در این مستند که روایتی از زندگی شخصی به نام لی استروبل است، سازنده سعی دارد تا با آوردن استدلال‌های گوناگون از زبان بزرگ‌ترین دانشمندان علوم طبیعی، در عین اثبات وجود خالق جهان، داروینیسم را رد کند. این مستند جزو معدود مستندهایی که این مسئله را به صورت کاملا علمی بررسی نموده است.

گروه جنگ نرم مشرق- در این مستند که روایتی از زندگی شخصی به نام لی استروبل است، سازنده سعی دارد تا با آوردن استدلال‌های گوناگون از زبان بزرگ‌ترین دانشمندان علوم طبیعی، در عین اثبات وجود خالق جهان، داروینیسم را رد کند. این مستند جزو معدود مستندهایی که این مسئله را به صورت کاملا علمی بررسی نموده است. ضمن آنکه از همه کسانی که به این بحث علمی علاقمند بوده و به هر دلیلی امکان تماشای ویدئوها زیر را ندارد توصیه می‌کنیم نسبت به تهیه اصل این مستند از مرکز مستندنگار اقدام کنند.

با این همه آنچه پس از دیدن این مستند همچنان ذهن را به خود مشغول می‌کند این است که دلیل این همه تبلیغ و آوردن شاهد مثال در صدا و سیما و کتاب‌های تحصیلی و برنامه‌های کودک و نوجوان در جمهوری اسلامی چیست؟

***

لي استروبل از دانشگاه حقوق، مطالعات حقوقي خود را در درجه كارشناسي ارشد به اتمام رسانيد. وي سردبير سابق«شيكاگو تريبيون» است. او نويسنده چندين كتاب پرفروش است، كه به كاوش شواهد دين مسيحيت مي پردازد. و او مي‌خواهد با شواهد علمي به وجود يك خالق برسد.

بحثی پیرامون نزاع علم و داروین + فیلم و تصاویر // در حال ویرایشبحثی پیرامون نزاع علم و داروین + فیلم و تصاویر // در حال ویرایش

وی می‌گوید: وقتي نوجوان بودم به علم اعتماد داشتم. و درس مورد علاقه من علوم بود چون مي توانستم با تشويق دبيرانم شكم قورباغه را بشكافم. به نظرم علم بايد به نوعي نماينده حقايق تجربي و خدشه ناپذير باشد، يعني چيزهايي كه از لحاظ تجربي قابل اثبات باشند. و اين به نوعی تبديل شده به ديدگاه من نسبت به زندگي، فكر مي كردم كساني كه به چيزهايي ماورالطبيعه مثل خدا ايمان دارند اين نشانه ضعف آنهاست. مي گفتم: آيا داده‌اي براي پشتيباني از ايمانتان را داريد؟

در پاييز سال 1966، علاقه استروبل نسبت به علم به تصميمي انقلابي در زندگي او انجاميد.

وی ادامه می‌دهد: در مدرسه كه بودم، دبير زيست شناسي، آزمايشي را تشريح مي‌كرد كه در دهه 1950 در دانشگاه شيكاگو انجام شده بود. اين آزمايش كه من را تحت تاثير قرار داده بود يكي از مشهورترين آزمايشات تاريخ علوم است.

در سال 1953، استروبل يك دانشجويي فارغ التحصيل شيمي، سعي كرد توضيح دهد؛ زندگي بر روي زمين چطور پديدار گشت.

ميلر سعي كرده بود، شرايط اوليه جو زمين را باز توليد كند. او مقداري عناصر آمونياك، هيدروژن، متان و مقداري آب را به درون شبكه پيچيده‌اي از لوله‌هاي آزمايشگاهي ريخت، و سپس اين گازها را با جرقه‌هاي الكتريكي مشتعل كرد، تا به اين ترتيب رعد و برق را شبيه‌سازي كرده باشد. پس از پنج روز او چيزي را يافت كه چشم انتظارش بود. چند اسيدآمينه ساده يعني واحدهاي بنيادين تشكيل دهنده ارگانيسم‌هاي زنده در لجن تيره كف لوله جمع شده بود.

نزاع میان علم و داروین بر سر چیست؟ + فیلم و تصاویر // در حال ویرایش

خيلي‌ها اين آزمايش ميلر را تحسين کردند. و گفتند اين آزمايش ثابت مي‌كند اين تركيبات ضروري براي حيات، ميلياردها سال پيش در بستر اقيانوس ها شكل گرفته است.

تلويحات فيلسوفانه آزمايشات ميلر، بلافاصله براي من روشن شد و اين براي من از آن لحظاتي بود كه مثل ارشميدس داد زدم «يافتم» زيرا يافتن عناصر تشكيل‌دهنده زمين كاري بود كه من به اين نتيجه رسيدم كه پس با اين وجود از راه علمي هم ميشود زمين را بوجود آورد.

فكر كردم پس خدا مي‌تواند نباشد. و تمام كارها را ما خودمان انجام دهيم و ديگر خدا هيچ. همانطوركه داروين در كتاب «منشا گونه ها» گفته است.

از همان موقع به مكتب داروين روي آوردم. و از همان موقع با تعجب بسيار مي‌ديدم كه خيلي از مسيحيان معتقد بودند كه دينشان با تكامل دارويني سازگار است. اما در واقعيت هيچ تناسبي بين مسيحيت و داروينيسم وجود ندارد. حتي هيچ تناسبي هم بين عقل و داروينيسم وجود ندارد.

من هيچ وقت متوجه نشدم كه چطور بعضي از مسيحيان به تكامل داروينيستي و با خدايي اعتقاد دارند.

ايده‌هاي داروينيستي در مورد گسترش حيات منتج به اين تئوري او شد كه مي‌گفت: حيات يك فرايند هدايت نشده‌اي بود كه هيچ مقصود و هدفي ندارد.

پس خدا چطور مي‌توانسته يك فرايند هدايت نشده را هدايت كند؟ خدا چطور مي‌توانسته در پشت اين سيستمي كه هيچ مقصد و مقصود نداشته، طرح و هدفي داشته باشد؟ سال 1966 اصلا برایم معقول نبود و حالا هم نيست.

در سال 1972، لي استروبل با لسلي هردلر ازدواج كرد. پنچ سال بعد لسلي كه يك لاادرلي (‌ندانم‌گرا) بود به مسيحيت گرويد. من با خودم گفتم اين يعني طلاق، و ازدواج ما ديگر به آخر رسيده.

اما تمام آن تغييرات منفي كه انتظار داشتم در نتيجه اين مذهب جديد اتفاق بيافتد؛ اتفاق نيافتاد؛ در عوض تغييرات مثبتي در او مي‌ديدم، در ارزش‌ها و شخصيت و رفتارش با من و بچه‌ها.

و فكر كردم، ديدم او دارد اينها را به خدا نسبت مي‌دهد، اما من به وجود خدا بي‌اعتقادم. بنابراين اين باعث شد من به اين فكر بيافتم كه شايد لازم باشد من در اين باره تحقيق كنم. من بايد جستجو مي‌كردم تا بهم اثبات شود كه خدايي وجود دارد كه سبب چنین دگرگوني‌ای شود.

تصميم گرفتم از آموزش‌هاي حقوقي، روزنامه‌نگاري و كنجكاوي‌هاي علمي‌ام استفاده كنم. تا بطور نظام‌مند تحقيق كنم و ببينم مي‌شود، اصلا اعتباري براي دين مسيحيت قائل شد یا نه؟

و شروع به تحقيق در زمينه زيست‌شناسي و شيمي كيهان‌شناسي و فيزيك كردم. مطالعاتم حدود بيست سال طول كشيد، با دانشمندان و دانش‌پژوهان مصاحبه كردم. و در پي آن بودم كه خودم دريابم، اين اكتشافات چه حقايقي را درباره وجود يك خالق بيان داشتند. در طول اين بررسي‌ها يك پرسش همواره در ذهن من بود.

نزاع میان علم و داروین بر سر چیست؟ + فیلم و تصاویر // در حال ویرایش

آيا شواهدي كه علم معاصر از آن پرده برداشته ما را به سوي وجود خدا رهنمون مي سازد يا از او دور مي كند؟

به قول لاینس پالی که دوبار برنده جایزه نوبل شد: علم بايد ابزاري جستجوي ما براي يافتن حقيقت باشد.

مي‌خواستم حقيقت را بدانم، و چيزي پيدا كردم كه من را شوكه و بهت زده كرد.

جستجوي استروبل با بررسي شواهدي شروع شد، كه تئوري‌هاي مادي‌گرايانه را در مورد منشا حيات به چالش مي‌كشيد. او كشف كرد كه اين شواهد منفي، توضيحات كتاب‌هاي داروینیستی را نقص مي‌كند. همان كتاب‌هایي كه در ابتداي دوره نوجواني به آن‌ها معتقد شدم و در من حك شده بودند.

يك نمونه از شواهد منفي، آزمايش استنلي ميلر در سال 1953 درباره منشا حيات است. همان آزمايش‌هايي كه در درجه اول باعث بي‌خدايي من شده بود!


همانطور كه جاناتان ولز زيست‌شناس براي من توضيح داد، آزمايش ميلر حالا كاملا از درجه اعتبار ساقط شده.

تحقيقات استروبل، در نهايت او را به اين نتيجه رساند كه توضيحات مادي‌گرايانه براي منشا حيات عميقا دچار نقص هستند و بررسي او از شواهد منفي، پرسش آغاز حيات را بي‌جواب گذاشت.

او همچنين در مشهورترين سمبل تكامل داروين هم نقاط ضعف زيادي پيدا كرد.

در كتاب داروين با نام «منشا گونه‌ها Origins of species» تنها يك تصوير به چشم مي‌خورد که به آن مي‌گويند، درخت زندگي Tree of life. داروين از آن استفاده كرد تا توضيح دهد چطور هر گونهاي از حيوانات و گياهان كه تا به حال بر روي زمين وجود داشته، از يك جد مشترك تكامل پيدا كرده. اين تكامل از طريق گامهاي كوچك و تدريجي و در طول يك بازه زماني بسيار طولاني اتفاق افتاده، با اينكه درخت زندگي داروين تقريبا در هر كتاب زيست شناسي‌اي كه در نيم قرن اخير چاپ شده ديده مي‌شود برخلاف آن چيزي كه در مدرسه و دانشگاه به ما گفتند، هيچ مدرك قاطعي وجود ندارد كه ثابت كند حيات، يك منشا مشترك داشته‌‌ است.

نزاع میان علم و داروین بر سر چیست؟ + فیلم و تصاویر // در حال ویرایش
درخت زندگی از نظر چارلز داروین

شايد ويرانگرترين ضربه به تئوري دارويني مدارك فسيلي باشد. اگر تمام اشكال زندگي در كره زمين از يك شكل اوليه حيات تكامل يافته باشند. پس لايه‌هاي سنگي زمين بايد پر از بقاياي فسيل شده حيوانات مي‌بود. كه زماني بخشي از يك زنجيره تكاملي بزرگ بودند. زنجيرهاي از اصلاحات كوچك بيولوژيكي، كه در نهايت منجر به يك تنوع خيره كننده از حيات شدند.

با اين حال، پس از دو قرن تحقيق، كه پر رنگ‌ترين آن حفاري‌هاي جنوب چين بود. شمار زياد حالات گذار يا حلقه‌هاي گمشده كه بايد وجود ميداشتند در هيچ جا يافت نشد.

رد داروينيسم و علم مادهگرا از سوي استروبل همچنين براساس پيكره بزرگي از شواهد مثبت بود. كه به طراحي هوشمند اشاره داشتند. او اولين بار با اين شواهد در علم كيهان‌شناسي برخورد كرد، علمي كه به منشا كهكشان مي‌پردازد.

كائنات چطور شروع شد؟ منبع آن چيست؟

ظرف چند قرن اخير، سوالات كمي بودند كه به اين اندازه اختلاف نظر ايجاد كنند يا باعث اين همه نظرات پرشور شوند.

من با ويليام لين كريك، مصاحبه كردم. فيلسوفي كه بيشتر دوران تحصيلش را صرف مطالعه كيهان‌شناسي و منشا آن كرده.

بحثی پیرامون نزاع علم و داروین + فیلم و تصاویر // در حال ویرایش
ويليام لين كريك

انديشه غالب در جهان هستي، از همان زمان ماده گرايي يونان باستان در عهد افلاطون و ارسطو تا زمان ايده‌آليسم قرن نوزدهم بر اين بود كه جهان ازلي است، يعني جهان هيچ وقت شروع به پيدايش نكرده. و به عنوان يك كل، به شكل چيزي ايستا و پايا به همين شكل بوده و هست.

اين عقيده مبني بر يك جهان ازلي و بدون تغيير كه تا قرن ها مجوز مطالعات كيهان‌شناسي غرب بود. در سال 1915 به شكلي دور از انتظار به چالش كشيده شد. زماني كه آلبرت انيشتن تئوري نسبيت خود را ارائه داد معادلات انيشتن به يك احتمال خيره كننده دلالت داشتند. اين امكان كه كائنات ايستا نيست، بلكه در عوض در حالتي مداوم از انبساط و يا انقباض وجود داشته است.

نزاع میان علم و داروین بر سر چیست؟ + فیلم و تصاویر // در حال ویرایش

در سال 1922، داده‌هاي تجربي، پيش‌بيني‌هاي نظري را تاكيد كردند. در رصد‌خانه ماونت ويلسون در لس آنجلس ادوين هابل ستاره‌شناس در حال مطالعه نوري بود كه از كهكشان‌هاي دوردست مي‌آمد، هابل مشخص كرد كه كهكشان‌هاي آن‌سوي راه شيري ما با سرعتي متناسب با فاصله‌شان، از زمين در حال دور شدن از ما هستند. هر چه فاصله اين كهكشان بيشتر بود، عقب نشيني آن نيز سريع‌تر بود.

اين كشف خيره كننده هابل، بيشتر ستاره‌شناسان و فيزيك‌دانان را از جمله آلبرت انيشتن به يك نتيجه مشابه رساند: اگر جهان به طور مداوم در حال گسترده شدن است. پس حتما در ادوار اوليه تاريخش كوچك‌تر و متراكم‌تر بوده است.

فكر مي كنم يك راه خوب، براي به تصوير كشيدن آن، اين است كه تصور كنيم از تاريخ جهان و كائنات يه جوري تصوير برداري شده و به فيلم درآمده و ما مي توانيم آن را در يك پروژكتور پخش كنيم. در همان حال كه پروژكتور پخش مي شود، مي بينيم كه جهان به طور مدام گسترش پيدا مي كند. اما اگر پروژكتور را استپ مي‌كرديم و دوباره به طور معكوس پخش مي‌كرديم تا فيلم به عقب برگردد. آن‌ وقت به جاي اينكه ببينيم كهكشان‌ها از هم دورتر و دورتر مي شوند، مي‌ديديم كه دارند به سمت هم كشيده مي‌شوند و به هم نزديك مي‌شوند.

نزاع میان علم و داروین بر سر چیست؟ + فیلم و تصاویر // در حال ویرایش

همچنان‌كه رد پاي اين گسترش را در طول تاريخ دنبال مي‌كنيم، جهان متراكم‌تر و متراكم‌تر مي‌شود. تا اينكه بالاخره تمام گيتي در هم جمع مي‌شود و به يك حالت تراكم بي‌نهايت مي‌رسد. حالتي كه سرانجام جهان را رقم مي‌زند.

در اين حالت كه كيهان شناسان اسمش را «تكينگي» گذاشتند تمام ماده و انرژي، فضاي فيزيكي، و خود زمان پا به عرصه هستي مي‌گذارند اين به معناي واقعي كلمه نمايانگر منشا كائنات از نيستي است.

بنابراين دلالت مدهوش‌كننده كشف هابل، متناهي بودن موقتي جهان است. يعني جهان در نقطه‌اي در گذشته متناهي، يك سرآغاز مطلق داشته است. ديگر كشفيات نيمه دوم قرن بيستم نيز، به جهاني داراي يك سرآغاز اشاره داشتند.

اين تصاوير از تشعشعات پس زمينه‌اي ريز موج‌هاي كيهاني چيزي را مستند مي‌كنند كه امروزه دانشمندان معتقدند، بقاياي حرارتي است كه در اوايل تاريخ كائنات توليد شده است.

بحثی پیرامون نزاع علم و داروین + فیلم و تصاویر // در حال ویرایش

از تشعشعات پس زمينه‌اي که در سرتاسر كائنات يافت مي‌شود و دلالتي است بر گسترش آن از يك لحظه ناگهاني و احتمالا پر قدرت در زمان اين شواهد مبني بر يك جهان متناهي مهر تاييدي دوباره بر يك استنتاج فيلسوفانه باستاني است. اين استدلال موسوم به «برهان كيهان شناختي كلام» (برهان عليت) است.

برهان عليت، اصل خيلي ساده و غلط اندازي دارد و اساسا از سه گام تشكيل مي‌شود.

فرض اول: هر چيزي كه شروع به پيدايش كند دليلي دارد، هيچ چيز نمي‌تواند بدون دليل از نيستي مطلق به وجود بي‌آيد.

فرض دوم: اين است كه جهان شروع به پيدايش كرد. و پيشرفت برجسته‌اي كه اتفاق افتاد، اين بود كه براي اولين بار، ما حالا يك مدرك محكم علمي براي اثبات فرض دوم داريم. فرضي كه مي گفت: جهان شروع به پيدايش كرد.

و از اين دو فرض، به طور منطقي به اين‌جا مي‌رسيم كه جهان براي پيدايشش دليلي دارد.

هر چيزي كه وجود دارد يك دليل دارد.

اين به واقعيتي، وراي جهان اشاره مي‌كند. به يك واقعيت متعالي، وراي فضا و زمان و از اين‌رو غير فيزيكي و غير مادي واقعيتي كه جهان را از نيستي خلق كرد و به هستي رساند. تلويحات جهان متناهي، توام با ديگر كشفيات كيهان‌شناسي مدرن، بسياري از دانشمندان را به نتيجه‌اي بي‌ترديد الهي رساند.

امروزه اكثريت غالب حتي بدگمان‌ترين ستاره شناسان و كيهان شناسان، معتقدند كه كائنات سرآغازي داشته. اين اعتقاد براساس يك جور نظريه خداشناسانه نيست، براساس مدارك علمي است و به نظرم اگر مدارك را دنبال كنيم به هر كجا كه اشاره كند به شكلي واضح، قدرتمند و قانع كننده، ما را به سوي يك خالق سوق مي‌دهد.

از هنگام آغاز زمان، تمام ماده موجود در جهان تابع قوانيني كاملا در تعادل و ثابت بودند.

در طول يك مصاحبه با رابين كالينز، فيلسوف و رياضي‌دان، استروبل آموخت كه اين قوانين چطور شواهدي قانع كننده دال بر وجود يك خالق ارائه مي‌دهند. قوانيني كه همگي در كارند تا اين جهان مكاني زيستپذير براي حيات باشد. قوانين فيزيك بر روي لبه يك تيغ متعادل شدند تا حيات حادث شود.

آخرين بخش در تحقيقات استروبل که براي اثبات خدا است، با تكامل دارويني چالش بيشتري دارد.

در طول يك مصاحبه با مايكل بيهي زيست شناس استروبل فهميد كه چطور اين دانش جديد شالوده‌هاي تئوري دارويني را متزلزل كرده است:

وجود ماشين‌هاي بيولوژيكي پيچيده يك سوال واضح را مطرح مي‌كند. اگر انتخاب طبيعي عامل آنها نبوده پس چه بوده؟ مهم‌ترين بخش كارهاي من مصاحبه با استفان مير دكتراي فلسفه علم بود از دانشگاه كمبريج هست مير من را با كارآمدترين سيستم پردازش اطلاعات در جهان روبرو كرد. با مولكول دي‌ان‌اي و زبان زندگي او.

مايكل دنتون، كه يك متخصص ژنتيك است مي‌گويد ميزان اطلاعات بيولوژيكي كه براي ساختن كل پروتئين‌ها در كل گونه‌ها ارگانيسم‌ها كه تابه حال بر زمين پا گذاشتند لازم هست، مي‌تواند در يك قاشق چاي خوري جاي بگيرد، تازه باز هم جا اضافه مي‌آوريم تا همه اطلاعات محتوي همه كتاب‌هايي كه تابحال نوشته شده‌اند را در آن جاي بدهيم.

استيون ماير از دي‌ان‌اي به عنوان بنيادي‌ترين سوال پيش روي بيولوژي نام برده است: اطلاعات دي‌ان‌اي از كجا آمده؟ و در ابتدا چطور به وجود آمد؟

جستجوي توضيحي براي منشا ساختار ژنتيكي مورد نياز براي ساخت اولين حيات تبديل به جام مقدس بيولوژي قرن بيست‌ و يكم شده است. تئوري‌هايي كه پيشنهاد مي‌كنند اين اطلاعات از طريق انتخاب طبيعي تكامل يافته‌اند. كه بر روي مولكول‌هاي غير زنده عمل مي‌كرده‌اند و يا قدرت مواد شيميايي كه خود به تنهايي قدرت نظم دادن به خود را در سوپ ازلي داشته‌اند به دفعات شكست خورده‌اند.

تلويحات اين شواهد علمي به همراه استدلال مايرز ديدگاهی عميق به ما مي‌دهد. اگر ما درون هر سلول داخل بدن هر موجود زنده اطلاعاتي پيدا مي‌كنيم، آيا اين نمي‌تواند به نوعي امضا يك آفريدگار باشد؟

رابرت بویل: با درك آثار خدا، او را خواهيم شناخت.

***

بحث پیرامون داروینیسم و نزاع او با خلقت‌گرایی در گزارشهای بعدی ادامه خواهد یافت.

برای دریافت این مستند به همراه زیرنویس فارسی به وب‌سایت مستندنگار مراجعه فرمایید.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 23
  • در انتظار بررسی: 2
  • غیر قابل انتشار: 5
  • حامد ۰۲:۴۵ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۷
    0 0
    مطالب سنگین بود اما موضوع جالب بود
  • مهدي ۰۷:۵۵ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۷
    0 0
    با سلام با تشكر گزارش خوبتان. پژوهشي نيز توسط سيد مرتضي رضوي در خصوص كيهان شناسي و انسان شناسي انجام گرفته است كه بسيار جالب و در خور توجه است
  • امين ۰۸:۴۱ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۷
    0 0
    داروينيسم و صهيونيسم، دو خط قرمز جهان غرب است
  • سید حامد ۰۸:۴۲ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۷
    0 0
    این گزارش مستندتون رو خیلی دوست دارم خلاصه، مختصر و مفید مشرق فقط جنگ نرم
  • مجتبی ۰۹:۱۸ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۷
    0 0
    تبارک الله احسن الخالقین
  • مجید هشتگردی ۱۰:۵۰ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۷
    0 0
    مشرق جان سلام بسیار عالی بود و ممنون از این که این حرکت روشنگرانه رو انجام دادی مستند the expelled درباره اساتید دانشگاهی که از سیستم آموزشی امریکا اخراج شده اند، فقط بخاطر اینکه در نقض نظریه داروین کلمه طراحی هوشمند را آوردند (نام خدا را هم نیاوردند) حتما ببینید
  • ۱۰:۵۶ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۷
    0 0
    منم مستند این مستند اجراج شده رو دیدم خیلی خوبه مشرق حتما کار کنم
  • ۱۰:۵۶ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۷
    0 0
    بحث علمیه دیگه توی کل سایتهای خبری تحلیلی ایران فقط همین مشرق کار علمی هم داره دمشون گرم
  • امیر ۱۱:۱۳ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۷
    0 0
    بهتر نیست به جای اینکه بگوییم مطالب سنگین بود بگوییم اطلاعات ما کم بود و به خاطر کتاب نخواندنهایمان بیشتر کلمات این آقا را نفهمیدیم
  • ۱۱:۴۱ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۷
    0 0
    اگر کسی فقط بخواد دلیل علمی بشنوه و اعتقاد قلبی و فلسفی نداشته باشه نمیشه بهش خیلی از مباحث دینی اثبات کرد .
  • امیر ۱۲:۰۹ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۷
    0 0
    از سایت مشرق به خاطر معرفی این مستند تشکر می کنم و از دوستان می خواهم که به سایت مستند نگار که این مستند هم از اون سایت گرفته شده سر بزنند مستندهای جالبی برای دانلود داره
  • albert ۱۲:۲۴ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۷
    0 0
    اتفاقا وجود علم نشانی وجود خداوند یکتاست...
  • ۱۲:۵۰ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۷
    0 0
    صهیونیسم چون زورشون زیاده داروینیسم چون نظریه بهتری براش وجود نداره
  • ۱۲:۵۴ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۷
    0 1
    شما اگه به تکامل اعتقاد ندارین و اونو دروغ مینامید لطفا: 1.از داروهای نوترکیب مثل انسولین و البومین نوترکیب استفاده نکنید 2.از میوه های اصلاح ژنتیکی شده استفاده نکنین 3.برای مقاوت میکروبها به انتی بوتیکها لطفا یه توجیه بیارین، اگه مورد اخر روجواب بدین 6 تا جایزه نوبل میگیرین!
  • ۱۳:۳۵ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۷
    1 0
    بی اساس تر از داروینیسم وجود نداره
  • ۱۴:۲۳ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۷
    0 0
    یه بار دیگه متن رو بخون البته فیلماش رو هم ببین جوابت رو میگری خودت رو هم به خواب نزن نوبل هم همچین چیز خاصی نیست ارزونی خودت
  • ۱۳:۴۳ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۸
    0 0
    مستندی هم با اقتباس از کتاب های ایشان درست شده بنام مستند داستان آفرینش جهان... اینو هم حتما ببینید
  • ۱۷:۲۳ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۸
    2 0
    بیاییم با دیدگاهی صرفا ماتریالیستی نظرات داروین را صرفا از دیدگاه زیست شناسی امروز بررسی کنیم. باید توجه داشته باشیم که در زمان داروین اطلاعات بشر در مورد موجوادت زنده نسبت به امروز بسیار محدود بود و لازم است تجدید نظر کلی در بسیاری از نظرات داروین صورت گیرد: 1- در زمان داروین هرگز مفهومی به نام کروموزم و اسیدهای نوکلئیک و یا ژن شناخته نشده بود. ما امروزه به خوبی می دانیم که در تمام موجودات زنده پرسلولی ، کروموزوم ها به تعداد زوج در هسته وجود دارد. در تمام انواع تقسیم های سلولی اعم از میوز و میتوز، همیشه تعداد نهایی کروموزم ها ثابت می ماند. برای مثال سلولهای انسان همگی 46 کروموزم دارند و تمام تقسیمات سلولی میتوز در بدن انسان سلولهایی دقیقا با همین تعداد کروموزم تولید می شود. در تقسیم سلولی میوز هم به اندازه نصف این عدد یعنی 23 کرموزم در سلولهای گامت نر و ماده ( مرد و زن) ایجاد می شوند که مجددا در موقع لقاح به ایجاد یک سلول 46 کروموزمی منجر می شود. این فرآیند در تمام موجوادت زنده پر سلولی کمابیش مشابه است. اگر در موارد بسیار نادر هم اتفاق بیفتد که مثلا انسانی با مثلا 47 کروموزم ایجاد شود ، وی دچار بیماریهای شدید کروموزمی نظیر نشاندانگان خواهد بود و هرگز به سن بلوغ نخواهد رسید. موردی هم با 48 کروموزم تاکنون دیده نشده است. حال سوال اینجاست که اگر نظریه داروین را بپذیریم و قبول کنیم باید تمام موجودات زنده روی زمین و لااقل گونه هایی که از هم تکامل پیدا کردند ( مثل پرندگان و خزندگان یا خزندگان و دوزیستان) باید تعداد کروموزمهایشان برابر باشد. چرا که در تمام تقسیمات میوز موفق تعدا کروموزومها حفظ می شود. داروین در مقابل این پرسش چه پاسخی دارد؟ هیچ. چون اساسا در زمان داروین کروموزم ها که سند یکتایی گونه ها هستند شناخته نشده بودند. در بهترین حالت تنها می توان پذیرفت که تغییرات ظاهری در یک گونه با حفظ تعداد کروموزمها قابل پذیرش است . ( مثل تحول در اسبها یا اشکال مختلف گونه انسان که در دنیا زیست می کنند) . اما پذیرش ایجاد انسانی از یک میمون کاملا محال است. 2- امروزه می دانیم که نقش وراثت و ژنتیک امری است که همواره به عنوان فاکتور قطعی برای تعیین خصوصیات ظاهری گونه ها فعال است. داروین معتقد است که دوزیستان از ماهیها تحول یافته است. اگر چنین است چرا هیچ دوزیستی را نمی بینیم که دارای فلس باشد؟ چرا پوست همه دوزیستان عاری از هر نوع پوشش است؟ اگر هم بپذیریم که دوزیستان از ماهیانی تحول یافته اند که دارای فلس نبوده اند باید پرسید پس چرا مجددا پوست خزندگان دارای پوشش فلس است؟ چرا هیچ خزنده ای با پوست برهنه دیده نمی شود؟ چگونه یک خصلت مهم وراثتی در شاخه دوزیستان گم شده است؟ 3- داروین معتقد است که پرندگان از خزندگان تکامل یافته اند و شباهتهای ظاهری و برخی فسیلها را ملاک این عقیده می داند. باید پرسید پس چگونه تمامی پرندگان خونگرم هستند در حالی که خزندگان خونسرد هستند؟ چگونه حتی یک پرنده خونسرد در تمام پرندگان عالم کشف نشده است؟ این خصلت ژننتیکی چرا باید ناگهان مفقود شود؟ 4- داروینیستها معتقدند که دلیل بدون هسته بودن گلبولهای قرمز انسان و سایر پستانداران و حتی پرندگان ، این است که این موجوادت به دلیل فعالیت بیشتر باید از همه ظرفیت حجمی گلبول برای دریافت اکسیژن استفاده کنند. سوال اینجا است که پس چرا جانوری مانند شتر به صورت استثنایی در میان پستانداران یافت می شود که دارای گلبولهای قرمز هسته دار است؟ درحالی که فعالیت هوازی شتر بسیار بیشتر از یک میمون اسلات( میمونهای تنبل آمازون) است در حالی که این موجوادت گلبول قرمز بدون هسته دارند؟ 5- بر اساس نظرات داروین دلیل تحول زرافه ها این بوده است که بر اساس انتخاب طبیعی زارفه های با گردن کوتاه در رقابت با زرافه های گردن بلند حذف شدند. این سخن تا زانی صحیح می نمود که زرافه های گردن کوتاه کشف نشده بودند. اما کشف گونه موسوم به " اکاپی" که گونه ای زرافه با گردن کوتاه است این عقیده را باطل نمود. این نوع زارفه مانند گورخر و سایر چارپایان از علف ها و بوته های کم ارتفاع تغذیه می کند. حال باید از داروینیست ها پرسید که اگر زرافه های گردن کوتاه قادر به یافتن غذاهای جدید روی زمین بوده اند چرا نباید مانند اکاپی ها از این غذا تغذیه می کردند؟ واقعیت این است که زرافه های باستانی دلیلی برای اثبات نظریات داروین نداشتند! 6- مجمع الجزایر گالاپاگوس مجوعه ای است به نسبت کوچک با آب و هوای یکسان در سراسر آن. داروین در این جزایر متوجه تنوع گونه های سهره ها شد و انتخاب غذای متفاوت را دلیل تفاوت منقارهای آنان دانست. حال سوال اینجا است که اگر همه این سهره ها دارای یک نیای مشترک بوده اند چرا در یک منطقه کوچک که تنوع آب و هوایی گسترده ای ندارد بایستیغذاهای نسلهای بعدی متنوع می شده است؟ اگر نوعی تنوع در طلبی در گونه عامل ایجاد تحول است چرا همان تنوع طلبی در مورد زرافه ها صادق نباشد؟ 7- داروین ظاهرا پنگوئن های جزیره گالاپاگوس را مورد بی مهری قرار داده است. این پرندگان تا ماهها چیزی نمی خورد و منتظر رسیدن جریان های سرد قطب جنوب که سرشار از ماهی های قطبی است می مانند. چه عاملی باید سبب شود که این پرنده در جزیره پر نعمت گالاپاگوس که در منطقه استوایی قرار دارد منتطر رسیدن آبهای سرد قطبی بماند؟ آیا انتخاب طبیعی در این مورد اساسا قابل پذیرش است؟ 8- قطعا داروین اگر در تحول خرسها تحقیق می کرد با دقت بیشتری به نظریه انتخاب طبیعی می پرداخت. اگر بپذیریم که نیای همه خرسها مشترک بوده است چرا باید خرس ها پاندا یک انگشت اضافه برای گرفتن شاخه های خیزران داشته باشند؟ چه نوع انتخاب طبیعی برای این خرس کاملا گیاهخوار قابل توجیه است؟ اگر این یک جهش ژنتیکی بود چرا هیچ خرس پاندایی بدون آن انگشت اضافی یافت نمی شود و هرگز گزارش نشده است؟ جالب اینکه مورد خرس پاندا امروز به صورت یکی از بحثهای بغرنج و معماهای زیست شناسی در آمده است و حتی سر از کتاب های درسی دبیرستانهای رشته تجربی ما در آورده است. مضحکترین توضیحی که دارویسنیست ها ارائه کرده اند این است که تحول گاهی اوقات ناگهانی اتفاق می افتد! باید گفت اگر قرار بود تغییرات ناگهانی را بپذیریم که اساسا نیازی به نظریه تحول نبود! 9- از جالبترین تضادهای نظریه داروین با دانش امروزی ، موضوع اندامک های سلولی و تقسیم سلولی است. بر اساس نظریه داروین گیاهان و جانوران نیای مشترکی دارند. حال اینکه در تمام جانوران وظیفه تقسیم سلولی بر عهده اندامکی به نام سانتریول است در حالی که اساسا چنین اندامکی در سلولهای گیاهی وجود ندارد! با پذیرش انتخاب طبیعی باید جتنوران به خاطر داشتن این اندامک باقی می مانده اند و گیاهان از بین می رفته اند!.. موارد تضادهای علمی نظریه داروین با دانش امروز بقدری است که هر کدامش می تواند موضوع یک تز دکتری زیست شناسی تحول یا زیست زیست سلولی و مولکولی یا دیرین شناسی باشد. واقعیت این است مواردی نظریه انسانهای دم دار و یا پشمالو با پذیرش چهش های ژنتیکی که اغلب رخ می دهند بسیار بهتر توجیه می شوند تا نظریه داروین. در اینجا خالی از لطف نیست به عنوان مطایبه به بحثی که حاج آقای قرائتی همیشه مطرح می کنند که فرض کنید انسانها از بین برود موجوادتی از کرات دیگر بیایند و اختراعات انسانها نظیر دو چرخه و موتوسیکلت و اتومبیل را ببینند و بعد از روی ظاهر نتیجه بگیرند که اول دوچرخه پدید آمد و بعد کمی پیشرفت کرد شد موتوسیکلت و بعد شد اتومبیل و بعد اتومبیل هم تبدیل به قطار شد! در حالی که ما بخوبی می دانیم ترتیب اختراع این وسایل اصلا به این صورت نبوده است. واقعیت اینجاست که تا قرون آتی باید نظریه داریون را همچون بسیاری از نظرات ارسطو و بطلمیوس در موزه تاریخ علوم جستجو کرد. البته همیشه دل کندن از نظریه برای کسانی که به آن معتقد بوده اند و مخصوصا برای ماتریالیست ها بسیار مشکل است و با تمام توان سعی می کنند از بحث در مورد مشکلات اتین نظریه خودداری کنند و به تعمیر آن بپردازند. از جمله اینکه مدعی شدند محتملا انسان از میمون تکامل نیافته اما انسان و میمون دارای یک نیای مشترک بوده اند! یک جمله هم به بچه مسلمانها: الکی خودتان را نبازید. مطمئن باشید صحت مندرجات قرآن دیر یا زود برای همه مسجل می شود. روزگاری بود که پس از نظریه کوپرنیک کتب آسمانی و از جمله قرآن را مسخره کردند که چرا در حالی که خورشید ثابت است و زمین دور آن می گردد قرآن شما می گوید " و الشمس تجری لمستقر لها". و به خیال خودشان قرآن را غیر علمی می دانستند. اما طولی نکشید مشخص شد خورشید ثابت نیست و اتفاقا خودش در حال دوران به دور مرکز راه شیری است که همان مرکز هم خود در فضا در حال حرکت است " کل فی فلک یسحبون" . اینجا بود که خیلی ها شرمنده شدند. آفتاب همیشه پشت ابر نمی ماند ولو ماتریالیستها نخواهند
  • دادشت ۰۰:۳۱ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۹
    0 0
    اقاي ناشناس انشا نوشتي
  • سامان ۱۱:۵۱ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۹
    0 0
    آقاي ناشناس اتفاقا ما به طب سنتي اعتقاد داريم.. كه همه چي راه درمان داره نه اين طب مدرن .
  • ناظر ۱۱:۵۵ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۹
    0 0
    لطفا بحث داروين را در سايت مشرق دنبال كنيد.
  • ۱۷:۴۹ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۱
    0 0
    جالب توجه همه كساني كه تا حالا نظرهایی مخالف داروینیسم داده اند: تشابه ژنتیکی شامپانزه و انسان 99.5% میباشد که فکر نکنم ی عدد تصادفی باشه مقایسه ژنتیکی گونه های مختلف باهم و رسم درخت فیلوژنتیکی این نظریه رو کاملا تایید کرده است
  • محمد ۱۰:۵۵ - ۱۳۹۴/۰۳/۳۰
    0 2
    از داروین تا حاج آقا قرائتی؟!!!!!!!!

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس