامی طرح‌ها و محاسبات خود در رابطه با نتایج تجاوز به ایران را بر مبنای معادلات و پیش‌فرض‌های اشتباه و غلط پایه‌گذاری کرده‌اند که نتیجه این حماقت خود را نیز در کوتاه مدت مشاهد کردند و از سوی دیگر، جمهوری اسلامی ایران با درک صحیح و روشن از شرایط و فضای جنگ نظامی، موثرترین راهبردها به منظور خنثی‌سازی و دفع تجاوزات علیه خود را اتخاذ کرده و اینگونه تل‌آویو و واشنگتن را در دست‌یابی به اهداف خود ناکام گذاشت.

برچسب‌ها