مهدی نصیری

بنده همین جا صورت بندی ای بسیار کلی از بحثم را پیرامون «فقه و تمدن سازی» ارائه می دهم و آمادگی خود را برای گفتگو و مناظره پیرامون آن در محیط های حوزوی و دانشگاهی و رسانه ای اعلام می‌کنم.

به گزارش مشرق؛ مهدی نصیری پژوهشگر حوزه دین و اندیشه و مدیرمسؤول سابق روزنامه کیهان در تازه ترین یادداشت خود، به برخی اعتراضات و انتقادات مطرح شده به مطالب قبلی خود درباره ظرفیت‌های تمدن‌سازی فقه شیعه در عصر غیبت، پاسخ و آن را در اختیار مشرق قرار داده است:

این سلسله یادداشت‌های مهدی نصیری را اینجا دنبال کنید:

فقه نظام ساز؛ داریم یا نداریم؟

فقه در عصر غیبت قادر به ساخت مدینه فاضله نیست

سکولاریسم مردود است اما درباره توانایی فقه برای اداره جامعه و رفع مشکلات غلو نکنید

به دنبال انتشار مقاله ای از من با عنوان «فقه نظام ساز؛ داریم یا نداریم؟» جناب حجت الاسلام رضا غلامی مطلبی را با تیتر «سخنی با مهدی نصیری» در پاسخ به آن مطلب منتشر کرد که آن را در کانال تلگرامی ام نیز قرار دادم.

قبل از انتشار مقاله آقای غلامی، دوستان خبرگزاری مشرق آن را در اختیار من قرار دادند. با مطلبی نه زیبنده یک روحانی که عنوان عظیم «حجت الاسلام» را بر او می نهند، مواجه شدم. پر از طعن و اهانت و از موضع یک عقل کل حرف زدن و نصیحت کردن. سخت متعجب شدم از این که یک روحانی شاغل در نهادی مهم و محترم، چگونه در مواجهه با یک مقاله ناظر به بحث های حوزوی اخیر در باره «فقه نظام ساز» این گونه قلم زده است.

یادداشتی را از طریق دوستان مشرق برای او فرستادم بدان امید که تنبهی برایش حاصل شود و با اصلاح نوشته اش، یک مباحثه علمی و طلبگی را با هم رقم بزنیم و حاصل آن را منتشر کنیم.

 متن یادداشت خصوصی من این بود:

«بنده  مانند همیشه از پیشنهاد هر گونه گفتگو و مناظره به هر شکل (مکتوب، صوتی، تصویری، در محفل عمومی و یا خصوصی، دانشگاهی یا حوزوی) در مورد دیدگاه هایی که مطرح کرده ام استقبال می کنم و از جمله آماده فتح باب گفتگو با جناب غلامی هستم اما نکته مهم این است که لحن و بخشی از محتوای جوابیه آقای غلامی اصلا در شان یک گفتگوی علمی و آزاد اندیشانه با ملاک هایی که حضرت آقا داده اند، نیست و   اگر گفتگویی آغازش این چنین موهن و از موضع بالا و عقل کل باشد معلوم نیست نهایتش به کجا بیانجامد. پیشنهاد می کنم جناب غلامی لحن مطلبش را اصلاح کند و در چارچوبی منطقی و علمی و طلبگی وارد بحث و گفتگو شود و  رسالت خودشان را در نقد بنده که فکر می کند به خطا می روم (و کاملا حق دارند که چنین بیاندیشند) انجام دهند. بدون شک این شیوه برای دفاع از یک حقیقت و  نقد یک باطل زیبنده تر و موثرتر است. در عین حال اگر آقای غلامی بر چنین رویه ای  اصرار دارند بنده  ایرادی نمی بینم و باز وارد بحث می شوم اما پیامدهای آن بدون شک متوجه آقای غلامی خواهد بود که چنین شروع کرده اند.»

پاسخ‌های برخی صاحب نظران به مهدی نصیری:

سخنی با مهدی نصیری

انقلابی‌گری اعتدالی، نقطه مقابل انقلابی‌گری غالیانه و واقفیه

اما این تذکر من نتوانست آقای غلامی را به اصلاح مقاله اش متقاعد کند.

اکنون می خواهم نکاتی را در ارتباط با این مقاله عرضه بدارم:

اگر چه گفته اند کلوخ انداز را پاداش سنگ است اما و «اذا مروا باللغو مروا کراما»  را نیز داریم و این آیت شریفه اولی به عمل است و لذا وارد پاسخ به مطالب موهن جناب غلامی نمی شوم و تنها به برخی از نکات محتوایی آن می پردازم:

1. آقای غلامی نوشته است: «تمرکز اصلی بحث من {در دانشگاه امام صادق} درباره برآیند اجتماعی تفکرات هایدگری- فردیدی در ایران بود که البته معتقدم گرچه آقای نصیری خود را مخالف فلسفه معرفی می کند اما به شدت از آن تفکر متأثر است.»

خب جناب غلامی که از داعیه داران اسلامی سازی علوم انسانی بر اساس فلسفه ملاصدرا در کشور است و گاه و بیگاه خط و نشان های آبداری برای علوم انسانی موجود در دانشگاهها می کشد {و البته بنده هم منتقد علوم انسانی هستم اما نحوه مواجهه من با این علوم از سنخی دیگر است و هرگز فلسفه ملاصدرا را به دلیل مشکلات بعضا عمیق تر و مبانی سکولارترش از علوم انسانی غربی، شایسته مبنا قرار دادن برای تحول در علوم انسانی نمی دانم} و  نقدهای بنده بر فلسفه اسلامی را دیده، در نیافته است که بنده با واژه فلسفه و مطلق فلسفه (به معنای اندیشه ورزی و منظومه اندیشی و استدلال گروی و تعقل و ...) مخالفتی نکرده ام تا سخن گفتن و استناد اندک من به مرحوم فردید و یا هایدگر که حامل نوعی اندیشه ورزی فلسفی در باب مدرنیته هستند، در تناقض با موضع من در قبال فلسفه باشد بلکه انتقاد من و دیگر منتقدان به فلسفه اسلامی موجود است که کاملا منبعث و متخذ از مبانی فلسفی ارسطو و افلاطون و فلوطین و ... است و نسبتش با اسلام و معارف قران و اهل بیت علیهم السلام تعارض و تقابل است.  

ضمنا آقای غلامی که سخت شیفته این فلسفه به اصطلاح اسلامی است، نام بردن من از هایدگر را در موضوع «مدرنیته» به این عنوان که مثلا سخنی درست در باب تکنولوژی مدرن زده است، در تناقض با دین محوری و خلوص اندیشی در معرفت و اعتقاد، و نحوی التقاط می بیند اما گویا اعتراف دو بزرگ صدرایی معاصر یعنی مرحوم علامه طباطبایی(رضوان الله تعالی علیه) در کتاب اسلام و انسان معاصر (ص 83)  و حضرت آیت الله مصباح یزدی (حفظه الله) در کتاب آموزش‌ فلسفه(ج‌1/ ص 33) را که پذیرفته اند: بیت الحکمه عباسی، فلسفه یونان را به منظور باز کردن دکانی در مقابل مکتب اهل بیت علیهم السلام وارد عالم اسلامی کرده و فلاسفه مسلمان از آن استقبال و در جهت مبانی اسلامی از آن استفاده کرده اند (که البته منتقدان فلسفه با بخش اخیر این اعتراف توافق ندارند)، ندیده است و نیز از تجلیل ملاصدرا از فلاسفه ناموحد یونانی در سبک و سیاق زیارت جامعه خبر ندارند.    

2. آقای غلامی نوشته است:  «آقای نصیری در شرایطی وارد فاز زیراب فقه زدن شده اند که قبلاً به زعم خودشان حقانیت میراث فلسفی شیعه به خصوص حکمت صدرایی را نفی کرده اند و از صلاحیت مطلق فقه اخباری نسبت به فلسفه سخن رانده اند و حال که چندی است وارد کوتاه سازی قد و قواره فقه و به تبع آن حوزه های علمیه شده اند، معلوم نیست نهایتاً در منظر او چه چیزی از اندیشه اسلامی باقی مانده است.»

می گویم: قصدم در مباحث اخیر پیرامون «فقه و تمدن سازی» زدن زیراب فقه نیست بلکه به زعم خودم {چقدر درست باشد والله العالم، و البته آقای غلامی نگوید بیا سراغ من یا فلان عالم جلیل القدر تا مطمئن شوی درست است یا نه، چون این اطمینان فقط با مراجعه به فصل الخطاب معصوم به دست می آید و تا او در پرده غیبت است بنده اگر به نظری متفاوت با بزرگان غیر معصوم برسم، حق ندارم از نظرم دست بردارم مگر آن که به هر دلیل بطلان نظر کنونی ام برایم باورمند شود} نجات دادن فقه عصر غیبت و زمانه سیطره مدرنیته از زیر بار یک توقع و انتظاری است که بر عهده او نیست و گذاشتن چنین تکلیفی بر دوش فقه و به تبع آن بر دوش نظام مبارک جمهوری اسلامی به مصلحت دین و فقه و نظام نیست. قصدم این است که انتظارات واقعی و عملی را (که البته دستاوردهایی بسیار عظیم خواهد داشت و تاکنون داشته است) از فقه و نظام در تحقق احکام و آرمانهای اسلامی در این روزگار ترسیم کنم و بار فقه و جمهوری اسلامی را برای تداوم حاکمیت ولایت فقیه ـ که به باورم تداوم ولایت رسول الله و اهل بیت علیهم السلام در عصر غیبت است ـ سبک کنم تا ان شاء الله همگی در آینده ای نزدیک پرچم این نهضت و انقلاب شکوهمند را به دست بقیة الله الاعظم ـ ارواحنا لتراب مقدمه الفدا ـ بسپاریم.

 ادله این بحث را در کتاب در دست نگارشم با عنوان «عصر حیرت» توضیح خواهم داد اما در عین حال با هر صاحب نظری در این مورد آماده گفتگو و مباحثه هستم.

3. آقای غلامی نوشته است: «فلانی قبلا حقانیت میراث فلسفی شیعه را نفی کرده است.»

 درست نوشته اند. بنده فلسفه موجود اسلامی و از جمله فلسفه صدرایی را اسلامی و شیعی نمی دانم و تقریبا من البدو الی الختم آن را متعلق به مدرسه ای جدا از مدرسه اهل بیت علیهم السلام  می دانم و این البته دیدگاه جریان غالب بر تشیع از زمان امام صادق علیه السلام تا به امروز بوده است و تنها ظرف چند دهه اخیر بروز رسانه ای دفاع از فلسفه قوی تر شده است.

ممکن است کسی بگوید خب این دیدگاه تو و برداشت تو و دیگر منتقدان فلسفه، از اسلام و قران و اهل بیت است که فلسفه را در تعارض با آنها می بینید. بله بدون شک این حرف درست است و من مدعی نیستم که برداشت من قطعا و صد در صد درست است و احتمال خطا در آن راه ندارد اما طرف مقابل یعنی موافقان فلسفه هم نمی توانند ادعای چنین قطعیتی کنند و راه آن این است که طرفین با احترام به هم ـ همان گونه که در طول دوران غیبت در حوزه های علمیه تشیع بوده ـ به مباحثات علمی خود ادامه دهند و روشن شدن تکلیف نهایی این اختلاف مانند همه اختلافات نظری کلامی و فقهی و ... با ظهور فصل الخطاب معصوم روشن خواهد شد.

ممکن است گفته شود پس تا قبل از ظهور در مقام عمل چه باید کرد، پاسخ این است که اگر مساله ای فردی و غیر حکومتی بود هر کس به فتوای مرجع تقلید خود عمل می کند و اگر حکومتی بود بر اساس فتوا و نظر ولی فقیه عمل می شود و ان شاء الله همه ماجور خواهند بود و بر اساس برخی روایات، اجر مومنان در عصر غیبت بعضا بیشتر از مومنان در زمان حضور معصوم علیه السلام است.

4. جناب غلامی نوشته است: «ما در اتمسفر انقلاب اسلامی تنفس می کنیم و عمل خود را در چارچوب تفکرات امام (ره) و رهبر بزرگوار انقلاب تعریف می کنیم، هر چند این به منزله بحث نکردن نیست لکن روشن است که در یک کار عظیم جمعی نمی توان خود رأی بود و یا بلبشوی فکری را مباح ساخت.»

بله همان طور که خود ایشان تصریح کرده است تفکر در اتمسفر انقلاب اسلامی به معنی نفی مباحثات علمی و لو آن که به نظراتی متفاوت با دیدگاه امام یا مقام معظم رهبری منجر شود، نیست و این نیز درست است که در مقام عمل حکومتی باید هر مسئولی بر اساس نظرات ولی فقیه عمل کند ـ مگر در مواردی که ولی فقیه به مجریان، آزادی عمل بر اساس دیدگاه های خودشان داده باشد ـ بنا بر این اگر بنده مثلا الان مدیر مسئول کیهان بودم حتما دیدگاههای شخصی خودم را که احیانا متفاوت با دیدگاههای امام و رهبری بود، در این روزنامه ترویج نمی کردم مگر به نحو تضارب آرا که عدم مخالفت رهبری را هم با آن احراز می کردم اما در شرایطی که مسئولیت اجرایی ندارم و به تحقیق و نوشتن و طلبگی اشتغال دارم، هم بر اسای مبنای امام و هم مبنای رهبری و نیز مبانی مسلّم شیعه، هیچ منعی برای رسیدن به دیدگاه های متفاوت با این دو عزیز عظیم القدر و طرح اصولی آنها در هیچ زمینه ای وجود ندارد.

مطالب دیگری از مهدی نصیری را اینجا بخوانید:

حوزه از مدرنیته و تجدّد غافل است

حوزه توجیه‌گر نمی تواند حافظ و تدوام بخش انقلاب باشد

نامه جنجالی سید محمد خاتمی به مهدی نصیری

مگر آقای غلامی دستور العمل رهبری بزرگوار در مورد ضرورت و لزوم برگزاری کرسی های آزاد اندیشی را ـ که از اسناد افتخار آمیز نظام مبتنی بر ولایت فقیه است ـ با آن مضامین بلند ندیده اند (اینجا ببینید: yon.ir/Ia3v9) که این گونه از طرح نظرات طلبه ای چون بنده با سوابق معلوم الحالم! بر آشفته شده و قلم به توهین و انگ زنی برداشته اند. من مدتها فکر می کردم چرا این سند عالی و مایه مباهات، بر زمین مانده و به آن کما هو حقه (که رهبری باری گفتند من صد بار برای راه اندازی کرسی های آزاد اندیشی تذکر داده ام)، عمل نمی شود، اکنون با این مقاله آقای غلامی که با محافل و نهادهای مسئول برگزاری کرسی های آزاد اندیشی مرتبط است، در می یابم که ظاهرا مدیران مسئول برگزاری کرسی ها کم و بیش چون جناب غلامی فکر می کنند که اساسا طرح دیدگاه های متفاوت با امام یا رهبری غیر مجاز و گناه و جرم است و مقصود رهبری هم از برگزاری این کرسی ها این بوده که همگان بیایند و نظرات امام و رهبری را تکرار کنند و بعد فکر کرده اند خب تکرار این نظرات که نیاز به مناظره ندارد، پس کرسی های آزاد اندیشی تعطیل!!

و رهبری بزرگوار دقیقا در برابر این نگرش عجیب و غریب فرموده اند:

«بارها گفته ایم حرف مخالف رهبری، نه جرم است و نه معارضه‌ای با آن می‌شود.» (سخنان 26 رمضان المبارک 1395 در جمع دانشجویان) 

و نیز با توضیح و تاکید بیشتر متذکر شده اند:

«گفته شد که بعضی ها نظرات کارشناسی می دهند، با نظر رهبری مخالف است، می گویند آقا این ضد ولایت است. من به شما عرض بکنم هیچ نظر کارشناسی ای که مخالف با نظر این حقیر باشد، مخالفت با ولایت نیست؛ دیگر از این واضح‌تر؟! به هر حال هیچ گاه اعلام نظر کارشناسی و نظر علمی، معارضه و مبارزه و مخالفت و اعلام جدائی از رهبری و ولایت و این حرفها به حساب نمی‌آید و نباید بیاید.» (بیانات در دیدار با دانشجویان ۱۳۹۱/۰۵/۱۶ )

و باز گویا آقای غلامی که باید به اقتضای شغلش همه اینها را بداند، از جلسه دیگر رهبری با دانشجویان که از سیمای جمهوری اسلامی نیز کامل پخش شد، خبر ندارند که دانشجویی از دانشگاه امام صادق علیه السلام در آن جلسه برخاست و از رهبری پرسید:  ما در دانشگاه پیرامون مسائل مختلف از جمله «علم دینی و تعریف آن» بحث می کنیم و گاه به نظراتی متفاوت با نظر حضرتعالی می رسیم؛ برخی دانشجویان ما را متهم به ضدیت با ولایت فقیه می کنند، آیا ما نباید وارد این مباحث شویم؟ معظم له در پاسخ فرمودند: هیچ اشکال و ایرادی ندارد، بحث کنید و به هر نتیجه ای رسیدید به بنده هم اطلاع بدهید. (نقل به مضمون)

باز برای اطلاع جناب غلامی و نیز جوانان عزیز پیرو و دوستدار رهبری انقلاب از خاطرات شخصی ام بگویم که:

من در دوران مسئولیتم در روزنامه کیهان و نیز مدیریت نشریه صبح حدودا هفت دیدار خصوصی و یا نیمه خصوصی با رهبری معظم داشتم و در پنج دیدار آن مواجهه ای انتقادی داشتم به این معنا که یا از نهاد و مسئول و مساله ای در نظام به ایشان صریحا شکوه و شکایت کردم (و باری نیز طرح نقدی تند از روند کلی امور کشور و نظام در ابعاد اقتصادی و فرهنگی در سال 76 یا 77) و یا حرف و دیدگاهی متفاوت با دیدگاه ایشان مطرح کردم. از جمله باری در دیداری سرپایی و چند دقیقه ای، دیدگاه تازه ام در باره نسبت اسلام و تجدد را با ایشان در میان گذاشتم که ایشان فرمودند: با نیمی از حرف شما موافق و با نیمی مخالفم.

در تمام این دیدارها، چیزی جز سعه صدر و بشاشت و گاه حتی تشویق از ایشان ندیدم و برای من که 20 سال از امروز جوانتر بودم، منبع دلگرمی و اعتماد به نفس و شجاعت بخشی بود.

حالا این منش و روحیه را باید با منش جناب غلامی و امثال او که ادعای دفاع از رهبری و نمایندگی رسمی و غیر رسمی از خط و منویات ایشان را مطرح می کنند مقایسه کرد تا معلوم شود که چه جفایی در حق معظم له و شاکله روحی و بینشی و منشی ایشان صورت می گیرد.

5. حجت الاسلام غلامی نوشته اند: «پیام نصیری این است که باز کردن دایره حکومت اسلامی، بالا بردن توقعات، و قدم نهادن در مسیر پیشرفت اسلامی و تمدن سازی جزو تلاش های بی حاصلی است که در این دوران صورت می گیرد و صحیح این است که همه منتظر (به معنای دعاگو) ظهور امام زمان (ارواحنا فداه) بنشینیم و دست از این ادعاهای گزاف برداریم.»

این بخش از نوشته آقای غلامی با مقاله من در مورد «فقه نظام ساز» ارتباط دارد اما گزارش درستی از ایده من نیست. بنده همین جا صورت بندی ای بسیار کلی از بحثم را پیرامون «فقه و تمدن سازی» ارائه می دهم و آمادگی خود را برای گفتگو و مناظره پیرامون آن در محیط های حوزوی و دانشگاهی و رسانه ای و از جمله پایگاه خبری تحلیلی مشرق با صاحب نظران اعلام می کنم:

تحقق تمدن تراز اسلام در عصر غیبت؛ امکان یا امتناع؟

الف: سه دیدگاه در باره  حکومت و جامعه سازی یا تمدن سازی در عصر غیبت در شیعه وجود دارد:

1.  دیدگاه قعود و پرهیز از تشکیل حکومت و طبعا تمدن سازی

2.  دیدگاه لزوم تلاش برای تشکیل حکومت و تمدن سازی  و امکان آن در حد عالی یا نزدیک به عالی و رضایت بخش که من از آن تعبیر به تمدن تراز اسلام می کنم. البته این دیدگاه مدعی تحقق تمدن عدل مهدوی نیست اما با این حال به نظر ما تحقق نسبت بالایی از احکام و آرمانهای اسلام موجود نیز در شرایط کنونی مقدور نیست. 

3.  دیدگاه لزوم و وجوب تلاش برای تشکیل حکومت و تمدن سازی اما در حد وسع و البته این وسع محدود است اما همین مقدار محدود در عصر غیبت و به خصوص زمانه کنونی دستاوردی بس مهم و اعجاز گونه است (کما این که دستاوردهای انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی تاکنون در همین چارچوب محدود محقق شده است) و همگان باید برای تحقق این درصد نسبی تلاش کنند.

دیدگاه اول از نظر ما مردود است و ادله ای که در دفاع از این دیدگاه ارائه می شود ناتمام است. 

دیدگاه دوم نیز مورد نقد و ایراد است و در بر آورد توانایی های یک حکومت و نظام دینی برای جامعه سازی و تمدن سازی در عصر غیبت و دوران سیطره مدرنیته دچار اشکال است.

دیدگاه سوم مورد تایید و دفاع ماست که ادله خود را در دفاع و تایید آن در کتاب در دست نگارشم ارائه می کنم.»

خب می دانم که این صورت بندی کلی دهها سئوال بر می انگیزد که باید در مجال مناسب به آنها پاسخ داد که ان شاء الله در کتاب «عصر حیرت» به تفصیل استدلالها را مطرح و به سئوالات و ابهامات پاسخ خواهم داد. 

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 39
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیر قابل انتشار: 8
  • محدث طلبه حوزه مشکات IR ۱۱:۴۷ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۷
    15 4
    بنده با درستی یا غلط بودن دیدگاه های آقای غلامی کاری ندارم. ممکنه مشرب فکری ایشان را هم بیشتر بپسندم اما به نظرم در مواجهه با آقای نصیری مسیر اشتباهی را برگزید. ایشان لحن و قلم تیز و هتاکانه ای را نشان دادند و فعلا یک بر هیچ از آقای نصیری عقب هستند.
    • IR ۱۳:۲۲ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۷
      8 4
      دقیقا مسیری که آقای غلامی انتخاب کرد به ضرر ایشان تمام شد و اصل بحث به حاشیه رفت. لحن بی ادبانه ایشان در ذهن مخاطبان باقی ماند.
    • IR ۲۰:۲۱ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۷
      2 0
      آزاد اندیشی به این میگن . . . مشرق جان ممنون که نظرات آقایان نصیری و غلامی را انتشار می دهید تا دیگران استفاده نمایند.
    • مجید ۲۰:۴۹ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۷
      4 1
      اولا متن جناب غلامی تند نبود. دوما به فرض تند بودن به معنای بی منطق بودن نبود. سوما سوال اساسی پرسیدند که باید جواب بدید و اونم اینکه وقتی آقای نصیری ، عرفان و فلسفه رو که کلا منکر هست ، فقه هم که میگه کاری نمیتونه بکنه. بفرمایید از اسلام چی موند؟ ادا و اصول؟ وقتی شما از اسلام چیزی باقی نگذاشتید باید برید سراغ علومِ غیر دینی دیگه.
    • IR ۲۱:۲۲ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۷
      3 2
      جناب نصیری داره پا جای پای سروش میذاره
  • دانشجوی علوم سیاسی IR ۱۱:۵۲ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۷
    14 2
    یک مناظره چند ساعته بین آقای غلامی و نصیری در مشرق بگذارید و از کسانی هم که مایل به شرکت هستند دعوت به عمل آورید.
    • NL ۲۳:۵۲ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۷
      6 0
      دقیقا!! آزاد اندیشی یک طرفه نداریم اونم وقتی که فقه باید به کمک مشکلات جامعه بیاد اما بجای راهکار این حرف های بی ارزش و واضح بیان میشه
  • سمندر US ۱۱:۵۷ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۷
    5 0
    از مشرق تقاضا می کنم این بحث را با آقای نصیری و هر صاحب نظری که آماده گفتگو است و از جمله آقای غلامی، دنبال کند و به فضای رخوت گرفته فکری جامعه به سهم خود حرکتی بدهد.
  • طلبه خودساخته IR ۱۲:۱۲ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۷
    8 5
    احسنت به آقای نصیری...مثل همیشه اخلاق و متانت و ادب حوزوی را بر اثبات نظر خود مقدم شمردند. در این مصاف (صرف نظر از دیدگاه طرفین) قطعا آقای نصیری سربلند خواهند بود در رعایت اصول اولیه مباحثه طلبگی...
    • IR ۰۰:۰۴ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۸
      0 0
      طلبه خود باخته می شود اما خود ساخته نمی شود. چون هیچ حلوایی نشد استاد کار تا که شاگرد شکر ریزی نشد. یک مشت افراد مغرور که در شبر اول علم یعنی تکبر هستند پیدا می شوند که خود را خودساخته بنامند. بهترین نمونه آنها محمد بن عبدالوهاب بود.
  • IR ۱۳:۳۴ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۷
    5 4
    با سلام. در دیدگاه فقه تمدن ساز موافق نظرات جناب نصیری هستم چون مستدل و علمی هست و نحوه مواجهه جناب غلامی با جناب نصیری غیر علمی و احساسی و برخی موارد فاقد متانت بود . لیکن نکته بسیار مهمی به جناب نصیری میگویم که امیدوارم ایشان حتما بخوانند.جناب آقای نصیری همانطور که شما در مواجهه با موافقین عرفان بی دقتی زیادی در مطالب انان میکردید و مطالبتان احساسی و فاقد متانت بود و خون موافقان عرفان را به جوش می اوردید حالا لازم هست خون شما به جوش بیاید تا متوجه بشید موافقان عرفان چها از دست مطالب غیر علمی و بی دقتی شما کشیده اند.جناب آقای نصیری من نیز مانند شما از مطالب غیر دقیق جناب غلامی در مورد فقه تمدن ساز خیلی ناراحت شدم ولی حق شما هم همین بود تا ناراحت شوید و متوجه بشوید و کاملا لمس کنید موافقان عرفان از دست مطالب غیر علمی تان کلافه شده اند. در هر حال من با نظر شما در فقه کنونی موافقم و گزینه سوم را درست میدانم و اشکالات شما به جناب غلامی را کاملا وارد میدانم و معتقدم جناب غلامی نتوانست در قبال مطالب علمی شما حرف مستدلی ارائه کند و متاسفانه فاقد متانت و ادب علمی حرف زد. امیدوارم جناب غلامی که خود عالم و دانشمند هستند نسبت به جبران این اشتباه فاحش در اسرع وقت اقدام نمایند و از جناب نصیری عذر خواهی کنند چه اینکه امیدوارم جناب نصیری نیز از حجه الاسلام زند وکیلی که موافق عرفان هست عذرخواهی نمایند
    • IR ۱۶:۴۵ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۷
      2 7
      چیزی که نصیری نداشت استدلال و منطق بود. او فرض را بر این گذاشته بود که وضعیت فعلی کشور نتیجه عمل به فقه است و فقه نمی تواند کشور را اداره کند. اصل فرض او باطل بود چون بعد از انقلاب فقها حاکم شدند اما به فقه عمل نشد.
    • AE ۱۸:۰۳ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۷
      2 2
      اتفاقا فرض جناب نصیری باطل نیست بلکه عین واقعیت هست.الان این همه نابسامانی نتیجه عمل به افکار حسنعلی بقال که نیست که . این ناکارامدی نتیجه عمل به فقه موجود هست. البته بازم میگم در مورد نفی فلسفه و عرفان با نصیری به شدت مخالفم ولی در بحث فقه تمدن ساز نظرات نصیری مستدل و مبتنی بر واقعیات ملموس هست
    • به AE ۱۸:۰۳ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۷ IR ۱۹:۴۰ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۷
      3 1
      تو فقه را می شناسی؟ فقه نگفت ربا حرامتر است از زنا با محارم؟ فقه نگفت خانه اختلاس گر را آتش بزنید؟ فقه نگفت دست دزد را قطع کنید؟ فقه نگفت پارتی بازی حرام است؟ .. کدام این دستورات فقه را اجرا کردید که نتیجه اش این شد؟ چقدر اسلام مظلوم است. هم به آن عمل نمی کنید و هم عملکرد سکولار مسلمانها را به اسم اسلام می نویسید.
    • AE ۲۱:۵۵ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۷
      1 0
      ما فقه را بهتر از تو میشناسیم. تو فکر میکنی لابد این رباخواری محض به اسم کارمزد رو من و جناب نصیری عملی کردیم نه فقه موجود. لابد تو فکر میکنی من و جناب نصیری لیبرال های ضد ولایت فقیه رو تایید صلاحیت کردیم و در معرض رای ملت قرار دادیم و بر سرنوشت این کشور اسلامی مسلط کردیم تا تیشه به ریشه اسلام بزنند اسلام قتل به ناحق یک انسان را مساوی با قتل همه مردم میداند اونوقت کجای اعدام های جناب خلخالی اسلامی بود؟ همان زمان بسیاری از فقها اعدام. زندانیان مواد مخدری راجایز نمیدانستند و اتفاقا الان نظام به همین مطلب پی برده. و فهمیده این نوع اعدام غیر شرعی و غیر اسلامی هست و این نوع اعدام را حذف کرده ولی تو میگی خون به ناحق ریختن اسلامی و فقهی هست؟ اگه فقه شناس تو باشی باید به حال فقه گریست.
  • راضی IR ۱۳:۳۹ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۷
    3 5
    افکار وعقاید آقای نصیری در حوزه عرفان و فلسفه وفقه چه نسبتی با افکار اعتقادات باورهای امام خمینی و مقام معظم رهبری دارد به خصوص توصیه های مقام معظم رهبری درخصوص فلسفه عرفان در آخرین سفر رسمی به شهر مقدس قم
    • IR ۱۶:۲۱ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۷
      0 1
      انقلاب صدرایی...
  • حق مولاعلی است IR ۱۵:۱۵ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۷
    0 0
    ضمن احترام به هردو از اساتید بزرگوار جنابان اقایان غلامی و نصیری ،می خواهم ایرادی را که به آن دوعزیزوبحتمل سایر عزیزان وارداست بیان کنم : جالب است که ذات مباحث مطروحه درهرحال مرتبط است با آن سرسلسله جنبان عشق ،آن نورتام وتمام الهی ،آن آخرین حجت بالغه حق از عبادالله المخلصین وعالی ترین و صف و جلوه حق در هستی، حجت ابن الحسن العسکری مهدی صاحب الزمان علیه السلام ،امادر میانه بحث انگاری که او فراموش شده وحالا بحث میشود که چه دیدگاهی از اقایان اعاظم نظام ساز است وکدامین دیدگاه دراین مسیر خنثی است . ؟انگار اصل واساس فرهنگ قرآنی براین دودبدگاه نهاده شده است در حالیکه ماموریت هستی به استناد قسمت أخیر آیه 154 شوره مائده اصلاًاینحرفها نیست هستی منتظرآمدن عده ای خاص الخاص است که خدا عاشق آنان است وآنان نیز خدای عشق ، آری آنجا که فرمود :فسوف یأت الله بقوم یحبهم ،واینان همان ها هستندکه خدا در زمره نفوس مطمئنه خواندشان ودر زمانیکه باید آنان را کنار هم جمع خواهد کرد که یا ایتهالنفس المطمئنه ارجعی الی ربک ...فالدخلی فی عبادی پس داخل در عبادمن شوبد بعنی مهدیون ] همان هدایت شدگان هم آنانیکه دلشان لحظه به لحظه متوجه خدا و بالنتیجه روحشان در تسلط کامل اراده خداست این عده عشاق از مهدیون که در کنار هم جمع شدند فرمان میآبدکه :والدخلی جنتی داخل در بهشت من یعنی جنت لقاء حق بشوبد مگر در آیه فصل الخطاب آنجا که فرمود :سبحان الله عما بصفون خدا هیچ وصف و توصیفی را نسبت بخود نمی پذیرد الا عبادلله المخلصین، نفرمود الا مایصف عبادالله المخلصین مگر آنچه را که عبادمخلص وصف میکنند دقت کنیم چینش آیات درقرآن الحکیم حکیمانه است فرمود الا عبادالله المخلصین یعنی خودوجود نازنین عبادالله المخلصین وصف وجلوه حق اند . وآیا مگر عباد مخلص غیراز مطهرون (معصومین )علیهم السلام هستند که خدا آنان را از هرگونه رجس و پلیدی و پلشتی و خطا و اشتباه خالص نموده است ؟ووهابیت به درک این آیه فصل الخطاب نرسید که این عباد را خدا وصف خویش و جلوه خویش در هستی خوانده است ودلسپردگی به این جلوه حق عین توحید است وتوحید غیراین طریق خود بروشنی شرک است .پس فالدخلی جنتی یعنی هم نشینی با جلوه خدا(مهدی عزیز)شدن .این فرآیندی است که در سوره ظهوریعنی فجر تبیین شده است .حالابنابه مراتب پرسشی دارم از این دو عزیزیزرگوار آیا ما حق داریم 9
  • یاوری IR ۱۵:۳۷ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۷
    4 5
    بسمه تعالی با سلام به همه آزاداندیشان.نحوة برخورد آقای نصيری و طرح مباحث و برخورد با مخالف نظرات شان انسان را به ياد آقای سروش و سایر روندگان در اين راه می اندازند. جند نکته برام جالب بود.1- قانع نشدن شان مگر از معصوم علیه السلام.2- انتقاداز بداخلاقی متنقد و انجام رفتار عين ايشون.3-من نظرمیدم ديگران بررسی و نقد کنن. جناب آقای نصيری نمی دانم اين نظرات را مشرق می گذارد و حضرت عالی مطالعه می فرمايی يا از باب تسويه حساب با آقای غلامی جواب ايشون را دادی.اگر ديدگاه سوّم را بپذيريم که نظر حضرت عالی است. اين همان خلط مفهوم با مصداق است که يکی از انواع مغالطه است. اگر به هر دليلی توان و وسع ما بر اجرای حکومت مبتنی بر فقه و فقاهت نيست، دليل نمی شود که فقه تمدّن ساز نباشد. اين موضوع را در تمام مواردی که نظرشما پخش شد، يادداشت گذاشتم.شما اين بحث را اتنخاب کنیيد به واقعيّت نزديک تراست که آيا فقيه تمدّن ساز داريم يانه؟ به خوبی می دانيم که مفهوم فقه با مصداق فقيه تفاوت دارد. خدای سبحان ما را درراه راست خود قرار و مستمر بفرمايد.
    • IR ۱۸:۳۵ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۷
      8 3
      جناب حرف عجیبی میزنی. اتفاقا به همان دلیلی که در توان و وسع نظام اسلامی تمدن سازی نبود به همین دلیل فقه موجود تمدن ساز نیست.لابد حضرتعالی توقع داری چون فقه در کره مریخ تمدن خواهد ساخت پس تمدن ساز هست. بحث خلط مفهوم با مصداق ربطی نداشت اصلا چون اساسا خلطی در کار نبود
    • IR ۱۹:۴۳ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۷
      1 1
      واقعا نظام جمهوری اسلامی فقه را اجرا کرد؟ قانون بانکداری خلاف مسلم شرع نبود؟ تعطیل کردن احکام الهی به بهانه مصلحت و حقوق بشر خلاف فقه نبود؟ چرا شما عملکرد غلطی که نتیجه سلطه لیبرالها بر کشور است را به اسم اسلام می نویسید؟ کجا اسلام اجرا شد که نتیجه نگرفت؟ فقط خلخالی کمی از اسلام را در دهه شصت اجرا کرد و نتیجه اش شد کاهش شدید آمار فساد و فحشا و اعتیاد.
    • IR ۰۹:۲۳ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۸
      0 0
      اسلام قتل به ناحق یک انسان را مساوی با قتل همه مردم میداند اونوقت کجای اعدام های جناب خلخالی اسلامی بود؟ همان زمان بسیاری از فقها اعدام زندانیان مواد مخدری راجایز نمیدانستند و اتفاقا الان نظام به همین مطلب پی برده و فهمیده این نوع اعدام غیر شرعی و غیر اسلامی هست و این نوع اعدام را حذف کرده ولی تو میگی خون به ناحق ریختن اسلامی و فقهی هست؟ اره تو راست میگی من و نصیری به فقه و اسلام عمل نکردیم چون من و ایشان رباخواری محض به اسم کارمزد بر ملت تحمیل کردیم. من و ایشان بودیم که با تایید صلاحیت افراد فاقد صلاحیت سرنوشت کشور رو به افراد ضد فقه و ضد فقیه دادیم!!! همه این بسامانی ها کار من و نصیری بود نه کار فقه موجود!!!
  • حق مولا علی است IR ۱۵:۴۴ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۷
    1 0
    واما ادامه بحث ایراد به مباحث آن دوبزرگوار: آیا ما حق داریم بنا بمراتب پیشگفته برای امام زمانمان تعیین تکلیف کنیم وبگوییم بیابد پرچم را از دست مان بستاند ؟مارا چه شده است که آن قدر از خود متشکر شده ایم که گویا اصلاً هیچ معرفتی نسبت به جایگاه با عظمت مطهرون نداربم،کارمان بجایی رسبده است که اصلادغدغه اورا که دغدغه خداست نداریم ،می نشینیم برای خویش نظامات میسازیم ودر مناصب آن از یکدیگر سبقت گرفته ویکدیگر را تکفیر میکنیم آیا نظر من درست است که میشود نظام ساخت یا نظر تو / کدامین نظر ؟بس کنیم این فرعیات را ، اصل ظهور اوست که خدا خود به انتظار آمدنش نشسته است ، وهدف غایی هستی هم اوست و ظهور اینگونه نیست که دلمان بخواهد آنرا به تأخیر اندازیم وبگوییم آقا جان ،قدری صبر کن تا پرچم را بیاوریم وبدستت بدهیم ] اینگونه نیست ظهور حجت خدا با ظهور نفوس مطمئنه که مهدیها هستند وکپی برابر بااصل مهدی حجت ابن الحسن می باشند رقم میخورد و بسان قیامت ظهور ناگهانی است یعنی بنحوی آغاز ظهور بسان پایان دوره نوح نبی علیه السلام می باشد . بخود بیاییم عمر در حال سپری شدن است بیاییم فرصت را غنیمت شماریم وهریک از مااز شبعیان ، خود علت ظهور یاشد یعنی بگونه ای عمل کند که در باطن وجودش نفس مطمئنه یه ظهوربرسدواین نفوس بنصاب (مشهور 313 تن )رسید فجر طلوع خواهد کرد . وماموریت هستی به پایان میرسد ومرگ فراگیر همه را در می نورددوآنگاه میشو آنکه خود حق فرمود : ان الارض یرثها عبادی الصالحون وتنها ابن عده می مانند که وارث زمین میشوند .فاین تذهیون ؟دنبال چه میگردیم ،آدم باشیم او خود یه سراغمان خواهد آمد زیرا مو حجت ابن الحسن العسکری مأ مور به یاطن است از اینرو او صیاد دلهای مشتاق است . برایش تعیین تکلیف نمی توان کرد . باعلی
  • غیاثی US ۱۶:۲۱ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۷
    0 0
    ماخذ مطلبی که آقای نصیری در مورد ترجمه فلسفه یونان توسط بیت الحکمه عباسی به نقل از علامه طباطبایی و آیت الله مصباح گفته این است: علامه‌ طباطبايي : «حكومت‌هاي‌ معاصر با ائمه‌ هدي عليهم السلام نظر به‌ اين‌كه‌ از آن‌ حضرات‌ دور بودند، از هر جريان‌ و از هر راه‌ ممكن‌، براي‌ كوبيدن‌ آن‌ حضرات عليهم السلام و بازداشتن‌ مردم‌ از مراجعه‌ به‌ ايشان‌ و بهره‌مندي‌ از علومشان‌ استفاده‌ مي‌كردند، مي‌توان‌ گفت‌ كه‌ ترجمه «الهيّات‌» به‌ منظور بستن‌ در خانه اهل‌بيت عليهم السلام بوده‌ است‌.» آيت‌الله‌ مصباح‌ يزدي‌ : «عامل‌ مهم‌ ديگري‌ كه‌ در راه‌ رشد فرهنگ‌ اسلامي‌ به‌ كار آمد، عامل‌ سياسي‌ بود. دستگاه‌هاي‌ ستمگر بني‌اميه‌ و بني‌عباس‌ كه‌ به‌ ناحق‌ مسند حكومت‌ اسلامي‌ را اشغال‌ كرده‌ بودند، به‌ شدت‌ احساس‌ نياز به‌ پايگاهي‌ مردمي‌ در ميان‌ مسلمانان‌ مي‌كردند و در حالي‌ كه‌ اهل‌بيت‌ پيامبر صلي الله عليه و آله يعني‌ همان‌ اولياي‌ به‌ حق‌ مردم‌، معدن‌ علم‌ و خزانه‌دار وحي‌ الهي‌ بودند، دستگاه‌هاي‌ حاكم‌ براي‌ جلب‌ افراد وسيله‌اي‌ جز تهديد و تطميع‌ در اختيار نداشتند؛ از اين‌ رو كوشيدند تا با تشويق‌ دانشمندان‌ و جمع‌آوري‌ صاحب‌ نظران‌، به‌ دستگاه‌ خويش‌ رونقي‌ بخشند. و با استفاده‌ از علوم‌ يونانيان‌ و روميان‌ و ايرانيان‌، در برابر پيشوايان‌ اهل‌بيت‌ دكاني‌ بگشايند. بدين‌ ترتيب‌، افكار مختلف‌ فلسفي‌ و انواع‌ دانش‌ها و فنون‌ با انگيزه‌هاي‌ گوناگون‌ و به‌ وسيله‌ دوست‌ و دشمن‌ وارد محيط‌ اسلامي‌ گرديد.» به‌ نوشته‌ كتاب‌ تاريخ‌ فلسفه‌ در اسلام‌، در دوران‌ پيش‌ از اسلام‌ نيز از حربه‌ فلسفه‌ و الهيات‌ فلسفي‌ براي‌ مقابله‌ با آيين‌ مسيحيت‌ استفاده‌ شده‌ است‌: «پس‌ از افلوطين‌، نوافلاطونيان‌ در برابر فعاليت‌ روزافزون‌ مسيحيان‌ قيام‌ كردند و براي‌ اين‌كه‌ مسيحيت‌ را ريشه‌ كن‌ كنند، سعي‌ كردند الهيات‌ كاملي‌ بر اساس‌ مكالمات‌ افلاطون‌ و كاهنان‌ كلداني‌ و اسطوره‌هاي‌ قديم‌، يعني‌ اسطوره‌هاي‌ يوناني‌ و مصري‌ و شرق‌ نزديك‌، بنا نهند و نيز سعي‌ كردند، فلسفه افلوطين‌ را بسط‌ داده‌، آن‌ را تكميل‌ كنند.» منبع: کتاب فلسفه از منظر قران و عترت، مهدی نصیری، ص 115
    • IR ۰۳:۵۰ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۸
      1 0
      تقطیع مطالب و مصادره بمطلوب ،و یک سفسطه آشکار است . آخر کدام عقل سلیمی میگوید علامه طباطبایی و مصباح و دیگران این مصادرات را در کتاب خود نوشته اند و بعد با علم و یقین به اینکه فلسفه عین مخالفت با اهل بیت است و از روی آگاهانه دست به چنین کاری زده اند . این تهمتها و دغلبازیها رو بس کنید . این دعواهای ساختگی و خیمه شب بازی میلانی نصیری و غلامی و این و آن را بخاطر آبروی تان هم شده بس کنید .
  • IR ۱۶:۴۶ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۷
    6 6
    جای تاسف که عده ای هستند که با دیدن ذره ای ادب در حرفهای نصیری حق را به او می دهند بی آنکه دقت کنند آن کسی که مخالف آزاد اندیشی است و قبلا فلسفه و عرفان را تکفیر کرده است و حالا هم دقیقا به مانند نو اخباریون و حجتیه ای ها اندیشه حکومت اسلامی در عصر غیبت را رد کرد و دین را در اموری کاملا فردی مثل شکیات و سهویات و غسل و جنابت خلاصه کرده است همین آقای نصیری است که الان وقتی در پاسخ غلامی در می ماند ناگهان یاد آزاد اندیشی می افتد! از آقای نصیری می پرسم چگونه کسی که اساسا جایی برای عقل در دیانت قایل نیست و فلاسفه را افرادی یونانی زده و بدعت گذار می داند می تواند مدعی آزاد اندیشی بشود؟ البته من قبلا خودم خیلی بهتر از آقای غلامی جواب نصیری را دادم. جواب نصیری این است که اگر فرض را بر صحت نظرات او بگذارید اسلام دیگر دین جهان شمول برای تاریخ نیست و الان باید آن را رها کرد و یا به احداقل امتفا کرد و برای اداره جامعه به نسخه مدرنیته پناه برد. توضیح دادم که اتفاقلا کاری که خود رسول الله کرد هم قیام بر علیه اندیشه مسلط حاکم عصر جاهلی بود که ربا را به رسمیت می شنست و دهها نوع زنا را به عنوان رابطه جنسی مشروع به رسمیت می شناخت!حالا ما عصر جاهلیت آخر الزمان رسیده ایم. آقای نصیری اگر اهل هزینه دادن برایس دفاع از اسلام نیست اعتراف کند که خودش ضعیف است والا ما دیدیم که امام خمینی به رسول الله اقتدا کرد و قدرت مسلط روز را شکست داد. حال اینکه بعد از او دستوراتش فراموش شد و کار به دست لیبرالها افتاد و به اینا رسید داستان دیگری است. اما فقه تقصیری ندارد وقتی به آن عمل نمی شود.
    • IR ۱۷:۱۵ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۷
      4 1
      واقعا فهمیدی چی گفتی؟؟؟
    • AE ۱۹:۴۵ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۷
      0 1
      اولا جناب نصیری عقل گرایی را نفی نکرده. بله او با بخشی از عقل گرایی یعنی فلسفه و نیز با عرفان مخالف هست. البته معتقدم مخالفت وی با عرفان دلیل علمی ندارد لیکن در بحث فقه تمدن ساز نظر وی علمی هست و جناب آقای غلامی با ادبیاتی نادرست مطلب غیر علمی ارائه کرد و بدون دلیل به رد نظر جناب نصیری پرداخت. اگر من و برخی دیگر معتقدیم نصیری در مخالفت با عرفان راه اشتباهی در پیش گرفته اما این دلیل نمیشود نظرات مستدل وی را درباره فقه رد کنیم . معتقدم وی در مخالفت با عرفان همان راهی را میرود که جناب غلامی در مورد فقه موجود تمدن ساز رفت.یعنی رد کردن غیر علمی اما در باره بحث فقه موجود نظر نصیری درست به نظر میرسد. البته ایشان به یک نکته توجه کنند و ان اینکه فقه موجود ناکارمد هست لیکن فقه واقعی عملی نشده و این عملی نشدن هم ناکارامدی را میرساند. باید ریشه عمل نشدن فقه واقعی را بیابیم ولی در هر حال ناکارامدی و عدم تمدن سازی ما را میرساند.
    • به AE ۱۹:۴۵ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۷ IR ۰۰:۰۰ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۸
      0 0
      جدا سازی تعقل از فلسفه مثل جدا سازی رطوبت از آب است! عقل است که دنبال ریشه و معنای ماهیت پدیده هاست و این چیزی جز فسفه نیست. انکار این مساله هم معنایی جز یک اصرار کودکانه بر جهالت ورزی نیست. نصیری در فقه هم هیچ نظر مستند و مستدلی ندارد. او عملکرد مسلمانها را مساوی فقه در نظر گرفته است و متقد است چون عملکرد مسلمان خراب است پس فقه جوابگو نیست و این نهایت بی منطق بودن است. چون عملا مسلمانها یک چیز هستند و فقه اسلامی یک چیز دیگر. تلاش شما هم برای جدا سازی فقه واقعی از فقه کاربردی هم بی معنا است جون اساسا فقه معنایی مشخص دارد که عملا اجرا نشده است. اگر شما حقوق بشر و قوانین مدنی و مالی غربی را برداشتید استفاده کردید و حالا چند حکم شرعی و آیه و حدیث هم با آن قاطی کردید دیگر اسمش فقه نیست. اسمش بدعت و التقاط است.
    • IR ۰۹:۱۶ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۸
      0 0
      جنابی که دم از فلسفه میرنی باید بدونی من گفتم فلسفه بخشی ازعقل گرایی هست . من نیز فلسفه را قبول دارم ولی فلسفه تمام عقل گرایی نیست و آقای نصیری این بخش را قبول ندارد نه اینکه او اساس تعقل گرایی را قبول نداشته باشد. در مقاله ایشان مطالب محکم عقل دیده میشود و اتهام سفسطه به ایشان نشان بیسوادی اتهام زننده هست.البته جناب نصیری در نفی فلسفه و نفی عرفان راه خطایی در پیش گرفته ولی شماها و نیز جناب غلامی حرف علمی و مستدلی در رد نظرات وی در مورد فقه موجود ارائه نکردید. تفکیک فقه موجود از فقه واقعی واضح تر از ان هست که نیاز به توضیح داشته باشد.نمونه کوچک آن اعتراض فقهای حوزه قم به رباخواری بانک هاست که البته تا الان فقه موجود این اعتراض را قبول نکرده و راه خود را میرود.
  • روزنامه خوان حرفه ای IR ۱۷:۰۵ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۷
    1 6
    تیتر مطلب آقای نصیری با عملکردش در کیهان و صبح نمی خواند!
    • IR ۱۷:۳۷ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۷
      1 0
      آدمها عوض می شوند...
  • CA ۲۲:۰۵ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۷
    0 1
    ۱-اگر چه در اسلام (بر خلاف مسیحیت) عرف در کنار شرع به رسمیت شناخته شده, ولی متاسفانه به دلایل تاریخی فقها از این مهم غافل شدند و این غفلت تاریخی از جمله عوامل عقب افتادن ایران از قافله علم و دانش نیز بوده است. بر پایی حکومت اسلامی در ایران مقارن است با زمانی که عرف سازی از مبانی و اصول پیچیده ای برخوردار است و فقها ناتوان از شناخت و درک این این شرایط.. برخورد آقای غلامی با نظرات آقای نصیری ریشه در ناتوانی ایشان از درک این شرایط پیچیده دارد. ۲- توسعه علم و فناوری امروزه تمامی وجوه زندگی را تحت تاثیر خود قرار داده و نتیجه آن قوانین و مقرراتیست که در زمنیه های مختلف مانند معماری و شهر سازی, پزشکی, صنعت و تجارت, کشاورزی , امور اداری , روابط بین الملل و حتی آموزشی شاهد آن هستیم. ۳-خصو صیت همگی این قوانین آن است که دست ساز بشر هستند و از اینرو نه تنها دارای نقایصی هستند بلکه با پیشرفت بیشتر علم و تکنولوژی تغییر نیز میکنند و از اینرو نیازمند نظارت, نقد و بررسی مداوم هستند و تحقق این مهم مستلزم برخورداری از ساختاری اداری و آموزشی مسئولیت پذیر و آزاد اندیش و بدور از روابط رانتی و خویشاوندی است که کاملا با شرایط فعلی در تضاد است.
  • محسن IR ۲۳:۰۴ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۷
    0 0
    بارها آقای نصیری در نظراتشان به این نکته کلیدی اشاره کردند که "نباید با انقلاب اسلامی صفر و صدی برخورد کرد " باید به حد توان از این موقعیت انقلاب اسلامی که حقیقتا هدیه ای بی بدیل از جانب خدا در عصر ماست برای حصول کمال انسانی استفاده کنیم.
  • علی IR ۲۳:۵۷ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۷
    0 0
    خلاصه بحث های آقای نصیری منجر به اندیشه سکولاریسم. نمیشود؟
  • IR ۰۹:۱۷ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۸
    0 0
    هر اصطلاحی به کار می برید اول تعریف کنید بعد استفاده کنید آزاد اندیشی یعنی چه؟ گشاد اندیشی ، پهن اندیشی ؟ تیز اندیشی ؟ رها اندیشی؟ اندیشی هم برای خودش تعریف دارد کدام اندیشی ؟ چگونه اندیشی؟ آیا رطب و یابس بافتن یا نقالی کردن یا تکرار تفکرات دیگران یا اصرار بر برخی بافته های ذهنی و..اندیشه هستند؟ اساساً آزاد اندیشی دروغی بزرگ است زیرا اندیشه هرگز آزاد نیست بلکه اسیر موضوع و متد است اندیشه تنظیم تفکرات است که یا با پیشا فلسفه همراه است یا بی مقدمه . بزرگترین ظلم به اندیشه آن است که انواع آنها را مخلوط کرده و به جای یکدیگر به خورد مخاطب بدهیم فلسفه را با اصطلاحات سیاسی مخلوط نکنید همانطور که حقوق را و علوم اجتماعی را آزاد اندیشی در امور سیاسی را که امروزه نقل مجالس و ابزار عوام فریبی شده در ساحت مقدس فلسفه راهی نیست .
    • IR ۱۳:۲۱ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۸
      0 0
      خودتم فهمیدی چی گفتی؟
  • NL ۱۶:۳۶ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۹
    0 0
    ریاست بر مردم یا خدمت به مردم ؟ خدمت منعطف با زمان و مکان هست و دلیل موجهی برای حداقلی نداره ولی ریاست برای بالانس عمل حداقلی حداکثری داره و ساختار هم براش تعریف میشه مثل حکومت های دیگه و همین کاری که به سر مردم اوردین ولی ریاست شان شما نیست.
    • IR ۱۶:۱۸ - ۱۳۹۷/۰۹/۲۰
      1 0
      خخخخخخخخ

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس