به گزارش مشرق، سیدمهدی طالبی فعال رسانه در تلگرام نوشت:
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا بامداد روز گذشته (شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۴، ۱۴ مارس ۲۰۲۶) از سنگینترین حمله هوایی تاریخ خاورمیانه به جزیره خارک صحبت کرد؛ وجود رگههای قوی بزرگنمایی در همین اظهارنظر مشخص بود، زیرا بزرگترین حمله تاریخ منطقه، نمیتوانست علیه جزیرهای کوچک اجرا شود. در نهایت آنچه منابع محلی تأیید کردند وقوع ۱۵ انفجار بود که برخی مواضع، از جمله اتاقکهای تخلیهشده را هدف قرار دادند. ترامپ ادعا کرد تمام اهداف نظامی را از بین برده و تأسیسات نفتی را باقی گذاشته است. برای فهم آنچه رئیسجمهور آمریکا گفته، باید مختصاتی از جوانب به دست آورد.
دوگانه شخصیتی ترامپ چیست؟
ترامپ دو ویژگی شخصیتی اصلی دارد؛ غلو و قلدری. او بزرگنمایی و غلو میکند تا بتواند چیزی را که مدنظر دارد، به مخاطبان خود بفروشد. این ریشه در سوابق و روحیه شغلیاش دارد که یک مشاور املاکی بوده است. دومین ویژگی، قلدری است. قلدر هنگامی که قدرت دارد یا گرفتار است، عربده کشیده و قدرتنمایی میکند. قدرتنمایی او در هر دو وضعیت، یکسان است. صدام نمونه کاملی از یک انسان قلدر بود؛ در زمان قدرت رجز میخواند، در زمان اسارت و در دادگاه آنها را تکرار میکرد و هنگام اعدام همینگونه بود.
ویژگیهای ترامپ نشان میدهد به دلیل قلدری اگر بتواند سنگین درهم میکوبد و اگر نتواند بزند، ادعا خواهد کرد که به طور سنگین بمباران کرده است. باید در واقعیت دید آیا ترامپ در موقعیت توانایی قرار داشته یا در وضعیت محدودیت گرفتار بوده است.
معادلات محدودکنندۀ آمریکا در خارک
ترامپ ادعا کرده دستور داده تأسیسات نظامی خارک بمباران و تأسیسات نفتی سالم گذاشته شوند تا قیمت نفت تغییر نکند. در این گفته یک محدودیت آشکار و یک محدودیت، پنهان است. محدودیت آشکار آمریکا در این قضیه، اثرپذیری شدید از قیمت نفت است، بهگونهای که میداند حتی آسیب به تأسیسات نفتی ایران، روی قیمت اثر گذاشته و این کشور را هم زیاندیده میکند. دومین محدودیت اما پنهان است. ایران تهدید کرده در صورت بمباران تأسیسات نفتی خود، منطقه را به آتش خواهد کشید. این تهدید در برابر تأسیسات زیرساختی برق و آب نیز صادق است. این مسائل نشان میدهند ترامپ محدودیتهای بسیار زیادی برای حرکت به سمت گزینههای مختلف دارد و اگر حرکتی صورت میگیرد، به شکل دستبهعصاست.
اظهارات خلاف واقع
ترامپ در خبری که برای بمباران خارک منتشر کرد، ادعاهای دیگری نیز داشت که در ادامه مورد بررسی قرار گرفتهاند:
۱- رئیسجمهور آمریکا با ادعای نابودی توان نظامی ایران، خواهان تسلیم نظامیان شده است. ترامپ در طول جنگ بارها این ادعا را تکرار کرده که قوای مختلف ایران از نیروی دریایی، هوایی و موشکی از بین رفتهاند. برخلاف ادعاهای ترامپ فعالیت نیروهای مسلح ایران تداوم داشته و در مواردی تشدید شده است. این روند نشان میدهد نباید اعتباری برای چنین حرفهایی قائل شد.
۲- ترامپ میگوید اگر آمریکا بخواهد به هر هدفی در منطقه دست یابد، میتواند و ایران قدرت دفاع از حریم هوایی خود را ندارد. این ادعا دروغی آشکار است. بامداد جمعه، با هدفگیری کاروانی از هواگردهایی آمریکایی به دو سوخترسان آسیب وارد آمد که منجر به سقوط یک فروند و بازگشت سریع یک فروند دیگر به پایگاه شد. این اتفاق در فاصله دستکم ۳۰۰ کیلومتری خاک ایران رخ داد و عامل آن گروههای مقاومت عراقی بودند، همچنین جنگ روزی به خود ندیده که چند پهپاد دشمن در آن ساقط نشده باشند؛ چه اینکه در مواردی جنگندههای اف-۱۵ دشمن سرنگون شدهاند.
علاوه بر هدف قرار دادن هواگردهای دشمن در آسمان، آنها در پایگاهها هم آماج حملاتند و فایننشنالتایمز از آسیب به ۵ سوخترسان آمریکایی در عربستان سعودی در پی حملات ایران خبر داده است.
۳- بمباران اهداف، تنها منحصر به آمریکا و رژیم صهیونیستی نیست، بلکه به طور متقابل، ایران دسترسی مناسبی به آسمان دشمن دارد و میتواند با انواع پرتابهها، به اهداف ضربه بزند. در این میان یک برتری مهم تهران، داشتن بانک اهداف است. دشمن عمده بانک اهدافی را که داشته بمباران کرده و در تولید اهداف جدید با مشکل روبهروست؛ به همین دلیل میکوشد با حرکت به سمت زیرساختها، عملا جنگی انحرافی راه بیندازد.
ایران بانک اهداف بزرگتری دارد و میداند با وقوع سه اتفاق، آسمان دشمن در حال گشودهتر شدن است؛ ذخایر رهگیرهای دشمن کاهشیافته، رادارها و تجهیزات ارتباطی منهدم شده یا در حال انهدامند و در سوی دیگر، سامانههای پدافندی به دلیل فعالیت مداوم، دچار اختلال در عملکرد شدهاند.
۴- رئیسجمهور آمریکا خارک را «تاج ایران» نامید تا ضربه به آن را مهمتر تصویرسازی کند. خارک با نقش ۸۰ تا ۹۰ درصدی در صادرات نفت ایران، به عنوان مهمترین منبع درآمدی کشور، اهمیت بالایی دارد؛ اما تنها تاج ایران در منطقه واقع نشده است. غرب آسیا تاج امپراتوری آمریکاست و بازتاب حضورش در این منطقه که چهارراه جهان است، باعث ادراک از هژمونی این کشور شده است. نگین این تاج در کشورهای حاشیه خلیجفارس است؛ جایی که عمده قوای نظامی آمریکا و منافع اقتصادی این کشور در آن واقع شده است. اگر آمریکا به قول ترامپ به سمت تاج ایران حرکت کند، تاج و نگین امپراتوری جهانی خود را زیر ضربه خواهد دید. این تاج و نگین تاکنون طوری آسیبدیدهاند که در خلال آن بخشی از پایگاههای آمریکا در منطقه از چرخه عملیات خارج شده و منافع تجاریاش در معرض خطر قرار دارند.
۵- آمریکاییها اعلام کردهاند مصالح جهانی باعث عدم حرکتشان به سمت نابودی تأسیسات نفتی ایران بوده است؛ این ادعا قطعاً صحیح است و نشانگر ناتوانی واشنگتن در بهرهگیری از چنین گزینهای به شمار میرود.
چرا ترامپ بزرگنمایی کرد؟
رئیسجمهور آمریکا به دلایلی نیازمند بزرگنمایی است:
۱- ترامپ فکر میکرد با شهادت رهبر انقلاب و جمعی از سران کشور، ایران به سرعت تسلیم خواهد شد، زیرا به طور همزمان پایگاههای نظامی اصلی مورد ضربه قرار گرفتند. او و تیمش حتی احتمال دادند امکان دارد ایران حتی در چنین شرایطی مقاومت کند، اما نخواهد توانست بیش از یک یا دو روز مقاومتش را ادامه دهد. حداکثر زمانی که آمریکا برای جنگ تخمین زد، ۴ روز بود. بر اساس این برآورد در بهترین شرایط ایران بدون پاسخ، تسلیم میشد و در بدترین حالت، تهران در روز چهارم جنگ چارهای جز تسلیم نداشت. این اتفاقات رخ ندادهاند و حالا جنگ وارد روز شانزدهم شده است؛ ۴ برابر حداکثر چیزی که واشنگتن فکر میکرد طول بکشد. مهمتر آنکه ایران راهبرد خود را جنگ طولانی اعلام کرده و این ۱۶ روز، حداقل روزهای جنگ مدنظرند. ترامپ که در این شرایط گرفتار شده، بهاصطلاح به اینطرف و آنطرف میزند. آنها در شرایطی که جنگ آغاز نشده و آرامش داشتند، تصمیماتی اشتباه گرفتند و حالا که در میانه جنگ و اضطراب ناشی از آن قرار دارند، در تصمیمگیری با دشواریهای بیشتری روبهرو شدهاند؛ بخش مهمی از این دشواری، ناشی از دمدمیمزاجی ترامپ است. آمریکا در حین جنگ دریافته اهدافش ناکارآمد بوده و باید دوباره دست به طراحی بزند. در شرایط ناکامی در تحقق اهداف جنگ، بحرانهای دیگری نیز شکلگرفتهاند؛ افزایش قیمت انرژی، کمبود سلاحهای دقیق و بهخطرافتادن موازنههای جهانی و احتمال تضعیف موقعیت آمریکا در برابر چین و روسیه.
۲- فرد و طرف شکستخورده، دوستانش را از دست میدهد. این اتفاق به تدریج درحال رخ دادن برای ترامپ است. زبانها در آمریکا برای شماتت او فعال شدهاند. دموکراتها پیگیر کار او هستند و از راهاندازی جنگ بدون کنگره که مرجع اصلی اعلام جنگ و صلح است، خشمگین شدهاند.
۳- ارزیابیها از احتمال موفقیت ترامپ در میان موافقان جنگ نیز منفی است. اولین وزیر دفاع ترامپ در دولت نخستین، ضمن حمایت از جنگ، گفت معتقد است احتمال پایداری ایران در جنگ بیشتر از آمریکا خواهد بود.
۴- ترامپ با مشکل در مدیریت جنبش ماگا که بدنه اصلی طرفداری از وی و هسته سخت مدافعش به حساب می آید، مواجه شده است. یک رئیسجمهور دموکرات مشکلات ترامپ را ندارد زیرا بدنه یک پارچه حزب چارهای جز حمایت از او در برابر رقیب ندارند. جنبش ماگا اما صراحت و تندی دارد و احتمال دارد فارغ از مصالح حزبی عمل کند. امروزه در عمل، جنبش ماگا به رهبری ترامپ در ائتلاف با حزب جمهوریخواه عمل میکند و هیچتضمینی برای تداوم این ائتلاف وجود ندارد؛ چه اینکه در درون خود ماگا نیز نسبت به جنگ نگاههای متفاوتی وجود دارد. ترامپ اگر جنگ بهسرعت پایان مییافت با مشکلی در ماگا برنمیخورد؛ اما ایران اینگونه نشد. ترامپ در ونزوئلا چندین ماه و هفته بدون آنکه جنگی پرشدت تلقی شود، به دشمن آسیب زد و در نهایت با عملیاتی ۴۵ دقیقهای، نیکلاس مادورو رئیسجمهور این کشور را ربود. جنبش ماگا هرچند از احتمال وقوع جنگ ناخرسند بود، اما سرعت عمل ترامپ و آسیبهای کم جنگ، مانع از شکلگیری مخالفت در آن شد. جنگ ایران اما تمام ظرفیتهای مرتبط برای فعالشدن مخالفتهای ماگا را در درون خود دارد. این جنگ، جنگی طولانی، با احتمال زمینی شدن، خسارتبار، مؤثر بر گرانی قیمت سوخت و پرتلفات است.
۵- اقدامات چندگانه ترامپ برای کاهش قیمت نفت از آزادسازی ذخایر استراتژیک نفت، ارائه معافیت به طرفهای نفتی تحریم شده تا درخواست از متحدان برای اعزام نیرو به تنگه هرمز ناکام مانده و قیمتها بار دیگر با عبور از ۱۰۰ دلار، درحال پیشتازی هستند.
معادلات و ضدمعادلات
ترامپ میخواهد در برابر معادلهسازی ایران که تنگه هرمز را مسدود کرده، معادلهسازی کرده و با جزیره خارک گروکشی کند. راهبرد رئیسجمهور آمریکا در این مسیر دیوانه نشان دادن خود و احتمال عبورش از خطوط قرمز است. ترامپ میخواهد به ایران بگوید اگر تلاش کند تا وی را در بنبست گیر بیندازد، او دست به اقدامی دیوانهوار و متهورانه میزند که میتواند زیانهای سنگینی برای تهران داشته باشد. ایران اما ضمن ایجاد بنبست در برابر ترامپ، به عبارتی «بنبستهای متداخل» و مرحلهای در برابر او ایجاد کرده است. اگر ترامپ بخواهد با هدفگیری تأسیسات نفتی خارک، بنبستی را که در تنگه هرمز دارد بشکند، ایران با ضربه متقابل به تأسیسات نفتی منطقه و محور مقاومت با مسدودسازی تنگه بابالمندب (تنگه)، بنبستهای مرحلهبندی شده را در برابر ترامپ میگشایند تا او بفهمد با حرکت دیوانهوار، راه به جایی نخواهد برد.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.