کد خبر 1065018
تاریخ انتشار: ۵ اردیبهشت ۱۳۹۹ - ۱۹:۵۹

انتقادات از وزیر جوان چند گیگابایتی تا سلفی‌بگیران داخل مجلس تبدیل به یک شوخی عامه پسند دلچسب می‌شود. در عوض محسن تنابنده آنقدر با لفظ گرانی شوخی کرد که دیگر برای مخاطب جذاب نبود.

سرویس فرهنگ و هنر مشرق -سریال «نون خ» در دومین ماه سال؛ موفق‌ترین سریال سال ۱۳۹۹ محسوب می‌شود و در جذب مخاطبان جدید توفیقات بیشتری کسب کرد.در دوران پخش این سریال تقریبا هیچ برشی از این مجموعه نیست که خبرساز نشود و دست به دست شدن برش‌های یک سریال در هیاهوی شیوع و اپیدمی کرونا و اخبار مرتبط با آن بسیار عجیب است. تقریبا هیچکدام ها از سریال‌های کمدی اخیر سیما حتی پایتخت نتوانست نشاط را به مدیوم سیما بازگرداند.

در این مجال با توجه به حجم انتقادات سیاسی در سریال پایتخت و نون خ می‌توان یک انتقاد تطبیقی را مطرح کرد. سعید آقاخانی در فضای مجازی و انتخابات‌ها و مصاحبه‌های بسیار کمی که از او منتشر شده به دنبال جوسازی سیاسی نیست و لحن کمدی سیاسی انتقادی‌اش را در میزانسن متعارف و عامه پسندی مطرح می‌کند و در سریالش طرح انتقادات از وزیر جوان چند گیگابایتی تا سلفی‌بگیران داخل مجلس و حتی موضوع شفافیت آراء تبدیل به یک شوخی عامه پسند دلچسب می‌شود. در عوض محسن تنابنده و تیم همراهان به قدری اگزجره با گرانی در پنج سال اخیر در سریال پایتخت شوخی کردند که کام تماشاگر تلخ می‌شد. جایگاه نماینده مجلس در پایتخت چگونه بود و در سریال نون خ چقدر به معقول و اندازه است!

اما بی تردید فصل دوم سریال از فصل اول مخاطبان بیشتری دارد. در فصل سوم این سریال اگر شیوه و ساختار فعلی را حفظ کند قطعا از سریال پایتخت پیشی خواهد گرفت. سریالی که در فصل نخست از الگوهای داستانی سریال پایتخت استفاده می‌کرد و مقلد این سریال بود، از نمونه اصلی پیشی گرفت. فصل اول نوخ به غیر از الگوبرداری از سریال پایتخت؛ فیلمفارسی رقیق شده‌ای از مجموعه فیلم‌های پیش از انقلاب درباره سفر چندتن از اهالی یک روستا به یک کلان شهر بود. در فصل دوم نون خ توانست هویت مستقلی پیدا کند و مخاطبان این سریال با دقت و ظرافت بیشتری فصل دوم را تماشا می‌کرد.  لذت بردن از دیالوگ‌های دقیق  و تنظیم شده نون خ برای مخاطبان بسیار مفرح‌تر از تماشای یک روایت پیوسته است.

بیشتر بخوانید:

مو قرمز نون خ چرا از خندوانه شاکی است؟

بسیاری از رسانه در انتقاد از سریال این موضوع را مطرح می‌کنند که سریال قصه ندارد. در واقع فصل سریال نون خ مبتنی بر روایت‌گری نیست. عدم تحرک دراماتیک در سریال نون خ یکی از مزیت‌های ویژه آن محسوب می‌شود. در واقع ابعاد دراماتیک در نون خ حذف شده و فرمولی سیتکامی در سریال تقویت شده است البته با این تفاوت که سریال به جای ضبط در فضای بسته در فضای باز ضبط می‌شود.

در گونه سیتکامی سریال سازی  روایت مدون تبدیل به کلیپ‌های موقعیتی می‌شود. سیتکام ساب ژانر کمدی در گونه سریال است  که با محوریت مجموعه ای ثابت از شخصیت هایی که از قسمت های دیگر به اپیزود های جدید  منتقل می شوند، بر اساس خرده موقعیت ‌های نمایشی، با اتکا به دیالوگ و مونولوگ مخاطبان را می‌خنداند. در سیتکاممنولوگ ‌هاو حتی دیالوگ‌ها از ساختار کمدی استندآپ تبعیت می‌کند. مثلا  در زیباترین و جذابترین بخش زمانی سریال، مهیار داستان خورده شدنش توسط خرس را بیان می‌کند. در واقع مهیار یک استندآپ را دارد اجرا می‌کند و به جای روایت، مخاطب شاهد شوخی ها و داستانک های بامزه است.

سیتکام از رادیو نشات گرفته، اما امروزه بیشتر در تلویزیون به عنوان یکی از اشکال مخاطب پسند دائما در حال تکرار است.حتی در نمونه‌های امروز تماشاگر را به استودیو محل ضبط برای تماشا دعوت می‌کنند. نون خ یک نمایش سیتکامی تمام عیار با جغرافیایی غیراستودیویی است. با ارائه این پیش فرض‌ها تصور نکنیم که آمریکایی‌ها گونه سیتکام را خودشان کشف کرده‌اندف از قضا سیتکام همان روحوضی ایرانی است که هنرپیشه‌ها به نوبت شوخی‌های خودشان را مطرح می‌کنند.


 اما مزیت سریال نون خ این است که ساختار سیتکامی را در لوکشین و جغرافیای بومی- کردی و تا حدودی وسیع تر اجرا می‌کند .  امروز در میان تولیدات تلویزیونی شبکه های آمریکایی بیگ بنگ تئوری و دوستان از توفیقات فراوانی برخودار هستند و نمونه تاریخی چنین سریالی صابون محصول ۱۹۷۷ است. سیتکامی در میان مخاطبان تلویزیون همچنان محبوب است. اغلب آثار مهران مدیری از  ساختار سیتکامی تبعیت می‌کنند. متاسفانه این تغییر ژنریک در نون خ تبدیل به برگ برنده سریال شد. 

در میان مخاطبان سیتکامی بسیاری از مولفه‌های عامه پسندانه از انتقادات داغ سیاسی تا حتی شوخی‌های ساختار شکن را می‌توان در سریال لحاظ کرد. ساختارشکنی و طرح موضوعات ملتهب در ظرف نون خ بسیار ممکن است چون مثل آثار سریال های سیتکامی مهران مدیری یک نویسنده خلاق دارد که می‌تواند مرزهای کمدی را در سیما جابجا کند. سرمایه گذاری روی نویسنده برای تلویزیون واجب‌تر از سرمایه روی سلبریتی‌هاست.

امیروفایی مجد برای نگارش سریال کمدی به تنهایی مستعدتر حتی از برادران قاسمخانی و تیم نویسنده‌های آنان است. آنقدر دقیق دیالوگ‌ها و منولوگ‌ها را نوشته که لحظه‌ای از سریال را نمی‌توان از دست داد و توفیق این نویسنده با سرمایه‌گذاری بر آثار بعدی او باید ادامه پیدا کند.