مقالات تفصیلی «قبض و بسط تئوریک شریعت» سروش که سرآغاز ترویج نسبیت در معارف دینی و قرائت لیبرالیستی بود، در نشریه «کیان» کلید خورد.

به گزارش گروه تاریخ مشرق؛ برای شناخت دقیق یک پدیده، راهی جز قرار دادن آن در یک چشم انداز تاریخی و بررسی زمینه‌ها و بسترهای شکل گیری و تطور آن وجود ندارد. برای این منظور، لاجرم باید به ریشه‌ها رجوع کرد و سیر تکاملی یک پدیده را از سرچشمه پی گرفت.

آنچه که امروز از آن به عنوان «رسانه‌های زنجیره‌ای»، «رسانه‌های کارگزارانی» یا «مشارکتی» یاد می‌شود، عقبه‌ای دست کم 30 ساله دارد. شاید برای جوانانی که چندان فضای سال‌های آغازین جمهوری اسلامی را درک نکرده‌اند، با متر و معیار امروز، بسیار عجیب باشد که بذر مطبوعات اصلاح طلب اواسط دهه هفتاد که ترجیع بند محتوایشان «دموکراسی»، «آزادی» و «پلورالیزم» و سایر ارزش‌های غربی بود، زمانی در انقلابی‌ترین، ضدامپریالیستی‌ترین و آمریکاستیزترین نشریه کشور، یعنی کیهان دهه 60 کاشته شد.

وقتی سیدمحمد خاتمی در سال 1359 با حکم حضرت امام سرپرستی روزنامه کیهان را از دکتر ابراهیم یزدی تحویل گرفت، بدنه اصلی تحریریه کیهان را جوانان انقلابی تشکیل می‌دادند که عموما از پیش از انقلاب دغدغه کار فرهنگی انقلابی داشتند و از همان سال 57 در گروه‌هایی چون «کانون فرهنگی نهضت اسلامی» متمرکز بودند. خاتمی به همراه خود شهید حسن شاهچراغی را به کیهان آورد تا اداره روزنامه را به عهده بگیرد. در این مقطع چهره‌هایی چون بهروز گرانپایه، رضا تهرانی، محسن آرمین، سیدمصطفی رخ صفت و ماشاالله شمس الواعظین(معروف به محمود شمس) اعضای اصلی تحریره کیهان بودند. کلیدی‌ترین چهره این جمع شمس الواعظین بود.

چگونه چپ‌گرایان انقلابی روزنامه کیهان به نفوذی‌های فرهنگی تبدیل شدند؟/ مجله‌ای برای ترویج دین‌زدایی از حاکمیت

ماشاالله شمس الواعظین

 شمس الواعظین در سال 1358، بنا به پیشنهاد آیه الله موسوی اردبیلی، نماینده وقت امام خمینی در کیهان، وارد مجموعه شد. او به همراه چهره‌هایی چون جلال رفیع، مرحوم عباس معارف، جهانشاه ناصر و جهانبخش ناصر که همگی از جوانان انقلابی اهل مطالعه و خوش قلم بودند، یک فضای پرشور فرهنگی را در کیهان رقم زدند. شمس همزمان در سرویس مقالات و همین طور بخش فنی روزنامه کیهان مشغول بود تا اینکه با ورود سیدمحمد خاتمی به کیهان به عنوان نماینده امام، به پیشنهاد او مسوولیت شورای سردبیری کیهان را پذیرفت و سرمقاله نویس کیهان شد(ستون یادداشت روز).

به تدریج تیم سه نفره هادی خانیکی، رضا تهرانی و شمس الواعظین به عنوان اعضای شورای سردبیری، به همه کاره این روزنامه تبدیل شدند. اما این تیم و نویسندگان نزدیک به آن، که در ابتدا زیرمجموعه تفکر چپ اسلامی محسوب می‌شدند، کم کم به لحاظ فکری تغییر کردند و از تفکر چپ اسلامی(که نماد آن کمی بعدتر در جامعه روحانیون مبارز متجلی شد، فاصله گرفتند. کم کم برخی از خطوطی که تیم شمس(چپی‌های کیهان) دنبال می‌کردند باعث شد که حتی سیدمحمد خاتمی هم دچار احساس نگرانی شود و برای کنترل تحریریه و جلوگیری از بازتاب نامحسوس نظریات جریان‌هایی چون نهضت آزادی در کیهان، از «محمد جواد صاحبی»، مسوول وقت انتشارات سپاه پاسداران در قم می‌خواهد که به تهران بیاید و در کنار کمک به سیدمحمد اصغری(سرپرست وقت کیهان) مسوولیت کیهان اندیشه را به عهده بگیرد.

چگونه چپ‌گرایان انقلابی روزنامه کیهان به نفوذی‌های فرهنگی تبدیل شدند؟/ مجله‌ای برای ترویج دین‌زدایی از حاکمیت

محمدجواد صاحبی

«بعد از این قضایا آقای خاتمی هم از من خواست و حتی در مراسم ترحیم آقای شاهچراغی این درخواست را تکرار کرد و گفت که آقای شاهچراغی از شما گله‌مند بود و دوست داشت شما به تهران بیایید و کمک کنید و اکنون که آقای حسن منتظرقائم و آقای شاهچراغی هر دو رفته‌اند این ضرورت بیشتر احساس می‌شود. من از وضعیت فعلی آنجا راضی نیستم و اشاره‌ای هم به بعضی از مسائل کرد و گفت من راضی نیستم که این روزنامه بلندگوی گروه‌هایی بشود که بعضا به امام و انقلاب اعتقادی ندارد. من این سعه‌صدر را دارم که این‌ها بروند مجوز بگیرند و از خودشان روزنامه داشته باشند. اشکالی ندارد که نهضت آزادی مجوز بگیرد و حرف‌های خودش را بزند، اما نبایستی روزنامه کیهان عرصه تاخت و تاز و بلندگوی این گروه‌ها بشود.» (مصاحبه محمدجواد صاحبی با سایت فردا)

چگونه چپ‌گرایان انقلابی روزنامه کیهان به نفوذی‌های فرهنگی تبدیل شدند؟/ مجله‌ای برای ترویج دین‌زدایی از حاکمیت

شهید شاهچراغی

صاحبی نقل می‌کند که شمس الواعظین از حضور او در کیهان چندان راضی نبود و او را به «یکی از مسوولین در سایه نظام شوروی» تشبیه می‌کرد که هر وقت چهره‌اش دیده می‌شد باید منتظر یک اتفاق می‌بود. خط فکری تیم شمس در کیهان و «شهلا شرکت» در مجله زن روز (که زیرمجموعه کیهان بود) باعث شد که در نهایت اصطکاک و مناقشه فکری در کیهان ایجاد شود. سیدمحمداصغری مدتی با این نیروها مدارا می‌کند، چرا که در آن زمان امثال شمس الواعظین و تهرانی هنوز از چهره‌های انقلابی شناخته می‌شدند:

«اما شورای سردبیری که از نیروهای انقلاب بودند (مانند آقای شمس‌الواعظین، آقای تهرانی و بعضی دیگر) با فکر و اندیشه کار می‌کردند و طبیعی بود که چالش‌های فکری ایجاد شود و اختلافاتی بروز کند، لذا بعد از مدتی آقای اصغری با این بخش اصطکاک پیدا کرد.»

چگونه چپ‌گرایان انقلابی روزنامه کیهان به نفوذی‌های فرهنگی تبدیل شدند؟/ مجله‌ای برای ترویج دین‌زدایی از حاکمیت

شهلا شرکت

نگرانی از عملکرد و تفکر این نیروها باعث می‌شود که احساس خطر سیدمحمدخاتمی (که آن روزها از چپ‌های انقلابی برجسته محسوب می‌شد) نسبت به انحراف موسسه کیهان از خط امام شدیدتر شود، تا جایی که در نهایت با پیشنهاد صاحبی، مهدی نصیری، طلبه جوانی که در قم به فعالیت فرهنگی مشغول بود، به تیم تحریره کیهان اضافه شد.

مهدی نصیری جوان، دقیقا از همان جایی شروع کرد که شمس در 58 شروع کرده بود: سرویس مقالات. او بعد از مدتی در کار خود توفیق نشان داد و سیدمحمد اصغری او را جایگزین بهروز گرانپایه (مهره شمس به عنوان دبیر سرویس مقالات) کرد. بعد از مدتی بحث ورود او به شورای سردبیری مطرح شد. امری که به شدت با مخالفت شمس-خانیکی-تهرانی روبه رو شد و آنها تهدید به کناره گیری کردند.

چگونه چپ‌گرایان انقلابی روزنامه کیهان به نفوذی‌های فرهنگی تبدیل شدند؟/ حلقه‌ای برای ترویج دین‌زدایی از حاکمیت/// آماده انتشار

مهدی نصیری

تیم سردبیری کیهان، با این تصور که در صورت رفتن آنها، نصیری جوان از عهده اداره کیهان برنخواهد آمد، تهدید خود را عملی کردند، لیکن نصیری با قدرت به کار خود ادامه داد. مهدی نصیری که در چالش با این تیم به خوبی با افکار آنها آشنا بود، آنها را چنین توصیف می‌کند:

« گروه شمس(شمس الواعظین)، گرچه به چپ موسوم بودند، ولی به کلی با دیدگاه‌های چپ انقلابی به خصوص مجمع روحانیون مبارز تفاوت داشتند. آنان از سال 64 به بعد تغییر ایدئولوژی داده و به سمت «نهضت آزادی» رفته بودند، به گونه‌ای که با این گروهک‌ها دارای موضع یکسانی شده بودند».

چگونه چپ‌گرایان انقلابی روزنامه کیهان به نفوذی‌های فرهنگی تبدیل شدند؟/ مجله‌ای برای ترویج دین‌زدایی از حاکمیت

هادی خانیکی

 در نهایت اعضای این تیم که عرصه را بر خود تنگ دیدند، با توصیه خاتمی به نشریه «کیهان فرهنگی» رفتند که یکی از زیرمجموعه‌های کیهان بود که به همت شهید شاهچراغی و مرحوم حسن منتظرقائم، از سال 1364 منتشر می‌شد.

چگونه چپ‌گرایان انقلابی روزنامه کیهان به نفوذی‌های فرهنگی تبدیل شدند؟/ مجله‌ای برای ترویج دین‌زدایی از حاکمیت

ورود تیم خارج شده از روزنامه کیهان به کیهان فرهنگی، فاز جدیدی را در تاریخ مطبوعات بعد از انقلاب رقم زد، چرا که کیهان فرهنگی تحت مدیریت شمس، خانیکی و رضا تهرانی به مرور تبدیل به ارگان نحله فکری «روشنفکری دینی» به سردمداری «عبدالکریم سروش» شد. در واقع کیهان فرهنگی در این برهه، نشریه‌ای مستقل بود که با وجود یدک کشیدن نام کیهان، کاملا جدا از بدنه اصلی موسسه (با مدیریت نصیری و بعدتر شریعتمداری و سلیمی نمین) تبدیل شد. اغراق نیست که کیهان فرهنگی تحت مدیریت تیم شمس را، پدرخوانده همه مطبوعات اصلاح‌طلب بعدی (موسوم به روزنامه‌های زنجیره‌ای) بدانیم. کیهان فرهنگی به تریبون سروش و سایر اندیشمندان انقلابی تجدیدنظر کرده از قبیل «محمد مجتهد شبستری» تبدیل شد. خود سروش در مصاحبه‌ای درباره پیشینه مجله کیان، «کیهان فرهنگی» را " پدر و مادر کیان شمرد که کیان از دل آن بیرون آمد". 

چگونه چپ‌گرایان انقلابی روزنامه کیهان به نفوذی‌های فرهنگی تبدیل شدند؟/ مجله‌ای برای ترویج دین‌زدایی از حاکمیت

مجتهد شبستری

مجموعه مقالات تفصیلی معروف «قبض و بسط تئوریک شریعت» سروش که سرآغاز ترویج نسبیت در معارف دینی و قرائت لیبرالیستی از دین بر مبنای آرای فیلسوفانی چون کارل ریموند پوپر بود، درهمین نشریه کلید خورد. نظریات سروش حلقه وصل چپی‌های انقلابی سابق از قبیل شمس الواعظین، رضا تهرانی، رخ صفت، مرتضی مردیها و... به اندیشه‌های مهندس بازرگان و نهضت آزادی بود (همان امری که حتی نسخه انقلابی سیدمحمد خاتمی در اواسط دهه شصت هم به آن پی برده برد لیکن مع الاسف بعد از مدتی خود در آن استحاله شد).

چگونه چپ‌گرایان انقلابی روزنامه کیهان به نفوذی‌های فرهنگی تبدیل شدند؟/ مجله‌ای برای ترویج دین‌زدایی از حاکمیت

طبیعی بود که ادامه فعالیت «کیهان فرهنگی» متعلق به نهاد رهبری، با چنین تیمی امکانپذیر نبود و در نهایت، با استعفای سیدمحمد خاتمی از نمایندگی ولی فقیه در کیهان و رفتنش به وزارت ارشاد،  این نشریه در سال 1369 برای تجدید سازمان و تغییر تحریریه تعطیل شد. تیم اداره‌کننده کیهان فرهنگی، به توصیه سیدمحمدخاتمی (که در این برهه خود راه تجدیدنظرطلبی در پیش گرفته بود و افکار انقلابی سابق را کم کم پشت سر می‌گذاشت)، به دنبال تشکیل «حلقه کیان» و نشریه‌هایی به نام «کیان» و «زنان» رفتند، تا در برابر «کیهان فرهنگی» و «زن روز» که از آنها کنار گذاشته شده بودند، تریبون‌هایی ایجاد کنند. حلقه کیان متشکل از شاگردان و مریدان عبدالکریم سروش بود که با تغییر فضای سیاسی و فرهنگی کشور و به حاشیه رفتن جناح چپ، از مناصب دولتی و مطبوعات رسمی جدا شده بودند و قصد داشتند با فراغ بال بیشتر و فارغ از قید و بندها و ملاحظات پیشین، با صراحت بیشتری تجدیدنظرهای خویش در ارزش‌های مذهبی و انقلابی را بازنشر دهند.

مصطفی رخ صفت، امتیاز مجله‌ای به نام «کتاب نمون» را در اختیار داشت که همین مجله، به مدیرمسوولی رضاتهرانی با عنوان «کیان» تاسیس شد. این چنین بود که اولین شماره مجله «کیان»، توسط حلقه سیدمصطفی رخ صفت و رضا تهرانی (شاگردان مستقیم دکتر سروش) و شمس الواعظین، به سردبیری خود شمس، در سال 1370 منتشر شد.

چگونه چپ‌گرایان انقلابی روزنامه کیهان به نفوذی‌های فرهنگی تبدیل شدند؟/ مجله‌ای برای ترویج دین‌زدایی از حاکمیت

در نگاهی گذرا به نام‌های اصلی تشکیل‌دهنده کیان، بعضا تفکراتی ناهمگون را می‌بینیم که صرفا برای دنبال‌کردن یک هدف مشترک، زیر چتر کیان گرد آمدند. استخوان‌بندی اصلی این حلقه، از چپ‌های اسلامی سابق چون سعید حجاریان، محسن آرمین، محسن سازگارا، علی‌رضا علوی‌تبار، اکبر گنجی و عمادالدین باقی بودند که خود در دهه اول انقلاب به طور رسمی جزو بدنه جمهوری اسلامی و حتی عضو رسمی نهادهایی چون سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات محسوب می‌شدند. این دسته از افراد، که بعد از کم‌رنگ‌شدن نقش جناح چپ در حاکمیت بعد از سال 68، به ادامه تحصیل در رشته‌های علوم انسانی و کار در موسسات مطالعاتی (همچون مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری) مشغول شده بودند، به این نتیجه رسیدند که دوران انقلابی‌گری و آرمان‌های انقلابی به پایان رسیده است، و اکنون برای حکومت‌گری باید به یک ایدئولوژی و دستگاه فکری جدید متوسل شد. آنها در دانشگاه، پای درس اساتیدی چون عبدالکریم سروش، حسین بشیریه و سیدجواد طباطبایی به یک مفهوم جدید رسیدند که گویی شاه کلید همه قفل‌ها بود: توسعه.

این همان نقطه‌ای بود که این روشنفکران چپ اسلامی دیروز را به روشنفکران لیبرال وابسته به طیف نهضت آزادی چون آرش نراقی، حسین قاضیان، مجید محمدی و مرتضی مردیها پیوند می‌زد. این چهره‌ها، چهارشنبه هر هفته در منزل یکی از اعضاء گرد می‌آمدند و درباره مفاهیمی مثل توسعه، لیبرالیزم، جهانی‌سازی و ....بحث می‌کردند. (که به اصحاب چهارشنبه معروف شدند)

چگونه چپ‌گرایان انقلابی روزنامه کیهان به نفوذی‌های فرهنگی تبدیل شدند؟/ مجله‌ای برای ترویج دین‌زدایی از حاکمیت

برآیند این رایزنی‌ها، رسیدن به رویکرد توسعه محور (توسعه به سبک غربی) با شیب ملایم بود. به این معنا که، ابتدا باید بستر فرهنگی توسعه در جامعه مهیا می‌شد. برای تحقق این امر، قرار بود ابتدا از طریق کاستن از وجه ایدئولوژیک دین و تبدیل آن به یک شریعت حداقلی، ذهنیت جامعه ایران به طور کامل از مرحله انقلاب عبور کند، تا بعد در دو حوزه اقتصاد و سیاست لیبرالیزم از سنخ ترکیه و مالزی و کشورهای جنوب شرق آسیا حاکم شود. این جا بود که تفکر چپ اسلامی سابق بیش از پیش به تفکر مرحوم مهندس بازرگان و طیف ملی-مذهبی نزدیک می‌شد. نظریه‌پردازی برای ایدئولوژی‌زدایی و غیرسیاسی‌کردن دین، ماموریتی بود که عبدالکریم سروش از چند سال قبل برای خود در نظر گرفته بود. از همین رو سروش تبدیل به قطب معنوی حلقه کیان شد.

«وقتي دوستان از كيهان‌فرهنگي خارج شدند و به دنبال ايجاد و تاسيس مجله تازه‌اي بودند مدتي بر سر نام آن مجله تازه سخن رفت. از من هم مشورت خواستند. حتي در نظر داشتند كه نام «كيان فرهنگي» را بگذارند كه نهايتا به «كيان» بسنده كردند و حيات اين مجله آغاز شد. كيان كم و بيش همان راه و روش كيهان‌فرهنگي را داشت و من هم همكاري‌ام را با دوستان ادامه دادم.» (مصاحبه سروش با رضا خجسته رحیمی، دی ماه 1386)

خود سروش معتقد است که کیان پای در وادی‌هایی گذاشته بود که دیگران جرات ورود به آن را نداشتند که البته این وادی‌ها چیزی جز زیر سوال بردن و نسبی خواندن پاره‌ای ارزش‌های مسلم دینی نبود.

چگونه چپ‌گرایان انقلابی روزنامه کیهان به نفوذی‌های فرهنگی تبدیل شدند؟/ مجله‌ای برای ترویج دین‌زدایی از حاکمیت

حسین حاج فرج دباغ معروف به عبدالکریم سروش

حلقه نویسندگان کیان را علاوه بر شمس و رضا تهرانی، سعید حجاریان (با نام مستعار جهانگیر صالح پور)، محسن آرمین، محسن سازگارا، اکبر گنجی (با نام مستعار حمید پایدار)، محسن کدیور، حسین قاضیان، ناصر هادیان، مرتضی مردیها، محمد جواد کاشی، ابراهیم سلطانی، مصطفی تاج‌زاده، آرش نراقی و سروش دباغ با محوریت معنوی عبدالکریم سروش تشکیل می‌دادند. برای نمونه، یکی از مباحثی که در حلقه کیان مطرح شد و بعد در مجله بازتاب پیدا کرد، نواختن فقه به عنوان مبنای حکومت بود که البته در انتشار با لفاظی‌های تئوریک پوشش داده می‌شد تا زهر آن گرفته شود. نتیجه منطقی این مباحث، این بود که فقه (در واقع دین) به عنوان شالوده یک حکومت، کارآیی لازم را ندارد و موفق نخواهد بود، و کیست که نداند، این چیزی جز زیر سوال بردن اصل نظام جمهوری اسلامی نبوده و نیست (البته این خطی است که هم اکنون توسط اعضای به خارج گریخته این حلقه، با صراحت و حتی گستاخی و هتاکی دنبال می شود):

«نتيجه‌گيري من از آن بحث‌ها كه اميدوارم زماني منتشر شود، اين بود كه فقه يا دنيوي دنيوي است يا اخروي اخروي. اما فقهي كه جامع مصالح دنيا و آخرت باشد، ممكن نيست. براي رسيدن به اين نتيجه، در آن حلقه هفتگي دوستاني كه اهل علوم ديني بودند، مشخصا آقاي كديور و مجتبي شبيري، شركت داشتند.» (سروش، همان مصاحبه)

 شمس الواعظین در مصاحبه‌ای درباره هدف انتشار کیان، ورود عقلانیت مدرن به حوزه دین شناسی و کلام دینی را هدف اصلی معرفی کرده بود که البته با تحلیل محتوای کیان در سال‌های انتشار، مفهوم این عقلانیت بیش از پیش معلوم می‌گردد: ایدئولوژی‌زدایی از دین، جا انداختن دین حداقلی، تقدس‌زدایی از بسیاری از حوزه‌های دین و عرفی‌سازی آن، پلورالیزم دینی، جاگیر کردن مبانی لیبرالیستی حکومت از طریق نقد دین سیاسی و در یک کلام سکولاریزاسیون.

چگونه چپ‌گرایان انقلابی روزنامه کیهان به نفوذی‌های فرهنگی تبدیل شدند؟/ مجله‌ای برای ترویج دین‌زدایی از حاکمیت

آوردن مصادیقی از محتوای کیان، بیش از هر تفسیری خود خطوط حاکم بر این جریان فکری را روشن می سازد:

« ائمه از دو ویژگی علم و عصمت برخوردار بودند، اما فقیه هیچ کدام از این دو را ندارد، لذا وجوب تبعیت ندارد و جامعه هم راهی جز رجوع به عقل جمعی ندارد. هیچ الگویی در زمان غیبت برای جامعه در دست نداریم.» (محسن کدیور، کیان، شماره بهمن 77)

«کار اساسی پیامبر آن بود که اعراب را دچار بحران هویت نمود و آن‌ها را هویت نو بخشید... امروز نیز تمدن متجدد غرب، ما مسلمانان را دچار بحران هویت نمود و دین توان رویارویی با تمدن غرب را ندارد. تنها منجی، عقلانیت مستقل است.» (عبدالکریم سروش، کیان، مهر و آذر78)

«احکام کیفری اسلام کارآیی ندارد و موجب رواج خشونت می‌گردد.» (مهرانگیز کار، کیان، بهمن77)

« ولایت منحصر در شخص نبی اکرم است و با رفتن او، ولایت نیز خاتمه می‌یابد. او خاتمه نبوت و خاتم ولایت بود. ولایت پیامبر بعد از او به کسی منتقل نشده است.» (سروش، کیان، بهمن 77)

این چنین بود که بسیاری از مبانی فکری دوران اصلاحات، اول بار از دل همین نشریه همفکران او مطرح و پرورده شد. از داخل همین حلقه، و حلقه موازی آن، حلقه «آیین» بود که مبانی نظری یک حزب سیاسی فراگیر برای انجام اصلاحات  شکل گرفت و چند سال بعد در قالب «حزب مشارکت» نمود یافت. علیرضا علوی‌تبار، سعید حجاریان، مصطفی تاجزاده، هادی خانیکی از درون این حلقه‌ها، طراحان و تئوریسین‌های حزب مشارکت شدند. با شروع دوران اصلاحات در سال 1376، شمار زیادی از اعضای حلقه کیان، با هدف پیش بردن پروژه‌ای که چند سال در حلقه کیان و حلقه آیین درباره آنها بحث و رایزنی شده بود (توسعه سیاسی)، وارد دولت، مجلس و سایر نهادهای حکومتی شدند.

چگونه چپ‌گرایان انقلابی روزنامه کیهان به نفوذی‌های فرهنگی تبدیل شدند؟/ مجله‌ای برای ترویج دین‌زدایی از حاکمیت

سعید حجاریان، حسین بشیریه، عبدالکریم سروش


مشغولیت تازه اعضای حلقه کیان در قدرت، و بروز اختلافات میان اعضاء بر سر چگونگی اجرای پروژه توسعه سیاسی، موجب شد که کیان دیگر آن وزن و جایگاه سابق را نداشته باشد. البته رشد حیرت‌آور مطبوعات دوم خردادی که بسیاری از حرف‌ها و برنامه‌هایی را که کیان در لفافه بیان می‌رد، به صراحت و شدت بیشتری تبلیغ می‌کردند، عامل دیگر از رونق افتادن این نشریه بود. به هر حال، انتشار کیان با افت و خیزهایی تا سال 1379 ادامه داشت تا این که در نهایت با حکم دادستانی در دی ماه این سال توقیف و انتشار آن متوقف شد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

نظرات

  • انتشار یافته: 36
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیر قابل انتشار: 9
  • یک جنبش سبزی ۰۱:۳۱ - ۱۳۹۵/۰۲/۱۶
    0 0
    متشکر از مقاله بی خودی. پس فترت مشرق بی شرافت ناکس
  • حسین ۰۱:۴۸ - ۱۳۹۵/۰۲/۱۶
    0 0
    از اطلاع رسانی شما ممنونم. به نظرم این اطلاعات به آدم دید می دهد و در تحلیل بسیاری از مسائل جامعه به خصوص تحلیل جریانات سیاسی و اجتماعی امروز کمک فراوان می کند. باز هم ممنون و امیدوارم ادامه داشته باشد.
  • ۰۱:۴۹ - ۱۳۹۵/۰۲/۱۶
    0 1
    خیر. ریشه آنچه اصلاح طلبی نامیده می شود به پیش از پیروزی انقلاب بر می گردد. اصلاح طلبی بخشی از طراحی قدرتهای جهانی برای مهندسی انقلاب اسلامی و منحرف کردن آن بود. چه شد که در کنفرانس گوادالوپ ناگهان نظر آنها حذف شاه تغییر کرد؟ چون پیروزی انقلاب به رهبری امام خمینی که عملا به سزرنوشت انقلاب مشروطه تبدیل شود هزینه بسیاری کمتری برایشان نسبت به حفظ شاه داشت. خاتمی ها و بنی صدرها که مهره اصلی این جریان بودند سالها قبل از انقلاب در زمان حضور در اروپا مفید بودن خود را برای غرب اثبات کرده بودند. از خود بپرسید اصلاح طلبی یعنی چه؟ اینها چه چیز را می خواستند اصلاح کنند؟ آیا هشت سال خاتمی از نظر اقتصادی و اداری چیزی جز امتداد دوره هاشمی بود و مدیرانش کسی جز مدیران هاشمی بودند؟ پس این حضرات قطعا قصد اصلاحات اداری و مالی و اقتصادی را نداشتند. فقط یک چیز تغییر کرد و آن اینکه فرآیند حذف نیروهای متدین که از دوره هاشمی شروع شده بود در دوره اصلاحات شیب بسیار تندی پیدا کند. مشخص شد که معنای اصلاحات، اصلاحات دینی است. تاجایی که خاتمی شخصا بیشرمانه دست به تحریف حدیث سید الشهداء علیه السلام زد و گفت امام حسین علیه السلام گفت من آمدنم برای اصلاح دین جدم!!! حال آنکه امام فرموده بود آمدم برای اصلاح امت جدم. تمام برنامه های این افراد فقط برای استحاله دین و تضعیف غیرت دینی بود. خاتمی ها از کجا آمدند؟ از همانجایی که بنی صدر ها و خاندانی که نباید اسمشان را برد آمدند. فقط با رانت آیت الله زادگی و البته بدون کوچکترین صبغه و علاقه انقلابی. هر روز بسته به شرایط جو سیاسی موضعی گرفتند تا پای خود را سفت نگهدارند. جلوی بسیجی از بسیجی بسیجی تر می شدند و در جلوی تحکیمی نسخه معمم سروش می شدند! وقتی به ماجرای دادگاه ترور شهید رجایی بر می گردیم طوماری را می بینیم که اولش امضای خاتمی و امضا آخرش از سروش است و همه از امام خمینی می خواستند که دادگاه و اجرای عدالت متوقف شود چرا که به مصلحت کشور و نیروهای انقلاب نیست! اگر روزی قرار شود لایه خیانتهای این افراد از همان قبل از انقلاب و از همان رفتن به مرکز اسلامی هامبورگ و خراب کردن دستاوردهای شهید بهشتی در در آن مرکز تا خیانتهای وحشتناکشان در دوره اصلاحات اعم از نابود کردن منابع آبی ایران در طرح موسوم به خودکفایی گندم و وابسته کردن ایران به بنزین و از بین بردن رشد جمعیت و خودداری از تولید مسکن و صدها خیانت پیدا و پنهان دیگر بررسی شود می بینیم که گویا این افراد همه از یک گروه متحد فکری هستند که از روز اول ماموریت داشتند تا انقلاب اسلامی را به شکست بکشانند. جای تاسف است که عده ای فقط از خیانتهای بی شمار این افراد فتنه 88 را دیده اند که تنها نوک کوه یخ بود. این جماعت علاج شدنی نیستند.
  • دکتر گاوچرون از کومور ۰۲:۰۴ - ۱۳۹۵/۰۲/۱۶
    0 0
    این خبرت ارزش کامنت گذاری هم نداره. فقط همینقدر بگم که این قبض و بسط تئوریک شریعت که فریاد واحسرتا و واویلا سر میدین ازش، خود دکتر سروش گفتند این رو اصلا جز آیت الله صادق لاریجانی کسی نفهمید من چه گفتم چه برسه به نقدش. و امام علی (ع) در حدیثی میفرمایند از سه کار پرهیز کنید و یکی از آنها: انتقاد قبل از فهمیدنه. حالا دانشجوهای علوم سیاسی هم برای ما این نظریه رو نقد میکنند. نقد این نظریه مخصوص کسیه که جامع بین فقه و کلام و فلسفه و الهیات و علوم قرآن و حدیث باشه خودم هم که چندین ساله دارم دو سه رشته علوم قرآن و کلام و فقه میخونم به خودم اجازه نمیدم هنوز این نظریه را تایید یا رد کنم. و العاقبه للمتقین.
  • حسین ۰۶:۰۶ - ۱۳۹۵/۰۲/۱۶
    0 0
    جالب نیست که اکثر اینها که در حقیقت فرا کردند پناه بردند به انگلیس و آمریکا ؟ اینها سربازان متخاصم بودند که با اسب تراوای مطبوعات وارد کشور و سیستم تولید فکر شدند. انقلاب اسلامی و اسلام ناب محمدی جلوی کانونهای قدرت استکبار ایستاد و تسلط کامل صهیونیستها بر دنیا را به چالش کشید و شکست داد ، خوب مگه راهی بهتر از جایگزینی این اسلام با اسلام فانتزی و بی خطر آمریکایی و لیبرال هست!؟ مشکل ما رعایت کردن مضاعف حال این افراد هست ، اگر بساط اینها بدون اغماض جمع میشد و اینها از تمام مسولیتها بی درنگ برکنار میشدند الان شاهد ادامه این مصیبت نبودیم.
  • نسل سوم ۰۶:۳۲ - ۱۳۹۵/۰۲/۱۶
    0 0
    چون از ابتدا دین رو کج فهمیده بودند مثل خوارج نهروان
  • محمد ۰۷:۳۸ - ۱۳۹۵/۰۲/۱۶
    0 0
    این افراد این قدر نظرات خود را تکرار میکنن تا به نظر درست بیاد در عوض چند نفر خبر دارند که سازمانهای نظر سنجی امریکا به صحت انتخابات 88 اعتراف کرده اند
  • الف رسول پور ۰۷:۵۹ - ۱۳۹۵/۰۲/۱۶
    0 0
    خداوند همه را عاقبت بخیر گرداند
  • جعفر ۰۸:۵۹ - ۱۳۹۵/۰۲/۱۶
    0 0
    مرسی مشرق
  • سلطان جم ۰۹:۵۵ - ۱۳۹۵/۰۲/۱۶
    0 0
    دیدم کامنت نزاشتی.اگه حرف نزنی میگن لالی
  • سلطان جم ۰۹:۵۶ - ۱۳۹۵/۰۲/۱۶
    0 0
    به قول استاد عباسی: من ریویزیونیست هستم پس هستم.
  • تازه مسلمان نروژی ۱۱:۳۲ - ۱۳۹۵/۰۲/۱۶
    0 0
    احسنت
  • ۱۱:۳۸ - ۱۳۹۵/۰۲/۱۶
    0 0
    قیاس به نفس ؟؟؟؟؟؟؟
  • ناشناس ۱۱:۴۴ - ۱۳۹۵/۰۲/۱۶
    0 0
    این مزخرفات چیه؟غربی ها پیش از انقلاب جریان اصلاح طلبی را درست کردند؟مشرق خاک تو سرت با این مشتریات.
  • محسن زائری امیرانی ۱۱:۵۰ - ۱۳۹۵/۰۲/۱۶
    0 0
    اینها 20 سال است فریاد اصلاحات می زنند. اما تا کنون تعریفی از این شعارشان ندادند و یک لایحه که روند تامین نیازهای مردم را تشهیل نمایدنداشته اند. بحران مسکن و بیکاری در دوران حکومت انها اغاز، روحیه انقلابی و جهادی که در بحرانهای اقتصادی می توانست به یاری مردم بشتابد و انگیزه به انها بدهد تعطیل نمودند.20 سال است شعار مردم سالاری دادند. اما یک لایحه و بشکیلات ایجاد نکردند. که جوابگوی نیازهای مردم باشند
  • ۱۲:۲۰ - ۱۳۹۵/۰۲/۱۶
    0 0
    مرک بر فتنه گران اصلاح طلب
  • ۱۲:۳۳ - ۱۳۹۵/۰۲/۱۶
    0 0
    مگه قراره با چند سال خوندن علوم قرآن و کلام و فقه فتوا صادر کنی که حالا احتیاط میکنی؟ هر چند شما که به خاطر بازی های کثیف سیاسی حجت الاسلام رو جای آیت الله العظمی جا میزنی و عرق کف پای فلان فتنه گر رو برای تبرک به سر و صورتت میمالی و به قول خودت میپرستی، زیاد هم برای اظهار نظر بیطرفانه صلاحیت نداری، اگه قراره 2زار علم جلوی چشم دلمون حجاب بشه و به خودمون مغرور بشیم سراغش نریم بهتره، ما به کارمون برسیم شما هم برو دنبال گاوچرونیت
  • ۱۲:۳۶ - ۱۳۹۵/۰۲/۱۶
    0 0
    شماها خوبید
  • ضد جنبش سبز انگلیسی ۱۲:۳۹ - ۱۳۹۵/۰۲/۱۶
    0 0
    جنبش سبز برو تو زباله های سفارت انگلیس پیدا کن
  • ۱۲:۵۰ - ۱۳۹۵/۰۲/۱۶
    0 0
    انسان ها چند دسته هستن، بعضی ها تیزن سرشون کلاه نمیره، بعضی ها بعد از یه مدت میفهمن چه کلاهی سرشون رفته و از راه رفته برمیگردن، بعضی ها هم که تا سالها نمیفهمن چه کلاهی سرشون رفته و احتمالا همین جوری هم سرشون رو میزارن زمین، شما بعد از 7 سال خوب تونستی تو همون توهم سبز جلبکی بمونی، این قد متوهم بودن هم یه پدیده قابل ثبت تو رکوردهای گینس هست
  • کارشناس کشاورزی ۱۲:۵۱ - ۱۳۹۵/۰۲/۱۶
    0 0
    طرح خود کفایی گندم و برنج در ایران میتواند محقق شود به شرط آنکه آب به کارون و دز برگردد و کشت نیشکر در خوزستان محدود شود و با شیوه های جدید و کم مصرف آبیاری و بذر اصلاح شده در خوزستان یک میلیون هکتار زمین زیر کشت برود
  • برمک یزدان ۱۲:۵۹ - ۱۳۹۵/۰۲/۱۶
    0 0
    دوستان در مشرق من بسیار از این نوع پرونده هایی که در سایت خود باز میکنید لذت میبرم و خوشم میاد و میآموزم.اشتباه نشه خیلی جاها اصلا موافق نیستم ولی طرفدار هستم! ببینید اقایان و خانمها ....اول برای نوشتن باید بدانید قرار است به چه چیزی برسید.الان من این اطلاعات گسسته در متن را خواندم نفهمیدم دقیقا قرار است به کجا برسید.اگر قرار است بدانیم چطور چپ اسلامی کیهانی شد لیبرال مسلک سکولارمآب با این نوشته مشخص نمیشود.باید به سراغشان برویم و با تفحص و دیالوگ ببینیم چرا به این نتیجه رسیده اند.شما اینجا یک سیر تکوینی را شرح میدهید که بر یک گروه و اندیشه هایش گذشته.آیا بد هست؟الزاما خیر... ولی نکته مهم.عزیزان موضوع توسعه موضوع بسیار مهمی هست.چیزی که پهلوی ها آغاز کردند ولی عقیم ماند.با انقلاب هم عقیم ماند.ایا انقلاب الزاما بد بود.خیر....ولی پیامدهای بدی داشت.شما چنان از بدی توسعه میگویید که انگار بیکاری و اعتیاد و گسست اجتماعی و اقتصادی و صنعتی و فساد و همه این موارد که ریشه در عدم توسعه دارد را نمی بینید.یا وضعتان خوب هست ؟؟این اقایان که من بهشون نقد هم دارند فرقشان با شما این هست که می بینند.جامعه و مملکت فشل را می بینند.پس مثل آبی که راهش را پیدا میکند انها هم توسعه را کد زدند.امروز بهترین تکنوکراتها و اقتصاد دانها در راس دولت فعلی هستند.حتی اوایل دولت قبلی....ولی دیدیم وضع هر روز بدتر میشود؟چرا؟؟؟؟؟
  • ۱۳:۱۴ - ۱۳۹۵/۰۲/۱۶
    0 0
    بعضی از این ها قبل از پیروزی از مجاهدین خلق متمایل به پیکار بوده اند که بجای ادامه مسیر تروریستی با همان تفکر منافقانه ماموریت نفوذ در پیکر فرهنگی نظام را به عهده گرفتند.
  • ناشناس ۱۳:۴۹ - ۱۳۹۵/۰۲/۱۶
    0 0
    جلبک سبز لجنی بی ادب بی نزاکت خموش .
  • ناشناس ۱۳:۵۱ - ۱۳۹۵/۰۲/۱۶
    0 0
    اصلاحات همان معده لیبرالیسم برای هضم انقلاب هاست .
  • ۱۳:۵۲ - ۱۳۹۵/۰۲/۱۶
    0 0
    یه لحظه خیال کردم رجانیور میخونم
  • ناشناس ۱۳:۵۳ - ۱۳۹۵/۰۲/۱۶
    0 0
    فتنه 88 فتنه اکبر بود .
  • جلبک ستیز ۱۳:۵۸ - ۱۳۹۵/۰۲/۱۶
    0 0
    پست فطرت درسته جلبک جون! در ضمن اگه شرف به دمخور بودن با شما وطن فروشهای کاسه لیس باشه، باشه ما بی شرفترین مردمیم!!
  • ۱۴:۰۲ - ۱۳۹۵/۰۲/۱۶
    0 0
    احسنت درست و حق گفتی ناشناس1:49
  • ۱۴:۰۷ - ۱۳۹۵/۰۲/۱۶
    0 0
    بیش باد
  • ۱۴:۰۹ - ۱۳۹۵/۰۲/۱۶
    0 0
    جلبک بی سواد "پست فطرت" درسته نه "پس فترت"
  • ۱۵:۳۱ - ۱۳۹۵/۰۲/۱۶
    0 0
    در عوض من می بینم که سروش می گوید ادعای قرآن مبنی بر فرود شهابها بر سر شیاطین صرفا نتیجه تجربه و تفکرات شخصی پیامبران است - همان قبض و بسط تئوریک - اعلام می کنم که او مرتد و کافر است. چون وحی را یک فلسفه بافی و العیاذ بالله نتیجه تخیلات پیامبر می داند. تو هم خودت را گول نزن. سروش یکی از پیامبران عصر مدرن است. و حرفهایش جز ترجمه سخنان پوپر نیست. رحمت خدا بر مرحوم فردید که ذات پلید این شخص را همان اول متوجه شد.
  • ۲۱:۲۲ - ۱۳۹۵/۰۲/۱۶
    0 0
    دوست خوبم شما ایزادی ندارد که جنبش سبزی باشید اما برادرانه تمنا دارم که کامنتهایی قرار ندهید که توهین آمیز باشد. زبان قدرت، زبان منطق است. شما می توانید خیلی محترمانه به رد مقاله با ارائه مستندات بپردازید. ممنونم.
  • دکتر گاوچرون از کومور ۰۰:۲۶ - ۱۳۹۵/۰۲/۱۷
    0 0
    صورت مساله رو عوض نکن. فراری نشدند، تحجر و افراط و تکفیر فراریشون داد و دیدند فقط در کشورهای غربی میتونند کرسی نظریه پردازی داشته باشند لذا آنجا رفتند. ای کاش با سعه صدر و متانت بیشتر اجازه میدادند که آنها در کشور خودمان کرسی داشته باشند و نظریاتشان را هم نقد میکردند.
  • ۰۰:۴۰ - ۱۳۹۵/۰۲/۱۷
    0 0
    به ناشناس ۲۱:۲۲ - ۱۳۹۵/۰۲/۱۶ کار شما در دوست نامیدن یک دشمن - فردی متعلق به گروه فتنه گران- در تضاد آشکار با تعالیم اسلام است و تولی و تبری است. ضمنا اینکه می گویید اشکالی ندارد این شخص عضو جنبش سبز باشد مثل این است که بگویید اشکال ندارد معتاد یا قاتل باشد. این اداهای سکولار و توخالی را کنار بگذارید و با دشن به زبان خودش سخن بگویید. قاطع و انقلابی.
  • فرهنگی بازنشسته ۰۸:۵۶ - ۱۳۹۵/۰۲/۱۷
    0 0
    یک سوال را اصلاحاتی ها جواب بدهند چرا هیچوقت نگذاشتند حادثه حزب جمهوری و هفت تیر پیگیری شود

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس