به گزارش مشرق، کانال تلگرامی ابرار معاصر نوشت:
در روزهای اخیر ارتش اسرائیل با اعلام رسمی خط زرد در جنوب لبنان، باعث وقوع تحولات میدانی و سیاسی جدیدی شده است. برایناساس، ساکنان حدود ۸۰ روستا در جنوب لبنان حق بازگشت به خانههایشان را ندارند. پی بردن به تبعات این اقدام، مستلزم توجه به ابعاد ژئوپولیتیکی و ژئواستراتژیک معماری جدید است.
خط زرد و دامنه پیشرویهای میدانی اسرائیل، نقشه جدیدی را ترسیم میکند که بهتدریج ذیل آتشبس و عادیسازی روابط با حکومت مرکزی لبنان در حال پیادهسازی است. خط زرد صرفاً فهرستی از روستاها نیست، بلکه ترسیم مجدد جغرافیایی مرزهای جنوب لبنان و مناطق درگیری مرتبط است. در واقع، فهرست جدید محدود به روستاهای مرزی نیست، بلکه «خط دوم» پشت خطوط مقدم درگیری را شامل میشود.
این تحول عمده فراتر از پیشرویهای تاکتیکی در میدان با هدف کسب دستاورد راهبردی انجام گرفته است و ماهیت درگیریهای بعدی را تحتالشعاع قرار میدهد. گنجاندن روستاهایی مانند زبقین، یاطر، صربین، مجدل سلم، قبریخا، فرون، یحمر الشقیف، أرنون و دیر میماس در منطقه به مثابه هشداری نسبت به گسترش منطقه «خطر» به مناطقی است که مرکز ثقل تحرکات داخلی در جنوب را تشکیل میدهند.
روستاهای اضافه شده را میتوان به سه لایه جغرافیایی به هم پیوسته تقسیم کرد که یک ساختار میدانی کامل را تشکیل میدهند:
لایه نخست شامل ارتفاعات فرماندهی مانند یحمر الشقیف، أرنون و دیر میماس است. این روستاها بر روی تپههای استراتژیک مشرف به دره لیتانی و مناطق وسیعی از جنوب لبنان واقع شدهاند و ارزش نظامی قابل توجهی بهعنوان نقاط دیدبانی و کنترل آتش دارند. گنجاندن آنها در این هشدار، نشاندهنده تلاش آشکار برای از بین بردن هرگونه توانایی فرماندهی یا کنترل بصری این مکانهاست.
لایه دوم شامل مراکز حملونقل داخلی مانند مجدل سلم، قبریخا، فرون و زوطر الغربیة است. با وجود اینکه شهرهای مستقر در این لایه، مرزی نیستند، اما پیوندهای حیاتی بین بنت جبیل، نبطیه و مرجعیون را فراهم میکنند. لذا کنترل یا ایزوله کردن آنها عملاً شبکه تدارکات را در جنوب مختل میکند.
سومین و حساسترین لایه شامل مناطق اطراف درههای حیاتی، بهویژه رودخانه لیتانی و دره السلوقی است. این جغرافیای ناهموار در طول سالیان بهعنوان سدی طبیعی و مستحکم برابر تجاوزات عمل کرده است و اهمیت آن در جریان جنگ 33 روزه برجسته شد. گنجاندن این محدوده در خط زرد، نشاندهنده تلاشی برای قطع عمق راهبردی و حلقه اتصال جنوب به شمال حزبالله است. تخریب 10 پل حیاتی، ازجمله چهار پل اصلی روی لیتانی، عملاً این رودخانه را به مرز طبیعی منطقه حائل تبدیل کرده است.
ترکیب این سه لایه بههم پیوسته، راهبردی کلان را برجسته میکند که شامل کنترل بر مناطق مرتفع برای دیدهبانی، مسیرهای تدارکاتی و درهها برای حرکت و استحکامات است. بر این مبنا، ارتش اسرائیل قادر خواهد بود از طریق درگیریهای کمشدت، با تهدیدات احتمالی در مبدأ آن برخورد کند. این رویکرد به اسرائیل انعطافپذیری تاکتیکی میدهد و باعث کاهش هزینه حضور مستقیم میدانی میشود، اما منطقه را در حالت تنش مداوم نگه میدارد. بنابراین، از رهگذر تغییر شکل جغرافیای انسانی در جنوب، اسرائیل تحقق اهداف امنیتی خود را دنبال میکند.
آرایش نظامی جدید ارتش اسرائیل در جنوب لبنان به شکل یک قوس نظامی پیوسته از رأسالبیاض در دریای مدیترانه تا دامنه جبلالشیخ در شرق است و آن را به منطقه عملیاتی در ارتفاعات جولان متصل و بدین ترتیب، جنوب را از منطقهای مرزی به منطقه حائل امنیتی جدید تبدیل میکند. البته تبعات این وضعیت محدود به حوزه نظامی و امنیتی نیست و محدودیتهای مداوم بر تردد ساکنان و تأخیر در بازگشت آوارگان، همراه با مقیاس ویرانی، بحران را در جنوب لبنان عمیقتر خواهد کرد.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.