سرویس جهان مشرق - در هفتههای اخیر موج تازهای از ادعاها و افشاگریها درباره هشدارهای پیش از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ در رسانههای عبری و غربی مجددا مطرح شده است. این موج که از اوایل سپتامبر ۲۰۲۶ شدت گرفته، تنها یک مجموعه گزارش رسانهای ساده نیست بلکه بازتابی از رقابتهای عمیق سیاسی داخلی اسرائیل، فرسایش ناشی از جنگ طولانیمدت در منطقه و محاسبات قدرتهای غربی است.
سه سال پس از آغاز حمله مقاومت فلسطین و شکست ۷ اکتبر، رژیم صهیونیستی همچنان درگیر جنگی چندجبههای است که هزینههای انسانی، اقتصادی و دیپلماتیک سنگینی به همراه داشته و موجودیت سیاسی نتانیاهو را بیش از هر زمان دیگری به مسئله مسئولیت و کارآمدی گره زده است.
در چنین فضایی انتشار گزارشهایی که مستقیماً شخص نخستوزیر رژیم صهیونیستی را هدف قرار میدهند، نمیتواند جدا از زمینه انتخاباتی و سابقه تنشهای پیشین میان دولت او و مخالفانش تحلیل شود.
موج گزارشهای اخیر درباره هشدارهای پیش از حمله
از اوایل سپتامبر ۲۰۲۶ مجموعهای از گزارشهای رسانهای در سرزمینهای اشغالی و غرب منتشر شده که همگی بر یک نکته مشترک تأکید دارند: نتانیاهو یا حلقه نزدیک او پیش از حمله حماس هشدارهایی دریافت کرده بودند که یا نادیده گرفته شدند یا بهطور کامل به دستگاه امنیتی منتقل نشدند.
گزارش اصلی هاآرتص که بر اساس کتاب دو روزنامهنگار صهیونیست نوشته شده، ادعا میکند رئیس امارات متحده عربی حدود ده روز پیش از حمله طی تماس تلفنی طولانی با نتانیاهو هشدار داده بود که [شهید] یحیی السنوار در حال آمادهسازی عملیاتی بزرگ است و مسئله عجیب، سکوت امارات در رابطه با این مسئله و عدم تکذیب این گزارش است.
در روزهای پایانی ۲۳ سپتامبر، در یک تماس تلفنی ۴۵ دقیقهای، محمد بن زاید، رئیس امارات متحده عربی، به نتانیاهو هشدار جدی در مورد حماس داد
و نخست وزیر چه کرد؟ هیچ کاری نکرد
همزمان گزارشهای The Atlantic و والاستریتژورنال جزئیات تازهای از هشدارهای مکرر مصر ارائه کردهاند. روزنامه اسرائیل هیوم نیز پیشتر و سپس با جزئیات بیشتر به گزارش رئیس اطلاعات مصر پرداخته و آن را تأیید یا تقویت کرده است. این گزارشها در کنار هم تصویری از مجموعهای از سیگنالهای مبهم تا نسبتاً صریح میسازند که هیچکدام بهتنهایی پیشبینی دقیق حمله ۷ اکتبر را تضمین نمیکردند، اما در مجموع نشاندهنده افزایش تنش و احتمال وقوع رویدادی غیرعادی بودند.
هاآرتص مدعی تماس مستقیم رئیس امارات با نتانیاهو درباره احتمال وقوع «زلزال» شده و این ادعا با انکار شدید دفتر نخستوزیری روبهرو شده، هرچند پوشش گستردهای در رسانههای غربی یافته است.
گزارشهای The Atlantic، والاستریتژورنال و اسرائیل هیوم بر سفر مخفیانه و تماسهای رئیس اطلاعات مصر از ژوئن تا حدود ۴۸ ساعت پیش از حمله تمرکز دارند و با وجود انکارهای قبلی مصر و رژیم صهیونیستی، جزئیات تازهای در سال ۲۰۲۶ ارائه از این هشدارها ارائه شده است.
مجله آمریکایی آتلانتیک: رئیس اطلاعات مصر حدود دو هفته قبل از ۷ اکتبر به طور خاص به اسرائیل (فلسطین اشغالی) رفت تا به اسرائیل در مورد حمله احتمالی از غزه هشدار دهد
همچنین افشا شدن طرح نفوذ مأمور MI۶، الکساندرا شولمن و دستیابی به گزارش آمان که در آن به نخست وزیر این رژیم نسبت به حمله غافلگیرانه مقاومت فلسطین هشدار داده شده بود، بعد جدیدی از این مسئله را آشکار کرد. بر اساس گزارش و مدارک و اسناد معتبری که از نهادهای اطلاعاتی ایران منتشر شده، الکساندرا شولمان روزنامهنگار و سردبیر سابق ووگ بریتانیا نه صرفاً یک چهره رسانهای بلکه مأمور MI۶ بوده که توانسته با استفاده از پوشش حرفهای خود به حلقه نزدیک نتانیاهو نفوذ کند، با تزاچی هانگبی ارتباط بگیرد و نسخهای از گزارش محرمانه آمان را که به احتمال حمله قریبالوقوع حماس اشاره داشته به دست آورد و به لندن منتقل کند.
در کنار اینها گزارشهای داخلی در سرزمینهای اشغالی به هشدارهای شینبت و واحدهای اطلاعاتی درباره فعالیتهای غیرعادی در هفتهها و ماههای پیش از حمله اشاره دارند که بخشی از آنها در کمیسیونهای تحقیق داخلی پذیرفته شدهاند.
زمانبندی انتشار، انتخابات و سابقه تنشهای سیاسی
زمانبندی انتشار این مجموعه گزارشها تصادفی به نظر نمیرسد. انتخابات رژیم صهیونیستی در افق نزدیک قرار دارد و مسئله مسئولیت ۷ اکتبر همچنان یکی از اصلیترین محورهای رقابت سیاسی است. نتانیاهو طی سه سال گذشته جنگ را در چندین جبهه از غزه تا لبنان و تنش با ایران مدیریت کرده است.
منتقدان او معتقدند این جنگ بیش از آنکه به پیروزی استراتژیک منجر شود، به فرسایش توان نظامی، انزوای دیپلماتیک و هزینههای سنگین داخلی انجامیده و هدف اصلی آن حفظ بقای سیاسی شخص نخستوزیر بوده است. حامیان او در مقابل استدلال میکنند که حمله حماس اجتنابناپذیر بود و هر رهبر دیگری نیز ناچار به ورود به چنین جنگی میشد.
این اختلاف روایت اکنون با نزدیک شدن به انتخابات شدت گرفته و گزارشهای تازه مستقیماً روایت «من هشدار میدادم اما سیستم امنیتی کوتاهی کرد» را که نتانیاهو بارها تکرار کرده هدف قرار میدهند.

این فضا بیشباهت به دوره اصلاحات قضایی نیست. در آن مقطع نیز گزارشهایی مبنی بر همکاری بخشی از مخالفان نتانیاهو با محافل آمریکایی برای تضعیف و حتی سقوط دولت او مطرح شده بود.
مخالفان نگران بودند که تغییرات قضایی ساختار دموکراتیک اسرائیل را تضعیف کند و برخی از آنها آشکارا یا غیرمستقیم با مقامات آمریکایی در ارتباط بودند تا فشار بینالمللی بر دولت افزایش یابد.
اکنون نیز الگوی مشابهی دیده میشود: مخالفان داخلی و بخشهایی از غرب که از ادامه سیاستهای نتانیاهو خسته شدهاند، از هر گزارشی که موقعیت او را متزلزل کند، استقبال میکنند. از منظر این تحلیلگران موجودیت و قدرت بلندمدت رژیم صهیونیستی برای غرب مهمتر از بقای سیاسی یک فرد است و جنگ طولانیمدت منافع استراتژیک مشترک را تحت فشار قرار داده است. در مقابل حامیان نتانیاهو این تفسیر را توطئهانگارانه میدانند و تأکید میکنند که فشارهای خارجی و داخلی همواره بخشی از رقابت سیاسی در این رژیم بوده است.
کاهش حمایتهای لفظی ترامپ از نتانیاهو
ترامپ در سال ۲۰۲۵ و اوایل ۲۰۲۶ چندین بار علناً از نتانیاهو در پروندههای فساد داخلی دفاع کرد: خواستار توقف محاکمه شد، از رئیسجمهور اسرائیل (اسحاق هرتزوگ) خواست عفو بدهد و حتی گفت این محاکمه «آزار و اذیت» یک نخستوزیر زمان جنگ است. روی موضوع حکم بازداشت دیوان کیفری بینالمللی (ICC) هم همچنان موضع حمایتی دارد و تا تیر/مرداد ۲۰۲۶ صراحتاً گفته کمپین آمریکا علیه ICC برای دفاع از «بیبی» است، نه لزوماً خودش.
اما بعد از اختلافات جدی بر سر جنگ ایران و بهخصوص عملیات اسرائیل در لبنان (که ترامپ معتقد بود توافق احتمالی با ایران را به خطر میاندازد)، لحن او تغییر کرد. گزارشهای متعدد از تماسهای تلفنی تند وجود دارد که در آن ترامپ نتانیاهو را «دیوانه» خطاب کرده، گفته «اگر من نبودم تو الان تو زندان بودی» و تأکید کرده که همه از او و اسرائیل بهخاطر این اقدامات متنفر شدهاند. از آن مقطع به بعد، ترامپ دیگر مثل قبل با شدت و تکرار روی پروندههای داخلی نتانیاهو مانور نمیدهد و بیشتر روی کنترل رفتار نظامی رژیم صهیونیستی تمرکز کرده است.

در واقع آمریکا و کشورهای غربی، دیگر تحمل جنگ افروزی و ایجاد آشوب در منطقه از سوی نتانیاهو به دلیل منافع شخصی خود را ندارند. از دیدگاه غرب، بحران انرژی فعلی که جهان را دچار مشکلات و معضلات جدی کرده است، ناشی از جنگ افروزی و سیاستهای افراطی نتانیاهو و دولت تندروی آن است.
تحلیل لایههای چندگانه پدیده
تحلیل نهایی این است که ما با پدیدهای چندلایه روبهرو هستیم. در لایه اول رقابت سیاسی سخت داخلی رژیم صهیونیستی قرار دارد که در آن هر طرف میکوشد روایت خود از شکست ۷ اکتبر را غالب کند.
در لایه دوم رقابت اطلاعاتی منطقهای دیده میشود که ایران نیز با انتشار روایتهای خاص خود در آن مشارکت کرده است. در لایه سوم محاسبات قدرتهای غربی و در راس آنها آمریکا قرار دارد که ترجیح میدهند اسرائیلی باثباتتر و کمتر درگیر جنگ فرسایشی داشته باشند.
این سه لایه یکدیگر را تقویت میکنند و باعث شدهاند که گزارشهایی که ماهها یا سالها پیش میتوانستند منتشر شوند اکنون با شدت بیشتری به سطح بیایند. نقش رسانههایی مانند اسرائیل هیوم در تقویت گزارش مصر نیز نشان میدهد که حتی رسانههای نزدیکتر به طیف راست نیز نتوانستهاند کاملاً از این موج فاصله بگیرند.

نتیجه عملی این فضا حداقل در کوتاهمدت تضعیف موقعیت نتانیاهو در افکار عمومی و افزایش فشار بر اوست. آنچه روشن است این است که مسئله ۷ اکتبر همچنان زنده و فعال باقی مانده و هر افشاگری تازه سوخت تازهای به موتور رقابت سیاسی در رژیم صهیونیستی و معادلات منطقهای اضافه میکند.
اما چیزی که در پایان باید اشاره کرد، این است که در حال حاضر، بسیاری از حامیان رژیم صهیونیستی در غرب و آمریکا، دیگر تحمل استمرار سیاستهای منفعت طلبانه بنیامین نتانیاهو و ایجاد آشوب در منطقه را نداشته و ترجیح میدهند که در عین ادامه سیاستهای ضد ایرانی رژیم در منطقه، کسی به جای نتانیاهو قدرت را در رژیم صهیونیستی بدست بگیرد که بخاطر منافع خود، منافع آنها و آمریکا را دچار مشکلات جدی نکند.




۰۹:۳۹ - ۱۴۰۵/۰۷/۱۰