در فیلم حاتمی‌کیا، فرعون نوزادان بنی‌اسرائیل را می‌کشد؛ نتانیاهو اما کودکان غزه را با بمب‌های هوشمند هدف قرار می‌دهد؛ تاریخ استبداد دقیقاً تکرار شده است.

سرویس فرهنگ و هنر مشرق - ابراهیم حاتمی‌کیا، کارگردان صاحب‌نام سینمای مقاومت ایران، با فیلم «موسی کلیم‌الله: به وقت طلوع» (۱۴۰۳) برای نخستین بار به ژانر تاریخی-مذهبی قدم گذاشت. این اثر که نسخه سینمایی مجموعه تلویزیونی هم‌نام است، داستان کودکی حضرت موسی (ع) را با تمرکز بر والدین او روایت می‌کند. حاتمی‌کیا که پیش از این با آثاری چون «از کرخه تا راین»، «بوی پیراهن یوسف» و «خاک سرخ» نماد سینمای جنگ و دفاع مقدس بود، این بار قصه‌ای قرآنی را به تصویر کشیده که فراتر از یک بیوگرافی مذهبی، به مثابه بیانیه‌ای سیاسی-انسانی در برابر استبداد عمل می‌کند.

این فیلم با فناوری تولید مجازی (Virtual Production) و جلوه‌های ویژه بصری، در جشنواره فیلم فجر ۴۳ خوش درخشید، سیمرغ‌های متعددی برد و در گیشه به فروش ۶۹ میلیارد تومانی رسید و شماری از منتقدان آن را «باشکوه‌ترین فیلم تاریخی-مذهبی سینمای ایران» خواندند. با این حال، عمق تماتیک فیلم، به‌ویژه بازنمایی «فرعون» به‌عنوان نماد مطلق استبداد، فرصتی بی‌نظیر برای بازخوانی معاصر این اسطوره فراهم می‌کند؛ بازخوانی‌ای که نتانیاهو و دولت اسرائیل را به‌مثابه فرعون‌های عصر حاضر به چالش می‌کشد. این فیلم چند روزی است که در پلت فرم روبیکا به نمایش درآمده است.

حاتمی‌کیا با «موسی کلیم‌الله» فرعون را به تصویر کشید؛ مغرور، کودک‌کش و ادعای الوهیت داشت؛ نتانیاهو دقیقاً همان فرعون مدرن است که امروز در غزه و ایران تکرار می‌کند. فیلم از لحظه‌ای آغاز می‌شود که فرمان فرعون برای کشتن نوزادان پسر بنی‌اسرائیل صادر شده است. حاتمی‌کیا با تمرکز هوشمندانه بر شخصیت‌های حاشیه‌ای داستان قرآنی – یوکابد (مادر موسی با بازی درخشان مریلا زارعی) و عمران (پدر موسی با بازی علیرضا کمالی) – قصه را از زاویه‌ای انسانی و عاطفی روایت می‌کند. یوکابد نه فقط مادری قربانی، بلکه نماد مقاومت مادرانه است؛ زنی که با ایمانی راسخ، فرزندش را در سبدی بر نیل می‌سپارد. این انتخاب روایی، فیلم را از روایت‌های سطحی و شعاری دور می‌کند و آن را به درام خانوادگی-حماسی تبدیل می‌نماید.

بهنام تشکر در نقش فرعون، شکیب شجره در نقش راموس (فرمانده سپاه) و فرهاد آئیش در نقش آنوبیس (خواب‌گزار) با بازی‌های مؤثر، دربار مصر را به فضایی پر از ترس، توطئه و قدرت مطلقه بدل کرده‌اند. حاتمی‌کیا که فیلمنامه را بر پایه پژوهش‌های گسترده از منابع ادیان ابراهیمی بازنویسی کرده، سکانس‌های سینمایی اختصاصی ساخته و از فناوری LED وال برای بازسازی محیط‌های باستانی استفاده کرده است. این نوآوری فنی، جهان‌بینی بصری باشکوهی خلق کرده که مخاطب را در دل مصر فرعونی غرق می‌کند.

یوکابد در فیلم حاتمی‌کیا فرزندش را از تیغ فرعون نجات داد؛ امروز مادران غزه فرزندان‌شان را از بمباران نتانیاهو پنهان می‌کنند؛ فرعون جدید همان نتانیاهو است. از منظر سینمایی، «موسی کلیم‌الله» نقطه عطفی در کارنامه حاتمی‌کیاست. او که همیشه سینمایی «متعهد» و «مقاومتی» می‌ساخت، این بار با ابزارهای روز دنیا (جلوه‌های ویژه، طراحی صحنه کیوان مقدم، چهره‌پردازی شهرام خلج) به میدان آمده و نشان داده که مقاومت فرهنگی لزوماً به معنای عقب‌ماندگی فنی نیست. موسیقی کارن همایونفر با ملودی‌های حماسی و عرفانی، فضا را غنی کرده و فیلمبرداری تورج منصوری با قاب‌های وسیع و نورپردازی دراماتیک، حس عظمت و وحشت دربار فرعون را منتقل می‌کند.

یکی از ویژگی های فیلم این است که شخصیت‌پردازی فرعون و اطرافیانش سیاه‌وسفید نیست، فرم و ساختار پیام محوری فیلم را تحت‌الشعاع قرار نمی‌دهد: استبداد، هر قدر قدرتمند به نظر رسد، در برابر اراده الهی و مقاومت انسان‌های مؤمن محکوم به شکست است.

تم اصلی فیلم، «طلوع» است؛ طلوع نوری که در دل تاریکی فرعونی می‌دمد. حاتمی‌کیا با تأکید بر نقش زنان (یوکابد، میریام، قابله دربار) و خانواده، نشان می‌دهد که مقاومت از هسته کوچک خانواده آغاز می‌شود. مادر موسی نه با شمشیر، بلکه با ایمان و تدبیر، نظام فرعونی را به لرزه درمی‌آورد. این رویکرد، فیلم را به بیانیه‌ای زنانه-مذهبی هم تبدیل کرده که در سینمای ایران کم‌نظیر است. از سوی دیگر، فیلم به‌طور ضمنی به مسائل معاصر ایران اشاره دارد: فشارهای اقتصادی، تهدیدهای خارجی و لزوم همبستگی ملی. حاتمی‌کیا خود در مصاحبه‌ها تأکید کرده که این پروژه «مأموریت» او بوده و حتی آن را پیش از اکران برای رهبرشهید انقلاب نمایش داده است. این زمینه سیاسی، فیلم را از یک اثر صرفاً مذهبی به ابزاری فرهنگی برای تقویت هویت مقاومتی تبدیل می‌کند.

بهنام تشکر در نقش فرعون فیلم حاتمی‌کیا فریاد «أنا ربکم الأعلی» سر می‌دهد؛ نتانیاهو هم خود را نجات‌دهنده تمدن می‌خواند؛ غرور فرعونی زنده مانده است.

اما بخش جنجالی و تحلیلی مقاله، مقایسه فرعون با نتانیاهو و دولت اسرائیل است؛ مقایسه‌ای که فیلم حاتمی‌کیا را به سندی زنده برای فهم جهان امروز بدل می‌کند. در داستان قرآنی، فرعون نماد استبداد مطلق است: حکومتی که بر پایه برده‌داری، کشتار سیستماتیک نوزادان و ادعای الوهیت بنا شده. او بنی‌اسرائیل را قومی تحقیرشده می‌بیند، از رشد جمعیت‌شان هراس دارد و با فرمان «کشتار پسران» می‌خواهد نسل‌شان را ریشه‌کن کند. فرعون نه فقط ظالم، بلکه مغرور است؛ در خواب‌گزارانش به دنبال تأیید قدرت ابدی خود می‌گردد و در نهایت، با غرق شدن در نیل، به سزای اعمالش می‌رسد. حالا این تصویر را با نتانیاهو و کابینه راست افراطی‌اش تطبیق دهید: دولتی که بیش از هفت دهه فلسطینی‌ها را تحت اشغال، محاصره و کشتار سیستماتیک نگه داشته، نوزادان غزه را با بمب‌های هوشمند هدف قرار می‌دهد، بیمارستان‌ها و مدارس را ویران می‌کند و همزمان ادعا دارد که «قوی‌ترین ارتش خاورمیانه» است و «حق دفاع» دارد.

نتانیاهو، درست مثل فرعون، از رشد جمعیت و مقاومت فلسطینی‌ها (و اکنون محور مقاومت) وحشت دارد. فرمان‌های او برای «عملیات‌های پیش‌دستانه» در غزه، لبنان و حتی خاک ایران، یادآور فرمان کشتار نوزادان بنی‌اسرائیل است.

رسانه‌های وابسته به رژیم صهیونیستی، همانند کاهنان معبد آمون در فیلم، مدام تصویر «تهدید وجودی» می‌سازند تا جنایات را توجیه کنند. نتانیاهو نیز ادعای الوهیت ندارد، اما با حمایت لابی‌های صهیونیستی در غرب، خود را «نجات‌دهنده تمدن» جلوه می‌دهد؛ دقیقاً همان‌طور که فرعون خود را خدای نیل می‌دانست. حمله اخیر آمریکا و اسرائیل به تأسیسات ایران (اسفند ۱۴۰۴) و بمباران بوشهر، اصفهان و فارس، عین تکرار تاریخ فرعونی است: قدرتی ظاهراً مطلق که با موشک و هواپیما به «خانه و وطن» دیگران هجوم می‌برد، اما در نهایت با مقاومت مردمی و الهی مواجه خواهد شد.

فیلم حاتمی‌کیا در این مقایسه، لایه عمیق‌تری هم دارد. فرعون در فیلم نه فقط یک شخصیت، بلکه سیستمی است: دربار فاسد، ارتش مطیع، مشاوران فرصت‌طلب و کاهنانی که دین را ابزار قدرت کرده‌اند. رژیم نتانیاهو هم دقیقاً همین ساختار را دارد: لابی AIPAC در آمریکا، رسانه‌های صهیونیستی، ارتش مجهز به فناوری‌های پیشرفته و رهبران دینی افراطی که «تورات» را توجیه اشغال می‌دانند. اما تاریخ قرآنی به ما می‌گوید که چنین نظامی، با وجود تمام تکنولوژی و قدرت، در برابر «طلوع» الهی محکوم به زوال است. غرق شدن فرعون در نیل، امروز به شکل فروپاشی اخلاقی و سیاسی رژیم اشغالگر در حال وقوع است: دادگاه‌های بین‌المللی، اعتراضات جهانی، بحران داخلی اسرائیل و مقاومت بی‌وقفه فلسطین و محور مقاومت. حاتمی‌کیا با هوشمندی، بدون اشاره مستقیم، این پیام را منتقل می‌کند که هر فرعونی، هر قدر مدرن و مجهز به هوش مصنوعی و بمب هسته‌ای باشد، سرانجام به سزای ظلمش خواهد رسید.

فیلم «موسی کلیم‌الله» نشان می‌دهد استبداد فرعون با کشتار سیستماتیک آغاز شد؛ نتانیاهو همین الگو را در غزه و حمله به ایران تکرار می‌کند و سرانجامش غرق خواهد شد. البته این مقایسه نباید به ضدیت با یهودیت تقلیل یابد. فیلم حاتمی‌کیا، همان‌طور که نماینده کلیمیان ایران هم تأیید کرده، بدون سوءگیری نسبت به یهودیان ساخته شده و بر ظلم فرعون تمرکز دارد، نه بر قوم او. نتانیاهو و دولتش نماینده تمام یهودیان نیستند؛ همان‌طور که فرعون نماینده تمام مصریان نبود. مقاومت موسی، مقاومت علیه استبداد است، نه علیه یک قوم. امروز هم مبارزان فلسطینی و ایرانی، در ادامه همان خط نبوی، در برابر فرعون مدرن ایستاده‌اند.

در پایان، «موسی کلیم‌الله: به وقت طلوع» فراتر از یک فیلم سینمایی، بیانیه‌ای است برای عصر ما. حاتمی‌کیا با این اثر نشان داد که سینمای ایران همچنان قادر است اسطوره‌های کهن را به ابزار فهم مسائل معاصر تبدیل کند. ضعف‌های روایی‌اش را می‌توان با تجربه‌های بعدی جبران کرد، اما قدرت تماتیک و بصری‌اش، آن را به یکی از مهم‌ترین آثار دهه اخیر تبدیل کرده است. نتانیاهوها می‌آیند و می‌روند، اما پیام موسی – آزادی، عدالت و ایمان – ماندگار است. طلوعی که فیلم وعده می‌دهد، نه فقط در نیل باستان، بلکه در آسمان غزه، لبنان و ایران در حال دمیدن است. فرعون جدید هم، مثل خود، به زودی خواهد فهمید که «لا إله إلا الله» قدرتمندترین سلاح در برابر هر استبدادی است.

برچسب‌ها