به گزارش مشرق، یک کارشناس امنیتی، درخصوص پروژه عوامل آموزشدیدهی موساد جهت کشتهسازی در بستر اغتشاشات اخیر، گفت: ترورهای خیابانی در میدان اغتشاشات که بهنام پروژه کشتهسازی دشمن شناخته میشود اساساً موضوع جدیدی نیست و حتی در دهه ۶۰ نیز توسط گروههای تروریستی نظیر منافقین اجرا میشده است. اما میتوان گفت در یک دهه اخیر استفاده از این الگو شدت بیشتری پیدا کرده است.
وی افزود: اینکه چرا در سالهای اخیر و در اعتراضات اقتصادی سال ۹۶، اعتراضات بنزینی ۹۸، حوادث ۴۰۱ و اکنون در سال ۴۰۴ بیشتر از گذشته از این الگو استفاده میشود دلایل متنوعی دارد؛ اما اگر بخواهیم به تعدادی از آنها اشاره کنیم باید گفت مدیریت هوشمند دستگاههای انتظامی و امنیتی در صحنه اغتشاشات در سالهای اخیر نظیر استفاده بسیار کم و محدود از سلاحهای جنگی و استفادههای جایگزین نظیر سلاح پینتبال یا مدیریت هوشمندانه میدان اغتشاشات که با کمترین درگیری و خونریزی همراه باشد، باعث شده دشمن مجبور به استفاده بیشتر از این الگو شود.
این کارشناس امنیتی گفت: اساساً عناصر دشمن برای روشن نگه داشتن صحنه درگیریهای خیابانی نیاز به ریختن خون دارند! در واقع بالا رفتن تعداد کشتهها هم صحنه میدان را رادیکالتر میکند و هم به تداوم درگیریها کمک میکند. عناصر مسلح دشمن در صحنه اغتشاشات بهدنبال سوژههایی برای ترور میگردند تا خون ریخته شده را بر گردن جمهوری اسلامی انداخته تا هم خشم و خشونت میدان درگیری را افزایش دهند و هم به تداوم آن کمک کنند.
وی اظهار داشت: تجربه نشان داده اولاً سوژههای ترور در کشتهسازی از میان صف مأمورین حاضر در میدان انتخاب نمیشوند! به این دلیل که یک مأمور که در میدان اغتشاشات ترور شده در واقع شهید حاکمیت است و استفاده چندانی برای جبهه دشمن ندارد. حتی خیلی از مواقع این خونهای پاک که در راه امنیت کشور ریخته شدهاند، سبب آگاهی مردم و جدایی آنها از میدان اغتشاش و درگیری میگردند. ثانیاً بر خلاف تصور عموم، سوژهها از نقاط کانونی اغتشاشات انتخاب نمیشوند! زیرا از یکسو کشتههای میانه میدان اغتشاشات درواقع بهنوعی از ظرفیتهای قابل سوءاستفاده دشمن کم میکند و از سوی دیگر باعث ترس و پراکندگی جمعیتها، ولو بهصورت مقطعی میشود.
کارشناس امنیتی خاطر نشان کرد: پس دشمن دنبال سوژهای میگردد که هم در میدان بوده و هم خونش قابل بهرهبرداری باشد و هم به صحنه تجمعات آسیب نزند. این ویژگیها را میتوان در تماشاچیان میدان، عابرین اطراف صحنه اغتشاشات یا حداقل در میان تجمعکنندگان حاضر در اطراف میدان اغتشاشات پیدا کرد. یعنی کسانی که علیرغم حضور در صحنه اغتشاشاش در حواشی میدان ایستادهاند و نقش محوری در خرابکاری و درگیریها ندارند. در مورد ویژگیهای ظاهری سوژهها هم باید گفت معمولاً افراد کمسنتر مانند جوانان و نوجوانان اولویت ترور هستند. چراکه دشمن بعداً سعی در استفاده تبلیغاتی از این کشتهها هم دارد؛ پس هر کشتهای که بیشتر بتواند احساسات افکار عمومی را جریحهدار کند، سوژه مناسبتری برای آنان است.
وی افزود: در سالهای اخیر سوژههای از بینرفته در میدان اغتشاشات غالباً در همین چارچوب بودهاند. بهعنوان مثال خانم مسنی که از پنجره ساختمان مسکونیاش در طبقه پنجم در حال نظاره درگیری خیابانی بوده که از مکانی نامعلوم هدف قرار گرفته است. یا جوانی که در حال پیوستن به صحنه اغتشاش بوده، اما دو خیابان مانده به محل اصلی درگیری هدف قرار گرفته است. یا در نمونهای دیگر نوجوانی که در حال ترک صحنه درگیری و بازگشت به خانه بوده که در کوچهای خلوت هدف قرار گرفته است.
این کارشناس امنیتی گفت: تقریباً در همه این موارد ویژگیهای مشترکی وجود دارد؛ بهعنوان نمونه سلاح و گلوله استفاده شده در پروژه کشتهسازی با سلاحهای سازمانی تفاوت دارد یا حتی در زمانی که مأمورین حاضر در میدان اساساً سلاح جنگی به همراه نداشتهاند، ترور صورت گرفته است. محل ترور فاصله معناداری با مرکز اغتشاشات داشته و زمان انجام ترور دقایقی قبل از شکلگیری درگیری در میدان بوده است.همچنین اینکه حتی سوژه هیچ ربط یا سابقهای برای حضور در اغتشاشات نداشته است.
وی اظهار داشت: در همه این موارد بلافاصله فضاسازی پُرحجم دشمن در رسانههای پر تعداد آغاز شده و در بسیاری موارد با وجود دلایل متقن، خانواده متوفی را در فضایی هیجانی، احساسی و پر از خشم مجاب میکنند که فرزندشان با گلوله نیروهای نظامی و امنیتی هدف قرار گرفته است.
کارشناس امنیتی بیان کرد: خانوادهها باید برای دوری فرزندانشان از صحنه اغتشاشات و درگیریها جدیت داشته باشند؛ پدر و مادرها اولاً بدانند که دشمن در جنایت هیچ حد و مرزی نمیشناسد و ثانیاً توجه کنند گاهی تماشاچیِ صرف چنین میادینی، قربانی بیگناه پروژه کثیف دشمن جنایتکار است.




۰۳:۰۶ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۵