کد خبر 1781305
تاریخ انتشار: ۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۱:۰۷
وقتی شهر قربانی خشم بی‌نام شد

دی‌ماه که به نیمه رسید، شعله‌ها نه فقط به جان ایستگاه‌های اتوبوس و پل‌های عابران افتادند، که به دل شهر خزیدند؛ مشهد در سکوت شب، قربانی خشمی شد که نه نام داشت، نه نشانی از مردم.

به گزارش مشرق، شب‌های دی‌ماه ۱۴۰۴ در مشهد، دیگر بوی زمستان نمی‌داد؛ بوی دود می‌آمد. بوی پلاستیکِ سوخته‌ ایستگاه‌های اتوبوسی که روزها مأمن انتظار مردم بودند و شب‌ها به تلی از خاکستر بدل شدند. هنوز چراغ برخی ایستگاه‌ها روشن بود که شعله‌ها از دل شیشه‌ها زبانه کشیدند؛ نیمکت‌هایی که شاهد خستگی کارگران و دانشجویان بودند، در آتش خشم اغتشاشگران ذوب شدند.

در خیابان‌های شلوغ شهر، پل‌های هوایی عابران که قرار بود پناهی برای عبور امن مردم باشند، یکی پس از دیگری زخمی شدند. شیشه‌های شکسته، پله‌های سوخته و بدنه‌هایی سیاه‌شده، تصویر عبور و مرور شهری را به صحنه‌ای از ویرانی بدل کرد. پل‌هایی که هر روز سالمندان، کودکان و مادران از آن‌ها عبور می‌کردند، حالا نشانه‌ای از خشونت کور بودند.

در گوشه‌ای دیگر از شهر، صدای شکستن شیشه‌ها سکوت شب را درید. عابربانک‌ها، این ابزار ساده‌ زندگی روزمره، بی‌هیچ دلیلی هدف حمله قرار گرفتند. دستگاه‌هایی که برای کمک به مردم نصب شده بودند، یا در آتش سوختند یا با ضربه‌های پیاپی از کار افتادند؛ و صف‌های فردای مردم، طولانی‌تر شد.

روایت شهروندان مشهد از شب‌هایی می‌گوید که ترس، جای آرامش را گرفت و تخریب، جای مطالبه را. حوادثی که نه نشانی از اعتراض داشت و نه نسبتی با خواست مردم؛ بلکه فقط زخمی تازه بر پیکر شهری بود که نفس می‌کشید.

مشهد، این روزها هنوز ایستاده است؛ با ایستگاه‌هایی که باید دوباره ساخته شوند، پل‌هایی که باید ترمیم شوند و خاطره پس از دیگری زخمی شدند. شیشه‌های شکسته، پله‌های سوخته و بدنه‌هایی سیاه‌شده، تصویر عبور و مرور شهری را به صحنه‌ای از ویرانی بدل کرد. پل‌هایی که هر روز سالمندان، کودکان و مادران از آن‌ها عبور می‌کردند، حالا نشانه‌ای از خشونت کور بودند.

در گوشه‌ای دیگر از شهر، صدای شکستن شیشه‌ها سکوت شب را درید. عابربانک‌ها، این ابزار ساده‌ زندگی روزمره، بی‌هیچ دلیلی هدف حمله قرار گرفتند. دستگاه‌هایی که برای کمک به مردم نصب شده بودند، یا در آتش سوختند یا با ضربه‌های پیاپی از کار افتادند؛ و صف‌های فردای مردم، طولانی‌تر شد.

روایت شهروندان مشهد از شب‌هایی می‌گوید که ترس، جای آرامش را گرفت و تخریب، جای مطالبه را. حوادثی که نه نشانی از اعتراض داشت و نه نسبتی با خواست مردم؛ بلکه فقط زخمی تازه بر پیکر شهری بود که نفس می‌کشید.

مشهد، این روزها هنوز ایستاده است؛ با ایستگاه‌هایی که باید دوباره ساخته شوند، پل‌هایی که باید ترمیم شوند و خاطره‌ شب‌هایی که آتش، به جان شهر افتاد، اما نتوانست امید را بسوزاند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 6
  • در انتظار بررسی: 0
  • محسن آزاد IR ۰۱:۲۳ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۷
    0 0
    ارتباط خاصی با مشهدی ها نداشته ام دوران آموزشی مشهد بودم
  • IR ۰۶:۲۹ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۷
    1 0
    چرا این همه خشم ؟ از کجا میاد این حد خشونت ؟
    • IR ۰۸:۵۲ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۷
      0 0
      کار تروریست که دیگه چرا نداره. اسمش روشه..!
  • ابی IR ۰۶:۵۶ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۷
    0 0
    اگر نوجوانان بی دین و مشتاق بی بند و باری به جان نظام افتاده اند تقصیر کیست؟
    • IR ۰۸:۵۴ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۷
      2 0
      تقصیر بی دینی و نوجوانان بی بند و بار است
  • IR ۱۰:۰۸ - ۱۴۰۴/۱۱/۰۷
    0 0
    جلوی توزیع مواد رو در مشهد بگیرید . مجازات توزیع مواد مرگه. مشهد دوم شهر ایران لونه مواد افیونی و لاشی ها چاقو کش ها و متخلفینی هست که از کشورهای همسایه راحت قاچاق جابجا میکنن. مناطق مرفه و پایین تفاوت طبقاتی بالا دارند و مناطق ضعیف درگیر بزه از انواع و اقسامند و برای این نوع جنایات تروریستی در قبال پول همه کاری می کنند. با تهران قابل قیاس نیست. مشهدی ها به لحاظ تاریخی خلق و خو جسور تر از تهرانی ها هستند.

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس