به گزارش مشرق، اظهارات اخیر «مایک هاکبی»، سفیر ایالات متحده در سرزمینهای اشغالی مبنی بر اینکه اسرائیل «بر اساس وعده الهی به حضرت ابراهیم» حق تصرف گسترده سرزمینهای خاورمیانه را دارد، صرفاً یک موضع شخصی یا خطای لفظی دیپلماتیک نیست؛ بلکه نشانهای از نوعی گفتمان سیاسی است که در آن استناد به روایتهای دینی تحریف شده برای توجیه ادعاهای توسعهطلبانه و اشغالگرانه وارد عرصه سیاست بینالملل میشود.
چنین مواضعی، فارغ از صحت یا عدم صحت آنها، پیامدهای سیاسی و امنیتی مهمی برای منطقه دارد و به پرسشهای جدی درباره اهداف، نگرشها و پیامدهای سیاستهای منطقهای آمریکا و اسرائیل دامن میزند.
در ادبیات روابط بینالملل، مشروعیت ادعاهای سرزمینی کشورها معمولاً بر پایه حقوق بینالملل، تاریخ سیاسی و توافقات رسمی تعریف میشود. ورود استدلالهای دینی ــ بهویژه متون تحریف شده ــ به این حوزه، میتواند مرزهای سیاسی را از سطح قواعد حقوقی به سطح منازعات هویتی و اعتقادی جابجا کند؛ جایی که امکان مصالحه دشوارتر و احتمال تشدید تنش بیشتر میشود.
اظهارات اخیر «مایک هاکبی»، سفیر آمریکا در سرزمینهای اشغالی دقیقاً در همین چارچوب قابل تحلیل است. صرفنظر از مباحث مذهبی و استناد او به روایتهای مورد علاقه صهیونیستها، این مواضع نشان میدهد برخی گفتمانهای توسعهطلبانه همچنان در فضای سیاسی منطقه حضور دارند؛ گفتمانهایی که در روایت های صهیونیستی با عنوان «نیل تا فرات» شناخته میشوند و بهعنوان نماد نگرش حداکثری رژیم صهیونیستی برای تصرف سرزمین مسلمانان تلقی میگردند.
۱. استناد دینی بهعنوان ابزار مشروعیتبخشی سیاسی
یکی از مهمترین ابعاد این اظهارات، استفاده از استدلال مذهبی برای توجیه ادعاهای ژئوپلیتیکی است. در سطح نظری، چنین رویکردی میتواند پیامدهای نظیر تضعیف اصل تمامیت ارضی کشورها، ایجاد زمینه مشروعیتبخشی به مطالبات حداکثری و تبدیل منازعات سیاسی به اختلافات هویتی و اعتقادی را دداشته باشد. از این منظر، استناد به روایتهای دینی تحریفشده نهتنها به حل بحرانها کمک نمیکند، بلکه احتمال تشدید بیاعتمادی و ناامنی منطقهای را افزایش میدهد. رژیم اشغالگر که حتی تسلط بر سرزمین های فلسطینی را هم بصورت نامشروع و غیر قانونی انجام داده اکنون با توجیهات مذهبی به دنبال اشغال سایر کشورهای غرب آسیاست.

۲. پیوند اظهارات با گفتمان توسعهطلبی
چنین سخنانی از منظر سیاسی این برداشت را تقویت میکند که گفتمان توسعهطلبی صهیونیستها همچنان در بخشی از فضای راهبردی منطقه جاری است. در افکار عمومی بسیاری از کشورهای غرب آسیا این نوع اظهارات با برداشتهایی درباره سیاستهای توسعهطلبانه و نگرانی از تغییر مرزها در نتیجه سیاستهای اشغالگرانه رژیم صهیونیستی پیوند خورده و به تقویت تصورات تهدیدآمیز میانجامد.
در این چارچوب، برخی تحلیلگران معتقدند این سخنان میتواند بازتابی از نگرشهایی باشد که به دنبال گسترش نفوذ منطقهای و تثبیت برتری ژئوپلیتیکی هستند؛ نگرشی که در ادبیات انتقادی با تعبیر «اشتهای سیریناپذیر برای نفوذ و کنترل منابع و سرزمینها» توسط رژیم صهیونیستی توصیف میشود.
۳. واکنش کشورهای عربی به مواضع هاکبی
بیانیه محکومیت صادرشده از سوی وزرای خارجه بسیاری از کشورهای عربی و اسلامی - که برخی از آنها در زمره مهمترین متحدان منطقهای واشنگتن نیز به شمار میروند- نشان میدهد این اظهارات از منظر رسمی نیز حساسیتبرانگیز بوده است. با این حال، در سطح تحلیلی میتوان به شکاف میان مواضع رسمی و برداشتهای افکار عمومی اشاره کرد.
برخی تحلیلها بر این باورند که بخشی از دولتهای عربی در سالهای اخیر تلاش کردهاند روابط خود با آمریکا و اسرائیل را در چارچوب ملاحظات امنیتی و اقتصادی مدیریت کنند. اما این رویکرد در افکار عمومی منطقه گاه بهعنوان نوعی «هزینه سیاسی» یا عقبنشینی از اولویتهای تاریخی تلقی شده است.
در حقیقت میتوان گفت کشورهای عربی تاوان خوش خدمتی به رژیم صهیونیستی را برای جلب رضایت آمریکا می پردازند. اظهارات سفیر آمریکا بار دیگر نشان میدهد که اگر قرار باشد ایالات متحده بین منافع رژیم اشغالگر و متحدین عرب خود دست به انتخاب بزند، بدون شک تلآویو در اولویت خواهد بود.
جمعبندی
اظهارات سفیر آمریکا در فلسطین اشغالی را نمیتوان صرفاً یک موضع شخصی یا اظهار نظر حاشیهای تلقی کرد. این سخنان، فارغ از رویکرد مذهبی و استناد به روایتهای دینی تحریفشده حامل پیامدهای سیاسی و امنیتی مهمی است که به نگرانی درباره حضور گفتمانهای توسعهطلبانه در فضای منطقه دامن میزند.
این اظهارات بار دیگر خطای راهبردی دولتهای عربی را در حمایت از رژیم اشغالگر به جای تحریم و فشار بر آن نشان میدهد. به بیان دیگر اگر پای منافع رژیم صهیونیستی در میان باشد، آمریکا به راحتی به همه متحدان منطقهای خود پشت خواهد کرد.




