به گزارش مشرق، در سکوت و خاموشی پیش از طلوع آفتاب روز چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۵ در زندان قزلحصار، پدران و مادران، فرزندان و اقوام و آشنایان با داغ از دست دادن عزیزانشان برای اجرای حکم قصاص آمده بودند، قاضی محمد شهریاری سرپرست دادسرای امور جنایی پیش از آغاز مراسم اجرای احکام، جلسهای برای صلح و سازش برگزار کرد؛ جلسهای که محور آن نه انکار جرم بود و نه نادیده گرفتن حق اولیای دم، بلکه تلاش برای فرصتی دوباره؛ فرصتی که شاید به بخشش و بازگشت چند محکوم به زندگی ختم شود.
آسمان هنوز تاریک بود که خانوادهها یکییکی وارد محل برگزاری جلسه شدند. بعضیها سالها با خاطره تلخ قتل عزیزانشان زندگی کرده بودند و حالا در فاصله چند قدمی اجرای حکم ایستاده بودند. برای آنها، این صبح میتوانست پایان سالها انتظار برای اجرای قصاص باشد؛ اما پیش از آنکه حکم وارد مرحله اجرا شود، جلسهای دیگر در جریان بود؛ جلسهای برای آخرین تلاش بهمنظور جلب رضایت و گذشت.
قاضی محمد شهریاری، سرپرست دادسرای امور جنایی، در ابتدای جلسه به حاضران خوشآمد گفت و از حضور اولیای دم، خانواده محکومان، خیرین، مسئولان زندان، نمایندگان پلیس، پزشکی قانونی و روحانیت حاضر در جلسه خبر داد.
وی پیش از خواندن اسامی پروندهها، چند دقیقهای را به صحبت با خانوادههای داغدار اختصاص داد؛ صحبتهایی که برخلاف تشریفات معمول جلسات قضایی، بیش از آنکه متوجه روند اجرای حکم باشد، بر امکان بخشش و پیامدهای آن تمرکز داشت.
قاضی شهریاری سخنانش را با اشاره به جایگاه قصاص در قرآن کریم و قانون آغاز کرد؛ حقی که اولیای دم از آن برخوردارند و دستگاه قضایی نیز وظیفه اجرای آن را بر عهده دارد. اما بلافاصله در کنار این حق قانونی، از جایگاه گذشت در آموزههای دینی گفت و از خانوادهها خواست پیش از تصمیم نهایی، بار دیگر به انتخاب پیش روی خود فکر کنند.
سرپرست دادسرای امور جنایی، خطاب به اولیای دم گفت: تجربه ما نشان میدهد با اجرای قصاص، اتفاقی که افتاده جبران نمیشود؛ و حقیقتا چیزی از زخم دل شما عزیزان کاسته نخواهد شد. عزیز شما از دست رفته و با اجرای حکم هم بازنمیگردد. حتی برعکس آنان که به جای اجرای حکم قصاص، محکوم را بخشیدند، به استناد تجربه شخصی و دیگر عزیزانی که در این جلسه حضور دارند عرض میکنم که حال بهتری دارند.
قاضی شهریاری تلاش میکرد خانوادهها را از فضای ملتهب تصمیمگیری در آستانه اجرای حکم فاصله دهد.
وی به آنها یادآوری کرد که ممکن است اجرای قصاص در لحظات نخست، احساس آرامش یا تسکین ایجاد کند، اما با گذشت زمان، خانواده دوباره با همان واقعیت فقدان عزیزش روبهرو خواهد شد؛ با این تفاوت که این بار فرصت بازنگری در تصمیم نیز از بین رفته است.
سرپرست دادسرای امور جنایی تهران با تکیه بر تجربه سالها حضور در دستگاه قضایی، از خانوادهها خواست تحت تأثیر عصبانیت، فشار اطرافیان یا قضاوت دیگران تصمیم نگیرند.
وی تأکید کرد: اگر امروز مهلت بدهید، هیچ حقی از شما ضایع نمیشود. برای قصاص دیر نمیشود؛ اما اگر قصاص انجام شد، دیگر امکان بازگشت وجود ندارد.
این جمله شاید مهمترین محور جلسه بود؛ تلاشی برای اینکه تصمیم اجرای حکم را حداقل به روزهای آتی موکول کند بلکه این تصمیم سخت را که توانسته بود به تعویق اندازد، بار دیگر و در فضایی دیگر دربارهاش دوباره اندیشید بلکه تصمیم چیزی جز اجرای حکم قصاص، درخواست شود.
قاضی شهریاری در ادامه، به وضعیت محکومان نیز اشاره کرد.
وی توضیح داد در ملاقاتهای مکرری که با زندانیان دارد، با افرادی مواجه میشود که از ارتکاب قتل پشیمان هستند و بارها از کرده خود ابراز ندامت کردهاند.
وی خطاب به اولیای دم گفت: ممکن است خانوادهها در جلسه دادگاه تنها یک بار با محکوم مواجه شده و از برخی رفتارها یا سخنان او ناراحت شده باشند، اما تجربه ملاقاتهای مستمر با زندانیان نشان میدهد بسیاری از آنها پس از وقوع جنایت، به اشتباه خود پی بردهاند.
البته این مقام قضایی در تمام این صحبتها تلاش میکرد مرز میان حق قانونی اولیای دم و درخواست برای گذشت را حفظ کند.
او تأکید داشت که حضور مسئولان قضایی، انتظامی و زندان در این جلسه به معنای جانبداری از هیچیک از طرفین نیست و هدف، فراهم کردن زمینه استیفای حقوق خانوادههای مقتولان است.
در بخشی از جلسه، او به خانوادههایی اشاره کرد که میتوانند بهجای اجرای قصاص، با مصالحه و توافق، زمینه ساخت یک مرکز آموزشی، فرهنگی، ورزشی یا مذهبی را فراهم کنند؛ اقدامی که به اعتقاد او میتواند آثار ماندگارتری از یک تصمیم مبتنی بر انتقام به همراه داشته باشد.
همچنین به خانوادههایی اشاره کرد که برای چندمین بار در جلسات صلح و سازش حاضر شدهاند؛ از جمله خانواده یوسفی که به گفته او، این جلسه برای آنها نخستین فرصت گفتوگو نبود و پیشتر نیز چند بار امکان مذاکره و مصالحه فراهم شده بود.
پیرمرد که تحت تاثیر قرار گرفته بود، مصالحه کرد و محکوم را بخشید. دو جوان که پدر خود را از دست داده بودند و اکنون درخواست اجرای حکم داشتند، تحت تاثیر سخنان حاج علی عربی خیر نیکوکاری که تاکنون افراد بسیاری را از اجرای حکم قصاص نجات داده قرار گرفتند و به شرطی غیر مالی قاتل را بخشیدند. دیگر آفتاب داشت طلوع میکرد و ما نیز ناگزیر باید از زندان خارج میشدیم.
تمام طول مسیر تا خانه لحظهای چهره مادرانی که اشک میریختند و استمداد کمک و بخشش داشتند از جلوی چشمان دور نمیشد، همچنان که لحظهای نالههای مادری که اجرای حکم قصاص تمنا میکرد.
با خود فکر میکنم که چگونه فردی حاضر میشود عملی را انجام دهد تا خانوادهاش این چنین استمداد کمک کنند. چگونه فردی حاضر میشود مادر خود را برای جان فرزندش به التماس و اشک و ناله برساند. شاید لحظهای تامل به گاه عصبانیت، کلید پیشگیری از وقوع جرم باشد؛ و سخن آخر کلام خداست همچنانکه سخن اول نیز.
فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّی یَأْتِیَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللَّهَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. (سوره ۲، البقره، آیه ۱۰۹)
... پس عفو کنید و درگذرید تا خدا فرمان خویش را بیاورد که خدا بر هر کاری تواناست.




