کد خبر 886531
تاریخ انتشار: ۳۱ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۷:۲۶
image.jpeg

ابراهیم نبی کاری کرد که هم در دنیا برگزیده و هم در آخرت جزء صالحین شد: وَإِنَّهُ فِی الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِینَ؛ به تعبیر ما هم در دنیا خوشبخت بود و هم در آخرت سعادتمند.

به گزارش مشرق، قرآن یکی از ایامی را که از آن به ایام الله یاد می کند؛ روزهای عید می باشد که در این باب به 4 عید عنایت ویژه ای شده است؛ عید فطر،عید جمعه،عید قربان و و مهمترین آن ها که عید ولایت و غدیر است. امروز به تناسب روز عید قربان گفت و گویی داریم با "استاد حوزه، دکتر عبدالمحمود جهانگیری" در رابطه با عظمت عید قربان و ابراهیم نبی(ع) و مهم ترین عملی که برای این روز سفارش شده است.

بیشتر بخوانید

فیلم/ ماجرای قربانی کردن حضرت اسماعیل در بیان رهبرانقلاب

پیامبر خدا به ام سلمه سفارش می‌کردند که در روز عید قربان هر جور شده ولو قرض کرده و قربانی کنید و این قرض از قرض‌هایی است که خود خداوند وعده کمک کردن در ادای آن را داده است.

 حضرت ابراهیم (ع) در بین انبیاء الهی چه جایگاهی داشته‌اند؟


در ابتدا این عید بزرگ،عید شکست شیطان و ایام ولایت را تبریک عرض می کنم و امید داریم که ان شاء الله به زودی با ظهور مولایمان صاحب الزمان(ع) به عید حقیقی و واقعی نائل شویم. برای پاسخ به این سؤال مقدمه ای را در باب عظمت عید قربان عرض می کنم؛ عید قربان یا به تعبیر عربی آن عید الاضحی از دو واژه عید و قربان که با هم یک اضافه بیانیه هستند، تشکیل شده است.

هر دو واژه به تفکیک در قرآن بیان شده؛واژه عید در رابطه حضرت عیسی که با حواریون گفتگویی دارند که وقتی حواریون از عیسی تقاضای مائده کردند و عیسی بر در خانه خدا واسطه می شودو دعا می کند؛ واسطه بر در خانه خدا شد و دعا کرد؛ "اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنْزِلْ عَلَیْنَا مَائِدَةً مِنَ السَّمَاءِ تَکُونُ لَنَا عِیدًا لِأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا" که در این جا نزول مائده باعث عید این ها شده است.

واژه قربان نیز راجع به فرزندان حضرت آدم در سوره مائده إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا که قربانی آوردند و مال یکی قبول شد و دیگری قبول نشد،بیان شده است. عید قربان عیدی است که به تعبیر حضرت امام این عید انسان را به یاد قربان گاه ابراهیم می اندازد و درسی که از این عید می گیریم درس فداکاری و تقرب به خدا است.

لذا یکی از بهترین اعمال در این روز هم قربانی کردن بوده که با این عمل در مصداقی قطع دلبستگی از دنیا را برای انسان به همراه دارد. انقدر ثواب این قربانی زیاد است که به تعبیر امام جواد(ع) عملی بالاتر از قربانی کردن و ریختن خون در این روز نیست.پیامبر خدا هم به ام سلمه سفارش می کردند که در روز عید قربان هر جور شده ولو قرض کرده و قربانی کنید و این قرض از قرض هایی است که خود خداوند وعده کمک کردن در ادای آن را داده است.

به هر حال این روز، روز بزرگی است که در آیات قرآن کریم نیز تحت عناوین مختلفی چون ایام معدودات و حج اکبر از آن یاد شده و به جهت اهمیت این روز و صاحب این روز به عید نامگذاری شده است.

چرا ابراهیم به چنین مقامی رسید که به تعبیر ما هم در دنیا خوشبخت بود و هم در آخرت سعادتمند؟ پاسخ این سؤال و رمز این موفقیت و سعادت در یک کلمه است که در آیه بعد به آن اشاره شده است و آن اینکه ابراهیم تسلیم محض خدا بود؛ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ

حضرت ابراهیم تنها شخصیتی است که خداوند سرنوشت ایشان را در دنیا و آخرت طی بیانی در آیات قرآن کریم به زیبایی گزارش داده است.

در قرآن در آیه ای این گونه ابراهیم را معرفی می کند و می فرماید: وَلَقَدِ اصْطَفَیْنَاهُ فِی الدُّنْیَا ۖ وَإِنَّهُ فِی الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِینَ ایشان در زندگی با انجام کاری هم در دنیا برگزیده و هم در آخرت از صالحین بوده است. اما نکته این جا است که چرا ابراهیم به چنین مقامی رسید که به تعبیر ما هم در دنیا خوشبخت بود و هم در آخرت سعادتمند؟

پاسخ این سؤال و رمز این موفقیت و سعادت در یک کلمه است که در آیه بعد به آن اشاره شده است و آن اینکه ابراهیم تسلیم محض خدا بود؛ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ تسلیم محض همیشگی او در برابر خدا بود که او را خلیل الله کرد و این درس بزرگی است که امروز این روحیه تسلیم و تعبد کمرنگ شده و حال آنکه این معیار ایمان و تدین ما است.

چنانچه می بینیم خداوند این نکته را این گونه به پیغمبر اسلام حضرت محمد(ص) می فرماید: فَلا وَ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّی یُحَکِّمُوکَ فیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لا یَجِدُوا فی‏ أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلیماً؛ یعنی این اصحابی که وقتی به آن ها فرمان می دهی، تسلیم امر تو نیستند، در حقیقت این ها ایمان نیاوردند، چرا که معیار ایمان تسلیم محض ولی خدا و رهبر دینی بودن است.

ای بنده من؛ از من اطاعت کن، تا تو را همانند خود سازم

تسلیم بودن در برابر خدا آثار فراوانی دارد. ما اگر در زندگی های خود به این روحیه برسیم، تحولات معنوی در وجود خود و نوع ارتباطی که با خداوند پیدا می کنیم را خواهیم دید. چنانچه در حدیث قدسی داریم که خدای متعال می فرماید: عبدی اطعنی حتی اجعلک مثلی؛ ای بنده من ؛ از من اطاعت کن، تا تــــو را همانند خـــود سازم؛ قدرت تو می شود مثل قدرت من، چشم تو می شود چشم من. دست تو، دست من می شود همه ی کارهای تو می شود خدایی.

امروز روحیه تسلیم و تعبد کمرنگ شده و حال آنکه این معیار ایمان و تدین ما است. چنانچه می‌بینیم خداوند این نکته را این گونه به پیغمر اسلام حضرت محمد(ص) می‌فرماید: فَلا وَ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّی یُحَکِّمُوکَ فیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لا یَجِدُوا فی‏ أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلیماً؛ یعنی این اصحابی که وقتی به آن‌ها فرمانی می‌دهی، تسلیم امر تو نیستند، در حقیقت اینان ایمان نیاوردند

وقتی خدا به خواسته‌های ما چشم می‌گوید

برای روشن شدن بهتر بحث، مثالی را عرض می کنم: نقل می کنند پیرمرد روستایی از زمین کشاورزی اش بر می گشت. صحنه ای را دید که کودکی در پشت بام در حال افتادن است. تا این صحنه را دید، علف هایی که در دست داشت را زمین گذاشت و دستانش را بالا آورد و گفت خدایا بچه را به دستان من بده. یکدفعه دیده شد که مسیر افتادن کودک جهتش عوض شد و کودک در دستان پیرمرد قرار گرفت.


مردم دور پیرمرد را گرفتند که این پیرمرد پیغمبر است یا امام است که این طور دعایش مستجاب شد و بچه در دستانش قرار گرفت؟ پیرمرد به آن ها پاسخ داد؛ من نه پیغمبرم و نه امام . نکته در این است که همیشه در طول زندگی هرچه خدا گفت من گفتم چشم، یک بار هم من به خدا گفتم و او گفت چشم.


 در نوع ارتباطی که خداوند با حضرت ابراهیم دارد، مشاهده می شود که خداوند معاد را در قال و شکل تجسمی به ایشان نشان می دهد. اولاً آیا نشان دادن معاد به شکل تجسمی غیر از حضرت ابراهیم برای پیامبر دیگری هم اتفاق افتاد؟ ثانیاً: از نکات برجسته در رابطه و تعاملات خاص حضرت ابراهیم با خدای متعال برایمان بفرمایید.



در پاسخ به سؤال اول باید عرض شود که بله، برای یکی دیگر از انبیای الهی این اتفاق افتاده که در آیه 259 و 260 بقره به آن اشاره شده است که آیه 259 به عُزیر نبی و آیه 260 به حضرت ابراهیم توجه داده که معاد در قالب تجسمی به آن ها نشان داده شده است.

در آیه 260 خداوند از زبان ابراهیم سخن گفته؛ وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِی الْمَوْتَیٰ ۖ قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ ۖ قَالَ بَلَیٰ وَلَٰکِنْ لِیَطْمَئِنَّ قَلْبِی ۖ قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّیْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَیْکَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَیٰ کُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ یَأْتِینَکَ سَعْیًا ۚ وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌدر؛ در شأن نزول این آیه آمده که روزی ابراهیم (ع) از کنار دریائی می گذشت. مرداری را دید که در کنار دریا افتاده، در حالی که مقداری از آن داخل آب و مقداری دیگر در خشکی قرار داشت و پرندگان و حیوانات دریا و خشکی از دو سو آن را طعمه خود قرار داده اند حتی گاهی بر سر آن با یکدیگر نزاع می کنند.

دیدن این منظره ابراهیم را به فکر مساله ای انداخت که همه می خواهند چگونگی آن را بطور تفصیل بدانند و آن کیفیت زنده شدن مردگان پس از مرگ است او فکر می کرد که اگر نظیر این حادثه برای جسد انسانی رخ دهد و بدن او جزء بدن جانداران دیگر شود مساله رستاخیز که باید با همین بدن جسمانی صورت گیرد چگونه خواهد شد؟!

می‌خواهم به آرامش قلبی برسم

ابراهیم (ع) گفت پروردگارا! به من نشان بده چگونه مردگان را زنده می کنی ؟ خداوند فرمود مگر ایمان به این مطلب نداری ؟او پاسـخ داد: ایمان دارم لکن می خواهم آرامش قلبی پیدا کنم .خداوند به او دستور داد که چهار پرنده را بگیرد و آنها را ذبح نماید و گوشتهای آنها را در هم بیامیزد، سپس آنها را چند قسمت کند و هر قسمتی را بر سر کوهی بگذارد بعد آنها را بخواند تا صحنه رستاخیز را مشاهده کند او چنین کرد و با نهایت تعجب دید اجزای مرغان از نقاط مختلف جمع شده نزد او آمدند و حیات و زندگی را از سر گرفتند!

در حقیقت این صحنه نشان می دهد که انبیاء و اولیاء الهی دارای ولایت تکوینی هستند به طوری که هر دستوری بدهند، عالم مطیع این ها است؛ ثُمَّ ادْعُهُنَّ یَأْتینَکَ سَعْیاً. و بعد از دیدن این صحنه بود که ابراهیم به خداوند عرضه داشت؛ أَنَّ اللَّهَ عَزیزٌ حَکیمٌ و به این آرامش قلبی رسید.


 درخواست ابراهیم منوط بر نشان دادن معاد به او برای چه بوده است؟ آیا خداوند فقط به خاطر نزدیک بودن ابراهیم به او و نوع تعاملی که با خدا داشته، معاد را به شکل مجسم به او نشان می‌دهد یا هدف دیگری در کار بوده است؟



در مورد حضرت ابراهیم داریم که خداوند موضوع توحید را نیز در قالب تجسم به ابراهیم نشان می دهد آن جا که وقتی ابراهیم ماه و خورشید را می بیند و آنان را به عنوان رب پذیرفت اما وقتی افول آن ها را دید گفت: من این ها را نمی خواهم و این ها خدای من نیستند. و این گونه است که وقتی انبیاء در حکم و جایگاه مقتدا ، نبی و الگو قرار می گیرند، سراسر زندگیشان می شود درس عبرت. و این را خداوند در رابطه با ابرهیم پیاده کرد که دیگران بدانند معاد و توحید حق است و خداوند یگانه بوده و شریکی برای او نیست.

انبیاء و اولیاء الهی دارای ولایت تکوینی هستند به طوری که هر دستوری بدهند، عالم مطیع این ها است؛ ثُمَّ ادْعُهُنَّ یَأْتینَکَ سَعْیاً. و بعد از دیدن صحنه زنده شدن پرندگان بود که ابراهیم به خداوند عرضه داشت؛ أَنَّ اللَّهَ عَزیزٌ حَکیمٌ و به این آرامش قلبی رسید.

گرچه از لحاظ عرفانی در رابطه با ائمه مخصوصاً امیر المؤمنین روایت داریم که می فرمایند: لو کشف الغطاء ماازددت یقینا؛ به این معنا که اگر همه پرده ها کنار برود چیزی بر یقین علی اضافه نمی شود؛ و وقتی این ماجرا و آیات را کنار این سخن علی (ع) می گذاریم برتری مقام اهل بیت را نسبت به ادیان مشاهده می کنیم. به عبارتی ابراهیم صحنه را در قالب تجسم و به عینه دید و به اطمینان قلبی رسید ولی علی (ع) در مقام حد اعلای یقین قرار داشته و همه مراحل یقین را گذرانده است.


 حضرت ابراهیم با آزمایشات متفاوتی مواجهه بودند. برایمان از این آزمایشات گفته و بفرمایید این امتحانات در کسب مراحل عبودیت و رسیدن به مقامات مختلف در زندگی حضرت ابراهیم چه نقشی داشتند؟


ما یک قاعده کلی در دنیا داریم که از ان به سنت الهی یاد می شود و آن اینکه دنیا جای آسایش نیست. دنیا پر از بلا و امتحانات، تلخی ها و شیرینی است الدنیا:دَارٌ بِالْبَلَاءِ مَحْفُوفَةٌ. از طرفی در این دنیا همه انسان ها به نوعی ازمایش می شوند و این موضوع به کرات در آیات قرآن کریم تحت عنوان سنت الهی به آن اشاره شده؛ أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا یَأْتِکُمْ مَثَلُ الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِکُمْ ۖ مَسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاء: فکر نکنید که تلخی ها و امتحاناتی که افراد قبل شما دیدند شما نمی بینید، خیر، همه از مسیر این سنت های الهی و ازمایشات او عبور خواهند کرد.

تاریخ در حال تکرار است منتهی اینکه آزمایش افراد بنا بر شرایط و موقعیتشان متفاوت است؛وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْ‏ءٍ، شَیْ‏ءٍ در این جا نکره است، یعنی هر کسی با ابزاری مبتلا می شود؛ به تناسب محیط ، موقعیت، زمان، درجه، شخصیت و روحیه افراد متفاوت است.

از طرفی هم این امتحانات برای هر رده ای ویژگی خاص دارد؛ در یک روایت جامع امام علی (ع)می‌فرماید: «إِنَّ الْبَلَاءَ لِلظَّالِمِ أَدَبٌ وَ لِلْمُؤْمِنِ امْتِحَانٌ وَ لِلْأَنْبِیَاءِ دَرَجَةٌ وَ لِلْأَوْلِیَاءِ کَرَامَةٌ؛ بلاها برای ظالم تـأدیب و برای مؤمنان امتحان و برای پیامبران درجه و برای اولیا کرامت و مقام است».

لذا حضرت ابراهیم هم از این ویژگی مستثنی نبود و امتحان شد، چه امتحانی و بارها هم امتحان شد و به یک امتحان و دو امتحان نبود. چنانچه برخی مفسرین اشاره کردند که در هر کدام از آزمایشات که موفق می شد به مقامی می رسید؛ در مرحله نخست ازمایش عبدالله شد، در مرتبه دوم که پیروز شد به مقام نبی الهی رسید و بعد به خلیل الهی شد و در برابر بالاترین آزمایش که در رابطه با فرزندش بود که از آن هم سرافراز بیرون آمد مقام امامت که از نبوت بالاتر است را به او دادند و این در آیه 124 بقره بیان شده ؛ وإِذِ ابْتَلی‏ إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً. خداوند سربسته ابتلائاتی که بر ابراهیم ایجاد شد را با عبارت "کلمات" یاد می کند.

برخی مفسرین اشاره کردند که در هر کدام از آزمایشات که حضرت ابراهیم موفق می‌شد به مقامی می‌رسید؛ در مرحله نخست ازمایش عبدالله شد، در مرتبه دوم که پیروز شد به مقام نبی الهی رسید و بعد به خلیل الهی شد و در برابر بالاترین آزمایش که در رابطه با فرزندش بود که از آن هم سرافراز بیرون آمد مقام امامت که از نبوت بالاتر است را به او دادند

واقع این کلمات چه هستند؟ آیا این کلمات تنها همان الفاظ است؟
 

مرحوم علامه طباطبایی مفسر بزرگ قرآن کریم معتقد است که کلمات منوط بر الفاظ نیستند، مراد از کلمات یک سری واقعیاتی است که ابراهیم با آن ها در هر مرت امتحان شد؛
 

یک بار با کواکب و اصنام یک بار با انداختن در آتش و از همه مهم تر امتحانش با ذبح فرزندش و قربانی کردن اسماعیل که قرآن از این امتحان بلاء مبین یاد کرده؛ یعنی امتحان و بلایی آشکار که در پی آن ذبح عظیم نازل شد وَفَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ که قصه آن نیز در سوره صافات آمده است که ابراهیم درپی رویای صادقه و خوابی که دید باید فرزندش را ذبح کند.

این موضوع را با فرزندش اسماعیل مطرح کرد که من مأمور ذبح تو هستم و فرزند هم تسلیم امر پدر شد. این ماجرا ادامه پیدا می کند تا جایی که ندا آمد تو پاداش خودت را گرفتی و این امتحان هم بسیار سخت بود؛ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیَا ۚ إِنَّا کَذَٰلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ، إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ الْبَلَاءُ الْمُبِینُ، وقتی ابراهیم پیروزمندانه از این آزمایش بزرگ پیروز بیرون می آید این جاست که خداوند جایگزینی برای ذبح فرستاد و وَفَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیم و نیز به خاطر این منش و تسلیم بودن محضش خداوند به او سلام می دهد؛ سَلَامٌ عَلَیٰ إِبْرَاهِیمَو در پی این ازمایشات و سرافرازی از آن ها است که ابراهیم مقتدا می شود تا جایی که با وجو اینکه او یک نفر است اما تعابیری که خداوند از او یاد می کند ملت می باشد؛ مِلَّةِ إِبْرَاهِیمَ.

منبع:تبیان

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس