به گزارش مشرق، حدود ۷۰ روز بعد از امضای توافق ننگین موسوم به توافق چارچوب میان دولت لبنان با رژیم صهیونیستی و در حالی که نخست وزیر و رئیس جمهور این کشور مدعی بودند، این توافق منجر به توقف تجاوزات صهیونیستها و عقب نشینی آنها از خاک لبنان میشود، تنها نتیجه توافق مذکور تاکنون بیش از ۶۶۰ حمله اشغالگران صهیونیست به جنوب لبنان شامل حملات هوایی و توپخانهای و ویران کردن خانههای شهروندان لبنانی و ریختن خون آنها بوده است.
به گزارش الاخبار، دولت لبنان همچنان با وجود ادامه ویرانگری صهیونیستها و کشتار شهروندان لبنانی، به رفتار ضعیف و شرم آور خود ادامه میدهد که نشاندهنده میزان بیکفایتی و بیتوجهی آن به اساسیترین عناصر حاکمیت ملی و کرامت شهروندانش است.
ویرانی و کشتار ماحصل توافق دولت لبنان با صهیونیستها
از زمان امضای توافق موسوم به توافق چهارچوب میان دولت لبنان با رژیم صهیونیستی در ۲۶ ژوئن در واشنگتن، لبنانیها، به ویژه مردم جنوب، چیزی جز حملات، ویرانی و تخریب بیشتر به دست نیاوردهاند.
به مدت ۷۰ روز از زمان امضای این توافق ننگین، به ندرت روزی در جنوب لبنان بدون صدای حمله هوایی اسرائیل یا بمباران سیستماتیک خانهها و مناطق مسکونی گذشته است.
طبق آمار میدانی مستند، جنوب لبنان در این مدت شاهد بیش از ۱۹۰ حمله هوایی توسط هواپیماهای جنگی و پهپادهای اسرائیلی بوده است، علاوه بر این، ارتش اشغالگر با بیش از ۲۲۵ مورد بمباران، خانهها، ساختمانها و محلههای مسکونی را هدف قرار داده است.
علاوه بر این، تقریباً ۵۰ بمباران به صورت «زنجیرهای» همزمان انجام شده است. هنوز تعداد دقیقی از تعداد انفجارها در هر سری در دسترس نیست. بنابراین، تعداد کل حملات، بمبارانها و تخریبها تقریباً به بیش از ۴۷۰ حمله رسیده که نشانهای آشکار از رویکرد سیستماتیک اسرائیل با هدف تضعیف پایههای زندگی و تبدیل روستاهای جنوب لبنان ، بهویژه روستاهای نزدیک مرز، به ویرانه است.
سیاست زمین سوخته
نکته قابل توجه در مورد این ارقام این است که بمباران مستقیم و تخریب خانهها و زیرساختها، با تقریباً ۵۹ درصد، بیشترین سهم این حملات را تشکیل میدهد، در حالی که این رقم برای حملات هوایی حدود ۴۱ درصد است.
این ارقام صرفاً جزئیات آماری نیستند، بلکه اصرار اسرائیل بر پیگیری سیاست تخریب مستقیم و میدانی از طریق کاشت مواد منفجره و تخریب خانهها، ساختمانها و بلوکهای مسکونی، علاوه بر هدف قرار دادن زمینهای کشاورزی و زیرساختهای ضروری در روستاهای جنوبی را آشکار میکنند.
البته سلسله حملات صهیونیستها به جنوب لبنان به همین جا ختم نمیشود. علاوه بر بیش از ۴۷۰ حمله مستند شامل حملات هوایی، بمبگذاری و انفجار، خبرنگار روزنامه الاخبار بیش از ۱۹۰ حمله دیگر را نیز رصد کرده، از جمله حملات توپخانهای سنگین و پرتاب بمب و مواد آتشزا توسط پهپادها و نیز شلیک مکرر مسلسل.
کدام مناطق شاهد بیشترین حملات صهیونیستها بودند؟
بنابراین مجموعه حملات به بیش از ۶۶۰ حمله مستند تنها در ۷۰ روز میرسد که به طور متوسط به معنای تقریباً ۱۰ حمله در روز است. در این میان نبطیه الفوقا و منصوری در صدر فهرست مناطق هدف قرار گرفته قرار گرفتند. نبطیه الفوقا با ثبت تقریباً ۶۰ حمله مستند، در صدر فهرست مناطقی قرار دارد که بیشترین آسیب را از حملات دیدهاند و پس از آن منصوری با حدود ۵۰ حمله قرار دارد.
در چندین شهر دیگر، بخش قابل توجهی از حملات با تهاجم زمینی و همراه با تلههای انفجاری و تخریب خانهها و ساختمانهای مسکونی مرتبط بوده است.
منطقه کفر تبنیت ۲۳ حمله، عمدتاً بمبگذاری و تخریب، را ثبت کرده است، در حالی که حداثا، زوطر شرقی و طیبه هر کدام ۱۶ حمله را شاهد بودهاند. علاوه بر این، ۱۴ حمله در منطقه منصوری-مجدل زون، ۱۳ حمله در قنطره و ۱۲ حمله در خیام و مرکبه، در چارچوب عملیات تخریب و ویرانی که خانهها و ساختمانهای مسکونی را هدف قرار داده و ویرانیهای گستردهای را به جا گذاشته است، ثبت شده است.
این ارقام صرفاً آمار میدانی حملات اسرائیل نیست، بلکه بازتاب آشکاری از وضعیت وخیم سیاسی در لبنان است. مقاماتی که برای تبلیغ «توافقنامه چارچوب» به عنوان یک دستاورد سیاسی و دیپلماتیک عجله داشتند، اکنون در مواجهه با تخریب روزانه روستاهای جنوبی، در حالی که حملات دشمن همچنان ادامه دارد، درمانده شدهاند.
گستاخی صهیونیستها در مذاکرات مستقیم با دولت لبنان بهاندازهای است که نتانیاهو و یا اسرائیل کاتس، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی دائماً درباره امتناع اسرائیل از عقبنشینی حتی از یک وجب از لبنان حرف میزنند و در عین حال تلاش دارند خود را متعهد به مذاکره با لبنان نشان دهند و آن را یک «دستاورد سیاسی» میدانند که باید برای ایجاد تغییر کامل در وضعیت امنیتی سراسر لبنان مورد استفاده قرار گیرد.
با این حال آنچه کابینه فعلی رژیم صهیونیستی انجام میدهد عملاً هرگونه شانسی را برای دولت لبنان، برای اینکه خودش را بهعنوان کسی که در آزادسازی جنوب و بازگرداندن ساکنان آن از طریق مذاکره و دیپلماسی، نه از طریق زور، موفق شده است، به تصویر بکشد، از بین میبرد،
در واقع در عمل، اسرائیل تلاشهای دیپلماتیک دولت لبنان را از جوهره خود تهی میکند و مذاکرات را به یک تمرین آشفته تبدیل میکند که در چرخهای از خواستههای اسرائیل گرفتار شده است و پس از هر دور به نقطه اول بازمیگردد.
در همین حال مردم لبنان روز به روز اعتماد خود را بیشتر از قبل به گزینه دیپلماتیک و گفتگو از دست میدهند و متوجه میشوند که تنها گزینه مقابل اسرائیل، استفاده از زور و سلاح است، این وضعیت فضای بیشتری برای حزبالله فراهم میکند تا همچنان از خلعسلاح خودداری کند.



