به گزارش مشرق، علی کاظم خانلو فعال رسانه در تلگرام نوشت:
رفتار روسیه در خصوص دالان زنگزور مبهمترین ـ نه غافلگیر کننده ـ رفتار در میان بازیگران دخیل در این مسئله بود. این ابهام پس از سفر ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه به جمهوری آذربایجان در ۲۸ و ۲۹ مرداد ۱۴۰۳/ ۱۸ و ۱۹ آگوست ۲۰۲۴، به طور کامل رفع شد. پوتین در این سفر به طور واضح موافقت خود را با این مسیر نشان داد و به اظهارنظر درباره تحولات قفقاز جنوبی پرداخت، سرگی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه این اظهارنظر را بسط داد و ماریا زاخارووا، سخنگوی وزارت امور خارجه این کشور آن را برای خبرنگاران توضیح داد.
سرگی لاوروف در این سفر گفت: «ما مطمئن هستیم که پیروی از توافقات سهجانبه که توسط رهبران روسیه، آذربایجان و ارمنستان در سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۲ منعقد شدهاند، چه در ظاهر کلمات، چه در باطن، بیشترین اهمیت را دارد. مفاد آنها وضعیت را در تمام جنبههای آن و همچنین مسائل باقی ماندهای را که باید برای دستیابی به یک توافق نهایی و جامع حل و فصل شود، پوشش میدهد. روسیه طرفدار انعقاد پیمان صلح و رفع انسداد ارتباطات در سریعترین زمان ممکن است. متأسفانه، این رهبری ارمنستان است که از مقررات مربوط به ارتباطات از طریق استان سیونیک ارمنستان، با وجود امضای نیکول پاشینیان، کوتاهی کرده است. درک معنای این موقعیت برای ما دشوار است. جلسات و اسناد سهجانبه چارچوبی را تعریف کردند و همچنان مرتبط هستند.»
این مواضع مقامهای ارشد روس در کنار اقدامات مسکو از زمان جنگ ۴۴ روزه ۱۳۹۹ میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان، و همچنین مسائل مهمی که روسها در سطح منطقه و بینالملل با آن دست به گریبان هستند، نشان دهنده موافقت روسیه با دالان زنگزور تا پیش از اینکه به «مسیر ترامپ» تغییر نام دهد، بود. زیرا در نگاه مسکو:
– دالان جعلی زنگزور مطابق با ماده ۹ توافقنامه سهجانبه ۱۹ آبان ۱۳۹۹، میتوانست حضور و نفوذ روسیه در قفقاز جنوبی را تأمین کند؛ چراکه این ماده، کنترل دالان فوق را به سازمان سرویس مرزی روسیه (FSB) واگذار کرده بود؛
– مسیرهای ارتباطی برقرار میشد. با وجود این، روسها اصطلاح «رفع انسداد مسیرهای حمل و نقل» را به جای اصطلاح «دالان زنگزور» به کار میبردند. این اجتناب کاملا آگاهانه بود. زیرا، «دالان» معنایی فراتر از راه و مسیر حمل و نقل دارد که بازیگران مختلف، به ویژه کشورهای غربی میتوانند با تفسیرهای مختلف وارد آن شده و در راستای اهداف ضد روسی خود از آن استفاده کنند؛
– دالان زنگزور تقویت کننده و رونقبخش مسیر شمال ـ جنوب بود؛
– مسیر فوق میتواند در فروش انرژی روسیه در زمان تحریم کمک کند؛
– باز شدن این مسیر ارتباطی در منطقه به وابستگی روسیه به گرجستان پایان خواهد داد.
روسها براین باور بودند که موافقت با مسیر ارتباطی، به این معنا نیست که جاده را برای غربیها صاف میکنند، بلکه میتوانند بهنحوی غربیها را از این طریق مدیریت کنند. زیرا، اگر بهفرض، غربیها در منطقه در ارتباط با منابع انرژی سرمایهگذاری کردند یا اگر بخواهند در منطقه با ارمنستان کار کنند، یا حتی بتوانند به آسیای مرکزی ورود کنند، این مسیر میتواند مسیر اصلی اتصال غربیها باشد. اگر روسیه بتواند آن را مدیریت کند، این ارتباط را هم مدیریت کرده است. علاوه براین، میتواند خود ارمنستان، جمهوری آذربایجان و گرجستان را نیز مدیریت میکند.
اگرچه یکی از دلایل روسیه در حمایت از ایجاد دالان زنگزور، تضمین حضور خود در ارمنستان و منطقه از طریق کنترل و مدیریت آن است، اما نکته حائز اهمیت در این نگاه روسیه، بنا کردن همه دیدگاهها و تحلیلها بر روی یک احتمال بسیار ضعیف و در واقع، یک اشتباه بود. عمده نگاه مسکو به دالان جعلی زنگزور، به دراختیار گرفتن کنترل این مسیر توسط روسیه وابسته بود. این در حالی است که روند رفتار ارمنستان پس از جنگ ۴۴ روزه قرهباغ و همچنین نفوذ آمریکا و اروپا بر ایروان، حاکی از این بود که دولت غربگرای پاشینیان و شرکای غربی آن حضور روسیه در مدیریت و کنترل دالان را برنمیتابند.
این فرض وجود دارد که روسیه به این نکته واقف بود، اما به دلیل مسائل ناشی از جنگ با اوکراین و برای فرار از تحریمها و انزوای سیاسی در شرایط اضطرار قرار دارند و مجبورند به اعطای برخی امتیازها به برخی بازیگران تن دهند.
مشارکت آمریکا در ایجاد دالان موردنظر ارمنستان، روسیه را بیش از پیش به اشتباه خود آگاه کرد. به طوری که روسها امروز اذعان میکنند که مسیر ترامپ در کنار توسعه زیرساختها و تقویت اتصال منطقهای، حضور پایدار آمریکا را در امتداد کریدور میانی (آسیای مرکزی ـ خزر ـ قفقاز جنوبی ـ ترکیه ـ اروپا) برقرار میکند که این امر به دور زدن روسیه و محدود کردن آن منجر میشود. از نظر روسیه مسیر ترامپ فراتر از درک سنتی از حمل و نقل است و اهداف سیاسی، ژئوپلیتیکی، امنیتی و اقتصادی را در یک چارچوب استراتژیک واحد ترکیب میکند. از نظر روسها این مسیر به عنصر تعیینکنندهای از تعامل مجدد آمریکا با کشورهای قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی تبدیل شده است. به همین دلیل، رفته رفته به تهدیدهای آن افزوده میشود؛ تهدیدهایی که میتواند حضور روسیه را در زیرساختها و ساختارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی این منطقه تضعیف کند.
آگاهی روسها از زیانها و خطرهای اعطای این امتیازها برای روسیه، این احتمال را به وجود میآورد که همچون خرسی که از خواب زمستانی بیدار شده، گشنه و تشنه در پی به دست آوردن غذا (منافع از دست رفته روسیه)، نظم موجود در اطراف خود را برهم زند. این رفتار احتمالی روسیه به روند جنگ در اوکراین بستگی دارد؛ اینکه روسها در این جنگ پیروزی شوند یا شکست بخورند.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.





۰۸:۲۸ - ۱۴۰۴/۱۱/۱۵
۱۰:۳۹ - ۱۴۰۴/۱۱/۱۵