شیوخ عرب

جایزه مشغول‌ترین بازیگر جنگ علیه ایران تعلق می‌گیرد به شیخ‌نشین‌ها؛ دولت‎هایی که هم به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم در حمله علیه ایران مشارکت دارند، هم خود را نگران گسترش جنگ نشان می‌دهند.

به گزارش مشرق، جایزه مشغول‌ترین بازیگر جنگ علیه ایران تعلق می‌گیرد به شیخ‌نشین‌ها؛ دولت‎هایی که هم به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم در حمله علیه ایران مشارکت دارند، هم خود را نگران گسترش جنگ نشان می‌دهند، هم می‌خواهند میانجی‌گر باشند، هم بیشترین آسیب را می‌بینند و هم هم‌زمان دوشیده می‌شوند.

وزارت خارجه قطر اخیراً اعلام کرده «همه کشورهای منطقه در صورت قطع اینترنت آسیب خواهند دید؛ از جمله ایران» و نسبت به گسترش جنگ ابراز نگرانی کرده است. هم‌زمان، این کشور میزبان بزرگ‌ترین پایگاه آمریکاست و گزارش‌هایی درباره حضور نمایندگان کشورهای عربی در نشست‌ها و رایزنی‌هایی با رژیم صهیونیستی منتشر می‌شود؛ از جمله گزارشی که امروز درباره نشستی در تل‌آویو منتشر شد و خبرهای پیشین درباره حضور امارات در نشست‌هایی در آلمان. کنار هم گذاشتن این خبرها یک پرسش پیش می‌آورد: آیا این دولت‌ها فقط نگران گسترش جنگ هستند یا خودشان هم در حال نزدیک‌شدن به همکاری‌هایی هستند که علیه ایران شکل گرفته است؟ از میزبانی پایگاه‌ها و کمک‌های مالی گرفته تا همکاری‌های نظامی و سیاسی و محدودکردن پروازهای ایران. بازیگرانی که حداکثر ظرفیت خود را برای حمله تجاوزکارانه علیه ایران به کار گرفتند و در این مسیر مخرب، از هیچ تلاشی فروگذار نکردند و حالا در صورت آغاز مجدد جنگ شاید دیگر حتی قادر به پرکردن سطل اربابان خود نیز نباشند.

میزبانی از ماشین جنگ آمریکا

در منطقه غرب آسیا چند دولت عربی میزبان نیروها و تأسیسات نظامی آمریکا هستند. قطر میزبان پایگاه العدید، بحرین میزبان مقر ناوگان پنجم، کویت میزبان پایگاه علی‌السالم، امارات میزبان پایگاه الظفره و عربستان میزبان نیروها و امکانات آمریکایی در پایگاه‌هایی مانند شاهزاده سلطان است. چنین پایگاه‌هایی امکان استقرار هواگردها، پشتیبانی، فرماندهی، رصد و آفند و پدافند موشکی آمریکا را در منطقه فراهم می‌کنند.

گزارش آسوشیتدپرس در جریان جنگ گفت آمریکا از پایگاه‌هایی در کشورهای خلیج‌فارس برای حمله به ایران استفاده کرده است. پس این کشورها را نمی‌توان صرفاً میزبان ادوات دشمن دانست و هرکدام در واقع جزئی از ماشین جنگی آمریکا را تشکیل می‌دهند.

تلاش برای ادامه جنگ

در ۱۰ فروردین ۱۴۰۵ (۳۰ مارس ۲۰۲۶) آسوشتیدپرس گزارش کرد عربستان، امارات، بحرین و کویت در گفت‌وگوهای خصوصی با دولت آمریکا خواستار ادامه جنگ شده‌اند و دلیلشان این بوده که حملات انجام‌شده، ایران را به‌اندازه کافی تضعیف نکرده است.

در همان گزارش، عربستان و امارات پیشتاز فشار برای ادامه عملیات معرفی شدند. موضع امارات تندتر توصیف شد و گفته شد برخی مقام‌هایش خواهان حمله زمینی بودند؛ بحرین و کویت نیز بنا بر همان گزارش با ادامه فشار نظامی موافق بودند. در گزارش آمده بود ریاض خواهان خنثی‌شدن توان هسته‌ای و موشکی ایران و پایان حمایت تهران از گروه‌های منطقه‌ای شده است.

حملات مستقیم به ایران

رویترز در ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ (۱۱ مه ۲۰۲۶) گزارش کرد امارات در جریان جنگ، حملات هوایی متعددی به اهدافی در ایران انجام داده است. در گزارش‌های منتشرشده، اهدافی در قشم و ابوموسی، بندرعباس، پالایشگاه لاوان و مجتمع پتروشیمی عسلویه نام برده شدند. همچنین گزارش شد که آمریکا و اسرائیل برای برخی حملات اطلاعات هدف‌گیری فراهم کرده‌اند و بخشی از حملات امارات به زیرساخت‌های انرژی ایران مربوط بوده است. رویترز گزارش حمله امارات به پالایشگاه لاوان را بازتاب داد و جزئیات بیشتری از سوی وال‌استریت ژورنال منتشر شد. امارات مسئولیت حملات را رسماً نپذیرفته، اما این کشور در گزارش‌های متعدد به مشارکت مستقیم نظامی در حمله به ایران متهم شده و اسناد مرتبط با آن منتشر شده است.

در ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ (۱۲ مه ۲۰۲۶) رویترز گزارش داد نیروی هوایی عربستان در اواخر ماه مارس حملاتی اعلام‌نشده به ایران انجام داده است. گزارش به نقل از مقام‌های غربی و ایرانی می‌گوید این حملات در پاسخ به حمله‌های ایران به عربستان صورت گرفت؛ هدف‌های دقیق عملیات علنی نشده‌اند.

افزون بر این، در اسفند ۱۴۰۴ گزارش شد عربستان دسترسی نیروهای آمریکایی به پایگاه ملک فهد در طائف را فراهم کرده که عملاً به معنای تغییری مهم در وضعیت پشتیبانی نظامی ریاض از واشنگتن بود. در ۲ مرداد ۱۴۰۵ (۲۴ ژوئیه ۲۰۲۶) گزارش شد بحرین و کویت با جنگنده به محل‌های نگهداری موشک و پهپاد و اهداف دیگر در ایران حمله کرده‌اند. در همان گزارش آمده بود امارات اطلاعات هدف‌گیری و پوشش هوایی دفاعی برای عملیات فراهم کرده است که حکایت از ائتلاف چند دولت عربی علیه ایران داشت.

همکاری اطلاعاتی در جریان جنگ

همکاری شیخ‌نشین‌ها با ماشین جنگ آمریکا صرفاً نظامی نبود؛ آنها در حوزه‌های اطلاعاتی هم دست آمریکا و رژیم صهیونیستی را پر کردند. در ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ (۲۶ آوریل ۲۰۲۶) گزارش شد رژیم صهیونیستی سامانه گنبد آهنین، رهگیرها و چند ده نیروی متخصص را برای کار با این سامانه به امارات فرستاده است. سفیر آمریکا در رژیم صهیونیستی بعداً اعزام سامانه و نیروها را علناً تأیید کرد.

گزارش‌های دیگری نیز از همکاری اطلاعاتی و تبادل اطلاعات درباره تهدیدهای ایران میان امارات، رژیم صهیونیستی و آمریکا خبر دادند. این همکاری، به‌خصوص اعزام نیروی صهیونیست به خاک امارات برای بهره‌برداری از سامانه موشکی، حکایتگر هم‌پیالگی علنی ابوظبی و تل‌آویو بود.

نشست نظامی آلمان و دیدار نتانیاهو در ابوظبی

در ۲۴ شهریور ۱۴۰۵ (۱۵ سپتامبر ۲۰۲۶) گزارش شد فرماندهان ارشد رژیم صهیونیستی، عربستان، امارات، بحرین، کویت، قطر، اردن و مصر در نشستی با میزبانی سنتکام در آلمان شرکت کردند. سنتکام برگزاری نشست مقام‌های نظامی هشت کشور و گفت‌وگو درباره تقویت همکاری امنیتی را تأیید کرد. بنا بر گزارش‌ها، رئیس ستاد ارتش اشغالگر درباره عملیات رژیم صهیونیستی در چند جبهه توضیح داد و فرمانده سنتکام از برنامه‌های دریایی در تنگه هرمز سخن گفت.

قرارگرفتن فرماندهان اسرائیلی و عربی در یک سازوکار هماهنگی امنیتی، در میانه جنگ با ایران، تصویر خوبی ارائه نمی‌دهد. از سوی دیگر دیدار علنی نتانیاهو با رئیس امارات در ابوظبی هم مورد توجه قرار گرفت. دیداری که باعث شد تحلیلگران به مرور روابط نزدیک رژیم صهیونیستی و امارات بپردازند و عنوان «اسرائیل دوم» برای امارات تثبیت شود.

تلاش برای بازگشایی هرمز با فشار و نیروی چندملیتی

امارات در ۷ فروردین ۱۴۰۵ (۲۷ مارس ۲۰۲۶) اعلام کرد آماده است در نیروی چندملیتی برای بازگشایی تنگه هرمز و اسکورت کشتی‌ها شرکت کند؛ حرکتی که مشخصاً خلاف سیاست اعلام‌شده تهران درباره کنترل تردد در تنگه بود. بحرین نیز پیش‌نویسی به شورای امنیت برد که نسخه اول آن از کشورها می‌خواست بتوانند از «همه ابزارهای لازم» برای بازگشایی تنگه استفاده کنند و علناً به تهدید علیه ایران پرداخت. متن در نهایت با وتوی روسیه و چین تصویب نشد.

تنظیم قطعنامه علیه ایران

در ۲۰ اسفند ۱۴۰۴ (۱۱ مارس ۲۰۲۶) جزیره بحرین به نمایندگی از کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس و اردن قطعنامه‌ای را در شورای امنیت پیش برد که حملات ایران به کشورهای منطقه را محکوم کرد و تصویب شد. در ماه‌های بعد، بحرین و آمریکا با حمایت عربستان، امارات، کویت و قطر پیش‌نویس دیگری درباره تنگه هرمز پیش بردند که ایران را به توقف حملات به کشتی‌ها، مین‌گذاری و عوارض‌گیری فرامی‌خواند و بهانه‌ را برای فشارهای بعدی فراهم کرد.

محدودیت برای شهروندان ایرانی

امارات در ۱۲ فروردین ۱۴۰۵ (اول آوریل ۲۰۲۶) محدودیت‌هایی برای ورود یا ترانزیت برخی شهروندان ایرانی اعمال کرد. همچنین چند نهاد ایرانی، از جمله مدرسه‌ها، باشگاه ایرانی و بیمارستان ایرانی در دبی، تعطیل شدند. سپس در ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ (۱۸ اوت ۲۰۲۶) وزارت خارجه امارات اعلام کرد همه مبادلات تجاری و مالی با ایران تا اطلاع ثانوی متوقف می‌شود.

تحریم‌های هوایی

در امارات، سازمان هوانوردی کشوری از ۲ مهر ۱۴۰۵ (۲۴ سپتامبر ۲۰۲۶) همه پروازهای شرکت‌های ایرانی به امارات و از آن را متوقف کرد و علت را محدودیت‌های آمریکا اعلام کرد. در عمان، مقام هوانوردی ایران گفته بود فرودگاه مسقط از اول مهر (۲۳ سپتامبر) دیگر پروازهای ایران را نمی‌پذیرد؛ رویترز نیز از ممنوع‌شدن پرواز شرکت‌های ایرانی به عمان گزارش داد.

در عراق، محدودیت‌ها ابتدا بر بغداد و سپس نجف، اربیل و سلیمانیه سایه انداخت و تا ۳ مهر (۲۵ سپتامبر) پروازهای ایران در هر چهار فرودگاه متوقف شده بود. اما در ۱۰ مهر (۲ اکتبر)، پس از گرفتن معافیت از آمریکا، پروازهای شرکت‌های ایرانی - به‌جز ماهان - به نجف از سر گرفته شد. اخیراً هم خبرهای ضدونقیضی از اختلال در مرزهای زمینی ایران و عراق به گوش می‌رسد.

منبع: روزنامه فرهیختگان

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس