کد خبر 1805450
تاریخ انتشار: ۳۱ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۲:۱۷

به گزارش مشرق، ایلیا داوودی فعال رسانه در تلگرام نوشت:

روزهایی که پشت سر می‌گذاریم، بی‌شک یکی از مقاطع حساس تاریخ تحولات منطقه است. در شرایطی که برخی اخبار کوتاه یا شایعات لحظه‌ای از یک وقفه در تنش‌های مستقیم نظامی میان ایران و آمریکا حکایت دارد، شایسته است نگاهی دقیق‌تر و جامع‌تر از آنچه در فضای مجازی یا تیترهای روزنامه‌ها می‌گذرد، به صحنه داشته باشیم. برای فهم دقیق واقعیت، باید از ظاهر آرام میدان‌های درگیری عبور کرد. این توقف کوتاه، به ‌معنای پایان تقابل نیست، بلکه دقیق‌تر است اگر بگوییم شاهد تغییر فاز نبرد هستیم. اکنون در این مقطع، تقابل از عرصه عملیات فیزیکی در دریا و آسمان، به سطوح پنهان‌تر و عمیق‌تر سیاسی و ترکیبی انتقال یافته و اینکه در ادامه به جنگ سخت می‌رسد یا خیر هم هر دو حالت محتمل است اما در این نقطه از جنگ، ابزار اصلی دشمن بهره‌گیری از خبر، روایت‌سازی، ایجاد اضطراب در لایه‌های مختلف اجتماعی و تلاش برای مهندسی افکار عمومی جهت ایجاد شکاف میان مردم و نظام است.

چرا غرب مضطرب تن به وقفه داده است؟

پارادوکس‌های خبری که این روزها با سرعتی خیره‌کننده در فضای رسانه‌ای دنیا پخش می‌شود، در کنار برخی لفاظی‌های مرسوم دیپلماتیک و رسانه‌ای، مؤید این حقیقت است که ما با یک فضای معمولی دیپلماتیک شبیه فضای مذاکراتی که در سال‌های قبل از جنگ با آمریکا و کشورهای اروپایی تجربه کرده بودیم، مواجه نیستیم، بلکه با یک صف‌بندی تمام‌عیار کلان روبه‌روییم.

در فضای کنونی، جمهوری اسلامی ایران با اتکا به خرد جمعی نخبگان و هدایت‌های راهبردی سطح کلان، یک رویکرد دوسویه را پیش می‌برد؛ از یک سو، با حفظ اقتدار میدانی و استمرار مواضع بازدارنده، فشار موازنه را به نفع تأمین امنیت ملی حفظ کرده و از سوی دیگر، امنیت و حقوق مردم را از چارچوب‌های مقتدرانه و در عین حال هوشمندانه پیگیری می‌کند.

ایران امروز در حالی وارد وقفه در تنش شده که بر صندلی قدرت برتر منطقه‌ای تکیه ‌زده است. مسؤولان نظام بخوبی می‌دانند این تلاطمات، مقدمه‌ای برای یک سند فوری یا توافق نهایی دستاوردساز نیست، بلکه یک فرصت سنجیده مبتنی بر ضرورت‌های فنی و سیاسی این فاز از جنگ است. پرسشی که افکار عمومی باید بر آن تأمل کند، بسیار روشن است: اگر طرف مقابل در میدان عمل، دست بالا را داشت، آیا شاهد تکاپوی بی‌وقفه واشنگتن برای واسطه‌گری، مهار اضطراب صهیونیست‌ها و مدیریت بحران‌های انرژی بودیم؟ قطعاً پاسخ منفی است.

واقعیت آن است که مفهوم «قدرت» برای جمهوری اسلامی بسیار فراتر از مؤلفه‌های محدود نظامی یا تعداد موشک‌ها تعریف می‌شود. قدرت واقعی، حاصل پیوند بازدارندگی پایدار، عمق استراتژیک در منطقه، قدرت تأثیرگذاری بر جریان حیاتی انرژی جهان و از همه مهم‌تر، انسجام آهنین ملی است. آنچه در تنگه هرمز می‌گذرد، خود شاهد گویایی است که ثابت می‌کند نظم امنیتی خلیج ‌فارس، بدون حضور و اراده ایران، سرابی بیش نخواهد بود.

ضعف و آشفتگی‌ای که در اردوگاه غرب مشهود است، نقطه‌ای است که نباید از چشم تحلیلگران داخلی دور بماند. اینکه آمریکا در لحظه، میان ضرورت دیپلماسی و تداوم فشارهای ساختاری و تحریم‌ها سرگردان است، گویای بن‌بست در مواجهه با ایران مقتدر و رؤیای بازگشت به سلطه قدیمی است. فهم دقیق این استیصال، راهبرد اصلی ماست. نباید اجازه دهیم پرداختن به حواشی، نگاه‌مان را از حقیقت موفقیت سیاست‌های راهبردی نظام دور کند. در همین حال، رژیم صهیونیستی که پس از ماه‌ها تنش، تحت فشار شدید متحدان اصلی خود تن به وقفه داده، بیش از هر زمانی آسیب‌پذیر است. مدیریت رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی رژیم از دست‌شان خارج شده و قدرت ایستادگی ایران بوده که موجب این انفعال صهیونیست‌ها شده است.

مسؤولیت ما در این نقطه چیست؟

ما نیازمند مراقبت دقیق هستیم. قدرت روایت اکنون به طور بی‌سابقه‌ای در دستان ما است و حفظ آن همچنان یک ضرورت ملی است. اگر نظام توانسته قدرت میدانی خود را به رخ دشمنان بکشد، نباید اجازه دهیم در جنگ خبرها دچار غافلگیری شویم. تاریخ نشان داده یکی از پاشنه‌های آشیل در ادوار مختلف، غرق شدن در هیجانات خبری لحظه‌ای بوده است. ما نباید اجازه دهیم نبض آرامش ملی یا تحلیل‌های رسانه‌ای کشور، تابع مواضع لحظه‌ای و متناقض افراد باشد. این روش مسؤولانه نیست که با یک رخداد نمایشی دشمن، مضطرب شویم یا با یک سیگنال دیپلماتیک کوچک، تصورات دوگانه‌ای نظیر پیروزی یا شکست داشته باشیم. هم مسؤولان و هم جامعه باید به جای دنبال کردن اخبار داغ، به تبیین روندها توجه کنند. مردم فهیم ایران باید بدانند تصمیمات اتخاذشده مبتنی بر عقلانیت مجموعه نظام سیاسی است و تغییرات تاکتیکی در لحظات خاص، استفاده از فرصت برخاسته از ضرورت است، نه کوتاه آمدن از اصول مبارزه. فهم این روندهاست که باعث بصیرت می‌شود؛ با یک تیتر یا پیام نباید ناامید و با یک خبر معمولی هم نباید دچار غفلت شد.

هوشیاری ما باید بیش از پیش معطوف به لایه‌های پنهان جنگ ‌شناختی دشمن باشد. با رصد دقیق رسانه‌های معاند، به وضوح دیده می‌شود در نقطه کنونی تمام تمرکز خطوط خبری خود را بر یک هدف مشخص متمرکز کرده‌اند: القای شکاف اجتماعی و دمیدن در آتش تفرقه درونی میان آحاد مردم. آنها از نمایش مصنوعی اختلاف ‌نظرها و تبدیل تفاوت سلیقه‌ها به تقابل‌های هویتی، نه‌تنها خشنود می‌شوند، بلکه آن را برای تضعیف استحکام نظام و ناکام گذاشتن اقتدار ما به عنوان تنها راهکار ضربه به کشور، جشن می‌گیرند. شناخت این نقشه شوم و تمرکز بر وحدت استراتژیک زیر سایه آرمان‌های نظام و تدابیر ولی‌ فقیه زمان، دقیق‌ترین سد در برابر این نفوذ است؛ پس نباید به این بدخواهان اجازه داد با لغزیدن زبان یا قلم ما، لحظه‌ای از القای این دوگانگی پوچ لذت ببرند.

جمهوری اسلامی ایران تا اینجای کار بسیار هوشمندانه عمل کرده است؛ نه سیاست‌زدگی نشان داده و نه جنگ‌طلبی. پیام رسمی ما نیز به جهان روشن و محکم است: هرگز تن به قراردادی یک‌طرفه یا محدودکننده نمی‌دهیم. این آغوش، اگر برای آرامش پایدار باشد، باز است اما اگر ابزاری برای جنایت دیگران یا ادامه فشار نامشروع باشد، هزینه سنگین این بی‌ثباتی تماماً بر دوش بانیانش خواهد بود.

حفظ روایت پیروزی در کشاکش توفان‌های رسانه‌ای

در این شرایط پیچیده، مسؤولان نظام باید با جامعه سخن بگویند. باید لایه‌های نبرد، از امنیت انرژی و روایت‌ها گرفته تا شکست‌های میدانی رژیم صهیونیستی و سردرگمی و استیصال واشنگتن را به‌درستی تبیین کرد تا جامعه دچار دوگانگی‌های جعلی نشود. سرمایه بزرگ ما در این میدان، همین مردم هستند. دشمن برای پیروزی در لایه‌های پنهان این جنگ، نیاز دارد با عملیات روانی و ایجاد یأس، این پیوند را سست کند. وظیفه ما هوشیاری است، چرا که هرگونه تحلیل‌های عجولانه و غیراصولی، صرفاً در خدمت ماشین جنگی دشمن است.

نکته‌ای که نباید تحت هیچ شرایطی از نظر دور بماند، مراقبت از روایت پیروزی ما در این جنگ است. دشمن همواره در تلاش است با ایجاد سر و صدای خبری و برجسته‌سازی حواشی بی‌اهمیت، تصویر دستاوردهای بزرگ و پیروزی‌های راهبردی جمهوری اسلامی در منطقه را در غبار تردید پنهان کند و آن را به حاشیه ببرد. نباید اجازه دهیم بازی پیچیده رسانه‌ای حریف، جای اصل و فرع را در افکار عمومی عوض کند. ما در شرایطی هستیم که اقتدار ایران عزیز بر تمام ناظران بین‌المللی عیان شده و این روایت غالب پیشرفت و عزت است که باید به عنوان دستاورد اصلی این دوران پرافتخار تثبیت شود، نه تکاپوی شکست‌خوردگان در راهروهای سیاسی.

جمهوری اسلامی در تمام عرصه‌ها نشان داده هم در گفت‌وگو مقتدر است و هم برای حراست از امنیت مرزهایش در حد اعلا هوشیار. این شرایط برای ما یک فرصت است؛ فرصتی برای دیده شدن قدرتی که دشمن ناچار به اعتراف غیررسمی به آن شده است. ما با اتکا به درایت و همبستگی ملی و با حفظ هوشیاری کامل در قبال توطئه‌های جاری، از این شرایط پیچیده عبور خواهیم کرد. حقیقتی که باید مدنظر همه ما باشد، این است که در تمام این مراحل، منافع نظام مقدس جمهوری اسلامی در سایه تدبیر و عمل به اصول حکمت و عزت، حفظ می‌شود و از این راه است که امنیت پایدار به عنوان مطالبه واقعی این ملت تأمین خواهد شد. ما به پشتوانه حقانیت راهی که برگزیده‌ایم و با اعتماد به هدایت‌های حکیمانه و اقدامات سنجیده نظام، بر تمام این چالش‌ها غلبه خواهیم کرد و پیروزمندانه از این آزمون بزرگ بیرون خواهیم آمد؛ ان‌شاءالله.

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.