کد خبر 937308
تاریخ انتشار: ۲۷ بهمن ۱۳۹۷ - ۱۰:۱۰
علی مطهری

علی مطهری، با پس گرفتن دروغ خود درباره جغلی بودن دو نامه امام خمینی، می گوید " حرف من این بود که ‌ای کاش این دو نامه از امام خمینی نمی‌بود و جعلی بود"!!

به گزارش مشرق، محمد ایمانی تحلیلگر مسائل سیاسی و فعال رسانه ای درکانال تلگرامی خود نوشت:

 علی مطهری، با پس گرفتن دروغ خود درباره جغلی بودن دو نامه امام خمینی، می گوید " حرف من این بود که ‌ای کاش این دو نامه از امام خمینی نمی‌بود و جعلی بود"!!

او نه تنها با این رفتار از صلاحیت نمایندگی در مجلس شورای اسلامی ساقط است، بلکه اذعان می کند بویی از اخلاق و صداقت هم نبرده و فقط عنوان فرزندی استاد شهید علامه مطهری را یدک می کشد. به تعبیر سعدی: پسر نوح با بدان بنشست، خاندان نبوّتش گم شد/ سگ اصحاب کهف روزی چند ، پی نیکان گرفت و مردم شد.

بیشتر بخوانید:

علی مطهری غلط می‌کند که برای امام خمینی تعیین تکلیف کند

آقای مطهری باور کنیم که نگران خط امام هستید؟!

دو نامه امام خمینی، یکی خطاب به آقای منتظری و درباره خیانت های وی در حمایت از لیبرال ها و منافقین است. و نامه دوم، خطاب به وزیر کشور  وقت درباره سوابق خیانت گروهک نهضت آزادی و عدم صلاحیت آنها برای حضور در مناصب و مسئولیت های نظام.

این نامه ها به قلم بنیانگذار جمهوری اسلامی، چون ماهیت منافقانه منتظری و نهضتی ها را بر ملا می کرد، بر هر دو طیف (باند مهدی هاشمی برتدر داماد و رئیس دفتر منتظری- و گروهک نهضت آزادی بسیار گران تمام شد.

اما هر دو طیف، پس از رحلت امام، ادعای جعلی بودن نامه را پیش کشیدند و به انتقام از امام، مرحوم حاج سید احمد خمینی را متهم به جعل نامه کردند!

از چند هفته قبل، علی مطهری که حرمت نمایندگی مجلس را نگه نمی دارد، در حد پادوهای این دو گروهک التقاطی، به تکرار دعاوی آنان پرداخت و این در حالی بود که هم یاران امام (از جمله آیت الله امینی، مرحوم هاشمی و ...) و هم موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام، قبلا بر صحت نامه ها و دروغ بودن ادعای جعل تاکید کرده بودند.

علی مطهری پس از آشکار شدن دروغ و تهمت بزرگش، اکنون ژست عقب نشینی می گیرد اما به جای عذرخواهی می گوید "تاکید من این بود که محتوای این دو نامه با سیره و شخصیت امام خمینی چندان سازگار نیست. نامه امام درباره نهضت آزادی در زمانی صادر شده که آن نهضت با ادامه جنگ مخالفت می‌کرد و به نوعی پشت جبهه تضعیف می‌شد و امام (ره) از دست آنها ناراحت بودند و حکم به منع ورود آنها در قوای سه گانه صادر و آنها را از حقوق اجتماعی‌شان محروم نمودند، که البته این می‌تواند یک امر موقت بوده باشد".

او ادامه می دهد: "نامه مربوط به آیت‌الله منتظری نیز در شرایط سخت روحی و جسمی امام عزیز صادر شده و شامل تعابیر تندی است. لذا این دو نامه با ادبیات امام اندکی فاصله دارد و ما نباید زیاد روی آنها تکیه کنیم. در واقع حرف من این بود که ‌ای کاش این دو نامه از امام خمینی نمی‌بود"!!

ادبیات سخیف علی مطهری، مشابه  ادبیات همان منافق ملعون ازل و ابد است که وقتی پیامبر اعظم (ص) از صحابه خواست قلم و کاغذ بیاورند تا سفارش مهم حضرت را بنویسند، به پیامبر جسارت کرد و مانع از کتابت فرمان الهی شد.

باید از علی مطهری پرسید چرا سنگ سران نفاق را به سینه می زند؟ یک سر این طیف، بیت منتظری و باند مهدی هاشمی معدوم است که عامل ترور و جنایات متعدد، اختلاف افکنی میان نهادها، و ترور شخصیت چهره های انقلابی بودند. و سر دیگر آن، منافقین نهضت آزادی بودند که سران آن به شهادت اسناد لانه جاسوسی، اغلب به خدمت سفارت شیطان بزرگ در آده بودند و سازمان تروریستی منافقین، فرزندان معنوی آنها محسوب می شدند.

امام با این سابقه تاریخی، آقای منتظری را در تاریخ 6 فروردین 68 مورد اعتراض شدید قرار داد که چرا بیت خود را لانه منافقین کرده و درباره نهضت آزادی نیز در بهمن 66 تصریح کرد اگر آنها سر کار باقی مانده بودند به اسلام و ایران سیلی یی می زدند که تا قرن ها سر بلند نمی کرد.

باید به علی مطهری که خاندان خویش را گم کرده، مبارزه امان ناپذیر استاد شهید مطهری با نفاق و التقاط از یکسو، و با تعابیر والای ایشان درباره امام را یادآور شد؛ هر چند که اگر پیامبر خدا نتوانست فرزنذ نا اهل خود را سر عقل آورد، بعید است علی مطهری نیز بهره ای از این کلمات نورانی پدر شهید خود ببرد. وقتی کنعان غرق شد، و نوح از خداوند درخواست کرد او را نجات دهد، ندا آمد "إِنَّهُ لَیْسَ مِن أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صَالِح فَلاَ تَسْأَلْنِی مَا لَیْسَ لَکَ بهِ عِلْمٌ إِنِّی أَعِظُکَ أَن تَکُونَ مِنَ الْجَاهِلِینَ".

استاد فرزانه علامه مطهری که حق بسیاری بر گردن انقلابیون دارد، درباره امام خمینی می گوید"و اما آن سفر کرده که صدها قافله دل همراه اوست، نام او،‌ شنیدن سخنان او، روح گرم و پرخروش او، اراده و عزم آهنین او، استقامت او، روشن‌بینی او، ایمان جوشان او که زبانزد خاص و عام است یعنی جان جانان، قهرمان قهرمانان، نور چشم و عزیز روح ملت ایران، استاد عالیقدر و بزرگوار ما حضرت آیت‌الله ‌العظمی خمینی - ادام الله ظله- حسنه‌ای است که خداوند به قرن ما و روزگار ما عنایت فرموده و مصداق بارز روشن «ان‌الله فی کل خلف عدولا ینفون عنه تحریف المبطلین» (به‌راستی خدای را در هر عصری بزرگمردانی عادل است که تحریف‌های اهل باطل را از دین او برمی‌دارد) است‌.

قلم بی‌تابی می‌کند که به پاس دوازده سال فیض‌گیری از محضر آن استاد بزرگوار و به شکرانه بهره‌های روحی و معنوی که از برکت نزدیک بودن به آن منبع فضلیت و مکرمت کسب کرده‌ام اندکی از بسیار را بازگو کنم. من که قریب دوازده سال در خدمت این مرد بزرگ تحصیل کرده‌ام، باز وقتی که در سفر اخیر به پاریس به ملاقات و زیارت ایشان رفتم، چیزهایی از روحیه او درک کردم که نه فقط بر حیرت من، بلکه بر ایمانم نیز اضافه کرد. وقتی برگشتم، دوستانم گفتند: «چه دیدی؟». گفتم چهار تا «آمَنَ» دیدیم.

آمن به هدف- به هدفش ایمان دارد. دنیا اگر جمع بشود نمی‌تواند او را از هدفش منصرف کند. آمَن بِسَبیلِه - به راهی که انتخاب کرده ‌ایمان دارد. امکان ندارد بتوان او را از این راه منصرف کرد. شبیه همان ایمانی که پیغمبر به هدفش و به راهش داشت. آمَن بِقَولِه- در میان همه‌ رفقا و دوستانی که سراغ دارم احدی مثل ایشان به روحیه‌ مردم ایران ایمان ندارد. به ایشان نصیحت می‌کنند که: «آقا! کمی یواش‌تر، مردم دارند سرد می‌شوند، مردم دارند از پا در می‌آیند.» می‌گوید: «نه، مردم اینجور نیستند که شما می‌گویید، من مردم را بهتر می‌شناسم.» و ما می‌بینیم که روز به روز صحت سخن ایشان بهتر آشکار می‌شود.

و بالاخره بالاتر از همه آمَن بربه- در یک جلسه خصوصی ایشان به من می‌گفت: «فلانی! این ما نیستیم که چنین می‌کنیم، من دست خدا را به وضوح حس می‌کنم". آدمی که دست خدا و عنایت خدا را حس می‌کند و در راه خدا قدم بر می‌دارد، خدا هم به مصداق (ان تنصروا الله ینصرکم) بر نصرت او اضافه می‌کند.

...مردمی که در طول چهارده قرن، حماسه محمد، علی،‌ زهرا، حسنین، سلمان، ابوذر... و صدها هزار زن و مرد دیگر را شنیده بودند و این حماسه‌ها با روحشان عجین شده بود، بار دیگر همان ندای آشنا را از حلقوم این مرد شنیدند. علی را و حسین را در چهره او دیدند. او را آیینه تمام نمای فرهنگ خود که تحقیر شده بود، تشخیص دادند".

و بالاخره باید این کلام حکیمانه سعدی در  باب هشتم گلستان (آداب صحبت) را یدآور شد که؛ "جان در حمایت یک دم است و دنیا وجودی میان دو عدم. دین به دنیا فروشان خرند؛ یوسف بفروشند تا چه خرند؟ الم اعهد الیکم یا بنی آدم ان لاتعبدوا الشیطان؟".

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

نظرات

  • انتشار یافته: 2
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیر قابل انتشار: 0
  • مانی IR ۱۰:۳۵ - ۱۳۹۷/۱۱/۲۷
    10 0
    روانی !!!
  • IR ۱۰:۴۷ - ۱۳۹۷/۱۱/۲۷
    19 0
    آقازاده برای ما امثال شهید حججی است نه واداده ها .

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس