سرویس سیاست مشرق- شب گذشته رئیسجمهور آمریکا در اقدامی از پیش قابل انتظار اعلام کرد که آتشبس را تمدید کرده است، پیش از این ترامپ در گفتگوهای مکرر رسانهای گفته بود که در آخرین ساعات باقی مانده از پایان آتشبس به هیچ عنوان آن را تمدید نکرده و میان توافق و ادامه جنگ تنها یک راه روی میز باقی مانده است.
اما لاف و گزافهای رئیسجمهور آمریکا همچنان ادامه یافته و او اعلام کرد که به درخواست دولت پاکستان آتشبس با ایران را تا زمان مشخص شدن نتایج گفتگوها تمدید کرده است.
نکته جالب توجه آن بود که پس از اعلام این خبر از سوی ترامپ در تهران کسی به استقبال تمدید آتشبس نرفته است، اخبار حکایت از آن دارد که ایران به هیچ عنوان به میانجیگر پاکستانی پیشنهادی برای تمدید آتشبس نداده و آمریکاییها به صورت یکطرفه آن را اعلام کردهاند.
تنها خبری که تا قبل از اعلام آتشبس به صورت رسمی از ایران مخابره شده مربوط به سعید ایروانی سفیر و نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل است که گفته بود لغو محاصره دریایی شرط آغاز مجدد مذاکرات است.
تمدید آتشبس از سوی آمریکا در این مقطع به معنای ایجاد «ابهام در جنگ» است، حالا این سوال پیش روی بسیاری قرار گرفته است که سیر حوادث در ادامه به کدامین سوی بوده و آیا تمدید بدون بازه زمانی به معنای پایان جنگ بدون اعلام است یا آنکه آمریکاییها در تلاش هستند با استحکام دادن به لجستیک خود در یک اقدام ضربتی بار دیگر جنگ را در یک بازه از پیش تعیین شده آغاز کنند، این موضوع که جنگ ادامه دارد یا آنکه وارد دوران جنگ سرد( نه جنگ و نه صلح) شویم از زوایای مختلف دارای اثراتی است که باید به آن توجه خاص داشت.
رونمایی از آخرین پیامی که به اسلام آباد ارسال شد
واقعیت موجود آن است که ایران پس از آتشبس اولیه در تلاش بود فاز سکوت نظامی را به سوی توافقی هدایت کند که دستاوردهای پیروزی در جنگ را بتواند نقد کند، در این مسیر پیشنهاداتی نیز روی میز قرار گرفت که جنبه منطقی داشته و در ابتدای مذاکرات در ده بند مورد قبول آمریکاییها نیز قرار گرفته بود.
اما در ادامه روزهای سپری شده از جنگ رفتار و اقدامات خصمانه آمریکا، خصوصاً در بحث تشدید محاصره دریایی در ۷۲ساعت اخیر (که ماجرای کشتی توسکا و توئیت ترامپ بخشی از آن است) و نیز تلاش کاخ سفید برای اهرم سازی و کسب دست برتر پیش از آغاز مذاکرات به همراه سایر فعالیتهای رسانهای، نظامی و امنیتی پیدا و پنهان که هم شامل خواستههای زیاده خواهانه شده و هم شامل نقض آتش بس، بود تردیدهای جدی در ادامه مذاکرات ایجاد کرد.
از این رو با توجه به سوابق آمریکاییها در مذاکرات پیشین و سنجش رفتارهای صورت گرفته از جانب آنها شرایطی را فراهم کرد که تهران حاضر به شرکت در دور دوم مذاکرات در اسلامآباد نشده و روی اصول خود پافشاری کند.
از سویی در مدت زمان حضور سه روزه عاصم منیر فرمانده ارتش پاکستان در تهران این موضوع نیز اثبات شد که آمریکا حاضر به دادن امتیاز لازم در مذاکرات نبوده و در واقع مذاکرات اسلام آباد ۲ یک پروسه از پیش شکست خورده است. آخرین پیامی که تهران به پاکستان داده روی این موضوع تاکید شده است که ایران میان توافق عادلانه و ادامه جنگ آمادگی داشته و واشنگتن یکی از این دو را انتخاب کند.
در این مقطع آمریکا میتوانست در یک دوراهی تصمیم گیری کند؛ یا ادامه جنگ و یا تغییر فاز آن، روزنامه والاستریت ژورنال نوشته است که ترامپ تصمیم گرفته است فشار مستمر بر تهران را حفظ کند، که احتمالا منظورشان از آن همان ادامه روند محاصره دریایی باشد.
البته بسیاری در آمریکا اعتقاد دارند که روند محاصره دریایی یک طرح شکست خورده است که تنها نیروی دریایی آمریکا را فرسوده کرده و امکان اجرای بلند مدت آن وجود ندارد، منتقدین ترامپ میگویند که عمل نظامی، گلوگاه انرژی و اثر دیپلماسی در اختیار ایران بوده و بیش از آنکه بازی در اختیار ترامپ باشد، در اختیار سر تیم مذاکره کننده ایران یعنی محمدباقر قالیباف قرار گرفته که این روزها به صورت مستمر بازارهای رسمی، کاغذی و دیجیتالی آمریکا را هدف قرار میدهد.
در واقع قالیباف به درستی بازی آمریکاییها را درک کرده و با شرکت نکردن در مذاکرات زیر سایه تهدید، پروژه فشار مستمر را تبدیل به فرصتی برای ایران کرده است، از جمله آنکه دست ایران برای بازی در تنگه هرمز بازتر شده و حاکمیت تهران بر بیست درصد از اقتصاد دنیا ثبت خواهد شد.خبرگزاری بلومبرگ به نقل از یک شرکت داده کشتیرانی نیز نوشته ایران علیرغم تحریمهای آمریکا و محاصره دریایی همچنان قادر به صادرات نفت خود بوده و این بازی برای ترامپ به سختی پیش خواهد رفت.
ترامپ میتواند انتخاب کند!
پس از تمدید آتش بس یک جانبه از سوی ترامپ حالا آمریکاییها میتوانند ادامه مسیر را انتخاب کنند؛ بهترین گزینه آن است که به میز مذاکره بازگشته و این بار برای حفظ وال استریت با تهران مذاکره کند، البته آنها میتوانند مسیر محاصره دریایی را نیز ادامه داده که در این مرحله پاسخ تهران خط شکستن آن است.
شکست این خط محاصره محدود به خلیج فارس نبوده و شامل دریای عمان و بابالمندب نیز خواهد شد که برای هر دو سناریوهایی نیز طراحی شده است.
گزینه دیگر برای آمریکاییها احتمالا خروج یک طرف از جنگ و ادامه آن توسط رژیم اسرائیل با امتداد شکستن خط آتشبس در لبنان باشد، در این وضعیت تکالیف از پیش تعیین شده و در صورت ورود یک جانبه تلآویو به جنگ سیری طراحی خواهد شد که منافع و پلتفرومهای آمریکا همچنان در جنگ باقی بمانند.
یکی دیگر از سناریوهای موجود خط ادامه ترورها و هل دادن آن به سوی آشوبهای خیابانی با تکیه بر عملیاتهای روانی ناشی از محاصره دریایی است که باید به دقت به آن توجه کرد، بیشک نه جنگ و نه صلح با تکیه بر فشار حداکثری میتوان زنجیره جنگ، مذاکره، آشوب و سپس جنگ را تنفس مصنوعی داده و روی میز باقی بگذارد، اما این سناریو دیگر طرحی نخنما است و به اندازه کافی پتاسیل اجتماعی در داخل کشور را ندارد.
در حال حاضر ایران این توان نگهداشتن بحران در «سطح قابل مدیریت» را به صورت کامل داشته که خود نشانه برتری در بازی است، این جمله به آن معنا است که سناریوی تشدید که از روز بیتم جنگ از کار افتاده دیگر به کار نیامده و دچار قفل شدگی اساسی است.
در تهران همه روی یک موضوع توافق دارند که حالا فصل انتخاب ترامپ فرا رسیده است، نگه داشتن شرایط موجود یا همان فریز کردن جنگ در یخچالی که برق به آن نمیرسد امری ناممکن است، به زودی یخ جنگ آب شده و ابعادی پیدا خواهد کرد که شاید برای آمریکاییها دیگر قابل کنترل نباشد!