کد خبر 1788166
تاریخ انتشار: ۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۲:۵۷
«بازی بزدل» ترامپ در جنگ اراده‌ها با ایران

شواهد مختلف نشان می‌دهند که دولت دونالد ترامپ در جنگ اراده‌ها، به دنبال وادار کردن ایران به تسلیم است.

به گزارش مشرق، برخی نشانه‌ها حاکی از آن هستند که دولت آمریکا به ریاست ترامپ علی‌رغم ابراز تهدیدهای علنی علیه ایران و تجمیع گسترده قوای نظامی در منطقه غرب آسیا هنوز تصمیم نهایی را برای اقدام نظامی نگرفته اما در صدد است در وهله اول از این تحرکات به عنوان نوعی «بازی بزدل» جهت وادار کردن تهران به تسلیم استفاده کند.

تئوری «بازی بزدل» چیست؟

تئوری «بازی بزدل» (Game of Chicken) بر این اصل استوار است که در یک موقعیت‌ فرضی با دو بازیگری که بین آنها تعارض منافع یا رقابت بر سر منابع وجود دارد، دو طرف سعی می‌کنند با تمام ابزارها و امکاناتی که در اختیار دارند طوری وانمود کنند که برای وقوع بدترین حالت ممکن آماده‌اند تا از این طریق در رقیب هراس ایجاد کرده و او را از میدان به در کنند.

نام تئوری ریشه در یک بازی خیابانی دارد که در آن دو راننده با سرعت زیاد در یک جاده از دو سوی مقابل به سمت هم حرکت می‌کنند. یکی از دو راننده باید قبل از آنکه دیر شود تصمیم بگیرد که از مسیر منحرف شود، وگرنه خودروها با هم برخورد می‌کنند و هر دو کشته می‌شوند.

در حالتی که یکی از راننده‌ها تسلیم شود و خود را از مسیر خارج کند، بازنده است و او را به خاطر واکنشی که به باخت منجر شده «بزدل» خطاب می‌کنند. راننده دیگری که در مسیر باقی مانده به خاطر آنکه توانسته رقیب را از میدان به در کند برنده است. طبیعی است که اگر یکی از طرف‌ها احساس کند که طرف مقابل ترسو است و تمایل دارد از مسیر منحرف می‌شود طبعاً به حرکت در مسیر مستقیم ادامه خواهد داد.

ترامپ در دور اول ریاست‌جمهوری‌اش هم بارها از همین تاکتیک چه علیه ایران و چه کشورهای دیگر استفاده کرد. او تلاش می‌کرد نشان دهد که مرد دیوانه‌ای است که عقلش را از دست داده و حاضر است افراطی‌ترین گزینه‌ها را برای عقب راندن رقیب امتحان کند.

آزمودن مجدد بازی بزدل در جنگ اراده‌ها با ایران

در خصوص ایران، به عنوان مثال ترامپ در دور اول ریاست‌جمهوری‌اش در اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۸ هم اقدام به اعزام ناوهای هواپیمابر و بمب‌افکن‌های بی‌۵۲ به منطقه کرد و از طریق مانورهای رسانه‌ای و تبلیغاتی طوری وانمود کرد که تقابل نظامی با ایران هر لحظه ممکن است اتفاق بیفتد.

کنار گذاشتن مجموعه‌ای از شواهد و استدلال‌ها نشان می‌دهد که این بار هم هر چند هنوز احتمال جنگ منتفی نیست اما در بخش‌های سیاسی و نظامی آمریکا تردیدهای بسیار جدی در خصوص آن وجود دارد و نخستین هدف ترامپ از اعزام تجهیزات به منطقه وادار کردن ایران به واگذاری امتیازات سنگین در مذاکرات بدون درگیری نظامی است.

از سخنان استیون ویتکاف نماینده ویژه ترامپ که گفته ترامپ متعجب است چرا ایران با وجود این همه تجمع نیرو هنوز تسلیم نشده نیز نشان‌دهنده آن است که هدف ترامپ از تحرکات نظامی در هفته‌های گذشته ایجاد نوعی ادراک جنگ با هدف تغییر محاسبات ایران بوده است.

جنبه‌های تردید آمریکا در اقدام نظامی علیه ایران

یکی از جنبه‌های کلیدی این تردیدها، ارزیابی‌های نظامی داخلی است. روز گذشته پایگاه آکسیوس گزارش داد رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا ژنرال دن کین در جلسات داخلی به ترامپ و شورای امنیت ملی هشدار داده که عملیات گسترده علیه ایران می‌تواند منجر به تلفات آمریکایی و متحدان شود، ذخایر مهمات حیاتی مانند موشک‌های دفاع هوایی تاد و پاتریوت را به سرعت مصرف کند و ریسک درگیری طولانی‌مدت را افزایش دهد.

طبق گزارش‌ها، تولید سالانه این مهمات تنها چند صد عدد است و جایگزینی هر موشک می‌تواند تا دو سال طول بکشد که این کمبودها عملیات را پیچیده‌تر می‌کند.

ایالات متحده آمریکا علاوه بر این برای راه‌انداختن یک جنگ دیگر با حمایت ناکافی از سوی متحدان منطقه‌ای روبرو است و نیاز به ضربه زدن به صدها هدف در کشوری که سه برابر بزرگ‌تر از عراق است ریسک را بالاتر می‌برد.

گزارش‌ها حاکی است که در سطح مشاوران کلیدی ترام‍پ هم هنوز هیچ اجماعی برای جنگ حاصل نشده است. گزارش‌های متعدد در رسانه‌های آمریکا نشان می‌دهند «جی.دی ونس»، معاون ترامپ در جریان رایزنی‌های داخلی روزهای اخیر نگرانی‌های خود را درباره تبعات درگیر شدن در یک بحران طولانی‌مدت ابراز کرده است.

پایگاه آکسیوس به عنوان مثال در گزارش دیروز خود نوشته بود ونس با طرح سوالاتی جدی، پیچیدگی‌ها و ریسک‌های عملیات نظامی را به چالش کشیده است. در کنار او، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ترامپ نیز به جای اتخاذ موضعی قاطع برای حمایت یا مخالفت با حمله، عملاً در حاشیه قرار گرفته است. روبیو که پیش از این همواره موضعی سرسختانه علیه ایران داشت، در هفته‌های اخیر بیشتر توان خود را صرف مسائل ونزوئلا و کوبا کرده است.

پیچیدگی‌های خاص برای ترامپ

آنچه مسئله را برای ترامپ پیچیده‌تر می‌کند مسائل داخلی آمریکا در آستانه نزدیک شدن به انتخابات میان‌دوره‌ای است. کارشناسان مانند «ریچارد هاس» از شورای روابط خارجی اشاره کرده‌اند که جنگ با ایران می‌تواند قیمت نفت را افزایش دهد و اقتصاد آمریکا را تحت تأثیر قرار دهد، به ویژه با توجه به اینکه تورم همچنان نگرانی اصلی آمریکایی‌هاست.

از طرف دیگر آمریکایی‌ها هنوز اطمینان ندارند که در صورتی که اقدام نظامی‌شان در ایران به خلأ قدرت منجر شود چه اتفاقاتی رخ خواهد داد. یک نگرانی که آنها به صراحت اشاره کرده‌اند این است که مشخص نیست که حتی اگر سران سیاسی ایران حذف شوند گروه‌های ضدآمریکایی‌تر جانشین آنها نشوند.

به عنوان مثال مارکو روبیو، وزیر خارجه دولت آمریکا در جلسه استماعی که چند هفته پیش در مجلس سنا برگزار شد بعد از آنکه درباره موفقیت‌آمیز بودن عملیات آمریکا در ونزوئلا توضیح داد گفت که درباره ایران مسئله «بسیار پیچیده‌تر و دارای ابعاد گسترده‌تر» است «چرا که در ایران ما با کسانی طرف هستیم که سال‌های طولانی است که در آن کشور بوده‌اند و حکمرانی کرده‌اند.» او همچنین گفت که هیچ کس نمی‌داند در صورتی که در ایران براندازی رخ دهد بعد از آن چه رخ خواهد داد.

درس‌های جنگ تحمیلی ۱۲ روزه

تجربه جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل در خرداد و تیرماه سال جاری هم یکی از عوامل مؤثر در این ارزیابی‌هاست. در آن درگیری جمهوری اسلامی ایران علی‌رغم آنکه با ترور مقام‌های نظامی‌اش مواجه شد به سرعت توانست خودش را بازیابی کرده و با قدرت به حملات اسرائیل پاسخ دهد. علاوه بر این، آن جنگ بر خلاف برنامه‌ریزی‌های آمریکا و اسرائیل باعث متحد شدن جامعه ایران پشت حکومت شد.

آمریکا در مراحل پایانی سه سایت هسته‌ای کلیدی ایران مانند فردو، اصفهان و نطنز را هدف قرار داد و ترامپ ادعا کرد برنامه هسته‌ای ایران نابود شده، اما حتی رافائل گروسی، مدیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی این ادعا را رد کرد و گفت که برنامه هسته‌ای ایران آسیب دیده اما قابل بازیابی و بازسازی است.

آمریکایی‌ها بر اساس تجربه آن جنگ می‌دانند که حمله احتمالی آنان حتماً با واکنش مواجه خواهد شد؛ واکنشی که این بار قطعاً گسترده‌تر است؛ هم اسرائیل را شامل خواهد شد؛ هم پایگاه‌هایشان در منطقه را؛ هم تمام منافعشان را در زمین و دریا و هوا.

کارشناسان غربی مانند جوزف وتل، ژنرال بازنشسته ارتش آمریکا در ماه‌های گذشته گفته‌اند که تجربه آن جنگ نشان داد که عملیات محدود می‌تواند به درگیری فرسایشی تبدیل شود، بدون اینکه اهداف نهایی مانند تغییر رژیم محقق گردد.

یکی دیگر از دلایل تردید آمریکایی‌ها ریسک‌های ژئوپولیتیک است. بستن تنگه هرمز توسط ایران می‌تواند قیمت نفت را به بیش از ۱۰۰ دلار برساند و اقتصاد جهانی را مختل کند، ضمن آنکه از دست رفتن یک میلیون بشکه نفت روزانه ایران به معنی این است که قیمت این محصول می‌تواند به طرز سرسام‌آوری افزایش پیدا کند.مضاف بر همه اینها حمایت انصارالله یمن از ایران می‌تواند تجارت دریایی در باب‌المندب که محل عبور ۱۲ درصد از کل تجارت دریایی نفت جهان است را مختل کند.

بنابراین این ارزیابی کماکان پابرجا است آمریکایی‌ها اقدامات رسانه‌ای و حتی جابجایی‌های نظامی خود را در وهله اول به منظور تسلیم شدن ایران سازماندهی کرده‌اند و جنگیدن مسئله اصلی آنان نیست. در این شرایط آنچه می‌تواند جنگ را از گزینه ثانوی به اولیه تبدیل کند نشان دادن هر گونه علامت ضعف از سوی ایران در جنگ اراده‌ای است که دولت آمریکا به راه انداخته است.

منبع: تسنیم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس