1

تل‌آویو در اوج درماندگی در برابر محور مقاومت، علناً شمشیر را علیه تمامیت ارضی کشورهای منطقه از کشیده و روی فعال کردن گسل‌های تجزیه‌طلبی شرط‌بندی کرده است.

سرویس سیاست مشرق- برخی اخبار حکایت از آن دارد که به تازگی از برگزاری یک نشست ضدامنیتی در لندن تحت عنوان «کنفرانس بین‌المللی روابط یهودیان و کُردها در خاورمیانه در حال تغییر» برگزار شده است.

این نشست که توسط شبکه‌ای موسوم به (Jewish Kurdish Network) برگزار شد، سندی عریان از تقلای رژیم صهیونیستی برای احیای استراتژی سوخته‌ی خود در منطقه است، بررسی این نشست، پرده از پروژه‌ی مشترک لابی‌های تل‌آویو و جریانات تجزیه‌طلب برمی‌دارد.

نقطه قابل توجه در این کنفرانس، پیام ویدیویی «گیدئون ساعر»، وزیر خارجه رژیم صهیونیستی بود. او با صراحت از پروژه‌ی ژئوپلیتیک تل‌آویو پرده برداشت و ضمن تأکید بر حضور کُردها در چهار کشور (ایران، ترکیه، عراق و سوریه)، خواستار حمایت اسرائیل از «استقلال سیاسی» آن‌ها شد.

این اظهارات نشان می‌دهد که تل‌آویو در اوج درماندگی در برابر محور مقاومت، علناً شمشیر را علیه تمامیت ارضی کشورهای منطقه از کشیده و روی فعال کردن گسل‌های تجزیه‌طلبی شرط‌بندی کرده است.

تقاطع صهیونیسم و تروریست‌ها در لندن/ تقدیر از ملکه تجزیه‌طلبی و احیای دکترین پیرامونی+ اسناد

تاج‌گذاری یک جلاد به نام «مادر تجریه طلبی»

عجیب‌ترین ترین بخش این نشست، تقدیر تجزیه‌طلبان از «اوفرا بنگیو»، آکادمیسین افراطی اسرائیلی و رئیس برنامه مطالعات کُردی در مرکز موشه دایان بود. آن‌ها در حالی لقب «مادر کُردها» را به این زن اعطا کردند که وی یکی از سرسخت‌ترین حامیان و تئوریسین‌های نسل‌کشی خونین در غزه و لبنان است.

جریانی که با شعار «آزادی»، به دامن یکی از مدافعان کودک‌کشی پناه می‌برد، ثابت می‌کند که در ادبیات آن‌ها، شرافت و انسانیت جایی ندارد و مزدوری برای موساد، تنها آرمان باقی‌مانده است.

برگزاری پنل‌هایی با موضوع «پیوند صهیونیسم و کُردیَّتی»، ادامه‌ی پروژه‌ای است که از سال گذشته (۲۰۲۵) در برلین آلمان کلید خورد. اسرائیل که در منطقه غرب آسیا در انزوا و حلقه آتش گرفتار شده، در حال دست‌وپازدن برای ایجاد یک ائتلاف نیابتی جدید در مرزهای پیرامونی خود است.

روابط میان رژیم صهیونیستی و جوامع بدون سر مانند کردها در خاورمیانه یکی از پیچیده‌ترین و در عین حال پایدارترین الگوهای همکاری نامتقارن در منطقه است. این روابط که ریشه در دکترین پیرامونی (Periphery Doctrine) دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ دارد.

بر اساس این دکترین ارتباط میان طرفین نه بر پایه ایدئولوژی مشترک، بلکه بر اساس همپوشانی منافع امنیتی در برابر تهدیدهای مشترک شکل گرفته است. از منظر امنیتی، کردها به‌عنوان یک ملت بدون دولت با جمعیت تقریبی ۳۰ تا ۴۰ میلیون نفر در چهار کشور ایران، عراق، سوریه و ترکیه، همواره به‌عنوان بازیگری بالقوه برای ایجاد تعادل استراتژیک از نگاه تل‌آویو تلقی شده‌اند.

تقاطع صهیونیسم و تروریست‌ها در لندن/ تقدیر از ملکه تجزیه‌طلبی و احیای دکترین پیرامونی+ اسناد

ریشه‌های تاریخی و دکترین پیرامونی چیست؟

در دهه ۱۹۶۰، رژیم صهیونیستی تحت رهبری دیوید بن‌گوریون و با هدایت دستگاه‌های اطلاعاتی، استراتژی اتحاد با بازیگران غیرعرب پیرامون جهان عرب را در پیش گرفت.

کردهای عراق تحت رهبری مصطفی بارزانی در این چارچوب جایگاه ویژه‌ای یافتند، گزارش‌های متعدد تاریخی و خاطرات مقامات سابق موساد نشان می‌دهد که اسرائیل در آن دوره آموزش نظامی، تأمین تسلیحات سبک و کمک‌های اطلاعاتی به نیروهای پیشمرگه ارائه کرد.

این همکاری تا اواسط دهه ۱۹۷۰ ادامه یافت و حتی در ایجاد ساختارهای اطلاعاتی اولیه کردی نقش داشت. هدف اصلی، تضعیف رژیم بعثی عراق به‌عنوان یکی از دشمنان اصلی اسرائیل بود. این الگو پس از سقوط صدام حسین در سال ۲۰۰۳ و شکل‌گیری اقلیم کردستان عراق (KRG) احیا شد. اسرائیل تنها کشوری بود که در سال ۲۰۱۷ آشکارا از همه‌پرسی استقلال کردستان عراق حمایت کرد.

تجارت نفتی میان اقلیم و شرکت‌های خصوصی اسرائیلی در میانه دهه ۲۰۱۰ نیز گزارش شده است. از منظر امنیتی، اقلیم کردستان به‌عنوان یک سپر ژئوپلیتیک عمل می‌کند؛ روابط در این سطح عمدتاً غیررسمی، اطلاعاتی و اقتصادی باقی مانده و هیچ‌گاه به سطح روابط دیپلماتیک رسمی نرسیده است، زیرا بغداد و تهران به‌شدت با هرگونه نزدیکی علنی مخالف‌اند.

تقاطع صهیونیسم و تروریست‌ها در لندن/ تقدیر از ملکه تجزیه‌طلبی و احیای دکترین پیرامونی+ اسناد

منطق استراتژیک و محدودیت‌های امنیتی

از دیدگاه نظریه‌های امنیتی، روابط رژیم اسرائیل با کردها نمونه‌ای کلاسیک از اتحادهای نامتقارن و مبتنی بر منافع مشترک است، از نگاه صهیونیست‌ها کردها می‌توانند به‌عنوان عامل اختلال در عمق استراتژیک ایران یا به‌عنوان مانع گسترش نفوذ ترکیه در سوریه عمل کنند.

با این حال، چندین محدودیت ساختاری در اجرای این نظریه وجود دارد، فقدان مرز مشترک و فاصله جغرافیایی، امکان حمایت نظامی مستقیم را بسیار محدود می‌کند، همچنین حساسیت ایران به عنوان یک قدرت منطقه‌ای سطح بالا و ترکیه به‌عنوان یک قدرت ناتو و بازیگر منطقه‌ای، هرگونه حمایت علنی از تروریست‌ها را برای اسرائیل پرهزینه می‌سازد.

همچنین قابت‌های درونی(میان بارزانی‌ها در عراق و جریان‌های وابسته به اوجالان) باعث می‌شود اسرائیل ترجیح دهد روی شرکای قابل‌اعتمادتر مانند اقلیم کردستان تمرکز کند.

پس از رویدادهای اکتبر ۲۰۲۳ و تحولات سوریه، برخی مقامات اسرائیلی از جمله وزیر خارجه وقت، کردها را «متحد طبیعی» خواندند و بر جنبه‌های سیاسی و امنیتی این رابطه تأکید کردند. این اظهارات بازتاب‌دهنده تداوم دکترین پیرامونی در قالب جدید است که حاکی از اتحاد با اقلیت‌های غیرعرب در برابر فرصت‌های مشترک است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس