به گزارش مشرق، محمد مهدی احسان طلب فعال رسانه در تلگرام نوشت:
انرژی نهادهای کلیدی در تولید است که کارایی و مقیاس آن به میزان دسترسی و هزینه منابع انرژی وابسته است. نظام جهانیانرژی از اوایل دهه ۱۹۷۰ بهطور قابل توجهی تغییر کرده و این تغییرات سریع همچنان ادامه دارد. گذار به انرژی پاک، تنشهای ژئوپلیتیکی و رشد تهدیدات سایبری دامنه مفهوم امنیت انرژی در عصر حاضر را گسترش داده اند. امنیت انرژی معمولاً به معنای فراهمسازی مقدار کافی انرژی بهصورت قابل اعتماد و مقرونبهصرفه تعریف میشود.امنیت انرژی را میتوان از دو چشمانداز زمانی متفاوت مورد تحلیل قرار داد. در کوتاهمدت، این موضوع عمدتاً به توانایی واکنش سریع در برابر تغییرات ناگهانی در توازن عرضه و تقاضا مربوط میشود. در بلندمدت، امنیت انرژی به سرمایهگذاریهای بهموقع برای تأمین انرژی متناسب با تحولات اقتصادی، تغییرات فناورانه و نیازهای زیستمحیطی میپردازد.
دگرگونیها در بازارهای انرژی میتوانند پویاییهای ژئوپلیتیکیرا شکل دهند. به تناسب این دگرگونیها، رفتار قدرتهای جهانی تابعی از زنجیرهای بههم پیوسته از منافع متقابل جهانی و برآورد آنها از دورنمای عرصههای نوین رقابت در صنایع انرژی گردیده است. در این چارچوب و باتوجه به شاخصهای اصلی مورد استفاده آژانس بینالمللی انرژی برای رتبهبندی کشورها در عملکرد امنیت انرژی در حوزه نفت و گاز (این شاخصها عبارتند از: وابستگی به واردات، تنوع عرضه، ذخیرهسازی و موجودیها، تداوم عرضه و اهمیت اقتصادی) و باتوجه به موازنهای که جمهوری اسلامی ایران در جنگ رمضان مبنی بر واکنش قاطع و فوری به هرگونه تجاوز ایالات متحده علیه زیرساختهای کشور برقرار نموده که در نتیجه آن تمامی زیرساختهای انرژی غرب آسیا جزء اهداف مشروع ایران برای نابودی قرار میگیرند، میتوان بر اساس دلایلی که در ادامه مطلب ذکر میگردد، علل عدم تمایل ایالات متحده برای گسترش جنگ به تخریب زیرساختهای انرژی منطقه را تحلیل نمود.
۱. منافع درهمتنیده قدرتهای جهانی در تأمین امنیت زنجیره تأمین انرژی جهانی
طی سالیان اخیر، شاهد سرمایهگذاری هنگفتی از سوی قدرتهای اقتصادی جهانی در زیرساختهای انرژی منطقه بودهایم. از سوی دیگر، بخش قابل توجهی از انرژی مناطق تولیدی جهان، از خاومیانه تأمین میگردد. بهطور مثال، حدود ۵۰ درصد نفت مصرفی هند و چین، ۷۰ درصد نفت ژاپن و ۶۵ درصد از نفت مورد نیاز کره جنوبی از این منطقه تأمین میشود. بر این اساس، آسیب رسیدن به جریان تولید و تأمین انرژی خاورمیانه، باعث ضربه جدی به اقتصاد جهانی از یک سو و شکلگیری اجماع جهانی علیه کشوری میگردد که علیه زیرساختهای انرژی منطقه عملیات نظامی انجام داده است. در واقع، سوختهای فسیلی، ژئوپلیتیک و انرژی بهشدت درهمتنیده هستند. کشورهای واردکننده به صادرکنندگان برای تأمین انرژی وابستهاند، درحالی که صادرکنندگان نیز برای کسب درآمد به واردکنندگان متکی هستند. این وابستگی متقابل، فراز و فرود روابط سیاسی و تجاری میان تولیدکنندگان و مصرفکنندگان را رقم زده و به مدیریت این وابستگی حساس کمک کرده است.
۲. تقویت جایگاه روسیه با حذف رقیبان از بازار نفت و گاز
یکی دیگر از پیامدهای نابودی زیرساختهای انرژی منطقه، افزایش نقش و حضور روسیه در بازار انرژی جهانی است. درحال حاضر، ۵۰ درصد از نیاز اروپا به انرژی توسط واردات تأمین میشود. قبل از تهاجم روسیه به اوکراین، بیش از ۴۰ درصد گاز طبیعیوارداتی اروپا از روسیه، بزرگترین تأمین کننده آن، از طریقچهار خط لوله اصلی منتقل میشد. برخی از کشورهای اروپایی از جمله اتریش و لتونی برای تأمین بیش از ۸۰ درصد گاز خود به روسیه متکی بودند. اما آلمان از نظر حجم، بزرگترین مشتری گاز روسیه بود و تقریباً دو برابر ایتالیا، دومین مشتری بزرگ بعدی،واردات گاز داشت. روزنامه اکونومیست در ماه می 2022 نوشت: «نفت و گاز در مجموع ۶۰ درصد انرژی اولیه مورد نیاز اروپا را تشکیلمیدهند و روسیه مدتهاست که بزرگترین تأمینکننده آن بودهاست.» با وقوع جنگ اوکراین و آغاز تحریمهای غرب علیه روسیه، نقش این کشور در بازار انرژی جهانی تضعیف و مجبور به اعمال تخفیف در محصولات نفتی و گازی خود گردید. از سوی دیگر، اتحادیه اروپا نیز با پیگیری سیاست متنوع سازی منابع تأمین انرژی، وابستگی خود را به انرژی خاورمیانه افزایش داد. درحال حاضر، در صورت وقوع اختلال جدی در زنجیره تأمین انرژی منطقه، امکان بازگشت روسیه به جایگاه و نقش خود در تأمین انرژی اروپا وجود دارد.
۳. صنعت عظیم هیدروکربنها و زنجیره انرژیهای پاک تحت سلطه چین
اختلال در زنجیرههای تأمین انرژی که متکی بر سوختهای فسیلی هستند، باعث اولویت یافتن لزوم گذار به انرژیهای پاک توسط مصرفکنندگان عمده هیدروکربنها میشود. با کاهش تقاضا برای سوختهای فسیلی، چالشهای امنیت انرژی همچنان باقی خواهند ماند، زیرا فرایند سازگاری با الگوهای درحال تغییر تقاضا الزاماً آسان یا روان نخواهد بود. برای نمونه، بر اساس گزارش آژانس بینالمللی انرژی، شرکتهای نفت و گاز درحال حاضر بیش از نیمی از عرضه انرژی جهان را تأمین کرده و حدود ۱۲ میلیون نفر را در این حوزه شاغل کردهاند. از سوی دیگر، اولین گروهی که تحت تأثیر سیاستهای انرژی پاک و محدودیتهای آن قرار میگیرد، شرکتهای کوچک و تخصصی محلی هستند که حدود ۸۷ درصد از تولید و ذخیره نفت و گاز را در اختیار دارند. تا کنون، صنعت نفت و گاز نقش حاشیهای در گذار جهان به انرژی پاک ایفا کرده است. تولیدکنندگان نفت و گاز تنها یک درصد از کل سرمایهگذاری جهانی در انرژی پاک را به خود اختصاص دادهاند. بیش از ۶۰ درصد این میزان نیز تنها از سوی چهار شرکت تأمین میشود، درحالی که امروزه هزاران تولیدکننده نفت و گاز در سراسر جهان فعال هستند. بر این اساس، هرگونه آسیب جدی به زیرساختهای هیدروکربن منطقه، در کوتاهمدت به اقتصاد صنایع فعال در حوزه سوختهای فسیلی آسیب زده و در بلندمدت موجب تسریع در فرایندهای گذار به انرژی پاک و در نتیجه تخریب دورنمای مثبت صنایع هیدروکربنی و خروج سرمایه از این صنعت خواهد شد.
بخش عمدهای از تولید انرژی تجدیدپذیر بر فناوریها و مواد معدنی متکی است که تحت کنترل چین قرار دارد. از این رو، بسیاری از کشورها در تلاش هستند تا زنجیرههای تأمین متنوع و مقاومی برای تولید فناوریهای انرژی پاک، از جمله تجدیدپذیرها،ایجاد کنند. اهمیت آنها برای انرژی ناشی از استفاده در فناوریهای کلیدی انرژی سبز است، درحالیکه بسیاری از خطرات تأمین آنها از وابستگی بیش از حد به چین ناشی میشود. تسلط چین بر بازار مواد معدنی، همراه با توانایی این کشور در تأثیرگذاری بر زنجیرههای تأمین از طریق سیاستهای حمایتییا اختلالات عمدی، چالشی جدی برای صنایع ایالات متحده و جهانی است که به این منابع وابسته هستند. این وابستگی از حوزههایی نظیر فناوریهای پیشرفته الکترونیکی و انرژیهایتجدیدپذیر تا سیستمهای دفاعی گسترش یافته است. نقش کلیدی چین در زنجیره تأمین جهانی مواد معدنی کمیاب، حاصل برنامهریزی دقیق و بلندمدت این کشور است. طی دههها، پکن با سرمایهگذاری گسترده در زیرساختهای پالایش و فرآوری و همچنین تلاش برای تسلط بر منابع محدود و استراتژیک، توانسته به جایگاه برتر در عرصه عناصر نادر خاکی و سایر مواد معدنی دست یابد. پیامدهای این پدیده فراتر از مسائل اقتصادی بوده و مستقیماً با دغدغههای امنیت ملی گره میخورد. بر این اساس، تخریب گسترده زیرساختهای انرژی منطقه، تأثیر غیر مستقیمی بر افزایش تقاضای مواد معدنی ایجاد خواهد کرد و در نتیجه آن نقش چین در تأمین ثبات و امنیت انرژی جهانی افزایش خواهد یافت.
۴. ذخایر استراتژیک محدود
یکی از فعالیتهای اصلی آژانس بینالمللی انرژی تضمینامنیت عرضه نفت از طریق تعیین الزامات ذخیرهسازی نفت برایکشورهای عضو است. هر کشور عضو آژانس بینالمللی انرژیموظف است اطمینان حاصل کند که ذخایر نفتی معادل دستکم ۹۰ روز واردات خالص نفت را در اختیار دارد. در صورت بروز اختلال شدید در عرضه نفت، اعضای آژانس بینالمللی انرژی میتوانندتصمیم بگیرند این ذخایر را بهعنوان بخشی از یک اقدام جمعیروانه بازار کنند. درحال حاضر، ژاپن ۲۵۰ روز، کره جنوبی ۲۰۰ روز، هند حدود ۵۰ روز، فرانسه و آلمان حدود ۱۰۰ روز میتوانند بدون واردات نفت دوام بیاورند. نکتهای که در این خصوص حائز اهمیت است، این است که در صورت تخریب گسترده زیرساختهای انرژی منطقه، احیاء و بازیابی توان تولیدی آنها سالها به طول خواهد انجامید و ذخایر استراتژیک توان پاسخگویی به وقفهای بیش از ۹۰ روز را ندارند.
۵. اهمیت حفظ نظام جهانی پترودلار برای ایالات متحده
اگرچه پترودلار صرفاً به قیمتگذاری نفت به دلار اطلاق میشود، اما گاهی این اصطلاح اهمیت گستردهتری پیدا میکند. زیرا درآمد حاصل از مازاد نفت صادراتی نیز به دلار پرداخت، از طریق خرید اوراق قرضه خزانهداری ایالات متحده بازیافت شده و در نتیجه به تأمین مالی کسری تجاری ایالات متحده کمک میکند. بر این اساس، حفظ شریانها و مبادی تولیدی نفت و گاز عربستان سعودی و بهطور کلی کشورهای حاشیه خلیج فارس برای حفظ نظام پترودلار ضروری است. باتوجه به اهمیت این مسئله برای ایالات متحده، تأمین امنیت انرژی جهانی یکی از الزامات اساسی برای مدیریت جریان عظیم مالی دلار برای این کشور میباشد. ایجاد اخلال در زنجیره ترانزیت یا تولید انرژی در خاورمیانه، آسیب جدی به اعتبار دلار در جهان وارد میکند.
نتیجه گیری
خطرات سنتی مربوط به عرضه سوختهای فسیلی دگرگون میشوند،اما از میان نمیروند. بازارهای کارآمد، همراه با شبکههای ایمنیمانند ظرفیت مازاد تولیدکنندگان کلیدی و نظام هماهنگ ذخایرنفتی آژانس بینالمللی انرژی، به کشورها کمک کردهاند تا با اختلالات عرضه و تقاضا کنار بیایند. اما، شکلگیری اختلال سختافزاری و بلندمدت در مبدأ زنجیره تأمین انرژی، مسئلهای نیست که بتوان با ظرفیت مازاد تولید یا ذخایر استراتژیک حل نمود. ارزیابیامنیت انرژی فرایندی پیچیده است که نیازمند تحلیل ملاحظات فنی، اقتصادی و سیاسی میباشد. مسائل فنی به فناوری تولید و انتقال انرژی مربوط میشوند؛ فناوریای که ریسکهای فیزیکی،قابلیت جایگزینی میان منابع مختلف انرژی اولیه، همچنیننیازها و مدتزمان سرمایهگذاری را تعیین میکند. جنبههایاقتصادی حول سطح و نوسان هزینههای انرژی میچرخند که با مقرونبهصرفه بودن انرژی و تنظیم بازار مرتبط هستند. این جنبهها همچنین به تأمین مالی سرمایهگذاریهای انرژی و تشویق نوآوریبرای بهبود قابلیت اطمینان و مقرونبهصرفه بودن و به حداقل رساندن اثرات زیستمحیطی نیز میپردازند. در این چارچوب، باتوجه به دلایل فوق الذکر، احتمال اینکه درگیریهای جاری وارد مرحله آسیب گسترده به زیرساختهای تولیدی انرژی منطقه شود، کم میباشد. تأمین امنیت انرژی جهانی، بهعنوان یکی از ارکان حفظ نظام پترودلار ایالات متحده، از اهمیت راهبردی برای این کشور برخوردار است.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.