به گزارش مشرق، راضیه حسینی فعال رسانه نوشت:
اعتراضهای بازار که شروع شد، در صحبت بازاریها یک روایت پرتکرار وجود داشت: افرادی از بیرون آمدهاند و دارند کاسبها را تهدید میکنند که ببندند و بیایند وسط خیابان. برای خیلی از این کاسبهای استخوانخردکرده، اعتراضِ بهحقی که داشتند، شکل و شمایل دیگری داشت؛ ولی کسانی آمده بودند وسط و داشتند با تهدید و فشار آنها را به مدل خاصی محبور میکردند. همان موقع یک ویدئو بهصورت گسترده منتشر شد و خیلیها را مبهوت کرد؛ جماعتی با خشونت به یک مغازه حمله کرده بودند، صرفا چون صاحبش نخواسته بود مغازهاش را ببندند.
این شروع ماجرا بود؛ بعدتر هر چه پیش رفت، این اجبارها خشنتر شد. افرادی با چهرههای پوشانده میآمدند و فریاد میزدند هر کسی مغازهاش باز باشد، آن را به آتش میکشند و کاسبهایی که به هر دلیلی آنجا میماندند را زیر مشت و لگد میگرفتند. کسانی مورد حمله قرار میگرفتند که خودشان معترض بودند اما اجاره مغازه و چک و بدهیهایشان میطلبید حواسشان به کسبوکارشان هم باشد. اما حالا حق نداشتند خودشان در مورد شکل اعتراضشان یا کسبوکارشان هیچ تصمیمی بگیرند.این دیکتاتوریِ خشن، در فضای مجازی هم در همین سطح ادامه پیدا کرد؛ هیچ آنلاینشاپی حتی جرئت نمیکرد از کسبوکارش پست یا استوری بگذارد. بهسرعت مورد حمله قرار میگرفت، ترول میشد و حتی ممکن بود لشکر اکانتهای فیک مجازی آنقدر صفحهاش را زیر ضربه ببرند که محدود شود. فروشگاههای اینترنتی که ماهها زمان گذاشته بودند تا هر روز محتوا تولیدکنند و طبق الگوریتمهای شبکههای اجتماعی صفحهشان را بالا نگه دارند، دسترنجشان به همین سادگی باد میرفت.
از پنجشنبه شب بعد از فراخوان رسمی سرکردهشان رضا پهلوی، همه اینها شکل وحشیانهتری به خودش گرفت. در برخی مناطق برای به خیابان کشاندن مردم و گیر انداختن آنها در وسط خشونتها، زنگ خانهها را میزدند تا بیایند پایین و به اغتشاش بپیوندند. اگر به آنها اعتراض میشد، شیشههای خانه را به سنگ میبستند، یا آتش توی خانهشان میانداختند. به جان آمبولانس و اتوبوس و خانه و ماشین مردم افتادند و همزمان تکاندهندهترین جنایتها را شروع کردند؛ سربریدن و قطع عضو و کشتار خشن. صحنههایی رقم خورده که توصیفش را در جنایتهای داعشیها در کشورهای منطقه میشنیدیم.این گروههای تروریستی، مدافعان امنیتی که پارههای تن مردم ایران هستند را با سنگدلی، شهید و حتی ذبح کردند؛ مردم را در کوچه و خیابان و با قمه و چاقو و با شلیک از پشت و شلیک مستقیم به سر کشتند و سرکردهشان در جواب خبرنگار خارجی گفت اینها هزینه جنگ است!
ایرانیها این روزها به حافظه تاریخی نیاز ندارند تا بفهمند دیکتاتوری پهلویها در دوره حکومتشان چگونه بوده؛ خودشان دارند به چشم میبینند! این دیکتاتوری خشن با روشهای وحشیانه تجزیهطلبها و مجاهدین خلق در آشوبهای اول انقلاب کنار هم قرار گرفته و به جانِ مردم افتاده؛ فرقی نمیکند کسانی مخالف جمهوری اسلامی باشند یا موافقش؛ اگر آنطور که اینها میخواهند همراه نشوند، جان و مال و ناموسشان هدف خشنترین حملهها قرار میگیرند.
همه روزهایی که گذشته، مردم وقتی میشنوند این گروهها پابهپای جنایتهایشان، در تاریکی شعار مرگ بر دیکتاتور میدهند، این جمله توی ذهنشان تکرار میشود: مرگ بر دیکتاتوری که تویی!
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.