چنین افرادی به هر قیمتی می‌خواهند فیلمشان را بسازند و نامشان را مطرح کنند. نگاهی به تیتراژ این فیلم بیاندازید تا ببینید که جناب کارگردان، چه مسئولیت‌های دیگری بر عهده داشته است: فیلمنامه‌نویس، تهیه‌کننده، سرمایه‌گذار، تدوینگر و مدیر فیلمبرداری. از یادداشت او در ماهنامه فیلم برمی‌آید که او دوربین فیلمبرداری و لنزهای این فیلمش را هم از خیابان ناصر خسرو خریده است. وقتی هیچ تهیه‌کننده حرفه‌ای، از چنین فیلم سخیفی حمایت نمی‌کند راهی جز این نمی‌ماند که قلّکمان را بشکنیم و برای خودمان فیلم بسازیم. سابقاً برخی گاوشان را می‌فروختند. آیا کسی می‌داند سینمای حرفه‌ای کیلویی چند است؟

گروه فرهنگی مشرق - فیلم «شیفتگی» سومین ساخته علی زمانی عصمتی در روز آخر جشنواره فیلم فجر در سالن نمایش‌های برج میلاد نمایش یافت. این فیلم را می‌توان به جرأت بدترین فیلم جشنواره سی‌ودوم فجر خواند. تنها چیزی که باعث توجه مخاطبان به این فیلم می‌شود حضور رؤیا تیموریان، افسانه چهره‌آزاد و لیلا زارع در آن است، فیلمی پوچ و گزاف‌گو که در حقیقت وقت مخاطبانش را تلف می‌کند.
 
خلاصه داستان
در محله‌ای در یزد، شایسته (رؤیا تیموریان) با موهای کوتاه و کاپشن مردانه‌اش به عنوان مرد شناخته می‌شود و مردم به او «حاجیشا» می‌گویند. او دف می‌زند و در گروه موسیقی زیرزمینی همسایه‌اش غوغا (لیلا زارع) شرکت می‌کند. مدتی بعد، او و خواهرش شمسی (افسانه چهره آزاد) متوجه می‌شوند که معصومه دختر چهارده ساله شمسی که سندروم داون دارد، باردار است. شایسته برای پیدا کردن فرد متجاوز تلاش فوق العاده‌ای می‌کند. او به داماد خواهرش (بهداد رویان) مشکوک است و حتی او را به همین جرم مضروب می‌کند ولی در لحظات آخر از کشتن او با ساطور منصرف می‌شود...
*****
 فمینیست قدّاره‌بند مردستیز
 
نقد و نظر
بدترین موج فمینیسم، نوع مردستیز آن بود که از اوایل دهه 1960 در اروپا رایج شد و حدود بیست سال بعد، از رونق افتاد. درست وقتی که دانشجویان دختر دهه 60 که به جای ازدواج، همجنس‌خواهی را برگزیده بودند به سنین یائسگی رسیده و عقل به کله‌شان برگشته بود. حالا این کارگردان تازه به دوران رسیده با این فیلمش، عملاً قی کرده‌های پنجاه سال قبل فمینست‌های کفرگو را به ما پیش‌کش می‌کند!

واقعاً از تماشای این فیلم در جشنواره فیلم فجر، برق از سرم پرید. هیئت انتخاب فیلم‌ها، که این خزعبل را برای جشنواره فیلم فجر انتخاب کردند واقعاً چه قصدی داشته‌اند؟ علی معلم، ابراهیم داروغه‌زاده، مجید رضابالا، داریوش فرهنگ، حسین کرمی، حسین لطیفی و مازیار میری. هیچ بعید نیست که جناب میری که فیلم قطعه ناتمام (1379) او، درباره منع تک‌خوانی زنان در جمهوری اسلامی است بعد از تماشای فیلم، خطابه‌ای برای همکارانش در این موضوع نموده آنها را نسبت به انتخاب این فیلم، مجاب کرده باشد. جالب توجه اینکه، در جشنواره فجر حدود ده دقیقه از این فیلم به دلیل نمایش موی تراشیده رؤیا تیموریان با سیاه شدن تصویر و ممیزی همراه بود. واقعاً این حضرات داور به کجا می‌روند؟ این فیلم، جای فیلم‌های خوبی همچون جینگو (تورج اصلانی) که می‌توانستند در جشنواره باشند را تنگ کرده است. و جالب توجه اینکه این هیئت، ابتدائاً با نمایش فیلم شیار 143 در جشنواره فجر مخالفت کرده بود که در نهایت با اعمال فشار منتقدانی که فیلم را دیده بودند این امر محقق شد.
 
 
به نظر بنده، نه‌تنها باید از هیئت انتخاب جشنواره فجر استنطاق کرد بلکه از کسانی که اردیبهشت امسال به این فیلم مجوز ساخت داده‌اند. هرچند بعید نیست کارگردان که 29 آبان فیلمش را کلید زده است از فیلمنامه تصویب‌شده عدول کرده باشد، همانطور که برخی دیگر همچون کارگردان عصبانی نیستم از فیلمنامه مصوّب، تخطی کردند.

فمینیست قدّاره‌بند مردستیز

آدمی‌زاد چقدر ممکن است از هویت انسانی دور بیفتد که فیلم سخیفی مثل شیفتگی بسازد و به خودش هم توهین کند. در فیلم، بجز شخصیت بسیار فرعی ویولون‌ساز که در نهایت با حاجیشا ازدواج می‌کند، هیچ مرد درستکاری دیده نمی‌شود. فیلمساز با این شخصیت‌هایش می‌خواهد بگوید تنها مرد فیلم، همین حاجیشا (رؤیا تیموریان) است که در واقع یک زن است! او با این فیلمش، عملاً عقده‌های روانی خود را از مردان جامعه‌اش تصویر کرده است.

نمی‌دانم چطور می‌شود کسی در ایران به چنین عقاید مزخرفی که در این فیلم دیدیم عقیده داشته باشد. حتی تهمینه میلانی هم می‌تواند نزد این جناب، درس فمینیسم و زن‌سالاری بیاموزد. چه می‌گویم؟ ایشان باید از دست ملکه الینور (1204-1122) همسر هنری دوم که فمینیسم و شعرهای تروبادری (Troubadour = عشق خاکساری) را بنیان گذاشت و شاعران درباری زیادی را پرورش داد، صله بگیرد. (تصویر الینور در سینما را می‌توانید در فیلم شیر در زمستان (1968) The Lion in Winter با بازی کاترین هیپورن ببینید، و همچنین سال گذشته در انیمیشن اسکاریِ دلاور Brave، سلیطه‌ای که دخترش را همچون مردان پرورش می‌داد و پسرانش را مثل زنان. کوچکترین پسر او همان پرنس جان است که وارث تخت پدرش شد و اخلاق زنانه او را احتمالاً در انیمیشن رابین‌هود دیده‌اید).

عجیب است که این جناب، در یادداشتی که برای ماهنامه فیلم (شمارۀ ویژه جشنواره) فرستاده تصریح کرده که دو سال از عمرش در بنیاد فارابی تلف شد و آنها بودجه‌ای برای ساخت این فیلم ندادند! بنده در حیرتم که آیا این کارگردان خودستا است یا مشنگ؟ لطفاً اگر کسی می‌داند بنده را هم خبر کند. وقتی دانستم که او قبل از این، دو فیلم دیگر نیز ساخته است، به نظرم رسید که این شخص می‌تواند به عنوان یک موضوع روانشناسی مورد تحقیق بیشتر قرار بگیرد؛ کوچه‌های باریک (1383) و اوریون (1388). سایت ویکی‌پدیا برای فیلم اوریون یک مدخل باز کرده و درباره آن نوشته است: «اوریون فیلمی ایرانی، ساختۀ علی زمانی عصمتی با موضوع از دست دادن بکارت یک دختر در یک جامعه بسته و سنتی است. این فیلم در شهر یزد فیلم‌برداری شده است. فیلم، در پنجاه و چهارمین جشنواره فیلم لندن دو بار به نمایش گذاشته شد.»
فمینیست قدّاره‌بند مردستیز

در همین صفحه از ویکی‌پدیا، نظر پرویز جاهد منتقد هنری بی.بی.سی درباره اوریون هم درج شده است: «اوریون از نظر سینمایی فیلم چشمگیری نیست و تنها علت پذیرش آن در جشنواره فیلم لندن، می‌تواند موضوع جنجالی آن باشد. به ویژه اینکه فیلم‌های دیگری که از نظر سینمایی بهتر و قوی‌تر بودند امسال به این جشنواره ارسال شدند اما مورد توجه هیئت انتخاب آن قرار نگرفتند.» یک آشنا به بنده نفر خبر داد که با پخش این فیلم از تلویزیون بی.بی.سی. امکان نمایش آن در ایران عملاً غیرممکن شده است. این فیلمسازان بند تنبانی که قادر نیستند یا نمی‌خواهند بالای کمر را هم ببینند برای بنده واقعاً تهوع‌آورند.

کارگردان متولد 1352 در یزد است. بنده دو دوست بسیار خوب یزدی دارم که از سی سال قبل رفاقتمان تداوم داشته است. من حتی خدمت سربازی‌ام را در یزد گذرانده‌ام و با مردمان سخت‌کوش و سلیم یزدی که تعدادشان کم نیست زندگی کرده‌ام، و می‌دانم که در مقایسه با کل کشور، آمار جنایت و طلاق در یزد در حداقل است. اما در عجبم که چگونه چنین موجود غریبی در همین یزد سر بر‌آورده است. یک علتش می‌تواند مسخ‌شدگی در برابر سینما باشد. یادم آمد مهدی سجاده‌چی در 12 تیر 1389 در دیدار کارگردانان با رهبر از این موضوع تحذیر داد و سخن خود را با این جملات به پایان برد: «آیا باورتان می‌شود که نویسندگانی هستند که دیگر نمی‌توانند در سینما کار کنند چون خرج سینما بالا رفته است؟ سینما شرایطی خطرناکی دارد و دارد به جایی می‌‌رسد که بپرسیم آیا ما واقعاً تا این حد به سینما احتیاج داریم؟ سینما دارد به جایی می‌رود که او «دختر ترسا» شود و کسانی که در سینما کار می‌کنند بسان «پیر صنعان» بر او سجده برند.» (نگا. آن چهارده توصیه ناگفته، حاشیه دیدار فیلمسازان تلویزیون با رهبر، 12 /4 /1389).


بعید نیست اگر معلوم شود آقای سجاده‌چی بعد از فیلم روز سوم (1385) به همین علت از سینما عزلت گزیده باشد. ولی در عوض چنین افرادی هم هستند که به هر قیمتی می‌خواهند فیلمشان را بسازند و نامشان را مطرح کنند. نگاهی به تیتراژ این فیلم بیاندازید تا ببینید که جناب کارگردان، چه مسئولیت‌های دیگری بر عهده داشته است: فیلمنامه‌نویس، تهیه‌کننده، سرمایه‌گذار، تدوینگر و مدیر فیلمبرداری. از یادداشت او در ماهنامه فیلم برمی‌آید که او دوربین فیلمبرداری و لنزهای این فیلمش را هم از خیابان ناصر خسرو خریده است. وقتی هیچ تهیه‌کننده حرفه‌ای، از چنین فیلم سخیفی حمایت نمی‌کند راهی جز این نمی‌ماند که قلّکمان را بشکنیم و برای خودمان فیلم بسازیم. سابقاً برخی گاوشان را می‌فروختند. آیا کسی می‌داند سینمای حرفه‌ای کیلویی چند است؟
فمینیست قدّاره‌بند مردستیز

یادداشت این جناب در ماهنامه فیلم به خوبی از «شیفتگی» دیوانه‌وار او به سینما خبر می‌دهد، شیفتگی‌ای که با عشق به جنس مخالف، گره خورده است: «... بعضی سودای فیلمساز بزرگ شدن در سر داشتند و می‌خواستند برگمان، تارکوفسکی یا آلن رنه شوند و عده‌ای در آن سال‌های شهرستان، دلشان به باهم‌بودن چند روزۀ دخترها و پسرها سر صحنه خوش بود و به همین قناعت می‌ورزیدند.» حتی در همین فیلم نیز می‌بینید که غوغا (لیلا زارع) در گروه موسیقی‌اش، دوست‌پسر دارد و از قضا مظنون اصلی در ماجرای دزدیده شدن حافظۀ رایانه، همو است.

نمی‌توانم از یک دیالوگ فیلم که به حجاب چادر توهین می‌کند بگذرم. شایسته در اواخر فیلم به وقت اختلاف نظر با خواهرش می‌گوید (نقل به مضمون): «اگر با من مخالفت کنی چادر بر سرم می‌کنم می‌روم توی بازار، هم آبروی خودم را می‌برم و هم شما را». واقعاً به این تخم مرغی که از زیر بتّه به عمل آمده است چه باید گفت؟ آیا چادر بر سر کردن مایه آبروریزی است یا ساخت این خزعبلات؟! یکی بر سر شاخ و بن می‌برید! بنده اگر حاکم شرع بودم این فیلمساز را به چندین جرم واضح در این فیلم، محاکمه می‌کردم. در انتها باز هم می‌پرسم آیا کسی می‌داند این کارگردان خودستا است یا دیوانه؟
 
امیر اهوارکی

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 59
  • در انتظار بررسی: 1
  • غیر قابل انتشار: 1
  • سیب کال ۱۰:۴۶ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۷
    5 5
    من هم فیلم رو دیدم. به عنوان یک خانوم از این همه مردستیزی بدم اومد!!!!!!!!!!
  • ۱۱:۲۴ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۷
    1 2
    شکر خدا آقای روحانی رئیس جمهور شد
  • میترا1 ۱۱:۳۲ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۷
    1 1
    واقعا با این فیلما به این سوال میرسم که نسبتشون به دهه ی فجر و جشنواره ی فیلم فجر چیه ؟؟!! حیف پول یا بهتره بگم حیف نون
  • حسن ۱۲:۱۸ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۷
    1 1
    مسئولین در قید حیاتند عایا ؟؟؟!!!
  • مهدی ۱۲:۴۳ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۷
    1 0
    نوشتتون از ادبیات ژورنالیستی به شدت دور بود . از سایت مشرق بعید است . حالا حالاها باید منتظر تولید این اشغال فیلم های ساخته شده با بودجه سفارتخانه ها باشیم
  • ۱۲:۵۱ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۷
    1 1
    بله در قید حیاتند ولی به صورت نباتی
  • ۱۳:۰۹ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۷
    0 0
    عـــــــایا!
  • کیومرث ۱۳:۱۴ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۷
    0 0
    بنام خدا باسلام آنچه که باعث بدبینی بیشتربه جامعه اسلامی خودمان شده همین خزعبلات مزخرف به نام فیلم است در واقع ریشه نا تحملی نسبت به یک جامعه ریشه در تفکرات مخرب تعداد معدودی دارد اما خسارتش جمع زیادی را در بر میگیرد ....ضمنا به نظر اینجانب آنچه باعث پوشیدن زشتیهای یک جامعه می شود حجاب است چرا که عاقبت جامعه ما در صورت تداوم حکومت پهلویهای ملعون چیزی بهتر از تایلندیا حداکثر اوکراین واپسگرا نمی شد الحمدلله رب العالمین که نشد.
  • مهدي ۱۳:۲۶ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۷
    1 0
    اين فيلم ها سرگذشت زندگي امروز شمال شهر نشين هاي تهران است
  • تنگ نظر ۱۴:۰۸ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۷
    0 0
    ماشالله همه منتقد فيلم و سياست و فرهنگ و اقتصاد شدن ميگم شماها مدارك مربوطه رو از كجا گرفتيد؟
  • ۱۴:۱۵ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۷
    0 0
    به نظرم سخیف ترین فیلم جشنواره بود. با اینکه بعد از اظهار نظرات یک وزیر که شیفتگی شون به صدای زن بود انتظار داشتم تو اکثر فیلمهای جشنواره ابتذال زیادی رو ببینم اما اصلا فکر نمیکردم اینهمه دم دستی، سطح پایین، موهن، کجاست قوه قضائیه؟ کجان وزاری تدبیر و امید؟ ما که از سینما به کل ناامید شدیم حالا شما هی سلام سینما، و جون مادرتون بلیط مفته برید ببینین تدبیر کنین!
  • ۱۵:۳۱ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۷
    0 0
    بودجه سفارتخانه ها؟ تو متن که نوشته پولشو خودش داده!
  • ۱۵:۳۴ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۷
    0 0
    این که یه نفرو هیچکی حمایت نکنه و باز فیلمشو بسازه و دیده بشه خیلی بهتره تا از صد جا سفارش بشه و هزارجور حمایت بشه و در نهایت هیچ کس بهش نگاه هم نکنه! به این فیلمها در اصطلاح میگن "فیلم مستقل"
  • ۱۵:۳۵ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۷
    0 0
    دوستان مشرق بد نیست شما هم نظری به این کامنت بندازین و به کنه قضایا بیشتر پی ببرین این کامنت مال کاربرای سایت انتخابه (روحانی باید مثل امور خارجه که چاک کار را گرفته و موفق شده خفت صدا و سیما و این رسانه انحصاری را بگیرد و یا خود رسانه ای انحصار برای ابراز آراء و عقائید و حال و احوال و آگاهی مردم فقورا تاسیس کند !!! ) عجب منطقی !!!! عجب اعتدالی !!!!!
  • محسن ۱۵:۵۳ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۷
    0 0
    بنده به نوبه خودم فکر کنم طرف(منتقد محترم مشرق) دیگه کاسه صبرش لبریز شده... الانه که دیگه بترکه....
  • نقطه نظر ۱۵:۵۶ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۷
    0 0
    برای یک تولید، همه میتوانند اعم از شمای تنگ نظر و بنده، نظر بدهند. چون بعضی وقتها انتقاد، انتقادهای سلیقه ایست، اما انتقاد حرفه ای، بعید میدونم ایشون انتقادی غیرکارشناسانه ای کرده باشند... و کسی که فعالیت سینمایی یا رسانه ای داشته باشه، این امکان ازش بر میاد که انتقاد به حرفه خودش از زوایای دیگه داشته باشد.
  • ۱۵:۵۸ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۷
    0 0
    با پول خودش ساخته، بدون حمایت هیج ارگان دولتی، نشان شجاعته
  • سعید ۱۶:۰۱ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۷
    0 0
    بهتر بگی اشغال کارگردان
  • ۱۶:۰۲ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۷
    0 0
    از مهدی هاشمی
  • ۱۶:۴۱ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۷
    0 0
    شکر خدا آقای روحانی رئیس جمهور شد که اینگونه افراد میدان پیدا کنند برای عقده گشایی و هرزه نگاری و ترویج بی بندوباری...
  • ۱۷:۱۳ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۷
    0 0
    از یک ارزن عقلانیت
  • ۱۷:۴۳ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۷
    1 3
    این متن خودش زن ستیزه و داره به مرد ستیزی اعتراض می کنه ؟! منظور نویسنده از این که دخترهای دهه شصت میلادی وقتی به یائسگی رسیدند عقل به کله شان اومد چیه ؟!! یعنی هورمون های زنانه ناقص عقلشون کرده بود ؟ یا چون از نظر مردسالاران تاریخ انقضاشون به سر اومده متوجه اشتباهشون شدند ؟ نگاه جنسی و کالایی به زن دارید و از مرد ستیزی میگین ؟! اگه مرد بودن اینه که من هم یه مردستیزم با کمال میل .
  • ۱۷:۵۹ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۷
    0 0
    آقای تیموریان چرا روسری سر کرده؟؟؟ سیبیلهاش رو زده یا شب بود سیبیلش رو ندیدیم؟؟؟ مسخره ترین آرایش زنانه که اونها رو از مردها هم زشت تر میکنه ترکیب سن همین عینک و همین مدل مو هستش که آقای تیموریان با هم جمع کرده!!!!
  • ۱۸:۴۸ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۷
    0 0
    از همونجا که شیخ حسن دکترا گرفته
  • مهديه ۲۰:۵۴ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۷
    0 1
    ادبياتي كه نويسنده ي متن از ان استفاده كرده اصلا شايسته نيست. فيلم شيفتگي هر اندازه سخيف باشد دليل موجهي براي استفاده از اين نوع ادبيات سراسر تحقير و بي ادبي نيست... براي انتقاد سازنده بايد از ادبيات درست استفاده كرد وگرنه مخاطب تصور ميكند كه نويسنده در فضاي احساسي و توام با عصبانيت متن را مرقوم داشته.
  • احسان ۲۱:۴۸ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۷
    0 0
    متاسفم فرهنگ جامعه ما رو به کجا می برند. من هم موافقم که بگم عایا مسئولین ... ؟؟؟
  • irani ۲۲:۰۸ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۷
    1 0
    ایشون یک فیلک دارند به نام اوریون که بسیار سخیف تر از این فیلم است و تا بحال چندین بار شبکه بی بی سی فارسی اونو نشون داده . من ماندم چه جوری به این آدمای خائن مجوز ساخت می دهند
  • ۲۲:۳۳ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۷
    0 0
    اگر شیار 143 را ببینید دیگر هرگز وقتتان را تلف این اراجیف نمیکنید!!
  • میترا1 ۲۳:۱۳ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۷
    0 0
    مسلما از لندن نگرفتن ! الحق که تنگ نظری
  • سلام ۰۰:۰۸ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۸
    0 1
    چقدر بد موضوعتون رو بیان کردید، فیلم بدی بود و من هم موافقم اما واقعا یادداشت شما از اون فیلم بدتر بود
  • ۰۰:۳۶ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۸
    0 0
    تعجب نکنید شما در دوران روحانی متشکریم قرار دارید
  • ۰۲:۲۸ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۸
    0 0
    عقل. مدرک یا عقل ؟
  • یاسر ۰۲:۵۷ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۸
    0 0
    من فیلمو ندیدم ولی حتما اگر اینطور باشه ازش دفاع نمیکنم در ضمن نوع ادبیات نگارنده متعجبم کرد اگر میخواهید نقدی کنید حداقل باید از کلمات درستی استفاده کنین نه کلماتی که .....
  • منتقد با افتخار کم سواد ۰۸:۰۴ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۸
    0 0
    به نظر میاد تنگ نظر جان از نظر شماهم هر منتقدی بی سواد است " دیکتاتوری نوین".......
  • جلال ۰۹:۲۸ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۸
    0 0
    ما سالها در نیویورک بودیم جنگ را نیز در دفتر سازمان ملل جنگیدیم الحق خوب جنگیدیم سریع ان انگلیش آموختیم تا به زبان ملی صحبت کنیم خیلی جیزها یاد گرفیم سریع ان خیلی چیزها یاد گرفیم داکتر شدیم و حالا سریع الطلبکار شدیم و ... باقی در شماره بعد .................
  • رضا ۰۹:۳۲ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۸
    0 0
    وقتی که سریال های صدا سیما(طنز و جدی) داره به سمتی میره که مردها بی مسئولیت و آویزون و ترسو و در حاشیه هستند و زنها مدیر و مدبر و فداکار و شجاع ، خب باید هم این فیلمهای سخیف هم ساخته شه. به نظرم بهتره این همه عصبانیت نویسنده(که البته به حق بود) سر صدا سیمای خودمون هم خالی شه.چون این یکی تاثیر گذاریش خیلی زیاده.
  • ۱۲:۰۶ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۸
    0 1
    واقعا این ادبیات برای نقد یک فیلم زشت نیست ولو فیلم فیلمی در خور شان نباشه و یا نقد هر چیز دیگری. من این فیلم رو ندیدم و نظری ندارم ولی در شان یک روزنامه نگار نیست بخواد این طور بنویسد .
  • ۱۳:۱۶ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۸
    0 0
    که مثلا چی؟............
  • ۲۱:۴۳ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۸
    0 0
    اینها تمام عقده های دوران کودکی خود را در قالب فیلمهای کم محتوا و سخیف به خورد ملت می دهند و اسم خودشون رو هم می گذارند کارگردان.
  • ۲۱:۵۰ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۸
    0 0
    بعضی وقتها تجربه از مدرک دکتری نیز بهتر و مفید تر هستش
  • ۰۱:۰۱ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۹
    0 0
    این فیلمسازان بند تنبانی که قادر نیستند یا نمی‌خواهند بالای کمر را هم ببینند برای بنده واقعاً تهوع‌آورند.
  • یاسر ۰۲:۰۶ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۹
    0 0
    من برای این گزارش نظرمو دادم ولی مشرق چرانظرمو نمیذاری متاسفم
  • میم ۱۷:۴۲ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۹
    0 0
    که بگیم روحانی مچکریم
  • ۲۰:۱۶ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۹
    0 0
    عزیزم اینا دنبال یکی میگردن مثل اون نخست وزیر فاسد اوکراین علمش کنن تا یا انقلاب مخملی ازش عمل بیارن متاسفانه هنوز کسی رو که هم کاریزما و زیبایی رو با هم داشته باشه پیدا نکردن. اگه بهترین حرفها رو یه زن زشت بزنه خمه میگن چرت میگه. ولی اگه یه زن زیبا یه مشت چرت و پرت هم سر هم کنه همه میگن روشن فکره و یه هو همه فمنیست میشن و این شروع بازیه! اونایی که که این میمونها رو مدیریت میکنن به خوبی به حس زیبایی پسند مردان و جادوی زیبایی زنان واقفن. میدونن این هر مردی رو وسوسه میکنه ولی از اونجایی که میدونن ضمیر خودآگاه مردها برای اینکه هیز و شهوت پرست دیده نشن از نقاب طرفداری از حقوق زن استفاده میکنه این بازیها همواره بشکل جریان فمنیستی سر باز میکنن!
  • ۲۱:۴۸ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۹
    0 0
    مسئولین رفتن گل بچینن
  • Anti Devil ۲۲:۱۸ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۹
    0 0
    و فمینیستها روی کار آمدند. مثال: فائ.. ..شمی
  • ۲۲:۵۴ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۹
    0 0
    بابا شجاع ، ای دلیر ای بی باک ای .... خ ش
  • ۲۲:۵۹ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۹
    0 0
    آخه فیلم داریم تا فیلم. چی بهت بگم؟؟؟؟؟؟!
  • ۲۲:۵۹ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۹
    0 0
    لطفا بفرمایید نویسنده این نقد ادبی کیست؟
  • ۲۳:۰۲ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۹
    0 0
    جانم،دخترهای همجنس باز دهه 60 رو گفتن. بعدش کار هر کس نیست خرمن کوفتن زن کار خانه مرد هم با گاو نر( میره سر کار)
  • ۰۰:۱۰ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۰
    0 0
    .... معرف ادبیات انحصاری مشرق و دار و دسته اش باشه !!!!!!
  • ایرانی مسلمان ۰۰:۳۷ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۰
    0 0
    از کی تا به حال حماقت -نشانه شجاعت شده
  • ۰۴:۳۵ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۰
    0 1
    سلام.باز خداروشکر که شما قاضی نبودین وگرنه الان هیچکس زنده نبود آقای نگارنده.شما احتمالا با زنت دعوات شده یا اینکه از مامی تون قهر کردی که اینقد عصبی شده.کاش قبل از نوشتن این متن،یه لیوان آب سرد میخوردی.واقعا حرفات خوده چاله میدونه.شما که از فیلم و سینما سررشته نداری،بهتر نیست اظهار فضل نکنی؟فیلم خوب یا بد،فک نمیکنم شما در حدی باشی که اینگونه نقد کنی.اول حرف زدن درست رو یاد بگیر بعد انتقاد کن.اونم انتقاد سازنده و بجا،سازنده،سازنده جانم.متوجه شدی؟
  • توکل ۰۶:۱۶ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۰
    1 0
    خیلی واضحه. احتمالاً منظور نویسنده این بوده که زنهای فمینیست به دلیل مردستیزی ازدواج نکرده بودند. اما به وقت پیری فهمیدند که اشتباه کرده اند و حالا تنها هستند و نسل و خانواده ندارند.
  • زهرا ۰۰:۱۵ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۱
    0 0
    من فیلم را دیدم و موافقم که تهوع آورترین فیلم جشنواره بود(به نظرم بدترین فیلم خانه پدری بود.) در کل با قصد اصلی و هدف اصلی متن موافق بودم مخصوصاً که تمام نکات موجود در مورد کارگردان و اثر قبلی و عوامل و مصاحبه ها هم آورده شده بود، ولی در مورد نگارش و سیر مطالب نکته ای به نظرم رسید. با مطالبی که در مورد فمنیسم و ریشه آن ذکر شد خیلی بهتر میتوانستید استدلال کنید، «قی کردن» زیاد در خور شان مطلبی تحلیلی نیست، همان ذکر ریشه این تفکر و غایتی که داشت خود فی نفسه نشان دهنده سیاهی و بطلان ماجرا هست. از طرفی ذکر خاطره شخصی به هیچ وجه بر سنگینی استدلال شما و بار مطلب کمک نمیکند، از بُعد شناخت اقوام اگر بررسی کنیم میبینیم که مردم یزد مردمی اصیل و مذهبی هستند علاوه بر اینکه کاملاً مشخص است کارگردان با توجه به فیلم اولش هم نوعی کینه و عداوت نسبت به مردم این خطه دارد. در کل قصد و هدف متن و کلیتش بسیار خوب بود و خوشحال شدم که کسی همت کرده و در مورد این اثر نازل ولی پر ادعا مطلبی نوشته اما اصلاح برخی نکات بر قوت متن می افزاید.
  • leili ۱۰:۲۲ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۴
    0 1
    فیلم زشت ونقد زشت تر ادبیات نقدتون شرم آوره
  • ۱۲:۲۲ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۴
    0 0
    اینهاسرهنگ نیستند .... بازیگرند.....!!!!!!!!
  • رضا ۱۶:۲۵ - ۱۳۹۳/۰۸/۲۲
    0 0
    امیر جان به راهت ادامه بده چون این اعمال و رفتارهای زشت ادبیات محترمانه تر رو لایق نیست بعضی وقتها لازمه با بعضیا یا راجع به بعضیا تند و بی پرده و گاهی خارج از عرف صحبت کرد چون در غیر این صورت آدم رو بدون فرض میکنن
  • ناشناس ۱۵:۱۱ - ۱۳۹۴/۱۰/۱۴
    0 1
    به هرحال اینم یک فیلمه چرا اینقد کوبیدینش چون از مرد ها بد گفته واقعیته در جامعه کم نیست.

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس