گروه بینالملل مشرق - گفتمان سیاسی رژیم صهیونیستی در راستای ایجاد حجم بالایی از اصطلاحات سیاسی چند وجهی است که این اصطلاحات مأموریت اصلی گمراه کردن افکار عمومی در راستای پروژههای صهیونیستی را بر عهده دارند. در این راستا اصطلاحات مذکور در دو بعد وارد عمل میشوند، اول اینکه دلالتهای سیاسی و متناسب با شرایط کنونی بر اساس منافع توسعه طلبانه و اشغالگرایانه صهیونیستها ارائه میدهد و از سوی دیگر بسیج داخلی را برای جذب حداکثری تایید و همراهی داخلی بدون جلب توجه و تحریک جریانهای خارجی بر عهده می گیرد.
مرکز مطالعاتی الزیتونه در بررسی که به تازگی انجام داده، به شماری از این اصطلاحات چند پهلو اشاره کرده و آنها را بررسی کرده است، برخی از این اصطلاحات از زمان موجودیت رژیم صهیونیستی در ادبیات این رژیم گنجانده شده و برخی دیگر مربوط به سالهای اخیر و عمدتا در راستای ادبیات سازش با فلسطین و دیگر کشورهای عربی یا اقدامات یک جانبه در راستای توسعه شهرکسازی های صهیونیستی یا ادامه روند اشغالگری اراضی فلسطینی است.
آنچه که از اصطلاحات تازه تاسیس در این راستا میتوان به آن اشاره کرد، عبارتی است که بنیامن نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی یک ماه پیش آن را مطرح کرد و در اظهاراتی از محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین خواست تا "رابطه تاریخی یهودیت با اراضی اسرائیل" را به رسمیت بشناسد.
وی در این سخنان که با حضور فرانسوا اولاند رئیس جمهور فرانسه در کنیست بیان کرد، ابراز داشت: از اینجا من از محمود عباس می خواهم رکود کنونی را بشکند. از او می خواهم به کنیست اسرائیل بیاید و من نیز به رام الله خواهم رفت. بیاید و در این تریبون بایستد و به این حقیقت تاریخی! اعتراف کند که یهودیان رابطهای چهار هزار ساله با سرزمین اسرائیل دارند!
این اصطلاح یعنی رابطه تاریخی؛ حالت ضعیف شده شعارهایی مانند اعتراف به یهودیت دولت اسرائیل یا اعتراف به حق موجودیت اسرائیل است که همان معنای سیاسی از آن برداشت میشود، البته در سطحی پایینتر و با حجم فشار کمتر تا دوستان اسرائیل که از نژاد پرستی اسرائیل فراری هستند، کمتر دچار زحمت شوند.
شعار یهودیت دولت اسرائیل شعاری نژاد پرستانه است، اما سخن درباره "رابطه تاریخی" با وجود آنکه خطرناک تر از موضع گیری قبلی است و حتی رابطه تاریخی فلسطینی ها با خاک فلسطین را نیز به مخاطره میاندازد، با شدت کمتری بیان می شود. این اصطلاح سعی دارد رابطه یهودیت با اراضی فلسطینی را جایگزین رابطه قبلی نماید و اینگونه وانمود کند که حضور فلسطینی ها در خاک این کشور زودگذر است. این در حالی است که واقعیت این است که موجودیت یهودی در این کشور زودگذر است و مانند هجمهای است که فلسطینیها با آن مواجه شدهاند.
اگر اندکی به قبل برگردیم؛ می بینیم که هجمه وسیعی در رسانههای اسرائیلی در مورد برخی واژه های اینچنینی و معنا و دلالت سیاسی آنها شکل گرفته است، به عنوان مثال عبارت "هسداره" که حل و فصل قانونی مجتمع های گسترده صهیونیست نشین معنا می شود، وارد این ادبیات شد، اما این اصطلاح از سوی افراط گرایان اسرائیل که به دنبال افزایش لجام گسیخته شهرک سازی هستند، استقبال نشد.
این در حالی است که همین اصطلاح نیز بسیار خطرناک است و بر اساس نظریه شهرک سازی مشروع و شهرک سازی نامشروع است. این در حالی است که بر اساس قوانین بینالمللی همه انواع شهرک سازی غیر قانونی است، اما ایجاد این اصطلاح می تواند این برداشت را در افکار عمومی ایجاد کند که شهرک سازی موضوعی مربوط به کابینه اسرائیل است و مشروعیت بینالمللی نیاز ندارد. از موضوع سازش نیز به مفهوم اشغال و عقب نشینی می رسیم.
اسرائیل از آنجا که خود را دولت اشغالگر نمیداند، سعی می کند از واژه عقب نشینی استفاده نکند، اصطلاح عبری که در این راستا به کار میگیرد، "هتنکوت" است که در معنای قطع ارتباط است. به این ترتیب اسرائیلی ها مدعی هستند که شهروندان این مناطق هستند و از غزه عقب نشینی نکردهاند، بلکه ارتباط خود را با بخشی از خاک اسرائیل که در آن عناصری زندگی می کنند که به ملت یهودی وابستگی ندارند، قطع کردهاند. در درگیریهای کنونی بین محور مقاومت و اشغالگران نیز آنها از کلمه آتش بس یا اصطلاحات مشابه استفاده نمی کنند، بلکه از واژه "ریجیعاه" استفاده می کنند که به معنای آرامش است.
بازی اسرائیلی ها با اصطلاحات در مورد مسایل شهرک سازی و اشغالگری نیز دقت قابل توجهی دارد، هر اصطلاح از این منظر دلالتی در عبری دارد که معنای آن مطابق با مفاهیم و منافع صهیونیستی است و سعی دارد شهرک نشینان را ساکنان واقعی اراضی اشغالی بخواند. امیلی عمروسی تحلیلگر اسرائیلی در این زمینه می گوید: به اعتقاد من کلمات نه تنها در افکار عمومی مردم تاثیر می گذارند، بلکه بر واقعیت ها نیز تاثیر می گذارند.
به همین منظور هنگامی که واژه "هجداه همعرفييت" یا کرانه باختری را برای بخش فلسطینی نشین سرزمین ای اشغالی انتخاب می کنند، در راستای منافع عالی صهیونیستی، این منطقه را به رود اردن منتسب می کنند که در داخل کشور اردن قرار دارد، استفاده از واژه "شطحیم" در نام بردن از اراضی صهیونیست نشین نیز همین طور است و عموما بار عاطفی خاصی برای اسرائیلی ها به دنبال دارد که به معنای مناطق آزاد شده است.
اصطلاحات دیگری نیز در این راستا مورد استفاده ابزار تبلیغاتی اسرائیلی قرار گرفته است، برخی دیگر از این اصطلاحات عبارتند از: " هتنحليوت" یا شهرکهای اسرائیلی نشین، "هتيشفوت" یا شهرک سازی و "أيرتس يسرائيل هاشليماه" یا سرزمین کامل اسرائیل. آنها شهرک نشینان را نیز "متنحيليت" یا شهرک نشین و "متيشيفت" یا آبادانی نشین نمیخوانند، بلکه خیلی ساده آنها را "توشيفيت" به معنای مقیم و ساکن نامگذاری کردهاند.
واقعیت این است که موسساتی در اسرائیل وجود دارند که روی اصطلاحات و رواج آنها در سرزمین های اشغالی دقت نظر خاصی به خرج می دهند. آنها حتی مراقب اظهار نظر مسئولان خود نیز هستند، آریل شارون نخست وزیر اسبق اسرائیلی در پی عقب نشینی از غزه یک بار از واژه اشغال استفاده کرده بود که فورا تماسی تلفنی از سوی مشاور حقوقی کابینه دریافت کرد مبنی بر اینکه دیگر نباید از نام اراضی اشغالی استفاده کند و باید نام اراضی مورد تنازع بر آن بگذارد.
این تلاش ها ریشه در تاریخ صهیونیست دارد و سران این رژیم عملیات استفاده و توسعه این واژه ها و سرایت دادن آنها به فضای عمومی دنیا و محافل یهودی را به خوبی انجام می دهند، قدمت این روش ها به دوره تئودور هرتزل بر می گردد که وی در ابتدا استفاده از نام دولت یهودی را رد میکرد و به جای آن از واژه آلمانی heimstatte) ) به معنی ایجاد خانه برای یهودیان استفاده می کرد.
این اقدام بدان علت انجام شد که رژیم صهیونیستی در زمان تاسیسش از رد دیدگاه های خود از سوی برخی کشورهای اروپایی می ترسید، از سوی دیگر این اقدام باعث می شد یهودیان افراطی که بر اساس آموزه های تورات با اقامت یهودیان در یک منطقه خاص مخالف بودند نیز تحریک نشوند. ریشه های یهودی و توراتی همواره از سوی جامعه اسرائیل مورد استفاده قرار می گرفت، به عنوان مثال حزبی با عنوان بیلو تشکیل شد که حروف اول جمله (بيت يعقوب ليحي فنيلخاه) است. این جمله یکی از عبارت های سفر اشعیا در تورات است و به معنی " به سوی خانه یعقوب بشتابیم" است.
حتی نامگذاری ارتش اسرائیل نیز به دور از تلاش های اسرائیل برای واژه سازی در راستای منافع استعماری آن نیست، اسرائیل ارتش خود را ارتش دفاع نامیده است تا همواره خود را در جایگاه قربانی قرار دهد، ریشه های این ارتش نیز از موسسه هاگاناه تشکیل شده که در عبری به معنی دفاع است. این در حالی است که قبل از این، موسسه دیگری همین مسئولیت را بر عهده داشت که نام آن تفنگداران پادشاهی بودند که وابسته به انگلیس بودند. بعد از مدتی ارتش بالماخ به عنوان یگان ضربه زننده هاگاناه تشکیل شد تا استقلال این ارتش از انگلیس محقق شود.
در راستای اصطلاحات هدفدار در راستای منافع رژیم صهیونیستی که بعدها همین اصطلاحات کاربرد جهانی نیز پیدا می کند، انتخاب نام جنگها نیز در همین راستا صورت می گیرد، تازه ترین موارد این انتخاب نام ستون ابر است که در تجاوز اسرائیل به غزه مورد استفاده قرار گرفت. این یک نام برگرفته از تورات است که کنایه از ستونی است که در زمان خروج بنی اسرائیل از مصر در برابر آنها حرکت می کرد.
طبعا اسامی دیگری نیز خوشه های خشم و ... در مورد این حمله مورد استفاده قرا گرفته بود، اما این نام به بهترین شکل می توانست مرحله ای که پروژه های صهیونیستی به آنجا رسیده است را تداعی کند. مرحله ای که در راستای تحقق یهودیت اسرائیل است و در همین راستاست که نتانیاهو امروز بر طبل رابطه تاریخی یهودیت با اراضی اسرائیل می کوبد. بازی که اسرائیل آن را در تفاسیر خود از مصوبات بین المللی نیز دنبال کرده و آمریکا را نیز به اتخاذ سیاست های با تفاسیر مختلف واداشته است. نام بردن تک تک واژه ها بحث را طولانی می کند، اما نکته ای که در این گزارش مورد توجه بود، آشنایی مخاطب با نحوه اصطلاح سازی صهیونیستها در سرزمینهای اشغالی بود.
مرکز مطالعاتی الزیتونه در بررسی که به تازگی انجام داده، به شماری از این اصطلاحات چند پهلو اشاره کرده و آنها را بررسی کرده است، برخی از این اصطلاحات از زمان موجودیت رژیم صهیونیستی در ادبیات این رژیم گنجانده شده و برخی دیگر مربوط به سالهای اخیر و عمدتا در راستای ادبیات سازش با فلسطین و دیگر کشورهای عربی یا اقدامات یک جانبه در راستای توسعه شهرکسازی های صهیونیستی یا ادامه روند اشغالگری اراضی فلسطینی است.
آنچه که از اصطلاحات تازه تاسیس در این راستا میتوان به آن اشاره کرد، عبارتی است که بنیامن نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی یک ماه پیش آن را مطرح کرد و در اظهاراتی از محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین خواست تا "رابطه تاریخی یهودیت با اراضی اسرائیل" را به رسمیت بشناسد.
وی در این سخنان که با حضور فرانسوا اولاند رئیس جمهور فرانسه در کنیست بیان کرد، ابراز داشت: از اینجا من از محمود عباس می خواهم رکود کنونی را بشکند. از او می خواهم به کنیست اسرائیل بیاید و من نیز به رام الله خواهم رفت. بیاید و در این تریبون بایستد و به این حقیقت تاریخی! اعتراف کند که یهودیان رابطهای چهار هزار ساله با سرزمین اسرائیل دارند!
این اصطلاح یعنی رابطه تاریخی؛ حالت ضعیف شده شعارهایی مانند اعتراف به یهودیت دولت اسرائیل یا اعتراف به حق موجودیت اسرائیل است که همان معنای سیاسی از آن برداشت میشود، البته در سطحی پایینتر و با حجم فشار کمتر تا دوستان اسرائیل که از نژاد پرستی اسرائیل فراری هستند، کمتر دچار زحمت شوند.
شعار یهودیت دولت اسرائیل شعاری نژاد پرستانه است، اما سخن درباره "رابطه تاریخی" با وجود آنکه خطرناک تر از موضع گیری قبلی است و حتی رابطه تاریخی فلسطینی ها با خاک فلسطین را نیز به مخاطره میاندازد، با شدت کمتری بیان می شود. این اصطلاح سعی دارد رابطه یهودیت با اراضی فلسطینی را جایگزین رابطه قبلی نماید و اینگونه وانمود کند که حضور فلسطینی ها در خاک این کشور زودگذر است. این در حالی است که واقعیت این است که موجودیت یهودی در این کشور زودگذر است و مانند هجمهای است که فلسطینیها با آن مواجه شدهاند.
اگر اندکی به قبل برگردیم؛ می بینیم که هجمه وسیعی در رسانههای اسرائیلی در مورد برخی واژه های اینچنینی و معنا و دلالت سیاسی آنها شکل گرفته است، به عنوان مثال عبارت "هسداره" که حل و فصل قانونی مجتمع های گسترده صهیونیست نشین معنا می شود، وارد این ادبیات شد، اما این اصطلاح از سوی افراط گرایان اسرائیل که به دنبال افزایش لجام گسیخته شهرک سازی هستند، استقبال نشد.
این در حالی است که همین اصطلاح نیز بسیار خطرناک است و بر اساس نظریه شهرک سازی مشروع و شهرک سازی نامشروع است. این در حالی است که بر اساس قوانین بینالمللی همه انواع شهرک سازی غیر قانونی است، اما ایجاد این اصطلاح می تواند این برداشت را در افکار عمومی ایجاد کند که شهرک سازی موضوعی مربوط به کابینه اسرائیل است و مشروعیت بینالمللی نیاز ندارد. از موضوع سازش نیز به مفهوم اشغال و عقب نشینی می رسیم.
اسرائیل از آنجا که خود را دولت اشغالگر نمیداند، سعی می کند از واژه عقب نشینی استفاده نکند، اصطلاح عبری که در این راستا به کار میگیرد، "هتنکوت" است که در معنای قطع ارتباط است. به این ترتیب اسرائیلی ها مدعی هستند که شهروندان این مناطق هستند و از غزه عقب نشینی نکردهاند، بلکه ارتباط خود را با بخشی از خاک اسرائیل که در آن عناصری زندگی می کنند که به ملت یهودی وابستگی ندارند، قطع کردهاند. در درگیریهای کنونی بین محور مقاومت و اشغالگران نیز آنها از کلمه آتش بس یا اصطلاحات مشابه استفاده نمی کنند، بلکه از واژه "ریجیعاه" استفاده می کنند که به معنای آرامش است.
بازی اسرائیلی ها با اصطلاحات در مورد مسایل شهرک سازی و اشغالگری نیز دقت قابل توجهی دارد، هر اصطلاح از این منظر دلالتی در عبری دارد که معنای آن مطابق با مفاهیم و منافع صهیونیستی است و سعی دارد شهرک نشینان را ساکنان واقعی اراضی اشغالی بخواند. امیلی عمروسی تحلیلگر اسرائیلی در این زمینه می گوید: به اعتقاد من کلمات نه تنها در افکار عمومی مردم تاثیر می گذارند، بلکه بر واقعیت ها نیز تاثیر می گذارند.
به همین منظور هنگامی که واژه "هجداه همعرفييت" یا کرانه باختری را برای بخش فلسطینی نشین سرزمین ای اشغالی انتخاب می کنند، در راستای منافع عالی صهیونیستی، این منطقه را به رود اردن منتسب می کنند که در داخل کشور اردن قرار دارد، استفاده از واژه "شطحیم" در نام بردن از اراضی صهیونیست نشین نیز همین طور است و عموما بار عاطفی خاصی برای اسرائیلی ها به دنبال دارد که به معنای مناطق آزاد شده است.
اصطلاحات دیگری نیز در این راستا مورد استفاده ابزار تبلیغاتی اسرائیلی قرار گرفته است، برخی دیگر از این اصطلاحات عبارتند از: " هتنحليوت" یا شهرکهای اسرائیلی نشین، "هتيشفوت" یا شهرک سازی و "أيرتس يسرائيل هاشليماه" یا سرزمین کامل اسرائیل. آنها شهرک نشینان را نیز "متنحيليت" یا شهرک نشین و "متيشيفت" یا آبادانی نشین نمیخوانند، بلکه خیلی ساده آنها را "توشيفيت" به معنای مقیم و ساکن نامگذاری کردهاند.
واقعیت این است که موسساتی در اسرائیل وجود دارند که روی اصطلاحات و رواج آنها در سرزمین های اشغالی دقت نظر خاصی به خرج می دهند. آنها حتی مراقب اظهار نظر مسئولان خود نیز هستند، آریل شارون نخست وزیر اسبق اسرائیلی در پی عقب نشینی از غزه یک بار از واژه اشغال استفاده کرده بود که فورا تماسی تلفنی از سوی مشاور حقوقی کابینه دریافت کرد مبنی بر اینکه دیگر نباید از نام اراضی اشغالی استفاده کند و باید نام اراضی مورد تنازع بر آن بگذارد.
این تلاش ها ریشه در تاریخ صهیونیست دارد و سران این رژیم عملیات استفاده و توسعه این واژه ها و سرایت دادن آنها به فضای عمومی دنیا و محافل یهودی را به خوبی انجام می دهند، قدمت این روش ها به دوره تئودور هرتزل بر می گردد که وی در ابتدا استفاده از نام دولت یهودی را رد میکرد و به جای آن از واژه آلمانی heimstatte) ) به معنی ایجاد خانه برای یهودیان استفاده می کرد.
این اقدام بدان علت انجام شد که رژیم صهیونیستی در زمان تاسیسش از رد دیدگاه های خود از سوی برخی کشورهای اروپایی می ترسید، از سوی دیگر این اقدام باعث می شد یهودیان افراطی که بر اساس آموزه های تورات با اقامت یهودیان در یک منطقه خاص مخالف بودند نیز تحریک نشوند. ریشه های یهودی و توراتی همواره از سوی جامعه اسرائیل مورد استفاده قرار می گرفت، به عنوان مثال حزبی با عنوان بیلو تشکیل شد که حروف اول جمله (بيت يعقوب ليحي فنيلخاه) است. این جمله یکی از عبارت های سفر اشعیا در تورات است و به معنی " به سوی خانه یعقوب بشتابیم" است.
حتی نامگذاری ارتش اسرائیل نیز به دور از تلاش های اسرائیل برای واژه سازی در راستای منافع استعماری آن نیست، اسرائیل ارتش خود را ارتش دفاع نامیده است تا همواره خود را در جایگاه قربانی قرار دهد، ریشه های این ارتش نیز از موسسه هاگاناه تشکیل شده که در عبری به معنی دفاع است. این در حالی است که قبل از این، موسسه دیگری همین مسئولیت را بر عهده داشت که نام آن تفنگداران پادشاهی بودند که وابسته به انگلیس بودند. بعد از مدتی ارتش بالماخ به عنوان یگان ضربه زننده هاگاناه تشکیل شد تا استقلال این ارتش از انگلیس محقق شود.
در راستای اصطلاحات هدفدار در راستای منافع رژیم صهیونیستی که بعدها همین اصطلاحات کاربرد جهانی نیز پیدا می کند، انتخاب نام جنگها نیز در همین راستا صورت می گیرد، تازه ترین موارد این انتخاب نام ستون ابر است که در تجاوز اسرائیل به غزه مورد استفاده قرار گرفت. این یک نام برگرفته از تورات است که کنایه از ستونی است که در زمان خروج بنی اسرائیل از مصر در برابر آنها حرکت می کرد.
طبعا اسامی دیگری نیز خوشه های خشم و ... در مورد این حمله مورد استفاده قرا گرفته بود، اما این نام به بهترین شکل می توانست مرحله ای که پروژه های صهیونیستی به آنجا رسیده است را تداعی کند. مرحله ای که در راستای تحقق یهودیت اسرائیل است و در همین راستاست که نتانیاهو امروز بر طبل رابطه تاریخی یهودیت با اراضی اسرائیل می کوبد. بازی که اسرائیل آن را در تفاسیر خود از مصوبات بین المللی نیز دنبال کرده و آمریکا را نیز به اتخاذ سیاست های با تفاسیر مختلف واداشته است. نام بردن تک تک واژه ها بحث را طولانی می کند، اما نکته ای که در این گزارش مورد توجه بود، آشنایی مخاطب با نحوه اصطلاح سازی صهیونیستها در سرزمینهای اشغالی بود.