به گزارش مشرق، ژنرال بازنشسته یتسحاق بریک در یادداشتی که امروز جمعه در روزنامه معاریو منتشر شد، اعتراف کرد که ایران موفق شد توانمندیهای نظامی و دفاعی خود را به سرعت بعد از جنگ قبلی بازسازی کرده، در حالی که همچنان ذخایر اورانیوم خود را هم در اختیار دارد (که به زعم این ژنرال برای تولید بمب هستهای کافی است) و در کنار آن حاضر به دادن هیچ امتیازی هم نیست، همچنین نباید فراموش کنیم که وقتی ترامپ کاخ سفید را ترک کند، ما به حال خود رها خواهیم شد.
در ادامه این یادداشت آمده است: ایران همواره اسرائیل را به نابودی تهدید کرده است. در مقابل، ارتش اسرائیل سالهای طولانی منتظر یک فرصت برای ضربه زدن به توانمندیهای هستهای و متعارف ایران بود.
به زعم این نویسنده این فرصت حدود یک سال پیش در جنگ دوازده روزه فراهم شد و در ادامه، ایالات متحده نیز به این جنگ پیوست و خسارات سنگینی به تأسیسات هستهای وارد آورد. ارتش اسرائیل و ایالات متحده با احساس و توهم پیروزی از این نبرد خارج شدند، با این تصور که توانمندیهای ایران برای سالهای متمادی سلب شده است.
اما واقعیت کاملاً متفاوت بود. ایرانیها موفق شدند ظرف تنها هشت ماه توانمندیهای متعارف خود را بازسازی کنند که این امر به خودی خود یک تهدید وجودی برای ارتش اسرائیل محسوب میشود. بر خلاف اظهارات دونالد ترامپ، رئیسجمهور(تروریست) آمریکا، مبنی بر امحای توان هستهای، مشخص شد که ایران همچنان ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده ۶۰ درصد در اختیار دارد؛ مقداری که برای ساخت ۱۱ بمب اتمی ظرف چند هفته تا یک سال کافی است.
اگر خصومت ایران با ارتش اسرائیل پیش از نبرد «شیر برخاسته» شعلهور بود، پس از آن انگیزه انتقامجویی در دلهای آنان تجدید شد.
در بخش دیگری از این یادداشت نویسنده اعتراف کرد که ایالات متحده به دنبال آن بود که ایران را مجبور کند تمامی اورانیوم غنیشده را تحویل، تولید موشکهای دوربرد را متوقف و به حمایت از گروههای نیابتی در خاورمیانه پایان دهد اما وقتی در آن توفیقی حاصل نشد ترامپ جنگی را با هدف تغییر نظام آغاز کرد.
اما این مسیر به نتیجه نرسید. با وجود ویرانیهای عظیمی که نیروهای هوایی آمریکا و ارتش اسرائیل طی یک ماه وارد کردند، ایرانیها تسلیم نشدند؛ بلکه فشاری را اعمال کردند که ترامپ در محاسبات خود درباره آن دچار اشتباه شده بود: محاصره تنگه هرمز که خسارات اقتصادی سنگینی بر جهان وارد کرد. ترامپ تحت فشار شدید داخلی در ایالات متحده تسلیم شد و با آتشبس دوهفتهای در ازای بازگشایی تنگه موافقت کرد.
این آتشبس به هیچگونه عقبنشینی ایران در هیچ زمینهای منجر نشد: نه در زمینه موشکی، نه در غنیسازی اورانیوم و نه در حمایت از گروههای نیابتی. برعکس، ایرانیها خواستار غرامت برای خسارات جنگ، لغو تحریمها و خروج نیروهای آمریکایی از منطقه هستند. به احتمال زیاد ایران در مذاکرات آتی — در صورت برگزاری — در ازای صرفاً «تعلیق» موقت مسائل مطرحشده، موفق به لغو تحریمها خواهد شد؛ با این تصور که پس از پایان دوره ترامپ، رئیسجمهور جدید آمریکا بر خلاف افکار عمومی وارد جنگ دیگری نخواهد شد.
ترامپ همان «اقدامی» را در قبال ارتش اسرائیل انجام داد که علیه حماس در غزه و حوثیها(انصارالله) در یمن انجام داده بود و ما را از صحنه کنار گذاشت.
چند ساعت پس از اعلام آتشبس، مشخص شد که این آتشبس در آستانه فروپاشی است. با این حال، چه پایدار بماند و چه نماند، بار دیگر درس بسیار مهمی آموختیم: ترامپ بر اساس منافع خود و منافع ایالات متحده عمل میکند، نه منافع ارتش اسرائیل. او ممکن است هر لحظه که صلاح بداند دست از حمایت ارتش اسرائیل بردارد، همانطور که پیشتر انجام داده است. از این رو، حتی اگر نبرد علیه ایران ادامه یابد باید این احتمال را در نظر داشته باشیم که ترامپ ممکن است در هر مرحلهای ما را رها کند. به طور خلاصه، ارتش اسرائیل ممکن است خود را بزرگترین بازنده جنگی ببیند که امیدوار بود در آن فرصت طلایی شکست دادن حکومت ایران را به دست آورد.



