به گزارش مشرق، علی ملکی فعال رسانه در تلگرام نوشت:
ونس، معاون ترامپ طی ۲۱ ساعت مذاکره هم فرصت توافق را باخت و هم تصویر آینده سیاسی خود در آمریکا را. مذاکرهکنندگان قبلی از جمله استیو ویتکاف و جرد کوشنر که اساساً بنیه سیاسی نداشتند، با شکست در مذاکرات چیزی از دست ندادند. ماجرای اسلامآباد اما برای ونس فرق داشت. جریان ماگا که بیشتر به ونس متمایل است تا روبیو، وزیر خارجه آمریکا، ماهها تبلیغ کرده بود که ونس قادر به ترمیم پروندههای خارجی آمریکاست؛ اما این سیاستمدار ۴۱ ساله اولین پروندهاش را به راحتی طی چند ساعت واگذار کرد.
مذاکرات تهران و واشنگتن با میانجیگری پاکستان روز شنبه ۲۲ فرودین ۱۴۰۵ برگزار شد و با ۲۱ ساعت کار، بدون نتیجه به پایان رسید. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی و رئیس هیئت مذاکرهکننده ایران درخصوص این مذاکرات با اشاره به آنچه پیش از مذاکرات تأکید کرده بود، اعلام کرد که هیئت ایرانی «میناب ۱۶۸» ابتکارات رو به جلویی مطرح کردند ولی طرف مقابل در نهایت نتوانست در این دور از مذاکرات اعتماد هیئت ایرانی را جلب کند.
منطقمان را به آنها فهماندیم
مذاکرات اسلامآباد، صحنه تقابل هیئتهای تخصصی و فنی ایران با سه عضو دیپلماتنمای آمریکایی بود. مرور این نشست نشان میدهد که ایران با تمام توان دیپلماتیک و ابتکار عمل وارد میدان شد اما طرف آمریکایی عملاً برای رسیدن به توافق برنامهای نداشت.
محمدباقر قالیباف، رئیس هیئت مذاکرهکننده ایران، با صراحت اعلام کرد که تیم ایرانی با ابتکار عمل و پیشنهادهای رو به جلو وارد مذاکرات شد تا حسن نیت خود را ثابت کند.
او تأکید کرد که هرچند ایران به دلیل تجربیات تلخ گذشته «اعتمادی به آمریکا ندارد» اما منطق و اصول خود را به آنها فهماند و اکنون «توپ در زمین واشنگتن است» تا ثابت کند میتواند اعتماد ایران را جلب کند یا خیر. در همین راستا، اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه، این مذاکرات را «ادامه جهاد مقدس» برای صیانت از حقوق ملت ایران دانست و تأکید کرد که ایران از هیچ ابزاری، از جمله «دیپلماسی» برای «تثبیت دستاوردهای دفاعی خود» و «رفع تحریمها» عقبنشینی نخواهد کرد.
آماتورهای دیپلماتنما
جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، در پایان نشست اعتراف کرد که ساعتها گفتوگو بدون هیچ توافقی به پایان رسیده است. او با تکرار ادعاهای همیشگی مدعی شد که واشنگتن با حسن نیت آمده و به دنبال شواهدی برای صلحآمیز بودن برنامه هستهای ایران است؛ اما این ادعا با واکنشهای تند داخلی در آمریکا روبهرو شد. سناتور اندی کیم این مذاکرات را یک «نمایش» توصیف کرد و ونس را به سخره گرفت که چطور تصور کرده بحرانی چند دههای را میتواند یکروزه حل کند؛ آن هم در حالی که مدتی پیش وقت خود را در بازیهای المپیک زمستانی میگذراند. کیم معتقد است ونس با این کار عملاً در برابر قدرت ایران تسلیم شده و به آنها عالیترین سطح دسترسی دیپلماتیک را داده است.
محمد مرندی، عضو هیئت مذاکرهکننده ایرانی با نگاهی به روند گفتوگوها تأکید کرد که دولت ترامپ «اساساً مذاکره را جدی نگرفته بود» و تنها به دنبال «تحمیل شرایط یکجانبه» بود.
این مذاکرات موجی از واکنشها و تحلیلهای انتقادی را در میان تحلیلگران و کاربران آمریکایی و بینالمللی در فضای مجازی به همراه داشته است. برایند این نظرات نشان میدهد که بسیاری از خود آمریکاییها معتقدند تیم اعزامی ترامپ نه برای یک مذاکره واقعی، بلکه با هدف تحمیل تسلیم کامل راهی این نشست شده بود.
قضیه غنیسازی و خط قرمز تنگه هرمز
موضوع غنیسازی و کنترل تنگه هرمز از اصلیترین محورهای بحث بود. در حالی که جیدی ونس مدعی بود به دنبال شواهدی برای صلحآمیز بودن برنامه هستهای ایران است و بر تحویل اورانیوم غنیشده اصرار داشت، بهنظر میرسد آمریکا در «دام تنش» گرفتار شده است. برای ایران، کنترل تنگه هرمز یک خط قرمز غیرقابل مذاکره است. ترامپ در برابر واقعیت قدرت ایران در هرمز دچار آشفتگی شده و میداند که بستن این تنگه میتواند اقتصاد انرژی را با چالشهای جدی روبهرو کند.
این در خصوص تهدید جدید ترامپ مبنی بر محاصره دریایی خلیج فارس و عدم مجوز به کشتیها برای عبور مرور نیز صدق میکند.
با این حال شواهد حکایت از آن دارد که ترامپ صرفاً به دنبال بازگشایی تنگه هرمز نیست. بهنظر میرسد دولت او به دنبال رژیمی حقوقی بوده است که بتوانند از آن به عنوان یک دستاورد بزرگ در برابر رقبای داخلی استفاده کند. پیشنهاد هیئت پاکستانی هم احتمالاً در همین راستا بود. آنها پیشنهاد دادند که برای مدیریت وضعیت در تنگه هرمز، یک «رژیم حقوقی» جدید ایجاد شود که شامل «گشتزنیهای مشترک» میان طرفین باشد. پیشنهادی که به بهانه حفظ امنیت منطقه مطرح شده؛ اما در حقیقت به معنای حضور نظامی ایالات متحده در نزدیکی آبهای ایران و شیطنتهای بیشتر است.
اینها لولهکش هستند یا مذاکرهکننده؟
یکی از تندترین انتقادات به ترکیب تیم آمریکایی برمیگشت. آدام کوچران، استاد دانشگاه و مشاور سیاست خارجی با اشاره به تصویری از کوشنر و ویتکاف نوشته است از اینکه این دو «نوکر» نتوانستند توافقی کسب کنند تعجب نمیکند، چراکه آنها حتی هنگام باز کردن یک در ساده هم بهتزده به نظر میرسند. پاتریک هنینگسن، تحلیلگر بینالملل این حضور را به فرستادن یک «پسر بچه برای انجام کار یک مرد» تشبیه کرد و مکس بلومنتال، روزنامهنگار تأکید داشت که کوشنر و ویتکاف عملاً «مهرههای اسرائیلی» هستند که هدفی جز تسلیم یکجانبه ایران نداشتند. یک خبرنگار استرالیایی نیز با لحنی کنایهآمیز نوشت که آوردن کوشنر به مذاکرات صلح مانند این است که «لولهکش خود را برای جراحی مغز بیاوری».
مردم آمریکا مذاکره میخواهند نه نمایش!
اندی کیم، سناتور آمریکایی به انتقاد علیه ونس ادامه داده و با لحنی کنایهآمیز به نحوه رفتار مذاکراتی او پرداخته و این اقدام دولت ترامپ را یک «نمایش» بیمحتوا توصیف کرده است. این سناتور معتقد است که ونس با این رویکرد غیرحرفهای، عملاً در برابر ایران موضعی ضعیف اتخاذ کرده است؛ چراکه ایران موفق شد به عالیترین سطح مذاکراتی که تاکنون با آمریکا داشته دست یابد، درحالیکه همچنان کنترل کامل تنگه هرمز را در اختیار دارد و این ونس است که در حال تسلیم شدن به نظر میرسد. از نظر اندی کیم، دیپلماسی واقعی بهویژه در زمان جنگ، نیازمند «برنامهریزی عظیم»، «دانش کارشناسی فنی» و «تعامل مستمر» است. او تأکید کرد که جان نظامیان آمریکایی در خطر است و شهروندانی که با قیمتهای سرسامآور بنزین دست و پنجه نرم میکنند، نیازمند مذاکراتی جدی هستند، نه این نمایشی که تیم ونس در اسلامآباد به راه انداخت.
در نهایت، علیرغم ادعای جیدی ونس مبنی بر اینکه واشنگتن با «حسن نیت» وارد شده و پیشنهادهایی ارائه داده، رسماً اعلام کرد که این گفتوگوها بدون دستیابی به هیچ توافقی پایان یافته است. این در حالی است که ایران با حفظ مواضع اصولی خود، حاضر به پذیرش مطالبات یکجانبه واشنگتن نشد و بر توافقی متوازن و بهدور از فشار تأکید کرد.
واقعیتِ قدرت ایران و خط قرمز هرمز
ریچارد هانانیا، مفسر سیاسی معتقد است که موضوع هرمز عملاً ترامپ را «شکسته» و او را به چنان آشفتگی و بیثباتی دچار کرده که مدام حرفهای متناقض میزند؛ از تهدید به نابودی تمدن ایران تا ادعای اینکه هرمز به ما ربطی ندارد. بری روزن، دیپلمات پیشین آمریکا با صراحت اعلام کرد که ایران بر تنگه هرمز تسلط دارد، آن را رها نخواهد کرد و ایالات متحده در نهایت تسلیم ایران خواهد شد. در همین راستا، رابرت پیپ، استاد علوم سیاسی اشاره کرد که درخواست آمریکا برای تحویل تمام اورانیوم غنیشده ایران، آن هم در شرایطی که ایران اکنون قدرتمندتر شده، نشانه گرفتار شدن واشنگتن در یک «دام تنش» است.
۲۰ ساعتش اضافه بود
رابرت مالی، نماینده پیشین آمریکا در امور ایران نوشت اگر هدف مذاکرات تکرار خواستهای بود که ایران پیش از این رد کرده بود، از ۲۱ ساعت مذاکره، ۲۰ ساعتش اضافه بود؛ اما اگر هدف مذاکره واقعی بود، این زمان بسیار کوتاه بود.
حالا باید دید قیمت بنزین به کجا میرسد
پاتریشیا مارینز، تحلیلگر سیاسی با اشاره به سخنان ونس مبنی بر نپذیرفتن شرایط آمریکا توسط ایران، چند نکته مطرح کرد که استدلال کند ایران در موقعیت تسلیم نیست. او به کنترل ایران بر تنگههای هرمز و بابالمندب، زرادخانه بزرگ موشکی، روحیه بالای نیروهای نظامی پس از وقایع اصفهان و فشار اقتصادی (قیمت سوخت و تورم) که ایران بر آمریکا وارد میکند، اشاره کرد. در نهایت، یک روزنامهنگار آمریکایی با کنایه به تیم مذاکرهکننده خودشان، واقعیت میدانی را چنین خلاصه کرد: «نه توافقی در کار است و نه تنگه هرمز باز شده؛ حالا باید دید قیمت بنزین در آمریکا به کجا میرسد.»
در نهایت، این مذاکره اصطلاحاً دیپلماتیک ثابت کرد که ایران هر آنچه در توان داشت برای اتمام حجت انجام داد، اما تیم ترامپ که برای یک توافق واقعی نیامده بود، با دست خالی و در میان موجی از تمسخر بینالمللی، اسلامآباد را ترک کرد.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.