حجت الاسلام نبویان می گوید، نظریه گالیله آغازگر انحراف بشر از یکتاپرستی است اما در عین حال تأکید می کند که “بر اساس این نظریه، فرض وجود خداوند فقط برای لحظه اوّل پیدایش جهان و حرکت اجسام و سیارات ضرورت دارد, بقای این جهان بدون وجود خدا و دخالت او نیز به راحتی قابل تبیین است.”

به گزارش مشرق ، حجت الاسلام سید حمود نبویان از شاگردان برجسته آیت الله مصباح یزدی و از اساتید موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) است. وی در جریان انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه تهران کاندیدا شد و با رای بالایی از تهران به مجلس راه یافت.

وی که از شاگردان آیت الله جوادی آملی نیز هست، در مقابله با جریان روشنفکری و تجدیدنظر طلب بارها از سران این جریانات برای مناظره دعوت کرده و با بسیاری از شاگردان عبدالکریم سروش مناظره کرده است.

نبویان از مهمترین منتقدان وضعیت فعلی در دانشگاه های کشور است و بارها برای اصلاح روند موجود سخنرانی کرده است؛ اسلامی سازی دانشگاه ها یکی از اصلی ترین موضوعاتی است که وی هم اکنون در کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس ریاست کمیته تخصصی آن را برعهده دارد. با وی درباره راهکارها و نحوه اسلامی سازی دانشگاه ها به گفتگو نشستیم که بخش نخست این گفتگو به شرح ذیل است؛

آقای نبویان در ابتدا لطفا بفرمایید که چرا باید به دنبال اسلامی سازی دانشگاه ها رفت؟

نبویان: انقلاب اسلامی ایران، بیش از آنکه یک انقلاب سیاسی باشد، انقلابی فرهنگی است، یعنی انقلاب در باورها و ارزش‌ها است.‌

نفی هر نوع فرهنگ مادی و حاکم کردن فرهنگ اسلامی، هدف اساسی انقلاب اسلامی ایران است و تحقق چنین هدف عالی ای نیازمند تحول بنیادی در فرهنگ‌سازان جامعه ما به ویژه دانشگاه‌های ما است که علاوه بر تاثیر یادشده، این فرهنگ سازان نقشی بسیار مهم و تام در پرورش اغلب مدیران کشور را دارند.

دانشگاه های ایران بدون کم و کاست کپی برداری شده از غرب هستند

متاسفانه دانشگاه‌های ما بدون "هیچ تغییری” به صورت کامل  و با همان فرهنگ مادی "سکولار” از غرب وارد ایران شده و می‌توان گفت که تقریبا در تمام جهات خود، کپی‌برداری شده بدون کم و کاست از دانشگاه‌های غرب است، بدون اینکه به وضعیت خاص فرهنگی و فکری کشور ایران اسلامی توجهی شود.

توجهی اندک به روح حاکم بر فرهنگ مدرن و سکولار غرب روشن می‌سازد که دانشگاه و علوم برخاسته از چنین فرهنگی، مطلوب فرهنگ الهی و اسلامی و جامعه مسلمان ما نیست، و نمی‌تواند اهداف انقلاب اسلامی را محقق سازد.

اندیشه مدرن که امروزه بر تمامی ابعاد زندگی بشر سیطره پیدا کرده است، اندیشه‌ای است که در اصطلاح، یک اندیشه «این ‌دنیایی» است. اگرچه واژه «مدرن» در لغت به معنای جدید، امروزین یا "امر بالفعل” و "حاضری” است که به جای امر موجود در گذشته نهاده شده است، اما در اصطلاح به اندیشه‌ای اطلاق می‌شود که با نفی هرگونه باورهای ماورای طبیعی، صرفا دنیای مادی و تسلط بیشتر بر آن از طریق عقل ابزاری خود را هدف خود قرار داده است.

به عبارت دیگر، ماهیت اصلی اندیشه مدرن آن است که به هیچ روی تحت تأثیر آموزه‏های دینی نبوده و از هر گونه قیود و اندیشه دینی رها و آزاد است.


در واقع انسان مدرن، انسانی است که برخلاف انسان دینی که هر امری را از یک سو به خداوند و از سوی دیگر به معاد مرتبط و متصل می‏سازد، تیغی به دست گرفته و از یک طرف اتصال خودش را با مبدأ قطع کرده و از طرف دیگر رابطه‏اش را با معاد بریده است. در دیدگاه انسان مدرن آنچه که شایسته توجه و هدف تلاش‌های نظری و عملی انسان می‏تواند واقع گردد، همین دنیای مادی است و بس.

بنابراین، روح اصلی اندیشه مدرن این‌ دنیایی بودن یعنی "سکولار بودن” است.

سکولار به چه معناست؟

نبویان: واژه سکولار در مباحث مدرنیته، به معنای "دنیوی” است و مراد از سکولار، امری است که به صورت کامل از امور سنتی و دینی بریده شده و محدود به دنیای مادی و طبیعی حاضر است.

در این مفهوم، دنیایی (سکولار) متضاد با کل معنی مقدّس است؛ یعنی متضاد با معزّز و منزّه است. بنابراین فرهنگ، هنگامی دنیایی و سکولار است که پذیرش آن بیشتر مبتنی بر ملاحظات عقلی و سودگرایانه باشد تا بر حرمت و تکریم.

واژه سکولاریسم نیز که روح فرهنگ مدرن است، در لغت به معنای دنیاگرایی، روح و تمایل دنیوی داشتن است و در اصطلاح مباحث مدرنیته به معنای سیستمی از فلسفه اجتماعی یا سیاسی است که تمام اَشکال ایمان مذهبی و نیز شخصیت های مذهبی را رد می‏کند و با پذیرش معنای لغوی، کاملاً دنیاگرا و دارای روح و تمایل دنیوی است.

بنابراین، دین در تمام انواعش و سکولاریسم در تمام وجوهش، دو راه مختلفی در معنا دهی و ارزش بخشی به همه اشیا، تحت یک نظام منسجمی از باورها، ارزش ها و اعمال محسوب می‏شوند.

سکولاریسم و دین، دو گونه کاملاً متفاوت از تجدید و بازیابی حقیقت هستند؛ زیرا تکیه‏گاه هر یک برای سامان بخشیدن به بی‏سامانی تجربیات بشر و جهان طبیعی با دیگری متفاوت است.

چنانکه از نظر سکولاریست ها جهانی که در آن زندگی می‏کنیم خود سرچشمه نهایی ارجاع است و همه چیز را می‏توان با استناد به دنیا توجیه و کشف کرد و دنیا با استناد به خودش قابل فهم و کنترل است؛ اما از نظر اهل دین، زندگی در این جهان، اگر چه قابل فهم و عقل‏یاب است، ولی این فهم با استناد و ارجاع به حقیقتی متعالی سامان‏پذیر است.

"هولیوک” معتقد است که سکولاریسم حرکتی است که قصد دارد تا زندگی، رفتار و سلوک انسان را بدون توجه به خداوند و آخرت سامان دهد و از آنجایی‌که دین، مدعی تنظیم شناخت ها و رفتارهای انسان از طریق ارتباط با خداوند و جهان آخرت است، در مقابل سکولاریسم قرار می‏گیرد و این دو (یعنی دین و سکولاریسم) در طول تاریخ ـ مخصوصا از رنسانس به این سو ـ به صورت دو رقیب سرسخت ظاهر شده‏اند و همیشه، رشد سکولاریسم با افول دین و رشد دین با افول سکولاریسم همراه بوده است.

در حقیقت، سکولاریسم معتقد است که دولت، اخلاق، آموزش و پرورش و… همه باید از دین، مستقل شوند و هیچ حوزه‏ای نباید متأثر از دین و آموزه‏های دینی شود.

ارتباط میان اسلام و دانشگاه و در سوی دیگر سکولاریسم و دانشگاه در چیست؟

می‏توان سکولاریسم را به معنای دقیق کلمه در مقابل دینداری قرارداد، و به همین جهت است که در قرن نوزدهم، اندیشمندان عرب واژه "دهریه” را معادل لغت سکولاریسم در زبان عربی به کار برده‏اند و امروزه نیز از واژه «عَلْمانیه» (به فتح عین) استفاده می‏کنند و در توضیح آن گفته‏اند که این لغت، منسوب به «العَلْم» به معنای عالَم است، و در مقابل دین قرار دارد.

عَلْمانیون به افرادی اطلاق می‏شود که به نحو گسترده‏ای عقل را در امور گوناگون، حاکم می‏کنند و بدون تقید به دین و منابع دینی، صرفا مصلحت عمومی مردم را وجهه نظر خود قرار می‏دهند.

نبویان معتقد است که علوم برخاسته ازفرهنگ سکولار نمی‌تواند مطلوب اندیشه‌ عقلانی اسلام باشد

بنابراین، سکولاریسم به معنای نفی دین و آموزه‏ های دینی از تمام حوزه‏های معرفتی بشر ـ اعم از معرفتهای نظری و عملی ـ است. به عبارت دیگر، دین حق دخالت در تحلیل‌ها و تفسیرها و نیز تصمیم‏گیری‌های انسان را ندارد. و انسان صرفا بر اساس عقل حسابگر خود و مناسبات دنیای مادی، می‏تواند تفسیری برای یک پدیده ارائه کرده و بر اساس آنها تصمیم‏گیری کند.

حالا ارتباط سکولاریسم با دانشگاه و دانشگاهیان اینجا روشن می شود؛ از این رو، نمی‏توان علوم تجربی ـ از قبیل فیزیک و شیمی ـ دینی و نیز علوم انسانی دینی و اسلامی داشت. اقتصاد، مدیریت، روانشناسی، سیاست، فلسفه،… نمی‏توانند با توجه به نظریات دینی، تفسیر و تحلیل شوند، اخلاق فردی و اجتماعی را بر اساس دستورات و آموزه‏ های دینی نباید تبیین کرد، بلکه تنها منبع تحلیل و تفسیر این علوم، همین دنیای مادی است و بس و دیگر هیچ جایی برای اسلام در دانشگاه باقی نمی ماند.

آیا پروژه سکولار کردن دانشگاه ها اینقدر جدی است؟

نبویان: بله، به اعتقاد برخی حتی امروزه سکولاریزاسیون، در سه حوزه سیاسی، معرفتی و شخصی نیز وارد شده است.

"سکولار کردن سیاست، به این معنی که دولت در وضع قوانین و تشکیلاتش توجهی بسیار کم و یا هیچ توجهی به دین ندارد”؛ ” سکولاریزاسیون در حوزه معرفتی به معنی نفی دین در حوزه شناخت و معرفت است”

بر اساس این دیدگاه، خداوند به عنوان خالق جهان، هیچ جایگاهی در این جهان ندارد و دین نیز هیچ حقیقتی را به ما نمی‏دهد. در این نظر، آنچه که به جای دین می‏نشیند و بیانگر حقیقت می باشد، علم تجربی است و حتی خود دین نیز به عنوان یک پدیده طبیعی، باید مورد بررسی قرار گیرد. از این رو، رهبران فکری جامعه، عالمان علوم تجربی، فلاسفه، هنرمندان و… خواهند بود.

"سکولاریزاسیون در حوزه شخصی نیز مربوط به رفتار و اعتقادات شخصی است. به این معنی که شخص در اعتقادات و رفتارهای فردیش، توجهی به دین ندارد.”

علت اینکه اساتید حوزه و دانشگاه بر تحول در علوم انسانی تأکید دارند، همین حمله غرب برای سکولار کردن جامعه ایران است؟

نبویان: بله؛ با عنایت به فرهنگ سکولار و ارزش‌های آن، روشن می‌شود که علوم برخاسته از این فرهنگ نمی‌تواند مطلوب انسان و اندیشه‌ عقلانی اسلام باشد لذا ضرورت تحول و بازبینی در علوم انسانی موجود در دانشگاه ها آشکار می‌شود.

به همین جهت است که بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، امام خمینی(ره) در ابتدای انقلاب، با توجه به نقش ویژه دانشگاه‌ در فرهنگ جامعه ایران اسلامی و نیز پرورش مدیران کشور، آن را مبدأ همه تحولات کشور دانستند اما به علت وضعیت غیر اسلامی آن در ابعاد گوناگون، با اعلام انقلاب فرهنگی، قریب به دوسال‌ و نیم، دستور تعطیلی دانشگاه‌های کشور را صادر کردند؛ معنای تعطیلی دانشگاه‌ها جز این نبود که دانشگاهای موجود، با انقلاب اسلامی ایران و اهداف آن سازگار نیست.

رهبر معظم انقلاب نیز در سخنرانی‌‌های متعدد، به "تعارض معارف و علوم انسانی” ارائه شده در دانشگاه  با اندیشه‌های اسلامی اشاره کرده‌اند.

علوم انسانی موجود در دانشگاه‌ها برای برآوردن نیازهای مادی انسان‌های سکولار موجود در یک فرهنگ مادی‌گرای صرف تنظیم شده است

علوم انسانی موجود در دانشگاه‌ها براساس اندیشه غیر دینی و سکولار و برای برآوردن نیازهای مادی انسان‌های سکولار موجود در یک فرهنگ مادی‌گرای صرف تنظیم شده و از این‌رو، نمی‌تواند پاسخ‌گوی نیازهای انسان موجود در یک فرهنگ انسانی الهی ایران اسلامی باشد.

با توجه به اینکه محتوای علوم موجود در دانشگاه‌ها، "سکولار” و مبتنی بر "مبانی ضددینی” بوده و صرفا در صدد رفع نیازهای مادی و شهوانی بشر است، نمی‌تواند الگوی مناسبی باشد تا براساس آن ساختارهای کشور را تنظیم و اسباب پیشرفت کشور را فراهم کنیم.

با این اوصاف، تحول در علوم انسانی و اسلامی کردن دانشگاه ها باید از کجا آغاز شود؟

نبویان: ابعادی که باید در دانشگاه‌ها مورد توجه قرار گرفته و اسلامی شود، به سه دسته تقسیم می شود.

تغییر متون سکولار و ضددینی در علوم انسانی و تولید نرم‌افزار اسلامی از مهم‌ترین ابعادی است که باید در این مرحله مورد توجه قرار گیرد. روشن است که این بخش نیازمند برنامه‌ریزی دقیق بوده و رسیدن به هدف مذکور، امری است که به تلاش نخبگان حوزوی و دانشگاهی معتقد به اسلام در طول چند دهه وابسته است.

"بازآموزی اساتید دانشگاه‌ها”، مرحله بعدی در این عملیات است چرا که بدون داشتن اساتید آشنا و معتقد به اندیشه اسلامی- به ویژه در مورد اساتید علوم انسانی- نمی‌توان امیدوار به تحول در فرهنگ جامعه و نیز پرورش مدیران صالح و متناسب با نظام اسلامی بود.

باز‌آموزی و تربیت فکری و اخلاقی دانشجویان کشور نیز مرحله سوم این فرآیند است به نحوی که آشنا کردن دانشجویان کشور با اندیشه اسلامی و اهداف نظام اسلامی از امور ضروری است  ولی در عین حال دروس‌ معارف در دانشگاه‌ها نیاز مزبور را مرتفع نمی‌سازد.

متاسفانه ظواهر دانشگاه‌های کشور مذکِّر شیطان است

البته تغییر در ظواهر دانشگاه‌ها نیز مرحله چهارم از فرآیند تحول در علوم انسانی و اسلامی کردن دانشگاه هاست چرا که متاسفانه ظواهر دانشگاه‌های کشور، به گونه‌ای نیست که مذکِّر ایمان و توجه به خداوند باشد، بلکه شاید بتوان گفت که مذکِّر شیطان است.

شما این پیشنهادات را مطرح کردید اما راهکار عملیاتی در این حوزه چیست؟

نبویان: رسیدن به تحول در ابعاد بیان شده نیازمند برنامه‌ریزی دقیق، ترسیم اهداف و راهبردهای عملی دست‌یابی به آن اهداف است. از این‌رو، نسبت به هر یک از موارد بیان شده باید تبیین درستی انجام شود.

البته از ضروری‌ترین کار در تحقق دانشگاه اسلامی، تغییر متون موجود در زمینه علوم انسانی است.

اما قبل از بیان راهکارها لازم است تصویر درستی از علم‌دینی داشته باشیم؛ از این‌رو، مراد از علم دینی را توضیح می‌دهیم.

در محل بحث، سه واژه داشته که باید روشن شود: علم، دین، و علم دینی.

۱- علم

گرچه علم، مفهومی بدیهی و بی‏نیاز از هرگونه تعریف حقیقی بوده و بلکه ارائه تعریف حقیقی از آن ممکن نیست، امّا برای آن معانی مختلف اصطلاحی ذکر شده

مراد از علم، در این بحث، یعنی مجموعه مسائلی که پیرامون "امر واحد” بحث می‌کنند.

۲- دین

برای دین در لغت و اصطلاح، معانی گوناگونی ذکر شده است، اما جهت عدم اطاله بحث، صرفا به ذکر دو معنای اصطلاحی عام و خاص آن اشاره می‌کنم.

 - معنای عام: مجموعه‌ای از احکام عملی مبتنی بر باید‌ها و نبایدهای خاصی که برخاسته از نظامی از باورهای خاص است. در این معنای عام، دین شامل ادیان توحیدی و غیر توحیدی و حتی مارکسیسم و سکولاریسم نیز می‌شود، و به همین معنا نیز در قرآن کریم بکار رفته است: «لکم دینکم و لی دین».

- مجموعه‌ای از احکام عملی مبتنی بر بایدها و نبایدهای خاصی که برخاسته از نظام خاصی از  باورهای بوده و از طریق وحی به پیامبران ارسال شده است. در این معنا، دین شامل ادیان توحیدی مانند اسلام می‌شود، و ادیان غیر توحیدی از شمول آن خارج است.

مراد از دین، در این بحث، معنای دوم بوده و مقصود از آن "اسلام” است.

- علم دینی

پس از روشن شدن دین و علم، باید مراد از دینی یا اسلامی شدن علم را توضیح دهیم.

اسلامی و دینی شدن علم به چهار معنای قابل تصور است؛

معنای اول: تغییر در مبانی علوم و تصحیح آنها

هر علمی مرکب از قضایایی است که در آنها، محمولات برای موضوعاتشان اثبات می‌شوند.اما اثبات محمولات برای موضوعات در هر علم، نیازمند مقدماتی است که این مقدمات در نهایت به اصول و تصدیقاتی بر می‌گردد، که صحت آنها –در صورت بدیهی نبودن- باید در علم دیگر به اثبات برسد. به چنین مقدمات تصدیقیه، «مبادی تصدیقیه»،  «اصول موضوعه و متعارفه» و در اصطلاح جدید، «پیش‌فرض» گفته می‌شود.

برای نمونه تمامی علوم تجربی بر اعتماد به روش تجربه‌ به عنوان ابزار معرفت استوار هستند (مبنا و پیش‌فرض معرفت‌شناختی).

پوزیتویست‌ها معتقدند که علم با مشاهده آغاز و سپس از طریق استقراء به تعمیم مناسب خود می‌رسد.

به دیگر سخن، آنچه که با مشاهده بدست می‌آید، گزاره‌های جزئی هستند در حالی که نظریات مورد قبول در علوم تجربی، کلی می‌باشند، از این‌رو، جای این سوال هست که اگر علم بر تجربه بنا شده باشد، چگونه می‌توان از امور قابل مشاهده جزئی به قضایای کلی رسید؟ پاسخ آنها آن است که علم با مشاهده آغاز می‌شود و سپس از طریق استقراء، به تعمیم مناسب رسیده و گزاره‌های کلی که معرفت‌های تجربی از آن تشکیل شده است، به دست می‌آید.

اما سوال اساسی آن است که خود این اصل چگونه قابل توجیه است؟ به عبارت دیگر، بر فرض که بپذیریم، مشاهده به منزله نخستین گام، مجموعه مطمئنی از گزاره‌های مشاهده‌ای در اختیار ما می‌گذارد، اما به چه دلیلی برهان استقرایی منتهی به معرفت علمی قابل اتکا و یا شاید درست می‌شود؟

روشن است که استقراء هیچ‌گاه نمی‌تواند نتیجه یقینی را به بشر ارائه دهد، یعنی نه منطقا قابل توجیه است و نه به لحاظ تجربی قابل دفاع است، بلکه مشتمل بر دور است، یعنی نمی‌توان صحت نتایج استقرائی را براساس چند استقرای منتهی به نتیجه درست، تبیین کرد. از این‌ رو، در نتایج استقرایی احتمال خطا موجود است و به همین جهت است، که در علوم تجربی، شاهد تغییرات گسترده در عرصه تئوری‌ها و مواجهه با خطاهای گوناگون هستیم.

اعتماد افراطی به حس و تجربه در علوم تجربی موجب گشت که برای بسیاری این اعتقاد حاصل شود که آنچه با حس و مشاهده قابل درک نیست، وجود نیز ندارد؛ برای نمونه، بسیاری از فیزیک‌دانان مانند «هایزنبرگ» معتقد بوده اند که واقعیتی ورای تجربه وجود ندارد و شاید به همین‌خاطر است که حتی در علوم انسانی مدرن، علمی نتوان یافت که «روح مجرد» برای انسان را پذیرفته باشد و براساس آن تئوری‌های خود را سامان داده باشد.

اصلاح مبانی معرفت‌شناختی و هستی‌شناختی لازمه تحول در علوم انسانی

علوم تجربی و علوم انسانی بر دوش مبانی معرفت‌شناختی و هستی‌شناختی متعددی استوار است و تا آن مبانی تصحیح نشود، نمی‌توان انتظار دست‌یابی به نتایج صحیح و قابل اعتماد را داشت.

برای نمونه، یکی از مبانی هستی‌شناختی در علوم تجربی، قانون اول حرکت است که گالیله آن را مطرح کرده است.

اگر مثلاً خودروی شما با سرعت پنجاه مایل در حرکت باشد و شما موتور آن را خاموش کنید، سرعت آن کم شده و به تدریج متوقّف می‏شود. بنابراین، برای این که این خودرو به همان سرعت خود باقی باشد، لازم است که به طور مداوم نیرویی به آن خودرو وارد شود. این امر مورد تأیید همه مشاهدات متعارف مربوط به اجسام بوده است.

ارسطو نیز تصوّر می‏کرد که این امر یک قانون طبیعی است و به عنوان قانون طبیعی سرتاسر قرون وسطی تا عصر گالیله پذیرفته شد. همین قانون را در مورد سیّارات و ستارگان به کار می‏ بستند. آنها دائماً در آسمان در حال حرکتند. بنابراین، نوعی نیرو باید آنها را به جلو براند یا به طرف خود بکشاند. اعتقاد همگان این بود که ارواح یا فرشتگان، آنها را به دنبال خود می‏کشند. حتّی عالمان بر همین فرض بودند که نیروی محرّکی لازم است. از این رو، دکارت پیشنهاد می‏ کرد که فضا مملو از گرداب های اثیری است که سیّارات را به دوران می‏اندازد. آن‌چنان که در گرداب نیروی آب، اجسام شناور را به همراه خود به چرخش در می‏آورد.

 امّا گالیله برعکس آن فکر می‏ کرد.  قانون اوّل حرکت به ما می‏ گوید که هیچ نیرویی لازم نیست تا شیئی را با سرعت یکنواخت به حال حرکت نگاه داریم.

این قانون بیان می‏ کند که یک جسم حالت سکون یا حرکت یک نواخت در خطّ مستقیم را همیشه ادامه می ‏دهد مگر هنگامی که نیرویی برآن وارد شود. تا آنجا که به وضع یک جسم در حالت سکون مربوط می ‏شود، این قانون با فهم متعارف سازگار است. اگر جسمی در حالت سکون باشد، همیشه در حالت سکون باقی می‏ماند مگر این که نیرویی آن را از مکانش به سوی جلو براند یا به سوی خود بکشاند.

امّا آنچه این قانون در باره جسم در حال حرکت بیان می‏کند، انقلابی است بزرگ.

این قانون می‏ گوید اگر خودرویی با سرعت پنجاه مایل در ساعت حرکت کند، با موتور خاموش به حرکت مستقیم در مسیر مستقیم خود با سرعت پنجاه مایل برای همیشه ادامه خواهد داد، مگر این که نیرویی برآن وارد شود تا آن را از حرکت باز دارد و این نیرو همان اصطکاک است و اگر نیروی اصطکاک نباشد، خودرو هرگز از حرکت باز نمی‏ایستد.

نظریه گالیله آغازگر انحراف بشر از یکتاپرستی

این نظریه تغییر مهمی در نگرش به پدیده‏ ها و حوادث عالم طبیعت ایجاد کرد. بر اساس این نظریه، فرض وجود خداوند فقط برای لحظه اوّل پیدایش جهان و حرکت اجسام و سیارات ضرورت داشت، ولی بقای این جهان بدون وجود خدا و دخالت او نیز به راحتی قابل تبیین بود.

موجوداتی که در این لحظه در جهان پدید می‏ آیند و نیز تبدیل و تبدّلاتی که در جهان رخ می ‏دهد، بدون فرض وجود خداوند و صرفا با اعتماد به پدیده‏ های مادّی و طبیعی قابل تبیین است. براین اساس، یک چرخش کامل پدید آمد. تا قبل از گالیله و نیز علوم جدید سعی می‏ شد تا جهان با تئوری های دینی تبیین شود. ولی از آن زمان، با فرض عدم نیاز به خداوند، در بقای موجودات و "به گوشه راندن خداوند” به لحظه پیدایش جهان، تبیین های دینی حوادث نیز رخت بربست.

ولی در فلسفه اسلامی،‌ بطلان چنین ادعایی به اثبات رسیده است، اینکه علت، صرفا در حدوث معلول موثر است، اما در بقای آن دخالتی ندارد، سخنی است باطل و محال است که علت حقیقی، در بقای معلول دخالت نداشته باشد. در علوم انسانی نیز، همه آنها مبتنی بر تعریف خاصی از انسان هستند.

فاطر

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 45
  • در انتظار بررسی: 2
  • غیر قابل انتشار: 30
  • ۱۴:۲۴ - ۱۳۹۱/۰۶/۱۹
    0 0
    فكر كنم قانون اول نيوتن اينست كه اشاره شده نه گاليله.
  • ۱۴:۲۷ - ۱۳۹۱/۰۶/۱۹
    0 0
    به نظرم لازم است اول مطالعه كرد بعد مصاحبه علمي كرد اين كه در متن به آن اشاره شده است قانون اول نيوتن است نه گاليله.تازه شماه هم تيتر كرديد و اين كار ها براي پيدايش علم ديني مضر است.
  • ۱۵:۰۸ - ۱۳۹۱/۰۶/۱۹
    0 0
    قانون اول نيوتن صحيح است . خوب از قبل از تز دادن کمي مطالعه در مورد پايه هاي نظريه بشود .
  • علیرضا ۱۵:۲۶ - ۱۳۹۱/۰۶/۱۹
    0 0
    علم ذاتا سکولار است و همانطور که گفتید روش علم جدید روش تجربی است و به نظر آن چه مقصود شماست که نام آن را علم دینی می گذارید علمی است با روش نقلی ( پس کلیسای کاتولیک هم گالیله را به خوبی شناسایی و محاکمه کرد و فهمید که این عامل صهیونیست به فکر سکولاریزه کردن جامعه بوده است.)
  • هاشم ۱۵:۳۱ - ۱۳۹۱/۰۶/۱۹
    1 0
    حضرت فیزیک دان یه کمی به خود فشار بیاورید و مطالعه کنید . آنچه که باعث توقف خودرو می شود فقط نیروی اصطکاک نیست بلکه جاذبه زمین هم هست . در جایی که نه اصطکاک باشد و نه جاذبه این قانون درست است . در ثانی اگر شما نظر دیگری دارید این قانون و دیگر قوانین فیزیکی تقدس ندارند و اگر شما نظر دیگری بر مبنای علم دارید ارائه و اثبات کنید. در دنیای علم هیچ کس را به خاطر رد نظریات نیوتن ( یا گالیله) تکفیر و مهدور الدم نمی کنند.
  • ۱۵:۴۱ - ۱۳۹۱/۰۶/۱۹
    0 0
    مقاومت اجسام در برابر تغییر حالت را لختی می گوییم.مفهوم لختی از زمانی پیدا گشت که گالیله دانشمند مشهور ایتالیایی پس از انجام آزمایش های متعددی فهمید که اگر مانعی بر سر راه حرکت جسم متحرک وجود نداشته باشد،جسم همواره به حرکت خود ادامه می دهد.نیوتون نظر گالیله را بهبود بخشید و آن را به صورت قانون اول خود در آورد.او این قانون را به صورت زیر تعریف نمود: ((حالت سکون یا حرکت یکنواخت در خط راست هر جسم تداوم می یابد،مگر آنکه تحت تأثیر نیروهایی که بر آن وارد می شود مجبور به تغییر آن حالت شود.))
  • نیما ۱۵:۵۲ - ۱۳۹۱/۰۶/۱۹
    1 0
    مشرق باید و باید آخرین سخنرانی آقا در رابطه با وضعیت دانشگاه ها و نظر ایشان را انعکاس دهد .................. دعواهای قرون وسطی در اروپا بین کلیسا و اصحاب علم رو بهتر است این افراد وارد جامعه شیعی ما نکنند و این ژست های کاتولیک رو که اصلا ربطی به فلسفه ی دین و مذهب ما نداره نگیرند ...
  • پیمان ۱۶:۰۶ - ۱۳۹۱/۰۶/۱۹
    0 0
    عامل صهیونیست ؟ شوخی میفرمایید ؟
  • ۱۶:۰۷ - ۱۳۹۱/۰۶/۱۹
    0 0
    حالا اون قسمتیش که میگه 50 مایل بر ساعت منو کشته...
  • ۱۶:۲۱ - ۱۳۹۱/۰۶/۱۹
    0 0
    خیلی خوبه که طرفدران اسلامی کردن دانشگاه ها، میدونند میخواند جامعه رو به کروم بخش تاریخ ببرن و خوبه که جامعه رو هم صادقانه در جریان میذارن
  • ۱۷:۰۴ - ۱۳۹۱/۰۶/۱۹
    0 0
    اسلام را با حرف های نسنجیده خراب نکنید.
  • ۱۷:۰۸ - ۱۳۹۱/۰۶/۱۹
    0 0
    آخه برادران عزیز دقت کنید . . منظور ایشان از این مثال،اشاره به علت رایج شدن نگاه سکولار هست نه مخالفت با علم، یعنی ما علوم عقلی و تجربی را به هم گره نزنیم...در اروپا یک تغییر در علوم تجربی علوم عقلی را ویران کرد ولی در اسلام این گونه نیست و هر علمی حیطه عمل مربوط به خود را دارد.
  • ۱۷:۱۳ - ۱۳۹۱/۰۶/۱۹
    0 0
    گاليله در علم انگشت کوچک پای ثابت بن قره و یا زکریای رازی نبود و این دو 700 سال قبل از گالیله زندگی می کردند بعنوان استاد و رئیس دانشکده و خیلی هم دهری یا سکولار تر از گالیله بودند. این آقا غربزده ست.
  • مهیار ۱۷:۱۸ - ۱۳۹۱/۰۶/۱۹
    0 0
    با ءرض سلام و ادب خدمت شماهموطن عزیز، ۱ - سکولاریسم بدون شک یک پدیده غربی-مسیحی است. همانطور که میدانید کلیسای کاتولیک معتقد به جدایی دین از دنیا است و از این رو کشیشان مسیحی نیز غالبا اءتقاد به ماندن و زندگی در کلیسا را داشتند. آندسته از کشیشان که بر حسب اجبار و برای اداره امور کلیسا مجبور به زندگی در خارج از کلیسا بودن به اصطلاح کشیشان "سکولار" نامیده میشدند و اصطلاح سکولاریسم که در واقع واکنش اعتراضی آن جوامع به نگاه حاکم بر کلیسا بود متاثر از نام کشیشان سکولار (خارج از کلیسا) شکل گرفت. ۲ -بخوبی میدانید که در دین اسلام نه تنها دین از دنیا جدا نیست بلکه تجارب و ارزشهای این جهانی در کنار ارزشهای دینی و فرا جهانی تحت عنوان عرف و شرع قرار داردند . نکته مهم آنکه، الهام بخش فلاسفه و نظریه پردازان سکولار غربی نیز همین ارزش های دین مبین اسلام بوده واز نظر آنها بنیان گذار سکولاریسم یک دانشمند مسلمان بنام "ابن رشد" است. به همین دلیل است که فلاسفه و نظریه پردازان سکولار غربی، سکولاریسم را متعارف با " common sense " یا "درک مشترک " میدانند که معادل کلمه عرف است. در واقع نه تنها میتوان سکولاریسم را معادل عرف مداری دانست بلکه آن را متاثر از اسلام و بگونه ای شرق زدگی غربیها تلقی کرد. فراموش نکنید که دوران طلایی اسلام مقارن با قرون وسطی در اروپا بوده و این همان دوره یست که "ابن رشد " و سایر اندیشمندان و فلاسفه اسلامی مانند ابن سینا در آن زندگی میکردند. ۳ - عرف مداری محصول توسعه علمی و فنی و گسترش دانش در این جهان و در کنار ارزشهای دینیست (تعبیر شرقی آن) و از این رو هر جامعه ای متناسب با میزان توسعه یافتگی از ارزشهای عرفی نیز بهره میبرد و این حتی شامل کشور ما هم میشود و از آن گریزی نیست. به عنوان مثال حتی سر سخت ترین مخالفان عرف مداری نیز وقتی برای سفر از هواپیما استفاده میکنند با وجود آنکه اختیار مرگ و زندگی خود را در دستان خلبان هواپیما میگذارند ولی هیچ گاه در صدد آن بر نمیایند که در باره اعتقادات خلبان از وی سوالی بکنند و یا حتی در مورد آن کنجکاو بشوند. این مثال را میتوان در مورد صدها و حتی هزاران مورد مشابه دیگر تعمیم داد. وقتی که سوار اتوبوس یا تاکسی میشویم و یا وقتی به پزشک یا درمانگاهی مراجعه میکنیم، حتی وقتی خودمان خودرویی را هدایت میکنیم و به این وسیله حتی چشم بسته به یک ساخته دست بشر (چه ایرانی و مسلمان و چه غیر آن) اعتماد میکنیم. زندگی ما در شهر ها نیز متکی به این ارزشهای عرفی است از جمله اطمینان ما به استحکام و ایمنی ساختمانها و شهر هائی که در آن زندگی میکنیم . متاسفانه هم من و هم شما بخوبی میدانیم که سطح این گونه خدمات در کشور ما چقدر نازل و بی محتواست. سقوط مداوم هواپیماها،دهها هزار قربانیهای تصادفات رانندگی در سال ، شهرهایی که در گسل های زلزله ساخته میشوند و ..و از آن مهمتر سقوط ارزش های اخلاقی، بهم خودردن توازن اجتمائی و شکل گیری جزیره های انسانی که قادر به ایجاد ارتباط فکری با یکدیگر نیستند چه برسد به ارتباط عاطفی, فقط بخش کوچکی از مشکلات امروزه ماست که ریشه در دیروز ما دارد. ۴ -دوست عزیز، متاسفانه آنچه که امروز سبب میشود تا ما ایرانیان(چه زن و چه مرد) علی رغم آنکه کار و زندگیمان- حتی در این جامه شبه مدرن- بر کیفیت زندگی و حتی مرگ دیگر هموطنان ما تاثیر متقابل میگذارد، این چنین براحتی و به بهانه های مختلف و از جمله بی حجابی و حتی با حجابی و ....... نسبت به یکدیگر اظهار تنفر و انزجار کنیم بدون شک ناشی از عقب افتادن ما از قافله علم و دانش و غفلت از به وجود آوردن ارزشهای عرفی است. کاری که زمانی مبتکر آن و منبع الهام دیگر جوامع بودیم . ......................با یکدیگر مهربان باشیم
  • ۱۸:۱۹ - ۱۳۹۱/۰۶/۱۹
    0 0
    قانون نیوتن برادر بنده، نه قانون گالیله. در ثانی مگر ما فیزیکدانان معتقد به خدا کم داریم که قانون نیوتن را هم قبول دارند؟ چه منافاتی بین این دو هست؟ لطفا قضایا را قاطی نکنید نسل جوان می خندند. جای این مسائل در محیط آکادمیک است نه در سایت.
  • ۱۸:۴۰ - ۱۳۹۱/۰۶/۱۹
    0 0
    در مباحث حرکت اجسام و پرتاب آنها گالیله پیشگام بود چنانکه حرکت یا سقوط اجسام در صفحه (با زاویه نسبت به افق) کلا متعلق به گالیله است
  • شریف ۲۱:۵۹ - ۱۳۹۱/۰۶/۱۹
    0 0
    با نظرشماموافقم
  • عباس ۲۲:۰۱ - ۱۳۹۱/۰۶/۱۹
    0 0
    علم به خدا میرسه
  • ۲۳:۵۸ - ۱۳۹۱/۰۶/۱۹
    0 0
    ای بابا همین طوری یه چیزی میگین انقدر سطحی برخورد نکنید با موضوع این مسادل نیاز به سند و علت کافی داره نه این که این اقا شاگرد هر عزیزی هستی باش با نگاه حوزوی و از نظر من بسته و استاتیک! بیاد یه موضوع فیزیکی رو زیر سوال ببره بدون این که به تفصیل دلایلش رو مطرح کنه اره قبول دین رجحان داره ولی حرف میزنی احاطه داشته باش رو موضوع
  • علی ۰۰:۰۲ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۰
    0 0
    با سلام همان طور که می دانید نیوتن تقریبا در همان سال مرگ گالیله یعنی 1643 میلادی به دنیا آمده و معاصر با او بوده و بدون تردید در پایه ریزی قوانین سه گانه حرکت خود از حاصل کارهای گالیله بهره برده است. از این رو مبدع نظریه لَختی یا همان اینرسی در حرکت اجسام گالیله بوده که نیوتن آن را بهبود بخشیده و به عنوان قانون اول حرکت خود مطرح نموده است پس در بحث ما فرقی نمی کند که این نظریه را از کدام دانشمند بدانیم. البته قبول دارم که اسم نیوتن در این خصوص معروفتر است. مهم در این بحث استفاده نادرست فلسفی است که اکثرا توسط غیر فیزیکدانان از این قانون شده است.
  • احمد ۰۰:۰۵ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۰
    0 0
    همین مونده بود که قوانین فیزیک واسه ما تفسیر کنید...
  • ۰۱:۴۷ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۰
    0 0
    جایزه نوبل فیزیک حق مسلم ایشان است!
  • ۰۲:۲۵ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۰
    0 0
    جناب آقا ، این اصل یعنی اصل اول نیوتن با اثبات اراده خدا مانعة الجمع نیست بلکه این اصل تصریح دارد که مادام نیروی جدیدی که بر شیِ وارد نشده است بحالت اولیه خویش باقی است . باقی بودن به حالت اولیه که تنافی با وجود خدا ندارد بلکه خدا او را به این گونه خلق کرده است که به حالت اولیه اش باقی بماند مگر اینکه اراده جدیدی وارد این جریان شود که اینهم باز با اصل اول نیوتون مخالفتی ندارد چرا که نیوتون منکر این نیست که ممکن است نیروی جدیدی پیش آید بلکه تصریح می کند که تا نیروی جدیدی پیش نیامده است جسم بحال اولیه خویش باقی است . یعنی اگر بخواهیم این را بیان کلامی هم بکنیم اینکه معدوم الوجود مادام که اراده ای بر او واقع نشده است معدوم الوجود است مگر آنکه اراده ی به او وارد شود که آنگاه موجود می شود . موجود هم مادام که اراده جدیدی بر وی اعمال نشده است موجود است مگر اینکه اراده جدیدی او را معدوم نماید . اینها که تعارض با اصول اولیه توحیدی ندارد
  • ۰۲:۵۳ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۰
    0 0
    وووای ووای این اقا میخواد مناظره کنه ؟؟ این که اصلا فرق گالیله و نیوتن رو هم بلد نیست ...اقای نبوی اینا قوانین نیوتن نه گالیله .. اقای مشرق ترو خدا رعایت کنید ..
  • ع ر ص ۰۹:۰۹ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۰
    0 0
    حاج آقا شما داری اصلی روزیر سئوال میبر که در همه جای جهان با آزمایات فراوان ثابت شده و یکی از اصول کارکرد ماهواره ها به دور زمین است برادر من شما که نماینده مجلسی شماکه علوم حوزوی خوندی شما که به روایات آگاهی چرا قبل از حرف زدن فکر نمی کنی
  • ناشناس ۰۹:۱۵ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۰
    0 0
    عزيز دلم يه كم مطالعه كني بد نيست آخه چرا همينجوري قضاوت مي كنيد گاليله اولين كسي بود كه اين مطلب را مطرح كرد بعد نيوتن اونو گسترش داد و به عنوان قانون اول خود ارائه كرد
  • ۱۰:۲۱ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۰
    0 0
    آقای نبویان.. با این حرفا
  • ۱۲:۰۶ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۰
    0 0
    با سلام. حرف آقای نبویان صحیح است، پیش از نیوتون قانون اول را مردم می دانستند و نیوتون سه قانون را به بیانی جدید و درکنار هم گفت
  • دانشجوی فیزیک ۱۲:۱۱ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۰
    0 0
    اتفاقا امروزه برای اینکه تولید علم بومی داشته باشیم بایستی با دید فلسفه خودمان به مسائل فیزیک مان نگاه کنیم. ایشان فیزیک را تفسیر نکردند، توضیح دادند که مشکل غربی ها سر قضیه خدا از کجا در اومد. توضیح می دهند که علتی که ما در اسلام می شناسیم با این علتی که گالیله گفت تفاوت دارد. حرف دقیقی زده اند. غربی ها اشتباها قانون اول را به خلقت خدا ربط دادند. علت فیزیکی با علت حقیقی در عالم فرق دارد
  • حسین ۱۲:۱۴ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۰
    0 0
    این قانون اول نیوتن نه گالیله...پس هر نظریه علمی که یک علت علمی برای پدیده ها معرفی میکنه از مظاهر شرک به خداست! پناه بر خدا
  • ۱۳:۴۷ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۰
    0 0
    آقای مجید، یخورده تاریخ علم بخونی متوجه میشی که غیر از قانون دوم نیمتون بقیه قانونهایی که موسوم به قوانین نیوتون است قبل از او (قانون اول: گالیله و قانون سوم: دکارت) تدوین شده بود! امان از جهل..
  • zahra ۱۵:۲۰ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۰
    0 0
    خیلی خوب بود مرسی این که گالیله یا نیوتون یا هر دانشمند دیگه ای نظریع ای داده درست اما موضوع اینجاست که گاهی افرادی پیدا میشن که برای رد کردن وجود خدا از هر چیزی به نفع خودشون و به ضرر اسلام استفاده می کنن مثل سکولار !
  • دکتر کاملی استاد دانشگاه ۱۵:۵۵ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۰
    0 0
    باسلام منظورآقای نبویان برداشت غلط از قانون اول نیوتن بوده که بعلت ضعف مبانی فلسفی درمسیحیت از این قانون اینگونه استنباط کردند که عالم به خدا در اول خلقت نیازمنداست بعنوان محرک اول ولی درادامه بخدا نیازی ندارد که به خدای ساعت ساز یارخنه پوش تعبیر شده است ولی درفلسفه اسلامی سینوی وصدرایی نیاز عالم بخداوند مثل سایه است وصاحب سایه ولذا درقزان از خداوند تعبیر به نور اسمانها وزمین یا هوالاول والاخر وهو الضاهر والباطن تعبیر شده است وامام علی ازخداوند با تعبیر خدا باهمه چیز است ولی نه بصورت ضمیمه ودرهیچ چیزی نیست نه اینکه از اوجداست (برای اشنایی بیشتر با ضعف مبانی فلسفی ودینی درمسیحیت قرون وسطی به کتاب وزین علل گرایش به مادیگری شهید مطهری مراجعه فرمایید)ولذا عدم برخورد علمی مناسب مسیحیت با تئوری های علمی دانشمندان بتدریج زمینه تضادعلم ودین و ترویج سکولاریزم رادامن زد
  • ۱۷:۰۴ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۰
    0 0
    ما خوب منظور ايشونو فهميديم لازم نيست شما ما رو شير فهم كنيد!!!!!!!!!!!!!
  • چرا ۱۷:۰۷ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۰
    0 0
    دانشگاههای ما اسلامی هستند.بهتر است کمی روی علمی شدن آنها کار شود.
  • ۱۷:۱۲ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۰
    0 0
    اساتيد ناشناس فيزيك!يك چيزي را دانستن با انجام آزمايشات بسيار و فرموله كردن و اثبات يك فرضيه و بيان اون به صورت نظريه بسيار متفاوت است.
  • مهیار ۲۰:۰۲ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۰
    0 0
    دوست عزیز، توسعه علمی و صنعتی در ایران با ۴ قرن تاخیر نسبت به کشورهای صنعتی شروع شد و اگر نقصانی نیز در دانشگاه های ایران است به همین تاخیر بر میگردد. متاسفانه همان طرز تفکری که سبب این تاخیر شد در حال حاضر به شکل های مختلف و حتی مشکوک به جان پیکر نیمه جان دانشگاه ها افتاده و در صدد عقیم تر کردن آن است.
  • ۲۰:۴۰ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۰
    0 0
    متاسفانه پاراگراف پایانی به هیچ وجه عالمانه بیان و تحقیق نشده است ؛ قانون اول نیوتن یا قانون «ماند» که گالیله پایه گذار آن بود به هیچ وجه چنین مفهومی را نه در الهیات مسیحی و نه در الهیات اسلامی القاء نکرده است؛ و این بحث کاملا در فلسفه اسلامی نیز پذیرفته شده است و از آن با عبارت علت حادثه همان علت مبقیه است یاد می شود و این یک اصل کاملا پذیرفته شده حتی در فیزیک نسبیتی نیوتن است
  • ۲۱:۲۹ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۰
    0 0
    چه همه کارشنا متنفرم از ملتی که در باره همه چیز نظر میدهند
  • ۰۰:۳۶ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۱
    0 0
    نظر شما درست نیست سیاره‌هایی که بدور هم میچرخند بخاطر نبود اصطکاک از حرکت خود باز نمیایستند جاذبه هم میانشان وجود دارد
  • ۰۱:۲۹ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۱
    0 0
    اکثریت استادانی که مصاحبه علمی متقاضیان را در دوره های دکتری عهده دار هستند سکولار و غربزده هستند و مانع حضور افراد معتقد به نظام و انقلاب میشوند باید بساط اینها برچیده شود .
  • مهندس ۱۳:۵۸ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۱
    0 0
    به نظرم میرسه اکثر دوستان، یه حرفو میزن فقط یکی دفاع میکنه یکی دیگه حمله و این رد دیگری نیست! ای کاش مشرق ابتدا یه برنامه ریزی دقیق از مصاحبه های سلسله مراتبی داشته بود تا در مراحل مثلا بعدی، که موضوع روشن شد، به این بحث پرداخت. به هرحال، فقط اینو بگم تفاوت ما و سران سکولارها در حرکت به سوی علم در اینه که اونا به خاطر قدرت یک شدن در عالم و فرمانروایی بر عالم ( به قدرت خدا رسیدن!!) هستن، اما ما میگیم علمو برا شناخت بیشتر خدا و درنتیجه اطاعت از او می طلبیم و البته از طرفی هم ناچاریم چون دشمن هرلحظه بر سلاح ها و متاع های خویش می افزاید و خدا در قرآن می فرماید از متاع ها و سلاح های خود غافل نشوید. یادآور میشم که خود خدا می فرماید که بشر به برخی علوم دست می یابد اما نکته اینجاست که او خالق است و ما معبود همانطور که علی (ع) بعد از وصف خویش در آن ...، میفرماید فرق من و خدا در اینه که او خداست و خالق و من مخلوقم و عبد
  • ۱۴:۰۵ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۱
    0 0
    قانون اول نیوتن همان قانون گالیله است چرا که گالیله ابتدا بدان پی برد
  • حسین ۱۷:۴۸ - ۱۳۹۱/۰۷/۲۲
    0 1
    بهتر بود به جای اینکه روی این موضوع بحث کنید که گالیله این فرضیه رو مطرح کرده یا نیوتون، روی اصل قضیه نظر میدادین متاسفانه برخی افراد خیلی سطحی نگر هستن.
  • زهرا سادات خاتمی ۲۱:۴۷ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۵
    0 0
    بدنبود.

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس