به گزارش مشرق، محمدرضا فلفلانی فعال رسانه در تلگرام نوشت:
تنگه هرمز یکی از حیاتیترین گلوگاههای ژئواقتصادی جهان است. روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت ــ نزدیک به یکپنجم مصرف جهانی ــ از این مسیر عبور میکند. هرگونه اختلال جدی در این تنگه میتواند یک «گره سیستمی» در اقتصاد جهانی ایجاد کند؛ بهگونهای که حتی با وجود مسیرهای جایگزین و آزادسازی ذخایر استراتژیک، بخش قابلتوجهی از عرضه انرژی جهان همچنان در معرض اختلال باقی میماند. پیامدهای چنین وضعیتی صرفاً به بازار نفت محدود نمیشود، بلکه زنجیرهای از بحرانها در حوزههای انرژی، غذا، آب و کود کشاورزی را فعال میکند و میتواند یک تنش منطقهای را به بحرانی اقتصادی ـ اجتماعی در مقیاس جهانی تبدیل نماید.
بیان مسئله: محدودیت واقعی مسیرهای جایگزین
برخی تحلیلها بر این نکته تأکید دارند که مسیرهای جایگزین برای عبور نفت خلیج فارس وجود دارد؛ از جمله خطوط لوله عربستان به دریای سرخ یا خط لوله ابوظبی به دریای عمان. با این حال ظرفیت این مسیرها محدود بوده و قادر به جبران کامل حجم عظیم نفت عبوری از تنگه هرمز نیستند. در صورت بسته شدن این تنگه، حتی با بهرهگیری از این خطوط لوله و آزادسازی حدود ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر استراتژیک توسط آژانس بینالمللی انرژی، همچنان احتمال کمبود بیش از ۱۰ میلیون بشکه نفت در روز در بازار جهانی وجود دارد؛ رقمی که میتواند شوکی بزرگتر از بحران نفتی دهه ۱۹۷۰ ایجاد کند.
ابعاد بحران: از انرژی تا امنیت غذایی
اختلال در تنگه هرمز بهدلیل جایگاه این منطقه در تجارت جهانی، میتواند بهسرعت ابعاد چندگانه پیدا کند. نخست، افزایش ریسکهای امنیتی در دریا ــ از جمله مینگذاری دریایی، حملات موشکی یا هدف قرار گرفتن نفتکشها ــ میتواند هزینه حملونقل و بیمه را بهشدت افزایش دهد و عملاً جریان تجارت را مختل کند. دوم، بسیاری از کشورهای خلیج فارس وابستگی بالایی به واردات مواد غذایی دارند؛ بهطوری که حدود ۷۷ درصد برنج، ۸۹ درصد ذرت، ۹۵ درصد سویا و بیش از ۹۰ درصد روغنهای گیاهی مصرفی آنها وارداتی است. هرگونه اختلال در خطوط کشتیرانی میتواند امنیت غذایی این منطقه را بهشدت تحت فشار قرار دهد.
آسیبپذیری زیرساختهای حیاتی
در کنار انرژی و غذا، زیرساختهای حیاتی نیز در معرض ریسک قرار میگیرند. کشورهای خلیج فارس بهشدت به تأسیسات آبشیرینکن وابستهاند و بخش بزرگی از آب شرب خود را از طریق این زیرساختها تأمین میکنند. آسیبپذیری این تأسیسات در شرایط تنش نظامی نشان میدهد که «آب» نیز میتواند به یکی از متغیرهای تعیینکننده در معادلات امنیتی منطقه تبدیل شود. به این ترتیب، بحران در تنگه هرمز میتواند همزمان چهار بازار کلیدی ــ انرژی، غذا، آب و کود کشاورزی ــ را تحت فشار قرار دهد و روی تورم و در نتیجه رشد اقتصادی جهانی اثرگذار باشد.
توصیههای سیاستی
۱. تقویت درک سیستمی از بحران: سیاستگذاران باید تنگه هرمز را علاوه بر یک مسیر انرژی، یک گره سیستمی در اقتصاد جهانی بدانند که اختلال در آن زنجیرهای از بحرانهای اقتصادی و اجتماعی ایجاد میکند.
۲. طراحی سناریوهای چندبخشی: برنامهریزیهای راهبردی باید فراتر از بازار نفت، اثرات متقاطع بحران بر امنیت غذایی، تجارت دریایی و زیرساختهای حیاتی منطقه را نیز در نظر بگیرد.
۳. «ایران با تقویت ذخایر راهبردی غذا و تولید و تامین انرژی، تنوعبخشی به مسیرهای تأمین مواد اولیه و صادرات و رصد مستمر تابآوری اقتصادی کشورهای منطقه میتواند وابستگی متقابل ایجاد کند؛ این وابستگی بهصورت یک حلقه بازخوردی، قدرت اقدام متقابل و تابآوری ایران را در برابر شوکهای بیرونی افزایش میدهد.»
جمعبندی
تنگه هرمز یک گذرگاه استراتژیک دریایی است و یکی از حساسترین نقاط اتصال در اقتصاد جهانی محسوب میشود. هرگونه بحران در این گلوگاه میتواند اثرات دومینویی در بازارهای انرژی، غذا و زیرساختهای حیاتی ایجاد کند. از این منظر، مدیریت تنش در این منطقه تنها یک مسئله منطقهای نیست، بلکه بهطور مستقیم با ثبات اقتصاد جهانی و امنیت معیشتی میلیونها نفر در سراسر جهان پیوند خورده است و ایران باید در این زمینه نقش موثری بازی کند.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.