سرویس سیاست مشرق _ سعید لیلاز، کارشناس مسائل اقتصادی و از فعالان اصلاح طلب است.
او اگرچه از چهره های نزدیک به هسته سخت جریان چپ است اما در هنگامه درگیری ۱۲ روزه به عرصه دفاع از مثبتات و نقاط قوت نظام اسلامی شتافت و فعالیت ها و مصاحبه های مختلفی را در دفاع از مقاومت ایران و مثبتات اقتصادی کشورمان مطرح کرد.
لیلاز اخیرا و در جریان درگیری اخیر نیز طی مصاحبه ای با سایت جماران به نکات مهمی در این رابطه اشاره کرده است.
او در این باره می گوید: ما از ابتدای انقلاب، تحت شدیدترین تحریمهای خرید تجهیزات هوایی قرار داشتیم و لذا تنها به این علت به سراغ بازدارندگی موشکی رفتیم که در برابر دشمنان بالفعل و بالقوه خودمان در این جنگل خاورمیانه، از نیروهای هوایی کارامد محروم بودهایم. اگر به سمت بازدارندگی موشکی حرکت نمیکردیم، ایران مانند یک ببر بدون چنگال و دندان میشد و به وضعیت امروز سوریه میرسیدیم که هر لحظه اسرائیل اراده کند، میتواند آن را هدف حملات خود قرار دهد.
لیلاز می افزاید: برخی از دوستان ما غبطه میخورند که ای کاش ایران نیز میتوانست به جای صادرات روزانه ۱.۵ میلیون بشکه نفت، مانند عراق این رقم را به ۴.۵ بشکه برساند. با توجه به اینکه جمعیت عراق نصف ایران است و نفت خود را هم بدون تخفیف میفروشد، لذا همان طور که گفتم، سرانه درآمد نفتی هر عراقی ۷ تا ۱۰ برابر مردم ماست، اما با این وجود، چون درآمد نفت عراق در دست آمریکا قرار دارد، درآمد سرانه سازمان ملل مردم عراق به اندازه مردم ایران است. بنابراین، شواهد عینی در عراق، افغانستان، سوریه و لیبی، نشان میدهد دوستانی که فکر میکنند در صورت مصالحه با امپریالیسم میتوانیم مشکلات کشور را حل کنیم، به شدت در اشتباه هستند.
این فعال سیاسی اصلاحطلب تصریح می کند: همچنین من از دوستانی که معتقدند اگر ما با آمریکا مصالحه کنیم مشکلاتمان حل خواهد شد، میخواهم سوریه بیدفاع امروز که دارای یک دولت غربگراست را در نظر بگیرند و ببینند چطور اکنون اسرائیل چند برابر زمان دولت اسد، در حال حمله به این کشور است. امروز سوریه بیشتر از هر کشور دیگری تحت حملات قرار دارد و در بیش از یک سالی که از سقوط دولت اسد میگذرد، این کشور به لحاظ صنعتی، اقتصادی و نظامی تقریبا نابود شده است.
لیلاز با اشاره به اینکه برخی عربستان، قطر و امارات را به عنوان الگوی توسعه مطرح میکنند، گفت: این کشورها مانند شهرکهای سینمایی در آمریکا هستند؛ یعنی خانههایی باشکوه اما مقوایی که پشت آنها، بیابان قرار دارد. در ۷، ۸ سال گذشته، متوسط رشد اقتصادی امارات و عربستان، بیشتر از ایران نبوده است و در ۲۵ سال منتهی به سال ۲۰۲۵ نیز متوسط رشد اقتصادی ایران، امارات، عربستان و کویت، مانند هم بوده است. یعنی ما تحت شدیدترین تحریمها، سوءمدیریتها و فشارهای داخلی و فسادها، رشد اقتصادی برابر با این کشورها داشتیم.
او در دفاع از یکی از مثبتات اقتصادی ایران بیان می کند: ما بعد از انقلاب، نخواستیم نفت بفروشیم و با پول آن کالا وارد کرده و ظرف ۲۴ ساعت آن را تبدیل به کود حیوانی کنیم. در نتیجه این رویکرد است که اکنون ایران سالی ۱۴۰ میلیون تن مواد غذایی تولید میکند، در حالیکه زمان انقلاب، این عدد ۲۰ میلیون تن بود. این کوچکترین دستاورد انقلاب {امام سید}روحالله خمینی است. ما به مراتبی عملکردی بهتر از دیگر کشورها داشتهایم و حتی تابآوری ایران در شرایط جنگی، بسیار بهتر از دیگر کشورهاست.
لیلاز در بخش پایانی حرفهای خود نیز اظهار می دارد: به نظرم یکی از دستاوردهای جنگ ۱۲ روزه و جنگ کنونی، همین بود که به دولت و حاکمیت اثبات کرد امید بستن به مذاکره با آمریکا یک تله است. این درس، مایه خیر و برکت برای کشور است زیرا ما را از یک توهم بزرگ خارج کرد.[۱]
*صحبت های لیلاز بسیار مغتنم است. ویژه تر آنکه بدانیم ما در اردوگاه چپ ایرانی نیز تقریبا همانند فضای هنر و سلبریتی ها با تعداد مورد انتظاری از حمایتگران و مدافعان ایران و نظام اسلامی مواجه نیستیم. ضمن اینکه برخی سیاسیونی که آنها را به نام و رسم می شناختیم اگرچه بیشتر از سلبریتی ها اما هنوز در حد و اندازه مورد انتظار ظاهر نشده اند و به میدان مجاهدت و دفاع از اسلام و ایران نیامده اند!
در این زمینه می توان به یک شاقول جالب و مورد تأمل اشاره کرد و آن فعالیت های انتخاباتی است. یک نگاه ساده به ایام انتخابات و به ویژه انتخابات ریاست جمهوری می تواند به سادگی نشان دهد که چه میزان فعالیتی از رجال سیاسی اردوگاه اصلاحات مورد انتظار است. فعالیتی که البته میزان آن هم اکنون برای دفاع از اسلام و ایران اصلا در حد انتظار نیست و بسیاری از آقایان تنها به یکی دو توییت و بیانیه و پیام تسلیت اکتفا کرده اند و عملا کار دیگری نمی کنند. نه حضوری در تشییع شهدا، نه حضوری در تجمعات شبانه مردم، نه مصاحبه های پیاپی و نه غیره!
این در حالی است که اردوگاه اصلاحات صاحب یک جبهه مرکزی تحت عنوان جبهه اصلاحات است که تشکیلات ریاست و سخنگویی نیز دارد لکن می بینیم که عملا خبری از فعالیت های چشمگیر نیست و در کنار رئیس جمهور پزشکیان فقط برخی از چپ های نجیب به میدان دفاع از نظام و ایران شتافته اند.
قضایای پیش گفته ضمن اینکه اهمیت کار کسانی مثل لیلاز را آشکار می سازد البته باید چراغ هشدار را نیز برای افکار عمومی، برای دستگاه امنیتی و برای سیستم قضایی روشن کند تا منبعد از این با عینک ضد امنیتی به این مسئله نگاه کنند و هر قول و فعل "چپ های ساکت" امروز را که در پساجنگ دیده یا شنیده خواهد شد را با سکوت امروز مقایسه کنند و وقع چندانی به آنها ننهند.
ضمن اینکه به نظر می رسد چپهای ساکت و چپ های نانجیب امروز باید برای همیشه در پیشگاه مردم و نظام اسلامی محاکمه شوند که چرا در مهمترین منصه زیستی تاریخ یک کشور یعنی جنگ و درگیری اما ساکت بوده اند و به جای شتافتن به میدان دفاع از اسلام و ایران و مردم اما به گوشه ای خزیده اند و جز سکوت یا شیطنت کاری نمی کنند![۲]
"ساکتان جنگ و چپ های نانجیب" در آینده ایران جایی ندارند...
***
۱_https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-۱۷۰۳۳۰۹
۲_mshrgh.ir/۱۷۹۸۲۴۹