امامي به تصور اينكه كار هژير تمام نشده، يقه او را گرفت و دو تير ديگر به او زد و همانجا كار تمام شد و نعش هژير بر زمین افتاد.

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، همانگونه که در قسمت قبل گفته شد، سید حسین امامی که از اعضای اولیه تشکیل جمعیت فدائیان اسلام بود، با همراهی سید علی‌محمد امامی، احمد کسروی را به دلیل اعمال خلاف دین، هتک حرمت مقدسات و تلاش برای از بین بردن احکام اسلام، در بیستم اسفند ماه 1324 در دادگاه، اعدام انقلابی کردند اما با فشار علمای بزرگ شیعه و نیز افکار عمومی، رژیم طاغوت مجبور به آزادی آنها شد.
چهار سال بعد از این واقعه، سید حسین امامی ماموریت دیگری یافت؛ این بار او می بایست عبدالحسین هژیر وزیر وقت دربار و یکی از سران موثر رژیم که بنا بر گواه تاریخ، نقش زیادی در خیانتهای طاغوت به خصوص اشرف پهلوی (خواهر شاه) داشت، اعدام انقلابی کند.
 
* کارنامه سیاه هژیر

عبدالحسین هژير، فرزند يكي از كارمندان مشروطه خواه دربار مظفرالدين شاه كه به واسطه انفجار ترقه در كودكي يك چشم خود را از دست داده بود، در دربار پهلوي جزو معتمدان بحساب می‌آمد و همانطور که گفته شد، روابط حسنه‌اي با دربار بخصوص با اشرف پهلوي داشت.
اشرف، هژیر را از هر نظر پشتیبانی می‌کرد و سیاست او را می‌ستود. بعد از سقوط کابینه هژیر در آبان ماه 1327 اشرف برای دهن کجی به مخالفان و مجلس ترتیبی داد که شاه، هژیر را به مقام نیابت رئیس سازمان شاهنشاهی اجتماعی منصوب کند و بعد از آن هم در سال 1328 هژیر را به مقام وزیر دربار شاهنشاهی گمارد چون اشرف می‌خواست همیشه هژیر بر سر کار باشد. بنا به عقیده اشرف پست وزارت دربار، پست استراحت و تجدید قوا بود که هژیر می‌توانست در نخستین فرصت مناسب با پرشی کوتاه از روی آن، دیگر بار بر کرسی نخست وزیری تکیه زند.
به گفته خود اشرف «در خرداد 1327 برادرم، عبدالحسین هژیر را به نخست وزیری منصوب کرد. هژیر یکی از دوستان خوب من بود و باید بگویم که من تاحدی در انتصاب او موثر بودم. او در سمت‌های وزیر دارایی و وزیر دربار نیز خدمت کرده بود.»
 
 
عبدالحسین هژیر وزیر وقت دربار

حضور در عرصه مطبوعات و روزنامه‌نگاري، خدمت در وزارت راه و دارايي،‌ وزير مشاور، وزير راه، وزير كشور و وزير دربار از جمله مناصب و فعاليت‌هايي بود كه وي در طول دوران حيات خود به آن اشتغال داشت.
روابط صميمي و متقابل دربار و هژير سبب شد كه او از سوي نمايندگان مجلس پانزدهم به عنوان نخست وزير انتخاب شود اما نخست‌وزيرى هژير با مخالفت شديد آيت‌الله كاشانى و فداييان اسلام روبه رو شد.
آیت‌الله كاشانى، در مخالفت با هژير، اعلاميه تندى منتشر كرد و بازاريان نيز، به رهبرى «نواب صفوى»، تظاهراتى در برابر ساختمان مجلس به راه انداختند. در مجلس هم اكثريت موافقان او به مخالف تبديل شده بودند.
در اواخر دوره نخست‌وزيري او روزي جمعيت از منزل آيت‌الله كاشاني با پاي پياده به سوي مجلس حركت كردند تا اعتراض خود را عنوان كنند. وقتي جمعيت به مجلس رسيد شخصي بنام سيد هاشم حسيني، در حالي كه قرآن در دست داشت جلو مجلس گفت: آمده‌ايم تا مخالفت خود را نسبت به هژير اعلام كنيم چون او لياقت حكومت بر مسلمين را ندارد.
مخالفتها با دولت هژير در داخل و خارج مجلس بتدريج چنان شد كه او در بن بست قرار گرفت و ناچار، پس از چهار ماه، كناره گيرى كرد اما چند روز بعد به سمت وزير دربار منصوب شد.
فدائيان اسلام كه نسبت به اين انتصاب اعتراض داشتند در دادگاه انقلابي خود او را به مرگ محكوم كردند. هژير، پس از واقعه ترور نافرجام شاه در بهمن 1327 به عضويت مجلس مؤسسانى درآمد كه اختيارات شاه را افزايش داد و در تير 1328، وزير دربار شد.
 
 
سخنرانی شهید نواب صفوی در منزل آیت الله کاشانی علیه کابینه هژیر

در جريان تحصن مصدق و يارانش، در اعتراض به شيوه برگزارى انتخابات مجلس شانزدهم كه به تشكيل جبهه ملى انجاميد، هژير از سوى شاه مامور مذاكره با تحصن كنندگان بود.
دخالت دربار و نظاميان در اين انتخابات به حدى بود كه مى رفت مجلسى كاملا مطيع شاه تشكيل شود. هژير نيز، به عنوان وزير دربار، در فرآيند تقلب در انتخابات نقش مهمى داشت.
بنا به نظر مورخان، هژير مي‌توانست نقش مهمي را در جهت جلوگيري از ورود نمايندگان مستقل و غير درباري ايفا كند. تهميدات لازم براي تقلب در انتخابات ديده شد بود و حتي سيد حسين امامي عامل ترور هژير و يكي از فداييان اسلام خود نظاره‌گر تعويض آرا در مسجد سپهسالار بوده و اين امر بر تصميم او به ترور هژير اثر گذارده بود و حتي در برابر با شنيده‌ها به دنبال انتقال صندوق‌ها به عمارت فرهنگستان (دانشكده معقول و منقول) در رده‌بندي حائزين بالاترين آرا در ميان نمايندگان تهران رفته رفته تغييرات محسوس به وجود آمد.
كانديداهاي «جبهه ملي» كه قبل از حركت صندوق‌ها، جزء 8 نفر اول بودند جاي خود را به «وكلاي دولتي» دادند. بنابراين فداييان اسلام تنها راه چاره را در ترور هژير ديد و اين وظيفه به عهده سيد حسين امامي واگذار شد.

* سید حسین امامی؛ اولین شهید فدائیان اسلام

سید حسین امامی قبل از حضور نواب در ایران، به حلقه مبارزان با کسروی پیوسته بود. اما ظاهراً به ارادت به او تظاهر می کرد و در حلقه حامیان او وارد شده بود تا از این طریق بتواند اخبار درون گروهی آنان را به دوستان خود برساند.
 
 
شهید سید حسین امامی

پس از نافرجام ماندن ترور کسروی به دست نواب، امامی پیشنهاد داد تا گروه فدائیان اسلام تشکیل شود و مبارزه علیه کسروی به شکل سازماندهی شده، سامان یابد. همه این پیشنهاد را پذیرفتند و نواب را به عنوان رهبر خود انتخاب کردند.
سید حسین امامی در دادگاه کسروی موفق شد با چاقو او را به قتل رسانده و اولین اعدام انقلابی فدائیان اسلام را به ثمر برساند و حالا بعد از چهار سال، عبدالحسین هژیر، مغز متفکر دستگاه پهلوی، در مقابل آرمان های ملی و اسلامی ملت و به خصوص ملی شدن صنعت نفت مقاومت می کرد.
این بار نیز قرعه به نام سیدحسین امامی افتاد تا این جرثومه فساد را از سر راه ترقی کشور بردارد. شهید امامی بارها به مناسبت های گوناگون به هژیر هشدار داده بود که دست از مبارزه با مردم و اعتقادات دینی و منافع ملی آنها بردارد اما هژیر به هیچ یک از این هشدار اعتنا نکرد.
 
شهید سید حسین امامی

سرانجام در آبان ماه سال 1328 هجری شمسی، شهید امامی موفق شد با شلیک چند گلوله، او را از پا در آورد.
ماجرا از این قرار بود که در روز سوم محرم برابر با 13 آبان 1328 مراسمي عزاداري از سوي دربار در مسجد سپهسالار برگزار شد.
هژير در راهروي مسجد ايستاده بود و به هر مداحي كه مي‌آمد يك خلعت مي‌داد. امامي به محض آنكه وارد شد، گردن هژير را گرفت و يك تير به او شليك كرد. مردم از صداي تير وحشت کردند اما گفته شد كه لامپ تركيده است. مردم آرام شدند و دوباره به جاي خود نشستند.
امامي به تصور اينكه كار هژير تمام نشده، يقه او را گرفت و دو تير ديگر به او زد و همانجا كار تمام شد و نعش هژير بر زمین افتاد و سپس او را از در پشت مسجد بيرون بردند.
دوستان امامي قصد خارج كردن او از صحنه را داشتند اما یکی از ماموران، امامي را گرفت و تلاش دوستان امامي براي رهانيدن او از مهلكه بي‌نتيجه ماند.
بعد از دستگيري امامي، وي بلافاصله به اين اقدام اعتراف كرد و گفت چون زنده ماندن هژير را به زيان مملكت مي‌دانسته، اقدام به ترور او كرده است.
دادگاه نظامى، روز 14 آبان، امامى را به اعدام محكوم كرد و او حتى تجديدنظر هم نخواست و در پايين پرونده خود نوشت: «من آماده كشته شدن بوده و در انتظار شهادتم.»
 
 
شهید سید حسین امامی
 
با قطعی شدن حکم اعدام امامی، گروه فداييان اسلام تلاش خود را مبني بر آزادي او آغاز کرده و تصميم گرفتند تا در شب اجراي حكم به مأموران حمله كرده و امامی را آزاد كنند.
شب هفدهم آبان ماه، فداييان اسلام براي نجات امامي آماده می‌شدند که جواني روزنامه بدست وارد اتاق شد و گفت: «حكم به تأخير افتاده است.» فداييان اسلام ناچار آن شب متفرق شدند ولي صبح روز بعد فرياد روزنامه فروشها که می گفتند: «اعدام امامي، اعدام امامي» دلها را لرزاند و اشك حسرت را بر گونه ها جاري کرد.
رژيم كه از تصميم فداييان اسلام مبني بر آزادسازي امامي آگاه شده بود، خبر تأخير اجراي حكم را در جرايد منتشر كرد و از غروب شانزدهم آبان ماه خيابانهاي متصل به میدان سپه (توپخانه) را به علت حفاري بست. اما در ساعت 2 نيمه شب پس از قرائت حكم توسط نماينده دادستان اولين شهيد فداييان اسلام با قلبي مطمئن در راه اسلام به شهادت رسيد.
شهید نواب در رثای او گفت: «امامی! ای شهید عزیزما! ای جگر گوشه زهرا! ای قربانی راه خدا! آسوده بیارام و در باغ رضوان خدا، قدم به آسایش بزن... آری! امامی عزیز، اگر نبود دیگر وظایف ما، همچون تو کلام زیبای خدا را بر فراز چوبه دار تلاوت و همچون تو، آخرین نفس خود را با کلمه دلنشین زنده باد اسلام، فریاد می کردیم!»
 
 
از راست: شهید سید عبدالحسین واحدی، شهید سید مجتبی نواب صفوی و شهید سید حسین امامی
 
پيكر اولین شهید فدائیان اسلام پيش از سحرگاه، توسط عمال رژيم در امامزاده حسن به خاك سپرده شد اما صبح روز بعد با تلاش بسيار، فداييان اسلام پيكر او را به « ابن بابويه» انتقال داده و پس از برگزاري مراسم مذهبي به سوگ عزيزشان نشستند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 58
  • در انتظار بررسی: 11
  • غیر قابل انتشار: 19
  • hamid ۰۱:۱۰ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    1 15
    «امامی! ای شهید عزیزما! ای جگر گوشه زهرا! ای قربانی راه خدا! آسوده بیارام و در باغ رضوان خدا، قدم به آسایش بزن... بسم الله الرحمن الرحیم ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون درود وسلام بر شهدای عظیم القدر فدائیان اسلام براستی که چه اسم با مسمائی برگروهشان گذاشته بودند وحقیقتا برای اسلام فدا شدند رحمت ورضوان خدا بر پدر و مادرشان که ان گلهای بهشتی در دامان انان پرورده شدند ودرود وسلام براهداف مقدسشان باد که جان شیرین خود را در دفاع از دین مبین اسلام ودستورات شرع مقدس و علمای اعلام درطبق اخلاص قرارداده وبه استان پروردگار خویش اهدا کردند
  • hamid ۰۱:۳۵ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    0 12
    سایت توحیدی مشرق ازاینکه قلمت را در راه نشر حقایق بکار میبرید وافتخارات فرزندان شهید این ملت ومملکت را برای نسل جوانی که از قهرمانان گذشته خود اطلاع چندانی ندارند بازگو میکنید بسیار سپاسگزارم امیدوارم خداوند منان اجری همانند صواب خون شهید به قلمتان عنایت فرماید وشمارادرراهی که درپیش گرفته اید ثابت قدم نگهدارد ومقام عالی شهیدان بالاخص شهدای فدائیان اسلام را متعالی بگرداند وایشان را بر سرخوان گسترده سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام مهمان بگرداند وما و شمارا به سبب تایید اعمال ایشان ولعنت فرستادن وتبری جستن از اعمال امثال کسروی معدوم قران سوز و هژیر و منصور ودیگر معدومین بدست فدائیان اسلام از رستگاران عالم قراردهد امین یارب العالمین هدیه به ارواح پاک شهدا و علی الخصوص شهید نواب صفوی و همرزمان شهیدش سه صلوات اللهم صلی علی محمد و ال محمد وعجل فرجهم اللهم صلی علی محمد و ال محمد وعجل فرجهم اللهم صلی علی محمد و ال محمد وعجل فرجهم
  • سید ۰۱:۳۷ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    1 12
    درود و رحمت الهی بر این شهید عزیز،واقعا مرد بزرگی بود.
  • ۰۱:۵۱ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    9 1
    دوستان توجه فرمایند که هیچ یک از مراجع وقت و امام خمینی، که در آن زمان مجتهد برجسته حوزه قم بودند، عملکرد فدائیان اسلام را تایید نکردند و کار آنها به اهانت به مرجع مطلق وقت، آیت الله بروجردی، کشید. بعدا، همین رویه را با آقای کاشانی در پیش گرفتند. پس از انقلاب نیز امام بهیچوجه حتی یک بار در سخنان خود از فدائیان اسلام نامی نبردند و تجلیل نکردند و برغم برگزاری چندین مراسم سالگرد شهادت نواب و دوستانش، امام درباره آنها کاملا ساکت بودند. حتما روی امام فشار هم بوده که پیامی بدهند و تاییدی کنند که ایشان نپذیرفته اند.
  • واله ۰۷:۱۶ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    1 0
    دوست عزیز فدائیان اسلام برای کار هایشان از مراجع وقت همچون سید صدر پدر امام موسی صدر و آیت الله مرعشی نجفی...اجازه می گرفتند .درباره امام هم بهتر است به سخنان سید احمد آقا درباره تلاش امام برای جلوگیری از اعدام این انصار الله توجه کنید
  • مسعود فروتن ۰۷:۳۳ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    6 1
    اظهارات شما کاملا درست است. مخالفت آیت الله بروجردی با عملکرد فداییان اسلام موضوعی غیر قابل انکار است . حتی امام خمینی نیز که روحیه انقلابی شان با سایر علما تفاوت داشت با رویه آنان موافقت نداشتند. اسلام به هیچ وجه ترور را نپذیرفته است.جالب آن است که اکنون نیز افرادی همانند آنان می خواهند به همان روش عمل کنند. گویا تند روی و احساساتی عمل کردن هیچگاه پایان ندارد.
  • ۰۸:۲۳ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    1 7
    اقائی که در حکم خدا تشکیک میکنی سزای شخص مرتد قتل است
  • مسلمان ۰۹:۲۰ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    10 0
    هرگونه ترور و قتل نفس دراسلام حرام و گناه کبیره است . کسانی که قتل و ترور میکنند ازدایره اسلام خارج هستند .
  • محسن ۰۹:۲۴ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    0 0
    حالت خوبه مسلمان جان!!!!این روایت بی ربط رو از کجا آوردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
  • مهدي ۰۹:۵۷ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    3 7
    با سلام ، لعنت خدا بر هژير و كسروي و امثال آنها و درود خدا بر مجاهدان راه خدا ، ولي بدانيد ترور طبق نص صريح قرآن و كلام اهل بيت عليهم السلام ، حرام است و هيچ مساله اي نمي تواند ترور را توجيه و حلال كند . چرا ؟ برايتان از تاريخ اهل بيت عليهم السلام مثالي مي آورم كه بايد يك مسلمان خيلي بي انصاف باشد كه آن را نپذيرد : بالاتر از وجود مبارك امام حسين (ع) و اهل بيت گراميشان تا آخر تاريخ آيا كسي را داريم ؟ مسلم ابن عقيل در خانه ي هاني ابن عروه حاضر نشد از دستور اسلام روي برگرداند و ابن زياد (حاكم كوفه) را ترور كند ، چون مي فرمود از مولا علي (ع) شنيده است كه ترور در اسلام حرام است . خوب دقت فرماييد ، اگر مسلم ابن عقيل ، ابن زياد را آنجا ترور مي كرد به ظاهر هم خودش زنده مي ماند هم امام حسين و اهل بيت گراميشان و اصلا واقعه كربلا رخ نمي داد . ولي مسلم ابن عقيل با اين كارش هم نام خودش ، هم امام حسين و اهل بيتش و از همه مهمتر اسلام را تا ابد زنده نگاه داشت ، اين از اثرات عمل به احكام اسلام است ولي متاسفانه عده اي كج فهم ، به اسم اسلام ، اعمالي را مرتكب مي شوند و نام آنها را هم شهيد مي گذارند و تصور مي كنند كه حتي از امامان معصوم (ع) هم نعوذ باالله بيشتر مي فهمند . مراجع اعلم آن زمان يعني حضرت ايت الله بروجردي و حضرت امام خميني (ره) هم نه تنها به فداييان اسلام مجوز ندادند بلكه مخالف اينكار هم بودند . كمي دقت كنيم و سعي كنيم حكم خدا را اجرا كنيم نه حكم دل خودمان را . خدايا خودت هدايتمان فرما . امين .
  • محمد ۱۰:۲۶ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    3 15
    سلام خدا بر شهداي فدائيان اسلام حقيقتا مظلومانه شهيد شدند وهنوزمظلومند.
  • ۱۰:۳۳ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    5 0
    لطفا سند فقهی مجاز بودن ترور را بیان کنید
  • لعلی ۱۱:۵۱ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    5 0
    ترور یعنی ارعاب .آنچه که قتل ناجوانردانه اطلاق میشود مصطلح جدید لفظ ترور است که در عربی به آن اغتیال میگویند. از ادله نقلی و فقهی و تفسیری و قرآنی و روایی به سبب کمبود!! وقت مخاطبان نمیگویم اما یک سوال عقلی میشود پرسید هرکسی برای ترور دشمن خود حتما دلیلی برای خود دارد.این دلایل تا چه حد برای قابل قبول است.مثلا اگر کسی بیاید مقام رهبری را ترور کند آیا بواسطه اینکه دلیلی! برای خود دارد آیا عمل ترور برای ترور کننده علیه ترور شونده "مجاز" و "مقبول" است!!؟ امام علی امیر مونان فرمود هرآنچه را که برای خود میپسندید برای دیگران بپسندید و هرآنچه را که برای خود نمیپسندید برای دیگران هم مپسندید.ضمنا اینرا هم بدانید که همه معصومین خود قربانی ترور بودند نه آمر و عامل ترور.یا حق.
  • متعجب ۱۱:۵۱ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    4 0
    هرگونه ترور و قتل نفس حرام است؟
  • ۱۲:۴۱ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    0 0
    باز تو اومدی دری وری گفتی؟
  • ۱۲:۴۳ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    0 0
    امام خمینی(ره) بیشترین تلاش رو برای جلوگیری از اعدام اینها کرد و حتی از اقای بروجردی هم خواست که جلوی اعدان اینها رو بگیرن. وقتی چیزی رو نمیدونی حرف مفت هم نزد. آقا هم بارها و بارها بهترین تعابیر و تعاریف رو از نواب و یارانش داشتن.
  • ۱۳:۰۱ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    0 0
    تلاش یرای جلوگیری از اعدام به این معنا نیست که با اقدامات آنها موافق بودند. ضمنا مخالفت آیت الله بروجردی که قابل انکار نیست
  • ۱۴:۰۵ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    0 0
    داداش اون ترور که شما گفتی خیانت بود. اونجا باید در خانه امنیت باشه و نارو زدن درست نبود. نه اینکه تو خیابون و جلوی محافظاش بیای بکشی. این مبارزه است. اتفاقا پیامبر یک عده را فرستادند در یکی از قلعه های یهود و یکی از سران کینه توز آنها را کشتند. پس برای خودت حکم نده. مرجع تقلیدی شما؟
  • ۱۴:۰۹ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    0 3
    الترور جایز حتی ولو قتل القاتل! انما من ترر مترورا فهو لیس تروریست! و ان من قتل کافرا فله الجنة! اینم سندش! (جدی نگیرید، شوخی بود) یه سری از آدما هی دنبال سند و مدرک می گردن. اما وقتی اونو ببینند هم اجرا نمی کنند. مثل مشرکینی که هی از پیامبر درخواست معجزه می کردند اما پس از دیدن معجزه باز هم ایمان نمی آوردند. ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم و علی ابصارهم غشاوة. این افراد به خاطر خباثت طینت و گناهانشان چشم و گوششان بسته شده و حق را پیدا نخواهند کرد. چون خودشان نمی خواهند حقیقت را ببینند. چیزی را می بینند که دوست دارند ببینند.
  • ۱۴:۳۲ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    1 0
    در جنگ رودر رو فریب دشمن جایز است. همانطور که وقتی حضرت علی در جنگ خندق ضربه ای از عمربن عبد ود خورد و سرش شکافت، به سرعت سرش را بست و به عمرو گفت: اگر مردی اینها کی هستند که با خودت آوردی؟ (چرا مبارزه تن به تن نمی کنی و محافظ آوردی؟) برگشت ببیند کی همراه او آمده که مولا با ضربه ای پاهایش را از ساق قطع کرد. و این همان ضربه است که در کتب شیعه و سنی نقل شده از پیامبر که فرمود: ضربة علی یوم الخندق افضل من عبادة الثقلین. ضربه ی علی در روز خندق از عبادت جن و انس برتر است. اینقدر چیزهای مختلف را با هم قاطی نکنید. اسلام دین جنگ و کشتار نیست اما اجازه نمی دهد احدی به زور و ظلم، دیگران را از راه خدا باز دارد. مردی در زمان پیامبر بود که به او ذوالثدیة می گفتند. روزی از جلوی مسجد گذشت و پیامبر به اطرافیانش فرمود چه کسی او را می کشد تا بهشت را بر او ضمانت کنم؟ ابوبکر برخواست و اجازه طلبید و رفت. دست خالی برگشت. فرمودند چرا او را نکشتی؟ گفت او را در حال نماز دیدم. پیامبر دوباره فرمود کیست که او را بکشد تا بهشت را برای او ضمانت کنم؟ عمر برخواست و رفت. او هم دست خالی بازگشت و گفت او را در حال سجده دیدم. بار سوم مولا علی برخواست و رفت. اما دست خالی بازگشت و گفت او را نیافتم. (از آنجا رفته بود) پیامبر فرمود به خدا قسم اگر علی به او دست می یافت بی تردید سرش را جدا می کرد و در دین امت من بعد ها اختلاف نمی افتاد. بعدها او از زمره سران خوارج شد که ظاهر اسلام را رعایت می کردند اما به راحتی آدم می کشتند و از هر کسی خوششان نمی آمد تکفیرش می کردند و می کشتند. نکته ی مهم در اینجا این است که انسان در مقابل پیامبر یا امام از خودش نظر ندهد و خود را آدم حساب نکند. اینکه کسی خود را مهم بداند و در دستور خدا و پیامبر و ولی خدا شک کند و نظر بدهد و تفسیر کند، شروع ظلالت و گمراهی است. همانطور که شیطان هم دستور خدا را گوش نکرد و گفت من از او برترم. «من» چیزی است که همیشه همه را به نابودی کشانده.
  • ۱۴:۴۹ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    1 0
    بله کاملا درست گفته. هرگونه قتل و ترور افراد بیگناه و بی آزار حرام است : مِنْ أَجْلِ ذَٰلِكَ كَتَبْنَا عَلَىٰ بَنِي إِسْرَ‌ائِيلَ أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ‌ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْ‌ضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا ۚ وَلَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُ‌سُلُنَا بِالْبَيِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيرً‌ا مِّنْهُم بَعْدَ ذَٰلِكَ فِي الْأَرْ‌ضِ لَمُسْرِ‌فُونَ ﴿٣٢ مائده﴾ اما در برابر مشرکانی که برای نابودی اسلام سلاح بر کشیده اند می گوید: وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِ‌جُوهُم مِّنْ حَيْثُ أَخْرَ‌جُوكُمْ ۚ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ ۚ وَلَا تُقَاتِلُوهُمْ عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَ‌امِ حَتَّىٰ يُقَاتِلُوكُمْ فِيهِ ۖ فَإِن قَاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ ۗ كَذَٰلِكَ جَزَاءُ الْكَافِرِ‌ينَ ﴿ ١٩١ بقره﴾ و هر کجا مشرکان را یافتید به قتل رسانید و آنان را از همان وطن که شما را آواره کردند برانید، و فتنه‌گری (آنان) سخت‌تر و فسادش بیشتر از جنگ و کشتار است، و در مسجد الحرام با آنها جنگ مکنید مگر آنکه پیشدستی کنند، در این صورت رواست که در حرم آنها را به قتل برسانید، چنین است کیفر کافران. شما که خود را مسلمان می دانید، از آیات قرآن هم با خبرید؟ پس بشنوید: وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّـهِ ۖ فَإِنِ انتَهَوْا فَلَا عُدْوَانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِينَ ﴿١٩٣ بقره﴾ و با کفار جهاد کنید تا فتنه و فساد از روی زمین برطرف شود و دین خدا حاکم باشد و بس، و اگر (از فتنه) دست کشیدند (با آنها عدالت کنید که) تجاوز جز بر ستمکاران روا نیست. قَاتِلُوا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّـهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ‌ وَلَا يُحَرِّ‌مُونَ مَا حَرَّ‌مَ اللَّـهُ وَرَ‌سُولُهُ وَلَا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حَتَّىٰ يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَن يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُ‌ونَ ﴿٢٩ توبه﴾ (ای اهل ایمان) با هر که از اهل کتاب (یهود و نصاری) که ایمان به خدا و روز قیامت نیاورده و آنچه را خدا و رسولش حرام کرده حرام نمی‌دانند و به دین حق (و آیین اسلام) نمی‌گروند قتال و کارزار کنید تا آن‌گاه که با دست خود با ذلت و تواضع جزیه دهند. و در آخر آیه ای که گل سرسبد آیات قبل است و در مورد مولا علی نازل شده است: إِنَّ اللَّـهَ اشْتَرَ‌ىٰ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ ۚ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّـهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ ۖ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَ‌اةِ وَالْإِنجِيلِ وَالْقُرْ‌آنِ ۚ وَمَنْ أَوْفَىٰ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّـهِ ۚ فَاسْتَبْشِرُ‌وا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُم بِهِ ۚ وَذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿ توبه١١١﴾ همانا خدا جان و مال اهل ایمان را به بهای بهشت خریداری کرده، آنها در راه خدا جهاد می‌کنند پس (دشمنان دین را) به قتل می‌رسانند و (یا خود) کشته می‌شوند، این وعده قطعی است بر خدا و عهدی است که در تورات و انجیل و قرآن یاد فرموده، و از خدا با وفاتر به عهد کیست؟ پس از این معامله‌ای که کردید بسی شاد باشید که این به حقیقت سعادت و فیروزی بزرگ است. خدا ما را نیافریده تا خونریزی کنیم ، بلکه آفریده تا برای آخرت امتحان شویم. شیطان عده ای را در این دنیا گمراه کرده و آنان بر ضد خدا و بندگان خدا فتنه و توطئه و جنگ می کنند. خدا در تمام کتابهای انبیای پیشین از جمله تورات و انجیل وعده ی بهشت به بندگانی داده که با دشمنان خدا مقابله می کنند. کاش بیشتر با قرآن مانوس بودیم تا به جای آنکه با مسلمانان و خودی ها دشمنی کنیم و مشرکین شیطان پرست را فراموش کنیم، مسلمانان و مسیحیان و یهودیان اهل ایمان به خدا دور هم جمع می شدیم و جلوی فتنه ی اصلی که شیطان و اصحاب و بندگانش است می ایستادیم. این آرزو را مولایمان صاحب الزمان براورده خواهد کرد. اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه و اجعلنا من اصحابه و اعوانه و المستشهدین بین یدیه
  • ۱۵:۲۵ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    2 1
    آقای دین شناس کانادایی! اولا که روایت که گفتی موثق نیست.ضمنا مطلب آقای لعلی درمورد چنگ رودرو نیست.در جنگ رودرو انواع و اقسام تدابیر از جمله رکب زدن هم وجود دارد.موضوع کشتن انسانها بصورت بی خبری و ناگهانی در غیر از میدان جنگه.شما تصور کن که هرکی شخص دیگری را بنا به توجیهات خودش در خیابون و شهرها بکشد که آنجا تبدیل به باغ وحش میشود که.با این توجیه میشود گفت که چاقوکشها و قمه کشها حکم محاربه ندارند زیرا آنان هم برای زورگیری خود که مصداقی از ترور و تروریسم است توجیه و دلایلی دارند.
  • اراکی ۱۵:۳۰ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    0 0
    قابل توجه دوستی که مدعی شذند امام بهیچ وجه حتی یکبار در سخنان خود از فدائیان اسلام نامی نبردند : امام خميني(ره): * شما ازانقلابيون اول نهضت اسلامي هستيد انقلابيون اول نهضت اسلامي صالح و بسيار فداكار من مرحوم عراقي را از آن اولي كه نهضت شروع شد.. مي‌شناختم انصافاً مردي بود كه عمرش را صرف خدمت به اسلام كرد. بعضي‌شان را خيلي خوب مي‌شناسم. مثل آقاي عسكراولادي كه ايشان هم نظير مرحوم عراقي از اول نهضت همراه بود و زحمت كشيد. من او را مرد بسيار صالح و بسيار فداكاري مي‌دانم. صحيفه نور، جلد18 ص82 و 85
  • علی مهدوی ۱۵:۳۷ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    0 0
    هرآنکسی که با اعتقاد راسخ پای در ورته عمل بگذارد پیشرفت میکند.ایشان که اعتقادشان به خدا محکم بوده وبرای خدا عمل کردند،اجرشان با خداست.
  • ستوده ۱۵:۳۷ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    0 0
    مرحوم سيد احمد خميني مي گويد: از ديدگاه متحجرين، مبارزه با شاه ننگ بود. در صورتي كه از ديدگاه امام مبارزه روحانيون بزرگواري همچون «شهيد نواب صفوي» روشني بخش حيات اسلام و انقلاب و راه مبارزين بود.
  • محمد ۱۵:۴۱ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    0 0
    آيت الله شهيد سيد مصطفي خميني (ره): جمعيتي در ايران معروف بودند به فدائيان اسلام، رئيس آنها مردي بود به نام سيدمجتبي نواب صفوي كه واقعا دلير و توانا بود و از روي احساس سنگ اسلام را به سينه مي‌زد و نمي‌توان او را دور از حقيقت دانست. مرد شماره دو آنها دوست عزيز خودم مرحوم سيد عبدالحسين واحدي بود. اين طايفه از دير زماني در قم زيست مي‌كردند. آن وقت‌ها ما قم بوديم و از دور آنها را مي‌پاييديم. تا آنكه شبانه عده‌اي با چوب و چماق در پيش چند صد نفر طلبه بر آنها هجوم بردند و آنان را زدند كه ديگر كار به آخر رسيده بود و ديگر نتوانستند در قم بمانند . در نتيجه رحل اقامت را به تهران بردند تا سرانجام به دست پسر رضاخان و با سكوت مرگبار علماء‌ آنها را تيرباران كردند. اگر چه دوست من سيد عبدالحسين را در جاي ديگر از بين بردند و داغش را در دل ما گذاردند. ر. ك. به: يادها و يادمان‌ها از آيت الله سيد مصطفي خميني ج1، ص205 - 204 *
  • محمد ۱۵:۴۴ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    0 0
    همسر مكرمه حضرت امام (ره) : مرحوم نواب صفوي و برادران واحدي را مي‌خواستند بكشند، من با مادر آنها دوست بودم. آقا رفتند پيش اقاي بروجردي كه در اين كار دخالت كنند ولي ايشان گفتند من در كار آنها دخالت نمي‌كنم. بعد هم آنها را كشتند. روزنامه اطلاعات 12 خرداد 73 ص 11 *
  • محمد ۱۵:۴۸ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    0 0
    خانم زهرا مصطفوي، دختر حضرت امام (ره): حدودا سال 1334 بود كه فداييان اسلام را محاكمه مي‌كردند. در اتاق ايستاده بودم و مادرم داشتند كار مي‌كردند كه امام وارد شدند. صورت ايشان به شدت برافروخته بود و چشم ها حالت فوق العاده عصباني و ناراحت ايشان را نشان مي‌داد. فقط عبايشان را گوشه‌اي انداختند و با عصبانيت وارد شدند. گويا مادر از جريان خبر داشتند كه پرسيدند: نتوانستيد كاري كنيد؟ گفتند: نخير، نشد، نتوانستم. ايشان - آقاي بروجردي- مي‌گويند من به اين كارها كاري ندارم... بعد امام از اتاق بيرون رفتند ولي حالشان خيلي منقلب بود، چون مي‌دانستند نتيجه محاكمه فداييان اسلام يعني اعدام. اين را چون مي‌دانستند، خوب معلوم بود مساله اعدام يك عده جوان بي‌گناه فعال مبارز طبيعتا چقدر سخت بود. بعد من از مادرم پرسيدم كه جريان چيست؟ گفتند: محاكمه فداييان اسلام است و آقا [امام خميني] پيش آيت الله العظمي بروجردي رفتند كه بلكه ايشان جلوي محاكمه و اعدام گرفته شود، اما ظاهرا موفق نشده‌اند. چون مرام ايشان (آقاي بروجردي) اين بود كه به حكومت كاري نداشته باشند. روزنامه اطلاعات 17 خرداد 67
  • محمد ۱۵:۵۰ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    0 0
    مرحوم آيت الله سيد محمد باقر سلطاني طباطبايي (ره) : حضرت امام براي كمك به فداييان اسلام مخصوصا آزاديشان خيلي مي‌كوشيد. من در امر فداييان اسلام بسيار كوشا بودم. البته مقداري به خاطر تذكرات امام خميني(قدس سره). ر. ك. به: نشريه حوزه شمار 44 - 43 يادواره آيت الله العظمي بروجردي ص 38 - 37
  • ۱۵:۵۲ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    0 0
    آيت الله مسعودي خميني : به زعم حضرت امام (ره) از آنجا كه با دستگاه شاه به طور صد در صد مخالف بودند، شيوه نواب را براي براندازي مي‌پسنديدند. امام از ابتداي كار مبارزه مي‌دانست كه براي چه مبارزه مي‌كند و براي هر مرحله برنامه ويژه‌اي طراحي كرده بود. آن دسته از افراد و افكاري كه به نواب بابت تندي‌اش انتقاد مي‌كردند بعدها به امام بابت حمله‌هاي مستقيمشان به آمريكا خرده گرفتند
  • ۱۵:۵۴ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    0 0
    مرحوم حجت الاسلام والمسلمين علي دواني: در جريان اعدام مرحوم نواب و يارانش، امام با ابراز تاسف فرمودند: چه كنم كساني را در بيت آيت الله بروجردي گذاشته‌اند كه نمي‌توانم كاري كنم، البته مي‌روم و اقدام مي‌كنم. ر. ك. به: شرح حال كتاب آيت الله بروجردي - ص 381
  • ۱۵:۵۶ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    0 0
    آيت الله محمد واعظ زاده خراساني : حضرت امام (ره) از فداييان اسلام پنهان حمايت مي‌كرد. يك روز در جلسه خصوصي از ايشان شنيدم كه فرمود: اينان (فداييان اسلام) بدون هيچ آلت و اسلحه‌اي فقط با سخنراني، با دستگاه درافتاده‌اند و دستگاه را به وحشت انداخته‌اند. مي‌شود كار كرد! حضرت امام چون مي‌ديد حضرت آيت الله بروجردي حمايت نمي‌كنند رعايت ادب را مي‌كرد و علنا حمايت نمي‌كردند. اصحاب حضرت امام نظرشان اين بود كه بايد به نحوي از اين گروه حمايت كرد. ر. ك. به : نشريه حوزه شمار 44 - 43 يادواره آيت الله العظمي بروجردي - ص 230
  • ۱۵:۵۷ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    0 0
    مرحوم آيت الله شيخ صادق خلخالي: شايد دستگاه شاه فهميده بود كه مرجع تقليد، آيت الله بروجردي با فداييان اسلام رابطه خوبي ندارد و لذا آنها را گرفت و اعدام كرد و از اين حيث نگران نبود. همين كارها موجب شد كه امام از بيت آقاي بروجردي فاصله گرفت و ديگر رفت و آمد خود را به آنجا عملا قطع نمود. چون امام و ساير علماء در آن زمان در درجه دوم قرار داشتند. لذا چند نامه نوشتند و به شاه گوشزد كردند كه اين اعدام ها به صلاح نيست، اما شاه به حرف آقايان گوش نكرد. ر. ك. به: خاطرات آيت الله خلخالي ج 1 ص 48 *ويژه نامه شهيد نواب صفوي و شهداي فدائيان اسلام/11 انتهاي پيام/
  • بهادر ۱۶:۰۱ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    0 0
    چرا بعضی ها اینقدر مغرضانه در صدد القای نفی رابطه فدائیان اسلام با امام خمینی اند ؟ خوشبختانه این جماعت مغرض و مریض مطالعاتشون بسیار ضعیفه و بذبختانه وسوسه های شیطانی هم مجال تعقل و رعایت انصاف را به ایشان نمیدهد . پس برای شفای همشون و استخلاصشون از بند وسوسه های شیطان باید دعا کرد
  • حسین ۱۶:۳۹ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    0 0
    مسلمان ! هرگونه قتل در اسلام حرام نیست و بعضی جاها واجبه یه کم تاریخ اسلام را مطالعه بفرمایید بد نیست .تا خدای ناکرده مرتکب اشتباه ؛ سؤبرداشت وگناهی نشوید .
  • اراکی ۱۶:۴۶ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    0 0
    پاسخ آقا مهدی : پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمودند: « من لنا من ابن اشرف؟..: کیست که دربرابر کعب بن اشرف از ما دفاع کند ؟ او آشکارا به دشمنی و هجو مسلمانان پرداخته و بسوی قریش رفته آنانرا به جنگ با ما گرد آورد و خداوند مرا از اینکار آگاه کرد سپس در ناپاکترین راهی که از قریش انتظار داشت گام نهاد بدین معنی که قرار گذاشت پیشقدم شده بهمراه آنان به پیکار با ما روی آورد . آنگاه پیامبر آیاتی را در باره گرایش کعب و یارانش به بت های مشرکان بر مسلمانان خواند» سرانجام محمد بن مسلمه،كه برادر رضاعی كعب بود،اعلام آمادگی كرد كه شر كعب را از سر مسلمانان كم كند و اینكار را هم انجام داد.و از آنجایی كه زشتی اقدامات كعب برای خود یهودیان هم مشخص بود،دوباره پیمان نامه ای با پیامبر(صلی الله علیه و آله) نوشتند.
  • ستوده ۱۶:۵۲ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    0 0
    شما برادر عزیز اگر سابقه کعب ابن اشرف را در تاریخ اسلام مطالعه بفرمایید مزید فایده خواهد بود . وی بدستور شخص پیامبر (ص) توسط برادرش بدلیل خیانت هایی که به اسلام کرده بود ترور شد . ضمن اینکه مستند بر سوابق موجود در مرکز اسناد انقلاب اسلامی تمام اقدامات فدائیان اسلام بویژه ترور کسروی و هژیر بدستور مراجع تقلید وقت در نجف اشرف و ایران انجام شده است .
  • ۱۹:۵۳ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    0 1
    القاعده هم همینطورن. طبق رای خودشون اعدام می کنن.
  • مصطفی ۲۰:۰۱ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    0 0
    اگر ما راه این شهدای عزیز را ادامه میدادیم الان این همه منافق ، فتنه گر ، جریان انحرافی و ... وجود نداشت که بخواهند در جامعه و عرصه سیاست جمهوری اسلامی جولان بدهند . الحق که ما فقط بلدیم عکس شهدا را ببینم و عکس شهدا رفتار کنیم .
  • ۲۰:۱۶ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    0 0
    آقا اين اگه مرتد بوده تو مسجد چيكار ميكرده!!؟
  • یونس ۲۰:۲۱ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    0 0
    [جناب لعلی ! شما فکر میکنی با مغلطه و سفسطه گری که متأسفانه با اصول و علم آن هم آشنایی کافی و وافی نداری میتونی خزعبلات خودتو به دیگران القا کنی ؟ بله عمل ترور برای ترور شونده درصورتیکه دلیل فقهی و شرعی بر کشتن وی وجود داشته باشد هم واجب و هم مقبوله . بهتره کمی تاریخ اسلام را مطالعه و با افرادی که بدستور شخص پیامبر اعظم (ص) و بواسطه مفاسد و تهدیداتی که علیه دین مبین اسلام داشته اند دستور کشتن آنها صادر شده است آشنا شوید .کعب ابن اشرف یکی از اوناست .
  • سید مهدی ۲۰:۲۶ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    0 0
    در پاکی ؛ درستی و سلامت فدائیان اسلام کوچکترین شبهه ای وجود ندارد . شبهه افکنان این معنا را خوب بدانند چون : چراغی را که ایزد بر فروزد هر آنکس پف کند ریشش بسوزد .
  • کمال لطفی ۲۲:۰۷ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
    0 0
    دوستان عزیز مثل اینکه این صحبت از مقام معظم رهبری رو از یاد بردند : اولین جرقه های انقلابی را در دل بنده سید عالیقدر و شجاعی به نم سید مجتبی نواب صفوی روشن نمودند
  • محمدحاجی ۰۱:۳۴ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۱
    2 0
    از لحاظ سود وفایده ترور این جرثومه ها چه فایده ای داشت؟نفت ملی باقی ماند؟تشکیک کننده به دین ومرتد ازبین رفت؟انقلاب پیروز شد؟وقتی ریشه فاسد است قطع کردن برگ وساقه چه فایده ای دارد؟منصور رفت هویدای ملعون آمد.جز تهمت به دین وتروریست خواندن مسلمانان وازدست رفتن ذخایرشیعه جه فایده ای داشت؟مشی حضرات معصومین وامام خمینی کارهای انفجاری وخلق الساعه وترور نبوده بلکه آگاهی توده هاوبسیج آنهابرای ریشه کنی ظلم وکفر بوده است.حضرت امام زمان با ترور سران ظالم جهان به حکومت نمی رسند بلکه با قیام مستضعفین وتوده ها به حکومت میرسند.بطورکلی زیان ترور بیش از نفع احتمالی آن است حتی در زمان حکومت جور.
  • ۰۲:۲۴ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۱
    0 0
    با این توجیهات شما میشه نتیجه گرفت که اعضای فرقان که مطهری و مفتح را اعدام انقلابی کردن و سپس دستگیر و اعدام شدند شهید محسوب میشوند !
  • سیاحتگر ۰۹:۴۴ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۱
    0 0
    مقام معظم رهبری همیشه از شهید نواب صفوی به عنوان الگو برای خود یاد کرده اند
  • ۱۰:۴۸ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۱
    0 0
    اين مرد به اذن كدام ولي و وصي ترور انجام داده؟تروريست بوده نه مجاهد
  • ياسر ۱۴:۳۹ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۱
    0 0
    پاسخ آقاي اراكي عزيز : با سلام ، اگر خوبتر به ماجراي كعب ابن اشرف دقت كنيد مي بينيد كه تا كسي يا جرياني به صورت علني و مسلحانه به جنگ با مسلمين برنخيزد ، كشتن او بدون محاكمه و اثبات جرم و تعيين حكم جايز نيست و هرگونه ترور و قتل ناگهاني در اسلام حرام است و امامان معصوم عليهم السلام هم همگي قرباني ترور بودند و كسي نمي تواند حتي يك مورد بياورد كه امامان ما دستور به تروري داده باشند . آنها به قلوب مردم ، ولايت و حكومت داشتند .
  • رضا ۱۹:۲۱ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۱
    2 0
    عجب لجنهای بودند
  • ۲۱:۳۴ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۱
    1 0
    آن نقل قولی که از امام راحل بیان شده مربوطه به آقایان شهید عراقی و عسکراولادی است و ربطی به فدائیان اسلام (شهید نواب و واحدی و دوستانش) ندارد. امام برغم احترامی که برای مرحوم عراقی و بعضی دوستان ایشان قائل بودند، مجوز ترور منصور را ندادند. حتی آقای میلانی هم این مجوز را نداد و دروغ محض است انتساب فتوای قتل منصور به مرحوم آقای میلانی. اگر امام برای جلوگیری از تیرباران فدائیان کوشیدند به این دلیل بود که آنها را "مخلص" می دانستند نه به معنی تایید عملکرد آنها. آیت الله بروجردی هم تلاش کردند برای جلوگیری از اعدام نواب و دوستانش. بهرحال، این پرسش مطرح است که چرا امام حتی یک بار در سالهای پس از انقلاب پیام بمناسبت سالگرد شهادت نواب ندادند یا در سخنان خود از آنها تایید یا تجلیل نکردند.
  • محمد ۰۳:۵۳ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۲
    0 1
    خدا لعنت کند کسانی که منفی میدهند.
  • ۱۲:۰۰ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۲
    0 1
    صفت خودتو روی شهید راه حق نگذار گریبانگیرت میشود از من گفتن خواه پند گیر خواه ملال
  • ۲۱:۴۸ - ۱۳۹۱/۱۱/۱۸
    0 0
    از سيد مجتبي نواب صفوي در مورد، علاج بيماري روحي سوال شد. ايشان فرمودند: گل درخت سخاوت و مغز حبه صبر و برگ فروتني را به ظرف يقين بريزد و با وزنه حلم آنها را بكوبد و بهم مخلوط كند و آن را با آب خوف از خداي متعال خمير نمايد، و با جوهر اميد رنگ بزند و در ديگ عدالت بجوشاند بعد از آن در جام رضا و توكل صاف كند و داروي امانت و صداقت به آن مخلوط نمايد و از شكر و دوستي آل محمد و شيعيان ايشان به مقدار كافي بر آن بريزد و چاشني تقوا و پرهيزكاري بر آن اضافه نمايد و هر روز با ذكر خدا در پياله توبه قدري بنوشد، تا بهبودي حاصل نمايد و پيكر انسانيت داشته باشد، تقاضا مي‌شود به خواندن تنها اكتفا نشود. بلكه جامعه عمل به آن پوشانده شود. والسلام سِد مجتبی نواب صفوي 1333
  • saman ۱۵:۴۰ - ۱۳۹۳/۰۱/۱۲
    0 0
    منظورت ورطه است؟!!!!!!! اول یادگیری املای کلمات بعد اظهار نظر.
  • امین ۱۱:۳۴ - ۱۳۹۴/۱۲/۰۱
    0 1
    زمینه ساز انقلاب ما اول نهضت عاشورا وخون شهدای موتلفه واین جوانان بودند که اسلام را آبیاری کردند.به حق که خداوند منان وملت سرافراز ایران قدر این بزرگ مردان را می دانند
  • صادق ۱۰:۵۰ - ۱۳۹۵/۰۶/۰۸
    1 0
    با سلام.خواستم سوال کنم چگونه کسی که در ملاعام کسانی رو اونهم تو دادگستری با چاقو میکشه.بعد میتونه آزاد باشه.صرف نظر از اینکه کی باشه.یعنی اونموقع قانون چه جوری بود ؟؟؟
  • فواد ۲۳:۴۷ - ۱۳۹۵/۰۸/۱۱
    1 0
    با سلام. روایتی که در خصوص منع ترور هست و حضرت مسلم آن را سرلوحه قرار داد جزء دین ماست. برخی می گویند از مراجع حکم داشته مگه مراجع حکم غیر اسلام می توانند بدهند؟ ما به خاطر افراد نباید اسلام را سودا کنیم. این ها نیت خالصی داشتند و ماجور باشند ولی بحث این هست که در اسلام ترور نیست. این ها را از هم تفکیک کنیم. اینکه کسروی ضد شیعه کتاب نوشته جواب یک نویسنده را باید با نوشته داد نا با چاقو.
  • برادر ۰۹:۴۵ - ۱۳۹۵/۰۸/۱۶
    0 1
    سلام در پاسخ به فواد کسروی طبق شرع اسلام مرتد بوده لذا حکم او از نظر اسلام اعدام است که علمای اسلام با تشخیص ارتداد او حکم داده بودند و فداییان اسلام این حکم را اجرا کردند. کسروی جشن کتاب سوزان داشته که حتی قرآن را نیز در آتش می سوزانده. سید حسین امامی نیزپس از کشته شدن کسروی وارد می شود با چاقو که چون کسروی توسط تیر کشته شده لذا اورا مجرم نمی دانند.

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس