به گزارش مشرق، استراتژی کنونی رژیم صهیونیستی در لبنان مبتنی بر ویرانی سازمان یافته و نقض مکرر آتش بس امضا شده در این کشور است. از این منظر، لبنان شاهد جنگی است که روشها و ابزارهای متنوعی دارد و تنها در فراز و فرود راهبرد جنگی خود در مقاطع زمانی مختلف، تفاوت پیدا میکند.
در این میان، آمریکا نیز گرچه بیش از هر چیز بر اجتناب از درگیری گسترده اصرار دارد، اما رویکردی را دنبال میکند که مضمون آن بهرهگیری از حملات نظامی دورهای برای حفظ فشار بر ایران است. ایده اصلی آمریکا، مهار جنگ تمامعیار همراه با بهرهگیری از تحریمهای اقتصادی برای تحمیل فشار نظامی و اقتصادی است تا هزینهای مستمر بر دوش تهران ایجاد کند.
موانع و ملاحظات راهبرد آمریکایی در منطقه
استراتژیستهای آمریکایی معتقدند که وضعیت کنونی در منطقه به نفع ایران تمام میشود و به احتمال زیاد، تهران این رویکرد فرسایشی را ادامه خواهد داد و از آن در بازسازی توانمندیهای آسیب دیده خود در جنگ استفاده خواهد کرد.
در مقابل، تیم ترامپ ناگزیر است استراتژی روشنی ضمن همراهی با اصلیترین متحد راهبردی خود یعنی رژیم صهیونیستی در پیش بگیرد تا هزینههای سیاسی و عملیاتی را بالا ببرد و ایران را وادار به کنار گذاشتن برگهای قدرتی کند که در صدر آنها برگه تنگه هرمز قرار دارد.
مهمترین مؤلفههای استراتژی آمریکا در منطقه شامل موارد زیر است:
- اولویت دادن به محافظت از نیروهای آمریکایی و اتخاذ تدابیری برای جلوگیری از حملات پهپادی و موشکی.
- تأکید بر اینکه ایران هیچ کنترلی بر تنگه هرمز در سواحل عمان ندارد و اینکه آزادی دریانوردی باید در قالب نظام فعلی جداسازی تردد دریایی در اسرع وقت از سر گرفته شود. تقویت حفاظت متحدان از مسیر جنوبی جایگزین در امتداد ساحل عمان و گسترش دامنه تبادل اطلاعات جاسوسی و برنامهریزی مشترک با رژیم صهیونیستی از دیگر اولویت های موجود است.
- هدف قرار دادن تجهیز کانونهای نظامی با تحمیل تحریمهای ثانویه سختگیرانه.
آمریکا این سیاست را همزمان با هدف قرار دادن رادارها و سکوهای موشکی در سواحل ایران در مجاورت تنگه هرمز هرمز دنبال کرد، اما با تمام این احوال در جلوگیری از حملات ایرانی ها در تنگه وحمله به پایگاههای آمریکایی در منطقه ناکام ماند. آمریکایی ها برای مقابله با این شرایط، تخلیه پایگاههای خود در خلیج فارس و تلاش برای استقرار در مراکز دوردست و ناشناخته را در پیش گرفت، اما ایران در عملیات های خود این اقدام را خنثی کرده و آمریکا را که تفنگداران دریایی اش را در «اردوگاه تیتین» در اردن مستقر کرده بود، کرده و با موفقیت این اهداف را مورد اصابت قرار داد.
آنچه ترامپ در اظهاراتش، بر آن تاکید دارد؛ تلاش برای ایجاد فتنه میان سیاستمداران، دیپلماتها و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. آمریکا مدعی است که ایرانیها تصمیم واحدی ندارند و دچار شکاف و تفرقه هستند. وی با دروغهای خود جنگ روانی و تبلیغاتی علیه مردم ایران به راه انداخته است. هدف آمریکا در این راهبرد، اعمال فشار بر ایران و حملات مجدد به غیرنظامیان از جمله جنایت صورت گرفته در کشتار زنان و کودکان در یک مراسم عروسی، و بالا بردن هزینه پایداری بر دوش نظام و مردم ایران، و ایجاد فتنه و تفرقه داخلی است.
لبنان شاهد شرایط مشابه ایران است
بررسی شرایط لبنان نیز نشان از رویکردی مشابه دارد. رژیم صهیونیستی در لبنان از یک سو تحت بازدارندگی مقاومت لبنان قرار دارد و از سوی دیگر، قدرت ایران و وعده صادق آن برای مداخله در صورت عبور از خطوط قرمز را بالای سر خود می بیند. بنابراین تل آویو بهرهبرداری از فضای ایجاد شده توسط حاکمیت لبنان با مذاکرات بیهوده سازش را در پیش گرفته تا با افزایش هزینه پایداری از طریق تخریب روستاها و تداوم آوارگی مردم، بین مقاومت و محیط پیرامونی آن فتنه ایجاد کند و اینگونه القا کند که مقاومت و سلاحش دلیل اصلی این رنج و تجاوزات است.
العهد در پایان می افزاید: در نتیجه، ما شاهد همان رویکرد مبتنی بر مهار جنگ و تجاوزات متناوب هستیم که هدف آن فشار بر مردم و بدنه مقاومت است. این رویکرد همراه با تداوم محاصره از طریق هدف قرار دادن مؤسسات خدماتی مقاومت، و قطع ارتباط بین بدنه مقاومت و حامیان آن و تشدید جنگهای روانی و شایعات و فتنهها دنبال می شود. اما مقاومت نیز مانند ایران ایستادگی میکند و غافلگیریهای زیادی در جنگ احتمالی آینده دارد. هواداران مقاومت در تمام جبههها ایستادهاند و از آگاهی و بصیرت کافی در این مسیر برخوردارند. آنها گرد رهبران مقاومت جمع شدهاند و میدانند که این یک نبرد وجودی بزرگ است که هیچگونه امتیازدهی به دشمن را برنمیتابد.



