به گزارش مشرق، سارا ترابیکیا، همسر سردار شهید غلامعلی رشید با اشاره به ابعاد مختلف زندگی و مبارزات این فرمانده شهید، بیان کرد: زندگی ایشان سرشار از مجاهدت از دوران نوجوانی بوده است. سردار رشید از سنین کودکی وارد عرصه مبارزه شد ایشان از سر کلاس درس دستگیر شدند و در ۱۷ سالگی، یعنی چند روز پس از ازدواجشان که قرار بود دیپلم بگیرند، توسط ساواک بازداشت و مورد شکنجه قرار گرفتند.
وی تأکید کرد: این رویارویی با دشمن نهتنها مانعی برای ایشان ایجاد نکرد، بلکه عامل پرورش و تعمیق باورهای انقلابیاش شد. همسر شاه در آن دوران که گفته بود آنهایی که در جنگ هستند، بچههای ما هستند و آنها که در خیابانها هستند، بچههای شما. بیشتر فرماندهان سپاه و نیروهای متدین ارتش، نظیر امیر موسوی و شهید صیاد شیرازی، از خانوادههایی بودند که پیش از انقلاب، در دوران طاغوت، بارها شکنجه و زندان را تجربه کرده بودند.
ترابیکیا عنوان کرد : سردار رشید در دوران حبس با گروههای مبارز مذهبی آشنا شد و پس از آزادی، بدون وقفه مسیر مبارزه را ادامه داد. در دستگیری سوم در سال ۱۳۵۴، ایشان در کمیته مشترک (که اکنون به موزه عبرت معروف است) به اعدام محکوم شدند، اما خداوند تقدیر دیگری برای ایشان رقم زد.
وی با استناد به آیه «وَ ما رَمَیتَ إِذْ رَمَیتَ وَ لکِنَّ اللَّهَ رَمی» گفت: دشمن گمان میکند که خودش اقدام به کشتن میکند، در حالی که این دست خداست که در صحنه ظهور دارد و شهدا همواره آثار حیات و زنده بودن خود را نشان میدهند که این نشانه ادامه حیات معنوی شهیدان است.سردار رشید با بیش از نیم قرن مبارزه، سرانجام به بهترین آرزوی خود که شهادت بود، رسید.
همسر این شهید در ادامه با اشاره به حوادث منجر به شهادت گفت: از آذر ماه منتظر وقوع جنگ بودیم و بحث غافلگیری برای ما مطرح نبود. یک هفته پیش از شهادت، در مهمانیای با خانواده شهید ربانی حاضر بودند و همسر شهید ربانی نیز از احتمال وقوع درگیری سخن گفته بود.
وی با تشریح جزئیات شب شهادت سردار رشید بیان کرد: سردار رشید شب جمعه برای شرکت در مراسم دعای کمیل به مسجد رفت و در حالی که قرار بود مدت کوتاهی آنجا بماند، ساعت ۱۰ و ۲۰ دقیقه شب منزل را ترک کرد. تا ساعت ۱ و ۲۰ دقیقه بیدار بودم و پس از آن اندکی خوابیدم که ناگهان در کسری از ثانیه، هنگامیکه قصد برداشتن گوشی برای دیدن ساعت تا اذان را داشتم، انفجار رخ داد و این واقعه با سرعت و شگفتی همراه بود.
ترابیکیا با بیان اینکه شهادت، تاج افتخاری است که خداوند برای افراد مقدر میفرماید،اظهارکرد: مدیریت این مسئله نیازمند درک عمیقتر از جایگاه شهید و حیات معنوی اوست. من بهعنوان کسی که در دوران جنگ در شهر دزفول با هزاران موشکی که خورده زندگی کردهام، درک دقیقی از فضای انفجار دارم؛ اما این حادثه کاملاً متفاوت بود.
وی بیان کرد: سازههای ساختمان همچون گردبادی فروریخت، در آن لحظات، احساس مرگ کردم و شهادتین را باصدای بلند خواندم. حاجآقا را صدا میکردم، ناگهان صدای همسرم را بهصورت خفه و گنگ شنیدم که پاسخم را داد، اما با برخورد موشک دوم، صدای ایشان کاملاً قطع شد. در اثر اصابت موشک دوم، آتشسوزی شدیدی رخ داد، بهگونهای که بخشی از منزل و تأسیسات مجاور دچار حریق شد.
همسرشهید رشید با اشاره به موقعیت خود در هنگام انفجار گفت: درست روی تخت نشسته بودم و بهدلیل فروریختن ساختمان، امکان حرکت نداشتم. امدادگرانی که به محل آمده بودند، پس از شنیدن صدای من، متوجه زنده بودنم شدند و برای نجاتم اقدام کردند. در آن شرایط حجاب نداشتم از آنها درخواست کردم که یک پارچه یا ملافهای به دستم برسانند. در ابتدا مخالفت کردند و گفتند وقت تنگ است و هرلحظه امکان دارد سازه بیشتری فرو بریزد اما بااصرار بنده مواجه شدند و برایم یک پتو آوردند تا با آن حجاب کنم و در نهایت با کمک آنان و با وجود تاریکی و آوار، موفق به خروج از محل شدم.
وی با بیان اینکه در دوران جنگ بهعنوان امدادگر فعالیت داشتم، اما هرگز در متن حادثه حضور نداشته ام گفت: اینبار در دل واقعه بودم و باوجود سوختگی شدید پاهایم، بهدلیل شوک ناشی از انفجار، دردی احساس نمیکردم اما کُند راه میرفتم. یکی از امدادگران حاضر در صحنه، کفش خود را به من دادند تا از آسیب بیشتر به پاهایم جلوگیری شود.
ترابیکیا تصریح کرد : پس از نجات و خروج از زیرآوار،امدادگران قصد داشتند که مرا به بیمارستان منتقل کنند اما مخالفت کردم وگفتم که میخواهم در محل بمانم تا از سرنوشت عزیزانم باخبر شوم. در همانجا به سختی وضو گرفتم و نمازصبح را خواندم.
وی با اشاره به شدت اصابت موشک سوم، عنوان کرد: پیکر همسرم بهدلیل موج انفجار به فاصله ۳۰۰ متری پرتاب شده بود و یکی از دوستان صمیمی ایشان، پیکر را کنار خیابان و زیر درختی که کنده شده بود، پیدا کرد. متاسفانه با وجود تلاشهای گسترده هیچ اثری از پیکر پسرم پیدا نشد.
همسر شهید رشید افزود: در آن لحظات دشوار به حضرت زهرا(س) متوسل شدم و به یاد حضرت زینب(س) که در واقعه کربلا در جستوجوی امام حسین(ع) واهل بیت ایشان بودند افتادم. این یادآوری وقایع، نشاندهنده عمق مصیبت و تأثیرگذاری معنوی در سخت ترین لحظات زندگی است.
وی با اشاره به زمانی که در بیمارستان بستری بودند، گفت: پزشکان برای بررسی وضعیت قلبی بنده آمده بودند که به آنها گفتم قلب من در زیر آوار مانده و نیازی به معاینه و درمان آن نیست. درحقیقت فقدان همسر و فرزندم بسیار سنگین و سخت است، اما وقتی به اصل ماجرا نگاه میکنی، آثار خون شهید مایه التیام میشود.
ترابیکیا با مقایسه فقدان ناشی از شهادت با سایر انواع مرگ، تصریح کرد: هیچکس نمیتواند شهید را ناکام بنامد، چراکه آنان به بالاترین آرزوی خود رسیدهاند. در سالهای پیش یک فرزند شش سالهرا از دست دادهام و به خوبی درک میکنم که مادران همواره در آرزوی سعادت آخرت فرزندان خود هستند و شهادت، تحقق عینی این آرزوست و مایه مباهات و غرور معنوی برای بازماندگان خواهد بود.
وی به تبیین رویکرد فرامذهبی و جهانی قیام عاشورا پرداخت و با استناد به کلام امیرالمؤمنین(ع) در نهجالبلاغه، عنوان کرد: عشق به وطن امری نکوهیده نیست و این عشق وقتی با نهضت حسینی تلفیق میشود، به الگویی جاودانه برای تمام آزادگان جهان تبدیل میگردد.
همسر شهید رشید با اشاره به تأثیرپذیری شخصیتهایی همچون مهاتما گاندی از قیام عاشورا، و نیز اشارات خالد اسلامبولی در دادگاه خود و همچنین خسرو گلسرخی، از چهرههای چپ و خداناباور دوران پیش از انقلاب، به الگوبرداری آنان از نهضت حسینی، تأکید کرد: نهضت حسینی متعلق به تمام انسانها است و هرکس از آن بهره میبرد. ماندگاری عاشورا به دلیل تقابل تمامنمای انسانیت با تمام پستیهاست.آثار خون شهدا، این التیام را به ارمغان میآورد و تغییرات ایجادشده در دلها پس از رحلت امام خمینی(ره) و نیز شهادت فرماندهان بزرگ، گویای این حقیقت است.
وی در پایان با تأکید بر زیبایی معنوی شهادت، اظهار کرد: این رخداد فراتر از مرزهای جغرافیایی، تأثیر خود را گذاشته و زمینهساز تربیت سربازانی برای ظهور امام عصر(عج) خواهد شد و با عنایت پروردگار با برپایی حکومت عدل جهانی، چشم همگان به قدوم مبارک حضرت ولیعصر(عج) روشن خواهد شد.




