کد خبر 86904
تاریخ انتشار: ۳ دی ۱۳۹۰ - ۱۴:۵۹

محافظ های آقا خوش اخلاقند. کتاب داستان سیستان امیرخانی را دو بار خوانده ام و می دانم که چگونه اند. با لبخندی ملایم بر لب و نگاهی نافذ. شنیده ام آقا همیشه تاکید دارند شما بیش از اینکه محافظ جسم من باشید باید مواظب برخورد هایتان با مردم باشید...

به گزارش خبرنگار سرويس وبلاگستان، نويسنده وبلاگ میدان مین نوشت: وقتی زمان دیدار را به علی گفتم به جای اینکه خوشحال بشود ناراحت شد. من و حاج علی، امام را که از نزدیک ندیدیم و در بهمن 57 نبودیم؛ حالا فرصتی شده بود تا آقا را ببینیم. درست در آستانه 9 دی، نگو درست ساعت دیدار خورده به پرواز حاج علی. چقدر بالا و پایین کرد نرود، نشد. بعدا فهمیدم شبانه رفته فرودگاه و با هزار اصرار بلیت پروازش را عوض کرده. وقتی ماجرا را تعریف می کرد بعد از مدتها در چشمش ذوقی دیدم که مدتها بود نبود.

زودتر از همیشه رسیدیم بیت. در بحبوحه فتنه یکی از همکارهای سابق ما در کیهان یادداشت جالبی نوشت که خانه ما، همه، بیت رهبریست. عجیب به دلم نشسته بود و حالا همین را با خودم می گفتم. یاد آن کتاب آقا افتادم. وقتی روز اول آمدم مترو، حاج علی کتاب را نشانم داد.
-خوندی؟
-نه والا
-بخون. بفرما. نکته ها و دغدغه هاي فرهنگی حضرت آقاست.
بعد دیدم زیر برخی از سطرهایش یک خط کشیده. زیر برخی از جمله ها چند خط... الان حالم شبیه کسی است که می خواهد امتحان بدهد و آن کتاب را یکبار هم نخوانده...

محافظ های آقا خوش اخلاقند. کتاب داستان سیستان امیرخانی را دو بار خوانده ام و می دانم که چگونه اند. با لبخندی ملایم بر لب و نگاهی نافذ. شنیده ام آقا همیشه تاکید دارند شما بیش از اینکه محافظ جسم من باشید باید مواظب برخورد هایتان با مردم باشید...

اول همه رسیدیم. قرار بود مجلس روضه براي شهادت امام سجاد(ع) برپا شود. درست روبروي صندلي آقا نشستيم؛ در فاصله اي كمتر از 3 متر، چای در استکان کمرباریک و ذوق زده، يك سيد روحاني بزرگواري هم مدعوين را در آن اتاق چند ده متري راهنمايي مي كرد كجا بنشينند.


از بچگي براي مراسم هاي محرم و ايام فاطميه با پدرم به بيت مي رفتيم از آن زمان كه شام را در سيني هاي گرد مي دادند و بايد ۳ -  ۴ نفري دور آن مي نشستيم و مي خورديم تا الان كه داخل يك بار مصرف پخش مي كنند؛ ولي رفتن به اين روضه آن هم در كنار آقا برايم رويا بود.

من و علی که در بحبوحه فتنه، در خلوت و در روزهای سخت، درد و دل هایمان را با ولی و آقامان می کردیم، حالا که فرصت دیدار رسیده بود، حرفی نداشتیم. سيد مجيد بني فاطمه مداح خوب و خوش صداي اهل بيت(ع) هم وارد شد و از ديدن من و حاج علي هم كلي تعجب كرد و رفت كنار صندلي كه بايد مي نشست و مداحي مي كرد نشست؛ صندلي اش با صندلي آقا فاصله اي نداشت، پيش خودم داشتم فكر مي كردم چقدر سخت است در حضور آقا خواندن و منبر رفتن كه یک بنده خدایی آمد و مجبور شديم دو زانو بنشينيم.
 
چند دقیقه مانده به شروع روضه، بندگان خدای دیگری هم از راه رسیدند و بزور خودشان را جا کردند و طبیعتا حدس بزنید ما که در لحظه ورود شبیه بورژواها نشسته بودیم حالا حال کوخ نشینان را می فهمیدیم. حاج علی زیر لب گفت "با این حساب  خدا کنه کلا بلندمون نکنن."

وقتی آقا رسیدند، چشمی انداختند... "و چه گویم که غم از دل برود چون تو بیایی". بعد سخنراني آقاي سيد حسين مومن و روضه و اشک آقا و سنگ تمام گذاشتن سيد مجيد.
 
وقتی مراسم تمام شد چاي روضه را آوردند و آقا هم چند دقيقه اي درباره سخنان منبري گفتند و صحبت هايش را تاييد كردند؛ آقا چايشان را خوردند و بلند شدند؛ همان اول از همه صف بهم خورد و فقط دیدم حاج علی رفت به سمت آقا و من نفهمیدم چه شد که جا ماندم. از چتد متری دیدم که آقا نگاهی انداختند و لبخندی زدند و علی دست آقا را بوسید و جمله هایی رد و بدل شد. من که گویی دچار خسران شده باشم، مثل بچه ها بغضم گرفته بود به هر ترتيبي كه بود با لطف "هاشم" به آقا نزديك شدم و براي اولين بار خواب هايي كه ديده بودم تعبير شد و دست رهبر جانبازم را بوسيدم...

وقت برگشتن به حاج علی گفتم ماجرای امروز را می نویسم. گفت بنویس ولی از آقا خرج نکن. ما در كارمان شاید اشتباهاتی داشته باشیم. شاید کارهای خوبی هم بکنیم. نباید اگر هم به فرض موجب خشنودی ایشان در مقطعی شدیم از عزیز دل زهرا "خرج"کنیم ... برای لاپوشانی اشتباه هایمان. برای قرار گرفتن در حاشیه امن.

.... وقت بیرون آمدن موبایل هایمان را تحویل گرفتیم. تا روشن کردم چند تا اس ام اس آمد. یکی می پرسد:...احسان! آقا موبایل دارد؟

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 40
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیر قابل انتشار: 2
  • محمد ۱۷:۰۶ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۳
    0 0
    خدا اين سيد بزرگوار رو براي ما حفظ كند.
  • یزدان ۲۱:۰۱ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۳
    0 0
    الله احفظ قائدنا امام الخامنه ای
  • يار ۱۳:۲۲ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۴
    0 0
    خدا قسمت ما كند... ان شاءالله
  • سيدمحسن كاظمي ۱۳:۳۱ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۴
    0 0
    سلام .خيلي ممنون خدا قسمت ماهم بكند به اميد خدا
  • امیر ۱۳:۴۹ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۴
    0 0
    زیبا بود
  • ۱۴:۰۵ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۴
    0 0
    این چه تیتری که زدید؟ کمی ذوق به خرج دهید و تیترهای بهتری بزن ، آقای نویسنده!
  • کامران ۱۴:۱۶ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۴
    0 0
    دمت گرم حاج احسان...قلمت پايدار
  • ۱۴:۲۴ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۴
    0 0
    جانم فدای رهبر عزیزمون مطلب بسیار زیبا و دلنشینی بود دست شما درد نکنه
  • رضا نیوز ۱۴:۲۴ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۴
    0 0
    زیارت قبول حاج آقا، خدا قسمت کنه انشاالله... قشنگ بود، واقعا که غم از دل برود چون تو بیایی آقا جان. یا علی
  • رضا ۱۴:۳۲ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۴
    0 0
    اللهم الرزقنا...
  • حسین ۱۴:۴۰ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۴
    0 0
    خداوند رهبر ما امام خامنه ای را از بلایا محفوظ دارد.
  • میثم ۱۴:۴۵ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۴
    0 0
    جالب بود جان و دلِ عاشقان ، نذر رضایِ ولیّ نذر علمدار عشق ، حضرت سیّد علی
  • موافق ۱۴:۴۸ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۴
    0 0
    حالشو بردیم...
  • ۱۵:۰۳ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۴
    0 1
    خمینی حجت حق در زمین بود امین دین ختم المرسلین بود خمینی رفت فرزندش علی هست خدا را شکر بر امت ولی است...
  • عشق ولایت ۱۵:۰۶ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۴
    0 0
    « رفتار آیت الله خامنه ای با جوانان مدگرا » يكي از اسناد ساواك كه ارتباط مقام معظم رهبري را با نسل جوان مورد تأكيد قرار مي‌دهد، سند شماره9/3003 به تاريخ 1/8/1353 است كه مي‌نويسد: مطهري از اين كه نماز جماعت سيدعلي خامنه‌اي در مشهد (توسط ساواك) تعطيل شده، ابراز ناراحتي كرده و گفته است : سيد علي خامنه‌اي از نمونه‌هاي ارزنده‌اي است كه براي آينده موجب اميدواري است و در اين مدت كوتاه در مشهد، كارهاي پر ثمري انجام داده كه يكي از آن‌ها جمع كردن جوانان روشنفكر حوزه و دانشگاه است. ۱ مقام معظم رهبری با ذکر خاطره ای رابطه خوب خود را با جوانان اینگونه بیان میکند:مسجدي كه بنده نماز مي‌خواندم، بين نماز مغرب و عشا هيچ وقت داخل مسجد جا نبود؛ هميشه بيرون مسجد هم جمعيت متراكم بود؛ هشتاد درصد جمعيت هم از قشر جوان بودند؛ براي خاطر اينكه با جوان تماس مي‌گرفتيم. در همان سالها پوستينهاي وارونه مد شده بود و جوانان خيلي اهل مد آن را مي‌پوشيدند. يك روز ديدم جواني كه از اين پوستينهاي وارونه پوشيده، صف اول نماز در پشت سجاده من نشسته است؛ يك حاجي محترم بازاري هم كه مرد خيلي فهميده‌اي بود و من خيلي خوشم مي‌آمد كه او در صف اول مي‌نشست، در كنار اين جوان نشسته بود. ديدم رويش را به اين جوان كرد و چيزي در گوشش گفت و اين جوان يكباره مضطرب شد. برگشتم به آن حاجي محترم گفتم چه گفتي؟ به جاي او جوان گفت چيزي نيست. فهميدم كه اين آقا به او گفته كه مناسب نيست شما با اين لباس در صف اول بنشينيد! گفتم نه آقا، اتفاقاً مناسب است شما همين‌جا بنشينيد و تكان نخوريد! گفتم حاجي! چرا مي‌گويي اين جوان عقب برود؟ بگذار بدانند كه جوان با لباسي از جنس پوستين وارونه هم مي‌تواند بيايد به ما اقتدا كند و نماز جماعت بخواند. برادران! اگر پول و امكانات هنري نداريم، اگر فعلاً ترجمه قرآن به زبان سعدي زمانه را نداريم، «اخلاق» كه مي‌توانيم داشته باشيم؛ «في صفه` المؤمن بشره في وجهه و حزنه في قلبه». با اخلاق، سراغ اين جوانان و دلها و روحها و وراي قالبهاشان برويد؛ آن وقت تبليغ انجام خواهد شد. ۲ ۱- سلاله الابرار، ص 88 ، به نقل ازاسناد ساواك، آرشيو وزارت اطلاعات، ش27 به ارزيابي573 مركزاسناد انقلاب اسلامي‌ ۲- مقام معظم رهبري در ديدار با مسئولان سازمان تبليغات اسلامي، 26/3/1376
  • ۱۵:۰۷ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۴
    0 0
    بسیار زیبا بود ممنون ..
  • ۱۵:۰۸ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۴
    0 0
    دیشب این طبع، بی‌قرار شما خواست عرض ارادتی بکند دست کم از دل شکسته‌تان واژه‌هایم عیادتی بکند چشم بد دور، عمرتان بسیار کس نبیند ملالتان آقا! ما نمردیم خون دل بخوری تخت باشد خیالتان آقا! چیست روباه در مصاف شیر؟! چه نیازی به امر یا گفته؟! تو فقط ابرویی به هم آور می‌شود خواب دشمن آشفته هست خاموشی‌ات پر از فریاد در تو آرامشی است طوفانی « الذی انزل السکینه» تو را کرده سرشار از فراوانی واژه‌ها از لبت تراویدند پرصلابت، پرعاطفه، پرشور آفریدند در دل مردم عزت، آمادگی، حماسه، حضور این حماسه همه ز یمن تو بود گرچه از آن مردمش خواندی رهبرا! تا ابد ولی محبوب در دل عاشقان خود ماندی سهم دلدادگان تو سلوی قسمتِ دشمنان تو سجیل رهبری نیست در جهان جز تو که ز امت چنین کند تجلیل نسل سوم چو نسل اول هست با شعف با شعور با باور جاری است انقلاب چون کوثر هان! «فصل لربک وانحر» گرچه در باغ سینه‌ات داری لطف‌ها، مهرها، محبت‌ها گفتی اما نمی‌روی چو حسین تا ابد زیر بار بدعت‌ها! ناگهان در نماز جمعه شهر عطر محراب جمکران گل کرد بغض تو تا شکست بر لب‌ها ذکر یا صاحب الزمان (عج) گل کرد جان ایران! چه شد که جانت را جان ناقابلی گمان کردی؟! آبروی همه مسلمانان اشک ما را چرا درآوردی؟! جسم تو کامل است، ناقص نیست می‌دهد عطر یک بغل گل یاس دستت اما حکایتی دارد... رَحِمَ اللهُ عَمِی العباس!
  • ۱۵:۰۸ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۴
    0 0
    این حاج علی اینا کین؟ فامیلی ندارن؟ احسان کیه؟
  • مهدي ۱۵:۲۹ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۴
    0 1
    الهم الرزقنا شفاعة الحسين يوم الورود
  • ثنا ۱۵:۳۳ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۴
    0 0
    خوب بود
  • اكبر ۱۵:۴۵ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۴
    0 0
    احسنت...
  • بسيجي ۱۶:۱۸ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۴
    0 0
    از تو به يك اشارت از ما به سر دويدن...
  • درويش ۱۶:۲۲ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۴
    0 0
    سلام احسان جان زيارت قبول
  • اصغر احمدي ۱۶:۲۲ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۴
    0 0
    بسيار زيباست.كاش ديداراقا نصيب ماهم شود.
  • احسان ۱۶:۲۶ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۴
    0 0
    بخشي از وصيت نامه يادگار امام خميني(ره)‌: اطاعت از خامنه اي، اطاعت از امام است،هركس منكر اين معنا شود مطمئن باشيد در خط امام نيست و هركس بگويد اطاعت از امام ،غير از اطاعت از آيت ا... خامنه اي است در خط آمريكاست.
  • خير ۱۶:۲۸ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۴
    0 0
    خوش به حالتون
  • الهام ميرحسيني ۱۶:۳۱ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۴
    0 0
    از علي.ع.تابه علي فاصله يك اينه است آن علي ازنجف واين علي از خامنه است. التماس دعاي خير
  • ابراهيم ۱۶:۴۱ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۴
    0 0
    همايي چون تو عاليقدر حرص استخوان تا كي / دريغ آن سايه همت كه بر نا اهل افكندي. يا علي
  • محسن ۱۸:۴۲ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۴
    0 0
    خوش به حالتون.خواندیم و حسرت خوردیم.علی نگه دارتون
  • اخوي ۱۸:۴۹ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۴
    0 0
    متن گيرا و رواني داشت خدا قوت اخوي
  • بنده خدا ۱۸:۵۰ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۴
    0 0
    جاي ما خالي
  • اكثريت ۱۹:۰۷ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۴
    0 0
    مردم مشتاق شنيدن حاشيه هاي آن مجلس اند
  • مشرقي ۱۹:۰۹ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۴
    0 0
    با حال بود انشاالله آخرين بار نباشه
  • ذاکرالحسین علیه السلام ۲۰:۲۰ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۴
    0 0
    بالشکر نهروان بگو تابروند---ماباعلی و ولایتش میمانیم. آفرین به این ذوق کربلایی
  • مختار ۲۰:۴۴ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۴
    0 0
    کور بشه چشمی که نمی تونه فداییای رهبر وببینه. به قول آقانریمان:کورشن.کر شن.بمیرن. جانم فدای فدایی رهبر.
  • ۱۲:۴۲ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۵
    0 0
    به کوری چشم همه منافقین. درود بر سید علی
  • قهرمان ۱۴:۴۶ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۵
    0 0
    استفاده كرديم و فيض برديم.
  • محمدکاظم ۱۶:۰۲ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۶
    0 0
    خداییش چه ربطی به تیتر داشت؟ قشنگی مطلب به جا ، درست. ولی شما با یه تیتر عجیب بیننده رو میاری، بیننده برای رسیدن به سوال تیتر، تا کلمه ی آخر رو می خونه، و البته استفاده هم می کنه. ولی آیا این راه درسته؟ این همه هم از متن شما تعریف و تمجید شد. ولی انصافا این راه جذب بیننده درسته؟؟
  • خاك پا ۰۹:۴۷ - ۱۳۹۰/۱۰/۱۲
    0 0
    نگاشته ات با دلم ارتباط برقرار کرد. قلمت پایدار و قلب مهربانت سرشار از امید باد.
  • هاني ۱۳:۴۷ - ۱۳۹۰/۱۰/۱۹
    0 0
    زيباست .ارزو دارم يكبار اقا روببينم

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس