شهاب حسینی گفته که کسانی از دیروز بنده را آماج سیل انتقادات و نفرین‌ها و فحاشی‌ها قرار دادند.

به گزارش مشرق، بعد از انتشار پستی در نقد تحریم جشنواره فجر توسط شهاب حسینی، بار دیگر وی در مطلبی نسبت به واکنش‌های منفی نسبت به این پست، متنی را منتشر و از عقاید دینی و سیاسی خود دفاع کرد.

   

متن کامل یادداشت وی به شرح زیر است:

سلام. باز هم سلام. این بار خاصه به همه کسانی که از دیروز بنده را آماج سیل انتقادات، قضاوت ها، فحاشی ها و نفرین ها قرار دادند و حتی به فرزندان بی گناه بنده هم رحم نکردند. در برابر شما ادب می کنم و با نگاهی چون لقمان به شما می نگرم و پرهیز می کنم از آنچه شما انجام دادید.

همین قدر که فهمم شد با این خشونتی که در وجود شماست، چنانچه در مسند قدرت بودید، عملکردی بهتر از آنچه امروز شاهد هستیم نداشتید.

این بار چندمی است که بنده را به دلیل ابراز عقایدام به بدترین شکل مورد عتاب و خطاب قرار می‌دهید و انگ وابستگی سیاسی به بنده می‌زنید.

در حالی که به یقین نخواهید توانست هیچ گوشه زندگیم که بر کسی به خصوص آنان که بنده را از نزدیک می‌شناسند، پوشیده نیست، کوچکترین ردی از وابستگی سیاسی به هیچ نهاد قدرتی پیدا کنید. به مدد خدای بنده نوازم بندناف ارتزاق اعتباری و اقتصادی زندگی‌ام جز به درگاه رحمتش وصل نیست که وسیله آن را در درون روح و قلبم به ودیعه نهاده.

بیشتر بخوانید:

پشیمانی زودهنگام از تحریم جشنواره‌ها

بازیگری که می‌گفت ۸۰ میلیون ایرانی فدای پسرم هم معترض شد

افشاگری سیروان خسروی از پیشنهاد مهراب قاسم‌خانی برای حمایت از روحانی

فیلم/ فهرست هنرپیشه‌های مغضوب اپوزیسیون؛ از لیلا اوتادی تا محمدرضا گلزار

واکنش طنز کاربران به خداحافظی چند سلبریتی از تلویزیون

به لطف یار نان بازو می خورم جز خود رزاق یگانه‌اش سر تعظیم و ستایش در برابر هیچ یک از بندگانش در هر منصب و مقامی که باشند، فرود نمی‌آورم که ستایش تنها ذات الهی را سزاست.

ارادتمند تمامی انبیا و اولیا خدا در تمام ادوار تاریخ بشریت هستم چرا که آنان را نوابغ عصر خویش و به مثابه شمع‌هایی می دانم که یزدان پاک، برای نجات بشر از تاریکی جهل روشن کرد و روشنی آنان را فروغ بخشید. آنان نیز با سوختن خود جهان اطراف خود را روشنی بخشیدند و بیش آنان همواره در تقابل با قدرت های زمانه خویش بودند.

قدرت‌هایی که به گواه تاریخ تعدادی از آنان حتی خود را به زینت شریعت دینی آراسته و در ظاهر به مناسک آن عمل می‌کردند. با مطالعه تاریخ به خصوص در احوالات ائمه اطهار علیهم السلام به روشنی با آن مواجه می‌شویم.

آیا واقعاً در عقوبت غفلت به سر می‌بریم که این چنین بر دل و دیدگانمان مهر کوبیده شده و ناتوان از تمیز و تفکیک ارکان زندگی خویشیم؟  بنده در نام فامیلم نام کسی را در شناسنامه دارم که خود یگانه مظهر ایستادگی در برابر قدرت نامشروع نامطلوب وقت بود.

عشق و ارادت قلبی به مردان بزرگ خدا خاصه پیامبر اکرم و امامان معصوم، از وقت تولد به واسطه پدرم در تار و پودم تنیده شده و حتی به قیمت جان حاضر به فروختن آن به بهای ناچیز وابستگی سیاسی و فکری به هیچ نهاد قدرتی چه در ایران و چه خارج از ایران نبوده و نیستم.

تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نیاز؟ به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست. از این بابت عرض کردم که تا جامعه‌ام بداند تا آخر عمر و به هیچ بهایی دست از عقیده قلبی‌ام نخواهم کشید چرا که جز آن ریسمان امید دیگری ندارم.

بنابراین انتصاب هر کسی که از اعتقاداتش سخن می‌گوید به نهاد قدرت صرفاً به خاطر تشابه گفتار در قادی در ظاهر، قضاوتی است که طبعاً از کم آگاهی نشأت می‌گیرد.

زندگی این بنده کوچک چون دیگران، پرورده پروردگار است و چنانچه خضوع و خشوعی باشد، ذات لایزال او را سزاست.

بنده هم به عنوان یک ایرانی، دل در گرو و سرزمینم و مردم آن دارم.  منتقد بسیاری از موارد و مسائلی هستم که بر سر جامعه‌ام آمده.  منتقد عدم وجود صبوری لازم برای شنیدن اعتراضات به حق مردم هستم. خود نیز جزئی از همین مردمم.  منتقد نوع رویا رویارویی با مردم پرسشگر در سال ۸۸ هستم. منتقد اتفاقات تلخ و نوع مواجهه با آن هستم. منتقد کشته شدن هم وطنانم در آبان ماه هستم.

منتقد آن دستپاچگی و عجله هستم که منجر به فاجعه سقوط هواپیمای مسافری شد و داغ عزیزانمان را بر دل هامان نهاد. منتقد اتفاقات بدی هستم که برای فرهنگمان افتاده.  در عین حال، حال عمومی را درک می کنم چون خود یک از عوامل هستم.  این را معتقدم الان وقت کنار کشیدن نیست.

تحریم فستیوال و عدم حضور راه چاره نیست.  چرا که جا برای دیگرانی باز می شود که انگیزه های دیگری دارند. الان باید بود و حرف زد. الان باید طیف هنرمندان یکصدا مطالبات و انتظارات خود را در یک قالب واحد مطرح نماید.
دست از ظاهر بینی برداریم. نگاه اجمالی به کارنامه‌ها خود مشتی است نمونه خروار.

چطور میتوانیم دم از انصراف بزنیم در حالی که کارهایی در کارنامه خود داریم که بودجه آن مشخصاً از نهادهای قدرت تامین شده؟ این اگر ریاکاری نیست پس چیست؟

کجای کارنامه بنده حقیر چنین کارهایی یافت می‌شود؟ تنها درباره دو اثر که ممکن است چنین ظنی به وجود آورده باشد همین قدر بگویم که فیلم‌ دلشکسته را تنها به دلیل اینکه سعی داشت برای جوانان علاقه‌مند به حضور در بسیج الگوی رفتاری درستی بر پایه ادب و احترام به افکار مخالف ترسیم کند، با دستمزدی بسیار ناچیز کار کردم و نقش پرافتخار شهید بابایی را به دلیل ارادتم به شهدای که با نثار جان شان مدافع راحت جان و مال مردم شان بودند.

شهدایی که اگر امروزه حضور داشتند، شاید اوضاع به گونه دیگری بود. کجای کارنامه حقیر تعاملات نزدیک با نهادهای قدرت یافت می‌شود که این چنین رأی بر وابستگی فکری و عقیدتی بنده می دهید؟

 بنده هر تصمیمی در زندگی گرفتم با استقلال رای و خود خواسته بوده چرا که منبع الهامات مرا در ظاهر زندگی جستجو نمی‌کنم.  به اندازه مثنوی هفتاد من می توان نوشت اما در حوصله مخاطب نمی‌گنجد.  دیر زمانی است که حوصله‌مان کفاف رویارویی با حقایق را نمی کند و این در حالی است که آفرینش بزرگ با من متانت و صبر به کار خود است. او خود را با ما هماهنگ نمی‌کند. این ماییم که چنانچه خود را به عشق با سمفونی بزرگ آفرینش یک دل و همساز نکنیم، چون نوازندگانی نابلد و فالش نواز، نت‌های زیبای زندگی را آنقدر بد اجرا می‌کنیم که دیر یا زود، ناگزیر از ترک این گردونه عظیم خواهیم شد.

هر که هستیم، هر کجا هستیم و بر هر مسندی که تکیه زدیم.