به گزارش مشرق، پیروزی برابر منچسترسیتی و آرسنال، اتفاقی که فقط یک ماه پیش، حتی خوشبینترین هواداران منچستریونایتد هم تصورش را نمیکردند.
در نوامبر ۲۰۲۱ اولهگونار سولسشایر پس از شکست فاجعهبار ۴ بر یک مقابل واتفورد و سقوط منچستریونایتد به رتبه هشتم لیگ برتر از سمت سرمربیگری این تیم برکنار شد. ورود کریستیانو رونالدو مدل همیشگی ضدحملهای تیم را از هم پاشیده بود و سولسشایر هرگز نتوانست معمای سازگار کردن ساختار بازی با ستاره پرتغالی را حل کند.
در این فضای آشفته، مایکل کریک بهصورت موقت هدایت تیم را بر عهده گرفت، هافبک پیشین یونایتد که در سال ۲۰۱۸ از فوتبال خداحافظی کرده و به کادر فنی ژوزه مورینیو پیوسته بود. اگرچه مورینیو خیلی زود باشگاه را ترک کرد، اما کریک ماند و بهعنوان دستیار سولسشایر به کار خود ادامه داد. در همان مقطع، فضای باشگاه مملو از عدم قطعیت بود، نامهایی چون زینالدین زیدان، مائوریسیو پوچتینو و لوئیس انریکه در راهروهای اولدترافورد زمزمه میشد. با این حال، بازیهای حساسی در پیش بود؛ با ویارئال در لیگ قهرمانان و سپس چلسی و آرسنال در لیگ برتر.
آخرین آزمون، آرسنال میکل آرتتا بود، تیمی که دیگر آن آرسنال شکننده سالهای قبل نبود. نونو تاوارس و محمد الننی در کنار نسل آیندهدار توپچیها؛ گابریل ماگالاش، مارتین اودگارد و بوکایو ساکا میدویدند و میجنگیدند. با این حال، منچستریونایتد خودش مشکلات بزرگتری داشت. مسابقهای پرهیجان با پیروزی ۳ بر ۲ یونایتد به پایان رسید؛ دو گل از رونالدوی ۳۶ ساله و یک گل از برونو فرناندز. کریک با سری بالا زمین را ترک کرد و همانجا زمزمهای میان هواداران شکل گرفت: «چرا او را نگه نداشتیم؟»
بیش از چهار سال بعد، همان پرسش دوباره مطرح شد. آیا حالا وقتش رسیده است که کریک را نگه داریم؟

درسهایی از میدلزبورو
برای درک بهتر مسیر امروز کریک، باید نگاهی کوتاه به گذشتهاش بیندازیم. پاییز ۲۰۲۲، او هدایت میدلزبورو را بر عهده گرفت، تیمی که در آن زمان در منطقه سقوط دست و پا میزد. با حضور کریک، میدلزبورو جان گرفت و تا پلیآف صعود کرد، هرچند در نیمه نهایی مغلوب کاونتری شد. ستاره آن فصل، چوبا آکپوم بود، مهاجم پیشین آکادمی آرسنال که با ۲۸ گل در ۴۰ بازی درخشید و با ۱۲.۳ میلیون یورو راهی آژاکس شد.
نقطه قوت میدلزبورو، فوتبال سریع و عمودی بود اما با گذشت زمان، رقبا به سبک بازی کریک عادت کردند. باشگاه نیز با خریدهای کیفی دست مربی را پر نکرد. دو فصل متوسط (رتبههای هشتم و دهم) در نهایت به جدایی انجامید. خود کریک هم بیاشتباه نبود با تأخیر در تعویضها و نوعی محافظهکاری ذهنی. هواداران میدلزبورو او را بیش از حد روشنفکر و فاقد سرسختی لازم میدانستند. شدت کم بازی در یکسوم هجومی با توجه به ضعف فیزیکی تیم یکی دیگر از انتقادهای جدی بود، اما در منچستریونایتد همه چیز متفاوت آغاز شد.
بازگشت به اصول ساده
کریک به تیمی آمد که از پیچیدگیهای تاکتیکی مربی قبلی و شکستهای متوالی خسته شده بود. بازگشت به فوتبال ساده برای بازیکنان مثل نفس تازه بود. این موضوع را حتی دروازهبان تیم، سن لامنس صراحتاً بیان کرد: «صادقانه بگویم، کریک کار خارقالعادهای نکرد. او فقط به اصول اولیه پایبند بود. فوتبال یعنی اصول. اگر آنها را درست اجرا کنید، کیفیت تیم خودش را نشان میدهد. ما بازیکنانی داریم که میتوانند جریان بازی را عوض کنند. مایکل خیلی شفاف گفته چه میخواهد».
طبق گزارشها، کریک شدت تمرینات را بالا برد و بازیکنان را روی اهداف مشخص متمرکز کرد. تفاوت اصلی او با روبن آموریم همینجا بود. آموریم تیم را با اطلاعات اضافه و پیچیدگیهای غیرضروری خفه کرده بود. کریک در عوض تنش روانی تیم را به سرعت کاهش داد. همچنین تجربه بازی در بالاترین سطح و پیوند عاطفیاش با باشگاه، نقش کلیدی داشت.
تمرکز بر آمادگی بدنی نیز نتیجه داد. هرچند باید اعتراف کرد که آموریم پایه فیزیکی خوبی ساخته بود، اما در تنظیمات تاکتیکی غرق شده بود. کریک این انرژی را جهت داد. در برد ۲ بر صفر مقابل سیتی، چهار بازیکن یونایتد بیشترین دوندگیهای سرعتی را ثبت کردند؛ آماد دیالو، پاتریک دورگو، برونو فرناندز و دیوگو دالوت. نتیجه؟ دو پیروزی بزرگ مقابل دو غول لیگ.
انتقالهای سریع، خط میانی فشرده همه چیزهایی که کریک در چمپیونشیپ آزموده بود، اینجا با دقت بیشتری اجرا شد. موفقیت یونایتد در جزئیات نهفته است، نه جادو.

تولد دوباره پاتریک دورگو
جذب مدافع چپ یکی از خواستههای اصلی آموریم در نقلوانتقالات بود، چرا که یونایتد مدتها از نبود یک فولبک چپ تخصصی رنج میبرد. دورگو با ۳۰ میلیون یورو از لچه آمد، پس از آنکه گزینه اول، نونو مندس، قراردادش را با پاریسنژرمن تمدید کرد، با این حال شروع دورگو فاجعهبار بود. دوندگی زیاد اما بدون درک بازی، عجول در حمله، ضعیف در ریکاوری و بیدقت در تصمیمگیری. هواداران او را بدترین خرید تیم میدانستند و خواهان بازگشت تایرل مالاسیا بودند. تا اینکه اتفاقی غیرمنتظره رخ داد.
به دلیل مشکلات نفرات، آموریم در اواخر دسامبر مقابل نیوکاسل با سیستم ۱-۳-۲-۴ بازی کرد. دورگو در جناح راست خط حمله قرار گرفت و گل پیروزی را زد. او مقابل ولورهمپتون و لیدز هم در مثلث هجومی حضور داشت.
آموریم رفت، اما این نقش جدید باقی ماند. کریک و دارن فلچر، دورگو را از این پست عقب نکشیدند. نقاط قوت تهاجمیاش، ضعفهای دفاعی را پوشاند. پاس گل مقابل برنلی، گلزنی برابر سیتی و آرسنال و حالا، همان هواداران منتقد او را میستایند.
دفاع فشرده و انتخاب جنگجوها
منچسترسیتی و آرسنال آمارهای ضعیفی برابر منچستریونایند ثبت کردند. راز این موفقیت ساده است؛ بلوک دفاعی فشرده و پیروزی در دوئلها. زوج مارتینز و مگوایر مکمل هم هستند، یکی استاد نبردهای فیزیکی و پرس، دیگری مسلط در بازی هوایی و خواندن فضا.
لوک شاو هم به فرم ایدهآلش بازگشته است. اضافه شدن دیالو و دورگو در کنارهها، تعادل دفاعی را کامل کرد، اما مهمتر از همه، برونو فرناندز سرانجام پوششی واقعی پشت سرش دارد و بازگشت کوبی مینو در کنار کاسمیرو، ساختار میانی را تثبیت کرد. کاسمیروی ۳۳ ساله با انگیزه رسیدن به لیگ قهرمانان دوباره شبیه یک هافبک جنگنده کلاسیک بازی میکند.

امبمو؛ شماره ۹ غیرمنتظره
جستوجوی یونایتد برای مهاجم نوک، با بنجامین ششکو به بنبست خورد با آماری ضعیف در گلزنی، فشار روانی و ناامیدی. در این بین هولوند راهی ناپولی شده بود و زیرکزی برای این نقش کند به نظر میرسید. با این اوصاف کریک سادهترین راه را انتخاب کرد: برایان امبمو، مهاجمی که در برنتفورد بارها بهعنوان شماره ۹ بازی کرده بود. در دیدارهای اخیر دوندگی، هوش حرکتی و درک فضاییاش جواب داد و گلزنی مقابل سیتی و آرسنال مهر تأییدی بود بر عملکرد او.
بازگشت روح یونایتد
کریک میخواهد روح منچستریونایتد قدیم را زنده کند؛ همان ذهنیت قهرمانی مرموز. آموریم هرگز با اولدترافورد یکی نشد. کریک اما از دل این باشگاه آمده است. در این بین هدف روشن است؛ سهمیه لیگ قهرمانان اروپا. یونایتد حالا چهارم است، سیستمش هم ساده، مؤثر و قابل اجراست، اما یک پرسش باقی میماند؛ آیا کریک مقابل تیمهای پایین جدول هم موفق خواهد بود؟
تا تابستان، کسی به او دست نخواهد زد و این یعنی مایکل کریک، دستکم فعلاً به یکی از جذابترین متغیرهای لیگ برتر تبدیل شده است.



