انتقال آب دریا به مرکز ایران؛ نجات‌بخش یا فاجعه زیست‌محیطی؟

آیا انتقال آب از خلیج فارس و دریای عمان به فلات مرکزی ایران می‌تواند ناجی بحران کم‌آبی باشد یا خود به آغاز فاجعه‌ای تازه در مبدأ و مقصد این آب بدل خواهد شد؟

به گزارش مشرق، ایران امروز با بحران آب روبه‌رو شده است؛ جایی که میزان مصرف منابع آبی به ‌طور مستمر از ظرفیت تجدیدپذیری آن‌ها فراتر رفته است. این برهم‌ خوردن تعادل میان عرضه و تقاضا فشار شدیدی بر سدها، چاه‌ها و سفره‌های زیرزمینی وارد کرده است. مدیریت ناکافی منابع و عدم تطابق سیاست‌های مصرف با نیاز واقعی جمعیت، پیچیدگی بحران را افزایش داده است. بدون برنامه‌ریزی بلندمدت و بهره‌گیری از فناوری‌های نوین در صرفه‌جویی و بازچرخانی آب، کاهش پایدار منابع آبی ایران اجتناب‌ناپذیر خواهد بود.

یکی از دلایل اصلی برهم‌خوردن تعادل بین مصرف و تقاضا، ناکارآمدی سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی منابع آب کشور است. این سیاست‌گذاری‌ها در ایران همواره شکل ثابتی نداشته و با تغییرات اجتماعی و سیاسی دستخوش تحولات و اصلاحات متعدد شده‌اند.

با توجه به اهمیت این موضوع، در پرونده‌ای با عنوان «آسیب‌شناسی سیاست‌های آبی در ایران» تلاش می‌کنیم با ارائه گزارش‌های پژوهشی و گفت‌وگو با کارشناسان و صاحب‌نظران حوزه آب، به بررسی و تحلیل مشکلات موجود و ارائه راهکارهای عملی برای مدیریت بهتر منابع آبی بپردازد.

در خصوص گزارش پیش‌رو باید گفت که انتقال آب بین حوضه‌ای به‌ ویژه انتقال آب از دریاها و اقیانوس‌ها به مناطق خشک و نیمه‌خشک یکی از راهکارهای مهم برای تأمین منابع آبی پایدار در مناطقی است که با بحران کمبود آب مواجه‌اند. در این راستا، پروژه انتقال آب دریای عمان به فلات مرکزی ایران به‌ عنوان یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین پروژه‌های زیربنایی در این حوزه در دستور کار قرار گرفته است. یکی از این پروژه‌ها که با هدف تأمین آب مورد نیاز صنایع کلیدی استان اصفهان به‌ ویژه صنعت فولاد مبارکه اجرا شده است، نقطه‌عطفی در حل بحران‌های آبی در این منطقه به شمار می‌رود.

مدافعان این طرح‌ها معتقدند که این اقدام می‌تواند کمبود آب شرب و صنعتی در مناطق خشک را جبران و از بحران‌های آتی جلوگیری کند اما دغدغه‌ اصلی این است که آیا چنین اقدامی واقعاً راه‌حل پایدار بحران آب کشور است یا صرفاً واکنشی پرهزینه و شتاب‌زده مقابل خشکی فزاینده و مدیریت ناکارآمد منابع آبی؟ در این گزارش به تحلیل ابعاد مختلف این پروژه و پیامدهای آن در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی و محیط‌زیستی پرداخته خواهد شد و از دیدگاه‌های مختلف چه طرفداران و چه منتقدان به بررسی مزایا و معایب این طرح خواهیم پرداخت.

نگرانی‌های زیست‌محیطی در مبدأ و مقصد انتقال آب

فاطمه ظفرنژاد، پژوهشگر آب و توسعه پایدار در مقاله‌ای با عنوان «آیا انتقال آب دریا به مناطق مرکزی ایران راه حل پایدار مشکل کم آبی است؟» بر پیامدهای جدی زیست‌محیطی طرح‌های انتقال آب از خلیج فارس و دریای عمان تأکید کرده است. این نگرانی‌ها دووجهی هستند: در حوزه‌ ساحلی و مبدأ برداشت عواملی چون تغییر در ترکیب شوری آب، تخریب زیستگاه‌های دریایی، نابودی اکوسیستم‌های ماهیان و آلودگی ناشی از پساب‌های شور فرآیند شیرین‌سازی می‌توانند اکوسیستم‌های ساحلی را دچار تخریب فاجعه‌بار کنند. در سمت خشکی (مقصد و مسیر انتقال)، احداث خطوط لوله و پروژه‌های زیرساختی عظیم مهندسی به ‌دلیل شکنندگی منابع طبیعی ایران منجر به تخریب پوشش گیاهی، کاهش تنوع زیستی و اخلال در الگوهای طبیعی جریان آب خواهد شد. [۱]

انتقاد اصلی منتقدان، متمرکز بر تغییر اولویت‌ها و بزرگ‌نمایی رسانه‌ای این پروژه‌های زیرساختی است. سمیه رفیعی نماینده مجلس و یوسف خلج امیرحسینی کارشناس امور منابع آب تأکید دارند که این رویکرد، ارزش‌گذاری اقتصادی محیط‌زیست را نادیده گرفته و باعث به حاشیه رفتن راهکارهای اساسی‌تر مدیریتی و اصلاح الگوی مصرف می‌شود. رفیعی با اشاره به اینکه بارگذاری بیش از ظرفیت فلات مرکزی ریشه بحران است اجرای طرح‌های انتقال را آخرین راهکار می‌داند. خلج امیرحسینی این پروژه‌ها را تنها در شرایط بحرانی و به ‌صورت موقتی قابل قبول می‌داند، نه یک راه‌حل دائمی برای تأمین نیاز صنایع آب‌بَر و آلاینده مانند فولاد و پالایشگاه‌ها در مناطقی چون اصفهان که دیگر توان تحمل فشارهای جدید زیست‌محیطی را ندارند.

از منظر کلان محمدحسین امید رئیس دانشگاه تهران، این نوع انتقال‌ها (دریا یا آب‌های عمیق) را راه‌حل‌هایی شبه‌علمی و ناکافی دانسته که تنها بخش ناچیزی از نیاز کشور را پوشش می‌دهند. چالش‌های اجرایی این طرح‌ها قابل توجه است.

خلج امیرحسینی به هزینه‌های سنگین مالی و نیاز بالای انرژی به ‌ویژه در شرایط ناترازی انرژی کشور اشاره می‌کند. در مجموع کارشناسان متفق‌القول‌اند که دست‌اندازی بیش از حد به طبیعت بدون در نظر گرفتن آمایش سرزمینی و مطالعات بلندمدت، تبعات جبران‌ناپذیری به همراه دارد و اگر این پروژه‌ها به جای اصلاح الگوی مصرف و مدیریت منابع به یک رویه‌ معمول تبدیل شوند، تنها بحران جدیدی را بر مشکلات موجود کشور تحمیل خواهند کرد. کشورهای توسعه ‌یافته بیش از ۸۰ درصد طرح‌های انتقال آب را برای آب شرب اجرا کردند در حالی‌ که در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران تمرکز عمدتاً بر تأمین آب کشاورزی از طریق احداث تونل‌های بلند بوده است.

ابعاد اقتصادی و اجتماعی پروژه‌های عظیم انتقال آب

نگاه اقتصادی و اجتماعی به پروژه‌های عظیم انتقال آب، ابعاد حیاتی‌تری را نمایان می‌سازد. فاطمه ظفرنژاد معتقد است که از منظر اقتصادی، هزینه‌های مطالعه، طراحی، ساخت، بهره‌برداری و نگهداری این پروژه‌های عظیم سرسام‌آور است و این بودجه‌های کلان ملی در حالی درگیر می‌شوند که پایداری و بازده بلندمدت آن‌ها تضمین ‌شده نیست. از منظر اجتماعی، اجرای چنین طرح‌هایی پیامدهای گسترده‌ای بر جوامع محلی دارد که شامل مهاجرت‌های اجباری، تغییر مشاغل سنتی و برهم‌خوردن الگوهای بومی زیست و تولید می‌شود؛ این اثرات به ناپایداری اجتماعی و تضعیف عدالت منطقه‌ای دامن می‌زند. همچنین انتقال آب میان استان‌ها، مسائل پیچیده‌ای در خصوص مالکیت و تقسیم حقوقی منابع ایجاد کرده و احتمال بروز منازعات حقوقی و سیاسی بین مناطق را افزایش می‌دهد. [۲]

در مقابل این انتقادات ساختاری زهرا سعیدی نماینده مجلس با تأکید بر اجتناب‌ناپذیری طرح انتقال آب بر ضرورت مدیریت مصرف در کنار اجرای آن تأکید می‌کند. وی هزینه‌های بالای شیرین‌سازی را دلیلی برای نهادینه‌سازی فرهنگ مصرف بهینه انرژی و آب در میان مردم، کشاورزان و صنایع می‌داند.

با این حال سعیدی نیز اذعان دارد که این پروژه تنها یک راهکار موقتی است و تأثیر آن در مقایسه با نیاز آبی گسترده اصفهان محدود خواهد بود؛ اقدام صنایع (مانند پالایشگاه و فولاد مبارکه) در کاهش مصرف، صرفاً نقش «مسکن موقت» را دارد. کارشناسان شورای اسلامی شهر اصفهان نیز این دیدگاه را تقویت کرده و معتقدند سهم آب تأمین ‌شده از این طرح برای صنایع در برابر کسری بیش از یک میلیارد مترمکعبی حوضه زاینده‌رود ناچیز است و نباید این توهم ایجاد شود که پروژه مزبور بحران عمیق آبی استان را حل خواهد کرد.

پروژه انتقال آب بین‌حوضه‌ای جهان چگونه انجام شده است؟

در مقاله‌ایی با عنوان «تجارب و پیامدهای انتقال آب بین‌حوضه‌ای در جهان» [۳] نویسندگان با مرور حدود ۱۷۰ پروژه‌ انتقال آب در کشورهای مختلف، تجربه‌های حاصل از این طرح‌ها را تحلیل کرده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که بیشترین انگیزه‌ اجرای چنین طرح‌هایی تأمین آب شرب و کشاورزی بوده است، به ‌طوری‌ که نزدیک به نیمی از پروژه‌ها صرفاً برای این ۲ هدف انجام گرفته‌اند. اوج اجرای این طرح‌ها در قرن نوزدهم و به ‌ویژه در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ رخ داده زمانی که رشد شهرنشینی و نیاز به توسعه‌ زیرساخت‌های آبی افزایش یافت.

کشورهای توسعه ‌یافته بیش از ۸۰ درصد طرح‌های انتقال آب را برای آب شرب اجرا کردند در حالی‌ که در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران تمرکز عمدتاً بر تأمین آب کشاورزی از طریق احداث تونل‌های بلند بوده و ظرفیت انتقال سالانه در ایران حدود ۶/۳۵ کیلومتر مکعب گزارش شده است. تجربه جهانی نشان داده است که طرح‌های انتقال آب باید منحصراً در شرایط اضطراری مطلق و صرفاً برای رفع نیاز فوری آب شرب اجرا شوند؛ این پروژه‌ها نباید به عنوان راه‌حل دائمی کم‌آبی تلقی گردند.

در ادامه نویسندگان با بررسی تجربه‌های کشورهایی چون چین، هند، استرالیا، اسپانیا، آلمان و ترکیه به این نتیجه رسیده‌اند که طرح‌های انتقال آب علاوه بر جنبه‌های فنی و اقتصادی تأثیر عمیقی بر وضعیت اجتماعی، محیط‌زیستی و هیدرولوژیکی هر دو حوضه‌ی مبدأ و مقصد دارند. تجربه‌ جهانی نشان داده که بسیاری از پروژه‌ها در بلندمدت موجب تضعیف شرایط زیست‌محیطی، افزایش هزینه‌های اجتماعی و بروز ناپایداری اقتصادی در یکی از حوضه‌ها شده‌اند.

مطالعاتی در چین و هند نشان داده‌اند که تغییرات در رژیم رودخانه‌ها، افت کیفیت آب، مهاجرت جمعیت و فروپاشی اکوسیستم‌های طبیعی از جمله پیامدهای متداول این طرح‌ها است. همچنین در کشورهایی مانند ترکیه بی‌توجهی به مشارکت ذی‌نفعان و توزیع غیرعادلانه‌ منافع باعث مناقشات سیاسی و اجتماعی شده است. از دید نویسندگان عدم شناخت کامل شرایط اکولوژیکی و اجتماعی منطقه و فقدان مدیریت یکپارچه‌ اصلی‌ترین عوامل شکست یا ناپایداری چنین پروژه‌هایی هستند.

راهکارهای جامع جایگزین برای حل بحران آب (فراتر از انتقال آب)

راهکار اصلی برای تأمین آب پایدار، حرکت از ابزارهای سخت‌افزاری پرهزینه (مانند لوله‌کشی‌ها و شیرین‌سازی‌های گسترده) به سمت ابزارهای نرم‌افزاری و اصلاحات سیستمی است که بازدهی بلندمدت و سازگاری بوم‌شناختی بیشتری دارند.

۱- اصلاحات نرم‌افزاری، فرهنگی و آموزشی

اولویت‌دهی به مدیریت مصرف: راهکار اصلی در مدیریت صحیح منابع و مصارف، جلوگیری از برداشت‌های بی‌رویه و هدررفت آب است. فرهنگ‌سازی صرفه‌جویی همچنان ضروری است.

ترویج الگوهای سنتی و آموزش بوم‌شناسی: احیای دانش بومی (مانند قنات‌ها و بادگیرها) که در گذشته سازگار با طبیعت طراحی می‌شدند، باید مبنای کار باشد. این امر مستلزم بازنگری در نظام آموزشی از دبستان تا دانشگاه برای احیای درک بوم‌شناسی و احترام به طبیعت است تا نسل‌های آینده با فهم پایداری رشد کنند.

الگوهای توسعه پایدار محلی: اصلاح سبک زندگی، اجرای اقتصاد مقاومتی و استفاده از انرژی‌های پاک محلی (خورشید، باد) به عنوان جایگزینی مطمئن برای طرح‌های بزرگ و پرهزینه مطرح شده است؛ کشوری که مقاوم و محلی عمل کند از نظام تجارت جهانی که طبیعت را قربانی رشد می‌کند، فاصله می‌گیرد.

قیمت‌گذاری و آموزش: تغییر الگوی مصرف، آموزش عمومی و قیمت‌گذاری منطقی ابزارهایی بسیار ارزان‌تر و پربازده‌تر از هر طرح عمرانی بزرگ هستند.

۲- اصلاحات حکمرانی و ساختار تصمیم‌گیری

جداسازی حکمرانی آب از بنگاه‌های ساخت‌وساز: مدیریت آب باید از وزارت‌خانه‌ها و بنگاه‌های ساخت‌وساز جدا شده و به نهاد مردمی خرد و پایش‌گر سپرده شود که دولت، سمن‌ها و جوامع بومی را در تصمیم‌گیری شریک کند؛ این امر مرکزگرایی دولتی را تضعیف می‌کند.

تشکیل اتاق فکر ملی مستقل: برای اصلاح سیاست‌های آبی، تشکیل یک اتاق فکر ملی مستقل از جناح‌های سیاسی ضروری است تا تصمیم‌گیری‌ها بر پایه علم و نیاز منطقه باشد.

برخی از کارشناسان بر ضرورت رعایت عدالت در توزیع مسئولیت‌های اجتماعی صنایع تأکید کرده و خواهان نقش مؤثرتر صنایع بزرگ (مانند فولاد مبارکه) در حمایت اقتصادی و اجتماعی از مردم منطقه است.

۳- راهکارهای فنی و اکولوژیکی جایگزین

تصفیه و استفاده مجدد: تصفیه و استفاده دوباره از آب (بازچرخانی)، روشی آزموده شده است که باید به طور مؤثر در ایران اجرا شود.

مدیریت بومی منابع: واگذاری مدیریت آب به مردم همان مناطقی که از آن بهره می‌برند، کارآمدی و پایداری را تضمین می‌کند، زیرا جوامع محلی همواره با منابع خود سازگارتر بوده‌اند.

تغییر الگوی کشاورزی و کنترل بارگذاری: محمدحسین امید (رئیس دانشگاه تهران) راهکار اصلی را کاهش مصرف، تغییر الگوی کشاورزی، مدیریت جمعیت شهری و کنترل بارگذاری‌ها دانسته است و گفته که حل بحران با بازگشت به مبانی اکوهیدرولوژی امکان‌پذیر است.

محدودیت اثربخشی طرح‌های سخت‌افزاری: شاهرخ زندپارسا استاد دانشگاه تأکید دارد که افزایش بهره‌وری آبیاری تنها صرفه‌جویی محدودی ایجاد کرده و طرح‌های انتقال آب، تنها حدود یک درصد از مصرف بیش از حد را پوشش می‌دهند و توانایی حل بحران گسترده کشور را ندارند. تجربه تاریخی ایران نشان می‌دهد که دخالت‌های مهندسی بزرگ بدون درک بوم‌شناسی، نتایج دردناکی داشته است.

دیپلماسی علمی منطقه‌ای: برخی دیگر از کارشناسان راهکاری مبتنی بر مذاکرات محیط‌زیستی با کشورهای حوزه خلیج فارس و ایجاد اتحادیه علمی برای حفاظت از محیط زیست منطقه را پیشنهاد می‌دهد. آنان معتقدند انتقال آب دریا صرفاً یک راهکار محدود و مکمل است و بدون اصلاح الگوی توسعه، مدیریت مصرف و تعیین تکلیف طرح‌های اساسی، بحران آب همچنان پابرجا خواهد ماند.

۴- بازگشت به ریشه‌ها: درس‌هایی از حکمرانی آبی سنتی

تجربه تاریخی ایران نشان می‌دهد که دخالت‌های مهندسی بزرگ بدون درک بوم‌شناسی، نتایج دردناکی داشته است. نابودی قنوات، فرسودگی دریاچه ارومیه و تغییرات زیست‌محیطی کارون نمونه‌هایی از دخالت‌های مهندسی بدون درک اکولوژیکی هستند. در گذشته، ایران تمدنی آبی بود که قنات‌ها و بادگیرها سازگار با طبیعت طراحی می‌شدند و تصمیم‌گیری با حضور مردم بومی انجام می‌گرفت. امروز اما در عصر «سرمایه‌داری مهندسی»، این ارتباط مردمی گسسته شده و تصمیم‌ها پشت درهای بسته گرفته می‌شوند، در حالی که راه‌حل اساسی در اصلاح سبک مصرف و احیای منابع محلی نهفته است.

نتیجه‌گیری

پروژه‌های عظیم انتقال آب چه بین‌حوضه‌ای و چه انتقال از خلیج فارس و دریای عمان به فلات مرکزی در ظاهر، نسخه‌ای نجات‌بخش برای مناطق خشک به نظر می‌رسند اما در حقیقت ادامه همان دور باطل مهندسی تهاجمی علیه طبیعت است. راه نجات واقعی ایران نه در جابجایی فیزیکی منابع بلکه در انتقال فرهنگ مصرف، احیای دانش بومی و تحول بنیادین در حکمرانی انسانی و محلی نهفته است.

اگر به جای تمرکز صرف بر سرمایه‌گذاری‌های عمرانی و ساخت‌وساز (نگاه سخت‌افزاری)، انرژی خود را صرف آموزش، مشارکت فعال مردمی، اصلاح اساسی الگوی مصرف و حفاظت دقیق از منابع محلی کنیم، بحران آب ایران قابل مهار خواهد بود. این مهار از طریق گرفتن از دریا میسر نمی‌شود بلکه با بازگشت به خرد و تجربه سرزمین خودمان ممکن می‌گردد.

تجربه جهانی نشان داده است که طرح‌های انتقال آب باید منحصراً در شرایط اضطراری مطلق و صرفاً برای رفع نیاز فوری آب شرب اجرا شوند؛ این پروژه‌ها نباید به عنوان راه‌حل دائمی کم‌آبی تلقی شود. هر طرحی باید پیش از اجرا، نیازمند بررسی جامع و نظام‌مند شرایط اکولوژیکی مبدأ و مقصد، ارزیابی دقیق اقتصادی-اجتماعی و تضمین مشارکت ذی‌نفعان باشد.

موفقیت هر طرح مهندسی، وابستگی مستقیم به رعایت اصول مدیریت یکپارچه منابع آب، حفظ توازن اکولوژیکی و تضمین توزیع عادلانه منافع و هزینه‌ها در تمام مناطق درگیر دارد. عدم رعایت این اصول، همانند گذشته، به کاهش پایداری زیست‌محیطی و تشدید مناقشات اجتماعی در حوضه‌ها منجر خواهد شد.

پی‌نوشت

[۱] . فاطمه ظفرنژاد، نقدی بر طرح انتقال آب از خلیج فارس و دریای عمان به فلات مرکزی، فصلنامه آب و توسعه پایدار، دوره ۳، شماره ۱، ۱۳۹۵.

[۲] . همان

[۳] . تجارب و پیامدهای انتقال آب بین‌حوضه‌ای در جهان، سیدحمیدرضا صادقی و همکاران، تحقیقات منابع آب ایران، سال دوازدهم، شماره ۲، تابستان ۱۳۹۵.

منبع: ایرنا

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 19
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیر قابل انتشار: 2
  • IR ۰۶:۳۵ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۵
    11 1
    در تهران برج ها را با آب شرب می سازند اگر همین یک مورد را تعطیل کنن مشکل آب حل میشه
    • IR ۰۹:۰۷ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۵
      2 0
      وضعیت خشکسالی و بیابان زایی در ایران به خصوص در نواحی خشک مرکزی مانند بیمار سرطانی است که احتیاج به درمان های فوری ولو با عوارض دارد و جای مباحث روشنفکرانه ندارد! تنها راه نجات کم آبی بلکه بی آبی نواحی خشک داخلی ایران انتقال آب از دریای عمان و توزیع گسترده آن از طریق شبکه لوله است!
    • IR ۰۹:۴۳ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۵
      0 1
      انتقال صنایع آب بر از مرکز کشور و همچنین به قول شما به جز مناطق مرطوب سایر مناطق باید برای صرفه جویی در آب و جلوگیری از هدر رفت منابع از بتن استفاده نکنند و به جای کشت صیفی جات ، علوفه و سایر نهاده های دامی که ارز بر هست کشت شود
  • IR ۰۷:۲۵ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۵
    8 1
    این پروژه برای مرکز خشک ایران و تهران به مانند راه آهن استراتژیک است.
  • IR ۰۷:۲۷ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۵
    8 1
    این خانم در سفر خارجی نبوده آیا از او خواسته نشده که ساز مخالف بزند تا این اتفاق مهم برای کشور حادث نشود؟ آیا پای نهادهای خاص کشورهای دشمن ایران در میان نیست؟ مراکز ذی ربط باید بررسی کنند چون دلایل زیست محیطی که این خانم مطرح می کند خیلی شل و وارفته هست مثل پساب آب شیرین کن ها و... که به راحتی قابل حل است.
  • IR ۰۷:۳۱ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۵
    10 1
    برای اروپا که اینکار رو کرد فاجعه نشد، برای ما میشه؟
  • IR ۰۸:۲۰ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۵
    9 0
    ترس از اجرای این پروژه ها یقینا ترس خیالی است و منافع این پروژه ها قطعی است. گرچه شاید عیبهایی هم‌داشته باشد ولی منافعش به مراتب بیشتر است. با ترسهای خیالی همیشه جلوی پیشرفت ایران گرفته شده است
  • بی نام IR ۰۸:۳۳ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۵
    11 0
    آبی که از خلیج فارس و دریای عمان و احیانا دریای خزر به داخل و مرکز ایران انتقال داده میشود چطور میتواند فاجعه زیست محیطی باشد تمام آن آب مصرف مردم و کارخانه ها میشود کسانی که این شعار را میدهند میخواهند ایران در بی آبی و کم آبی کم کم از هم گسیخته و نابود شود آخه این چه حرفی میزنید (فاجعه زیست محیطی))) بابا همش مصرف خورد و خوراک و کشاورزی و صنعت میشه عقل هم خوب چیزیه والا
    • IR ۱۰:۱۳ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۵
      5 1
      البته انتقال از دریای خزر که در واقع دریاچه است به سبب کمبود ورودی آب به آن می تواند به فاجعه ای برای این دریاچه منتهی شود نیز از خلیج فارس هم به سبب آلودگی های مختلف شاید چندان به صلاح نباشد اما از دریای عمان چون بی واسطه به اقیانوس ها متصل است بسیار مطلوب است!
  • محسن گرجی IR ۰۸:۵۳ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۵
    2 0
    ای کاش نویسندگان مقاله . قبل از هرچیزی . بازدیدی از مناطق مختلف اصفهان و پدیده فرو نشست داشتند. ای کاش به جای فقط نگرش نیمه خالی نیمه پر را دیده بودند تعطیلی صنایع را به علت عدم آب دیده بودند. ای کاش به جای نوشتن یه سری به بیابانهای خشک اطراف اصفهان و یزد زده بودند. کشیدن لوله گذاری و هزینه با کمبود و کاهش تولید را دیده بودند از طرحهای صرفه جوی آب شرکتها بازدید کرده بودند.ای کاش به درد دل کشاورزان و باغداران خمینی شهر گوش داده بودند. نوشتن و انتقاد که چاره نیست دادن راه حل قابل اجرا مشگل گشاست
  • IR ۰۹:۱۱ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۵
    4 0
    اساس کار مافیای اب در ایران کمبود اب در ایران است....اگه اب فراوان باشه مافیای ابی شکل نمیگیره.....تاکر کارسون گفت اینا ادامه شبکه امریکا هستن.....شتر جان روش انتقال با لوله روش درست انتقال نیست....ما گفتیم تونل و انتقال ثقلی به کویر لوت....سطح تبخیر را با کمک خورشید میخواهیم افزایش بدیم......انقراض یوزپلنگ در یزد و کرمان اکوسیستم شکننده محسوب نمیشه.....نتیجه استخدام کارمندهای بی سواد و گشاد را چرا مردم ایران باید بپردازن.....گوساله به خودش زحمت نداده داده های هواشناسی را مطالعه کنه....بازچرخانی اب انرژی نمیخواد....
  • علی IR ۰۹:۱۲ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۵
    2 0
    تمامی حرفها و نوشته هایی که بر علیه انتقال آب زده می شود همگی بصورت کلی گویی است و هیچ سند علمی و مطالعه شدهای از طرف مخالفان ارایه نشده و فقط کلمات دهان پرکنی چون فاجعه زیست محیطی در مبدا و مقصد می باشند . همگی این تحلیل ها هیچکدام مستندات علمی قابل اثبات ندارند یک قانون در علم وجود دارد و آن اینست که هرگاه گفتاری به ظاهر علمی ولی بدون مستندات غیر قابل اثبات ارایه می شود موضوع مشکوک به نظر می رسد. همچون طراحی افزایش تنش آبی در کشور.
  • IR ۰۹:۲۶ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۵
    2 0
    مگه راه دیگه ای هم مونده؟؟
  • IR ۰۹:۳۰ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۵
    2 0
    چه فاجعه زیست محیطی؟! اگر شیرین سازی آب دریا در مبدا انجام شود و نمک به دست آمده به اقیانوس هند منتقل و رهاسازی شود چه مشکلی پیش خواهد آمد؟ شاید برای خلیج فارس این طرح نیازمند دقت بیشتر باشد اما شیرین سازی آب دریا در چابهار و ساحل مکران با رعایت احتیاطهای زیست محیطی هیچ مشکلی ایجاد نخواهد کرد. انتقالآب بین حوضه ای بحث دیگری است. این که مثلا آب زاینده رود یا کوهرنگ به یزد و اصفهان منتقل شود با این که آب دریای آزاد شیرین شود و به جای دیگری منتقل شود بسیار متفاوتند. به نظر می رسد این مقاله سفارشی نوشته شده است!
    • حجت IR ۱۱:۳۹ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۵
      0 0
      بری به زیر آب‌های بحرین و امارات، متوجه فاجعه زیست محیطی می‌شی. ریختن پسماند شور ناشی از به اصطلاح شیرین سازی آب به اقیانوس، زیر اقیانوس رو تبدیل به بیابان کرده. درسته که آب اقیانوس برای ما شور محسوب می‌شود اما برای مرجان و ماهی و ... داخل اون آب، مناسبه. وقتی پسماند شور داخل آب ریخته میشه، باعث می‌شود تا شوری افزایش پیدا کنه و با نابودی مرجان‌ها، ماهی‌ها هم مهاجرت کنند. هم زیر آب تبدیل به بیابان می‌شود، صنعت ماهیگیری هم از بین می‌ره.
  • IR ۰۹:۵۶ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۵
    2 0
    نه جانم خوبه اوناییکه نظرمخالف میدن یا منفعت دارن یا عناد . برید نمونه های کار رو جاهای دیگه دنیا ببینید
  • من IR ۰۹:۵۸ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۵
    1 0
    با هزینه کل کشور برای مرکز و اصفهان آب حرامه اگر صنایع آب بر را درکنار دریا حداث می‌کردید و سیاست‌های ناسیونالیستی رژیم پهلوی را ادامه نمیدادید اینطور نمیشد آب رو نمی‌برند به قیمت نفت واسه صنعتی که محصولش هم باید بیاد کنار دریا صادر بشه
  • ناشناس IR ۱۰:۳۰ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۵
    0 0
    سلام من کارشناس این موضوع نیستم اما در علم بهره‌وری هزینه کمتر بهره بیشتر مد نظر است اگر کارخانه فولاد در کنار معدن باشد هزینه انتقال آب به به آن کمتر از هزینه مواد معدنی به کارخانه نزدیک به آب است آموزش بهره‌وری در همه زمینه‌ها دراولویت باشد تا بسیاری از تهدیدات به فرصت تبدیل شوند
  • IR ۱۱:۴۲ - ۱۴۰۴/۱۰/۱۵
    0 0
    آب از دریا بریزید تو کویر دو تا نیروگاه و ایستگاه پمپاژ و تسویه خرج داره نقدا که فقط به صنایع اصفهان رسیده انهم معلوم نیست خصوص اند شخصی اند یا دولتی

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس