به گزارش مشرق، کانال تلگرامی رصد جنگ نوشت:
حوزه روابط بین الملل مملوء از پدیده ها و رویدادهای گوناگونی است که برخی از آنها دارای ماهیت ساده و برخی از آنها پیچیده هستند. مذاکرات اسلام آباد قطعا یک رخداد پیچیده و چند وجهی است. عوامل فرامتنی و متنی متعددی در شکل گیری این مذاکرات دخیل بوده اند و تلاقی منافع بازیگران آشکار و پنهان این صحنه بسیار تعیین کننده و سرنوشت ساز خواهد بود. آنچه منجر به درک بهتر یک صحنه پیچیده می شود، چینش "قدر میقنها" یا همان مولفه های قطعی مربوط به مذاکرات اسلام آباد در کنار یکدیگر ، به ما امکان می دهد تا فارغ از هیاهوی تبلیغاتی دشمن و مواضع رسمی ترامپ و دی ونس، درک بهتری از صحنه و اجزای آن پیدا کنیم. بر همین اساس، به بررسی ده گزاره قطعی مربوط به مذاکرات اخیر می پردازیم:
نخست اینکه مذاکرات اسلام آباد بیش از هر چیزی خروجی استیصال ترامپ در میدان بوده است. قطعا اگر سرنوشت میدان به سود آمریکا در حال رقم خوردن بود، واشنگتن هرگز به واسطه های پاکستانی جهت چینش میز مذاکرات آتش بس اصرار نمی کرد. بنابراین باید نقش "میدان" را در این معادله بسیار پررنگ قلمداد کرد.
دوم اینکه اسلام آباد اکنون فراتر از نقش یک میانجی ظاهر شده و مشغول مدیریت تعارضات طرفین است. این در حالیست که در قبال برخی تعارضات مهم و کلیدی، امکان خلق "وضعیت سوم"یا همان "وضعیت بینابینی" عملا وجود ندارد.حل و فصل این موارد، در گروی پذیرش خواسته های یک طرف و نفی خواسته طرف مقابل خواهد بود. همین مسئله مذاکرات بر سر نقاط اختلافی را پیچیده تر و حساس تر خواهد ساخت.
سوم اینکه دولت ترامپ نسبت به دولت اوباما ( که مذاکرات برجام را با ایران صورت داد) بیشتر از لابی آیپک تاثیر می پذیرد. البته از سوی دیگر، نیاز ترامپ به توافق جهت خروج از تبعات سلبی جنگ با ایران محرز و مبرهن است. در چنین شرایطی ترامپ برای نخستین بار باید میان منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی دست به انتخاب بزند. این یک وضعیت استثنائی در سیاست خارجی دولت کنونی آمریکا محسوب می شود .
چهارم اینکه حضور دی ونس در مذاکرات اخیر، رقابتهای پنهان میان وی و مارک روبیو
( وزیر خارجه آمریکا) بر سر نامزدی حزب جمهوریخواه در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۲۸ را وارد فاز آشکار خواهد ساخت. ونس به دنبال یک دستاورد دیپلماتیک بزرگ از مذاکرات است و روبیو قطعا چنین تمایلی ندارد.ضمن آنکه پیت هگست وزیر جنگ دولت ترامپ نیز از اصلی ترین مدافعان جنگ با ایران بوده است.
پنجم اینکه در بین کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، شکاف عمیقی شکل گرفته که در یک نقطه آن امارات ( در ضدیت مطلق با مذاکرات ) و در منتهی الیه دیگر آن عمان قرار دارند. بازی دیگر اعضای شورای همکاری خلیج فارس را باید در بین این دو نقطه رصد کرد.
ششم اینکه هند به واسطه پررنگ سازی نقش پاکستان در حل مناقشه با ایران و از سوی دیگر، به واسطه ارتباطات گسترده ای که با رژیم صهیونیستی دارد، مخالف مذاکرات بوده و در پشت پرده برای شکست این رویداد لابی گری می کند.
هفتم اینکه بازیگران اروپایی ( خصوصا ۲۸ عضو اروپایی ناتو) به صورت خاص نگران یکی از اصلی ترین مولفه های توافق، یعنی سرنوشت تنگه هرمز هستند.فراموش نکنیم که پالس های مثبت اخیر آلمان ، انگلیس و فرانسه در قبال آتش بس با ایران ماهیتی ژئو پلی تیک( ناظر بر وضعیت تنگه هرمز) و اقتصادی دارد و آن را ناشی از اختلافات ماهوی دو سوی آتلانتیک قلمداد کرد.
هشتم اینکه بخش مهمی از بازی آمریکا در مذاکرات اسلام آباد، در "نبرد روایتها" شکل می گیرد. به عبارت بهتر، دی ونس و همراهانش به مانند ترامپ "روایتسازی از میز مذاکره"را نسبت به "روایتگری واقعی "از آن ارجح می دانند. حضور گسترده خبرنگاران آمریکایی نزدیک به کاخ سفید در اسلام آباد نشان دهنده همین مسئله است. با این حال ترامپ نسبت به رویکرد رسانه های ضد حزب جمهوریخواه که "روایتسازی" کاخ سفید از صحنه را بر هم می زنند شدیدا نگران است.خشم ترامپ از این رسانه ها طی روزهای پس از آتش بس موقت ۱۲ روزه به نقطه اوج خود رسیده و احتمالا در جریان مذاکرات اسلام آباد بیشتر خواهد شد.
نهم اینکه بخش عمده بی اعتمادی جمهوری اسلامی ایران نسبت به آمریکا، معطوف به "تضمین گریزی" واشنگتن در قبال موارد توافق شده احتمالی در آینده است. واشنگتن در پیچیده ترین شرایط نیز تلاش می کند به جای "تضمین"به طرف مقابل صرفا"تعهد"دهد. همین مسئله مسئولیت تیم حقوقی در هیات ایرانی را مضاعف خواهد ساخت.
دهم اینکه در صورت برگزاری قطعی مذاکرات و به فرض انعقاد یک توافق ، شاهد "جنگ گزاره برگ ها" یا همان فکت شیتها خواهیم بود. گزاره برگ ها، اسناد رسمی و ادعایی منتشر شده کشورها در قبال یک پدیده( مانند یک توافق) است. این مسئله نقطه اوج "جنگ روایت ها" است که به آن اشاره شد. در این خصوص اطلاع رسانی های به هنگام و هدفمند دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی کشورمان به افکار عمومی ضرورت دارد. اگر در طول مذاکرات بتوان روایتسازی دشمن از صحنه مذاکره را با اطلاع رسانی ها و انتشار اخبار ضروری و مهم مدیریت کرد، قطعا توان دشمن در آخرین و مهم ترین مرحله ( جنگ گزاره برگ ها) تضعیف خواهد شد.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.