شهیداصغر پاشاپور

من را بوسید و گفت:‌ مادر! خوش به سعادتت. داری می‌روی زیارت حضرت زینب. گفتم تو هم بیا. گفت فرمانده‌مان به من مرخصی نمی دهد که بیایم حرم.

گروه جهاد و مقاومت مشرق - حاج اصغر پاشاپور (معروف به حاج ذاکر) اعجوبه‌ای بود که یک ماه بیشتر، دوری حاج قاسم سلیمانی را تاب نیاورد. ۱۳ بهمن ۱۳۹۸ بود که خبر شهادتش، همه را حیرت‌زده کرد. تنها کسانی که متعجب نبودند، پدر و مادر حاج اصغر بودند. آن‌ها که بارها (و یک بار با دعوت مستقیم حاج قاسم سلیمانی) برای دیدن فرزندشان به سوریه رفته بودند، می‌دانستند که شهادت فرزند میانی‌شان حتمی است. برای همین بود که وقتی مادر حاج اصغر، تحکات عجیبی را در اطراف خانه‌شان دید، موضوع را فهمید. نه گریه کرد و نه فریاد زد. خوشحال بود که اصغر، مزد تلاش‌هایش را گرفته.

حالا حاج‌ اصغر که در ایام شهادت حاج قاسم سلیمانی بارها تصاویرش به صورت شطرنجی از تلویزیون پخش شده بود، حالا به شهادت رسیده بود و می‌شد درباره ویژگی‌های اخلاقی و مدیریتی‌اش در نبرد سوریه صحبت کرد. پیکر حاج اصغر البته به دست تکفیری‌ها افتاده بود و مدتی طول کشید تا به تهران بیاید.

در گفتگویی تفصیلی با حاج عزیزالله پاشاپور و حاج خانم سیده هوریه(حوریه) موسوی‌پناه،  پدر و مادر بزرگوار شهید حاج اصغر پاشاپور در یک صبح بهاری، تلاش کردیم ریشه‌های رشادت و شجاعت در این خانواده و خاندان را واکاوی کنیم. بخش چهارم این گفتگو، پیش روی شماست.

قسمت اول و دوم و سوم این گفتگو را هم اینجا بخوانید:

مقاومت پدر شهید برای تحویل سلاح گرم! + عکس

اتهام بی‌پایه ضرب و شتم به مادر دو شهید! + عکس

خواهر شهیدی که با تزریق واکسن، فلج شد!

شما پنج بار به سوریه رفتید؟

مادر شهید: یک بار با دخترم رفتیم و وسائل حاج محمد پورهنگ را آوردیم. آن بار را هتل بودیم.

شهید حاج اصغر پاشاپور در کنار پدر

یعنی دو بار هتل بودید و سه بار هم در خانه حاج اصغر در سوریه...

پدر شهید: یک بار هم مهمان حاج قاسم سلیمانی بودیم.

بعد از شهادت حاج محمد؟

مادر شهید: دخترم زینب خانم (همسر شهید حاج محمد پورهنگ) را به مراسمی دعوت کرده بودند. گفت می‌شود بیایی و من را کمک کنی؟ قبول کردم و رفتیم. حاج قاسم سلیمانی هم آمده بودند. بعد از مراسم، اتاق کوچکی بود که حاج قاسم نشسته بود و با خانواده های شهدا دیدار می کرد. نوبت به من که رسید، رفتم و گفتم حاجی جان! می‌شود پسر من را از سوریه برگردانی؟... چهار سال بود اصغر به سوریه می رفت و همسر و بچه‌هایش را تازه برده بود آنجا.

حاج قاسم گفت اسمش چیست؟ گفتم اصغر. گفت: نمی شناسم؛ اسم دیگری ندارد؟ گفتم: ذاکر... شناخت. گفت: شما ناراضی بوده اید بیاید سوریه؟ گفتم نه. گفت: پس چرا می گویید برگردد؟ گفتم: آخر چهار سال است آنجاست. بس است دیگر. گفت: ‌گفته چه‌کاره‌ام؟ گفتم: اصغر گفته آنجا مسئول لباس‌ها هستم.

پدر شهید: گفته بود در چادر هستم و به بچه‌ها لباس می دهم.

مادر شهید: گفتم حاجی! لباس دادن کار همه است. یک‌نفر دیگر هم می تواند این کار را بکند. گفت: ‌لباس‌ها کوچک و بزرگ دارد... گفتم عوض می کنند، کاری ندارد که. گفت:‌ ذاکر را نمی‌توانم بفرستم.

پدر شهید: گفت آن لباس‌ها را هیچ کس دیگری نمی تواند بدهد.

مادر شهید: گفتم من دوست دارم ببینمش. پس مرخصی بده تا بیاید. گفت: شما بیایید بروید پیشش. گفتم: باشه اما وقتی آنجا می رویم هم نمی توانیم درست و حسابی ببینیمش. گفت‌ آخر کسی نمی‌تواند مثل او لباس‌ها را بدهد. این بود که یک بار یک هفته بعدش به دعوت حاج قاسم راهی شدیم. گفتم حاج قاسم را می شناسی؟ گفت: نه! گفتم:‌خودش گفته بیایید بروید پیش اصغر. گفت:‌ من اصلا حاج قاسم را نمی شناسم. عکسش با حاج قاسم در موبایل پسرش بود. گفت:‌ مهدی مگر نگفتم این عکس را پاک کن. چرا به مامانی نشان دادی؟ الان فکر می کند من پیش حاج قاسمم. مگر من حاج قاسم را می شناسم؟

عکسی که حاج اصغر نمی خواست نزدیکانش ببینند! / در کنار حاج قاسم سلیمانی

گفتم حالا که نمی خواهی لو بدهی، حرفی نیست.

آنجا که بودیم من را بوسید و گفت:‌ مادر! خوش به سعادتت. داری می‌روی زیارت حضرت زینب. گفتم تو هم بیا. گفت فرمانده‌مان به من مرخصی نمی دهد که بیایم حرم. نه می آمد در حرم و نه آنجا عکسی می گرفت.

گفتم خب شما هم بیا برویم. زنگ بزن به فرمانده‌تان و بگو پدر و مادرم آمده‌اند و امشب نمی‌توانم بیایم. زنگ می زدند و مدام با بی‌سیم عربی حرف می زد. گفتم: اصغر! تو را به خدا یک شب با ما باش. بگذار حالا که آمده‌ایم، به ما خوش بگذرد. گفت مگر همسرم به شما بی‌احترامی می‌کنم؟ گفتم نه والله.

پدر شهید: ما فقط همین عکس را دیدیم تا بعد از شهادتش که آقای رضوانی خبرنگار تلویزیون آمد اینجا و عکس اصغر با حاج قاسم را نشان ما داد.

مادر شهید: چون آنجا را بمباران می کردند من خیلی ناراحت زن و بچه اش بودم. می گفتم اصغر که جایش در چادر، امن و خوب است؛ می آیند و دمشق را می زنند.

کجا ساکن شده بودند؟

پدر شهید: در دمشق، خانه‌های جدا از هم داشتند.

مادر شهید: نزدیکی‌های سفارت و مدرسه ایرانی‌ها بودند. چند خانواده در آپارتمان های جدا جدا. مثلا در آن مجتمع، سه چهار تا خانواده ایرانی بودند.

می توانستند بیاید بیرون برای خرید مایحتاج؟

پدر شهید: اگر راننده همراهشان بود می توانستند بیایند بیرون. اصغر نبود و راننده می آمد و با پسرش مهدی می رفتند و خریدهایشان را می کردند.

حاج اصغر وقتی به سوریه رفتند چند فرزند داشتند؟

پدر شهید: دو فرزند داشتند. محمدحسین هم بعدها در اینجا به دنیا آمد. خود اصغر که نیامده بود. فقط خانم اصغر آقا آمدند و من و مادرش پیگیر کارهای بیمارستانشان بودیم. شناسنامه هم گرفتیم اما اصغر، سوریه بود. دو سه ماه هم همسرشان ایران ماندند.

بالاخره مشخص شد که کار اصغرآقا چه بود؟

پدر شهید: اخرین باری که رفتیم سوریه، یک سال قبل از شهادتش بود. خانه خرابه‌ها را دوباره دیدیم و این بار پسرم و همسرِ شهید مهربانی هم همراهمان بودند. حاج خانم دوباره هوس کرد و گفت می شود راننده ات ما را ببرد و دوری بزنیم؟ رفتیم طرف حرم حضرت زینب که خیلی خراب شده بود. دیدیم حاج خانم حالش عوض شده. گفتم نمی دانم اصغر چه کار می‌خواهد بکند. من دارم دیوانه می‌شوم. کاش نمی آمدم سوریه. گفتم اشکالی ندارد بیا برویم حرم.

اصغر تماس گرفت با خانه و خانمش گفت که مادرت ناراحتی دارد. گفت برای چه؟ گفت: نمی دانم. خرابه‌ها را دیده و ناراحت شده... اصغر گفت: من فردا می آیم و می‌برمتان یک جای باصفا تا مادرم حالش خوب شود. با مادرش هم تلفنی صحبت کرد. روز بعدش اصغر حدود ظهر آمد. گفت حاضر شوید می‌خواهیم برویم یک جای باصفا. حتی شوخی هم کرد و گفت: می خواهم ببرمت جایی که «یزید» زندگی می‌کرده! (با خنده) مادرش هم شروع کرد به بد و بیراه گفتن...

ما را برداشت و برد نردیک‌های لاذقیه. سوار شدیم و چها تا ماشین شدیم. حددو ۱۰۰ کیلومتر رفتیم. دیدیم دره‌ای هست و دو تا ماشین آن سوی دره ایستاده. اصغر، ماشین‌ها را نگه داشت و خودش پیاده شد و رفت. ما هم بدون اصغر راهی شدیم. رسیدیم به مقصد، که کاخ قشنگی بود. هر چه صبر کردیم اصغر نیامد. مادر اصغر هم ناراحت بود که ما را آورده در این بیابانی و رها کرده. ساعت ۱۰ شب اصغر آمد! دیدم چهارتا ماشین هم با اصغرآمد. چند خانواده سوری هم آمده بودند.

مادر شهید: نه ما زبان آنها را می دانستیم و نه آنها می فهمیدند ما چه می گوییم.

برای ناهار و شام هم چیزی همراهتان برده بودید؟

مادر شهید: همه چیز آنجا فراهم بود. آنجا مقر فرماندهان بود. اما نفهمیدیم چه کاری تویش انجام می دهند. جایش خوب بود اما اصلا نفهمیدیم کجاست. محیط بزرگی بود که دور تا دورش بسته بود. هر میوه ای هم می‌خواستی روی درخت‌ها بود. به پسرم اکبر گفتم دست به میوه‌ها نزنی! بگذار اصغر بیاید...

پدر شهید: شب ساعت ۱۰ بود که اصغر آمد و چند خانواده هم همراهش بودند. حاج خانم باز هم اعتراض کرد که چرا ایرانی‌ها را نیاوردی؟

مادر شهید: گفت این‌ها هیچ چیزی ندارند. ایرانی‌ها فقط زیرآب ما را می زنند! چرا اینقدر برای ایرانی‌ها حساب باز می‌کنی؟ در مستندی که درباره اصغر بود هم گفت که خیلی‌ها به من حسادت می کنند.

پدر شهید: تا شام را درست کردند و کمی صحبت کردیم، شام را خوردیم و شد ساعت ۱۲ نیمه شب. هفت صبح همه را بیدارباش داد. گفتم: ما تا ساعت ۱۲ نشسته‌ایم و می‌خواهیم بخوابیم. گفت: نه؛ یاالله؛ معطل نکنید، برگردیم و برویم. گفت: برویم دریای مدیترانه. البته من همراهتان نیستم...

از مقر که راه افتادیم، بی‌سیم اعلام کرد که اصغر کجاست؟ گفتند: از مقر آمده بیرون. گفت جایی که شما بودید را با هشت موشک زده اند. آنجا بود که گفتم حتما اصغر مسئولیت مهمی دارد و کاره‌ای هست. یعنی اگر ۵ دقیقه دیرتر می‌آمدیم، همه‌مان کشته می شدیم.

مادر شهید: یک جا هم من را بردند سر یک کوه که آن‌ور، نیروهای جبهه‌النصره بودند و سمت ما هم سوریه‌ای ها بودند. اصغر گفت ما یک هفته در اینجا محاصره بودیم و فقط یک شیشه نوشابه داشتیم. با درِ نوشابه جیره‌بندی کردیم تا زنده بمانیم. رزمنده زخمی سوری، داد و  بیداد می‌کرد. گفتم:‌ آنها نکشتندت، من با یک گلوله می‌کشمت! سر و صدا نکن!

دیگر چیزی متوجه نشدید تا بعد از شهادت... خبرنگار صدا و سیما چه گفت؟

پدر شهید: گفت اصغر فرمانده بوده؛ شما می دانستید؟ فیلمش با حاج قاسم را هم نشان داد، ما متوجه شدیم. فیلم را نشان ما داد و گفت پیکرش را برده اند و پرسید: برنامه چیست؟ راضی هستید که چیزی بدهند برای گرفتن پیکر؟ گفتم: نه،‌ من راضی نیستم.

مادر شهید: گفته بودند آنجایی که گرفته‌اید را باید پس بدهید تا پیکر اصغر را بدهیم. من هم گفتیم راضی نیستیم. آن‌ها با خون، آن زمین‌ها را گرفته اند.

نظر همسر اصغرآقا هم همین بود؟

پدر شهید: بله.

مادر شهید: پیکرش را که آوردند سر نداشت. سرش را بریده بودند و جشن گرفته بودند. دستش را هم جدا کرده بودند.

شما کِی مطلع شدید که پیکر، سر و دست ندارد؟

پدر شهید: خانمش خبر آورد. پیکرش را که آوردند، رفتیم مشهد و قرار بر این شد که پس فردایش حاج اصغر را تشییع کنیم. حاج قاسم کارگر با تعدادی از پاسدارها آمدند و قرار شد برویم خانه پسرم محمد تا برنامه تشییع را بریزیم. دیدم همه نشسته‌اند و منتظر من هستند. حاج قاسم کارگر برادر بهمن کارگر که سپاهی است؛ گفت: یک چیزی می‌خواهم بگویم. آقای اشتری (فرمانده ناجا) تلفن کرده و گفته از فردا به طور کلی مراسم ها به خاطر کرونا قدغن است. این بود که برنامه پس فردا لغو شد. گفت می شود همین طور بدون مراسم دفن شود. می‌خواستند حتی خانواده هم در مراسم تشییع و خاک‌سپاری نباشند!

من هم گفتم اگر دو سال هم پیکر اصغر بماند، نمی‌گذارم دفن شود. گفتم باید تشییع بشود و محال است؛ اگر ده سال هم بشود باید بماند در معراج. باید مشخص بشود که پسر من شهید شده است. نمی شود مخفیانه دفنش کنیم. آمدم خانه که تلفن کردند و گفتند شما بیایید پیکر حاج اصغر را به مشهد ببرید. کمی هم حال و هوایتان عوض بشود... من ناراحت شدم. شهادت اصغر را از مردم شنیدیم و یک نفر از مسئولین نیامد خبر شهادت حاج اصغر را بدهد. یک هفته بعد از اعلام خبر شهادت هم می خواستیم مراسم بگیریم که گفتند مراسم نگیرید؛ پیکرش می‌آید؛ اما خبری نشد. هجده روز هم پیکر در سوریه ماند و بعدش آمد. ما البته مراسممان را گرفتیم.

مادر شهید: قرار بود از میدان شهدا پیکر را تشییع کنیم تا بهشت زهرا.

پدر شهید: بعد از اعلام شهادت حاج اصغر که همه با خبر شدند، پیکر نبود. گفتیم حالا که اینطور شد و مردم از شهرستان و محل می آمدند، گفتند اگر می شود یک مراسم در مسجد بگیرید تا کسانی که می‌خواهند بیایند برای سر سلامتی، خدمت برسند. مردم هم در مضیقه بودند. اما سپاه موافق نبود و می گفت روز مراسم را عوض کنید.

مادر شهید: می گفتند چیزی نگویید. اگر بفهمند اصغر فرد مهمی بوده، جنازه را پس نمی دهند.

پدر شهید: هر طور بود روز بعدش مراسم را گرفتیم. این مراسم برای زمانی بود که هنوز پیکر به ایران نرسیده بود. البته سپاه هم مطمئن شد که پیکری در کار نیست. بعد از 18 روز که پیکر آمد، قرار شد مراسم بگیریم که شب قبلش، مراسم‌ها ممنوع شد! ابوباقر و چند تا از بچه‌ها آمدند و گفتند مراسم مختصری در مسجد بگیرید و بعدش ببرید بهشت زهرا اما من قبول نکردم. گفتم باید تشییع باشکوه انجام بشود. این بود که تصمیم گرفتند پیکر را به مشهد بفرستند و در حرم طوافی بدهند.

در مشهد قرار بود ساعت ۴ بعد از ظهر مراسم باشد اما انداختند ساعت ۲. گفتم چرا؟ یکی از بچه‌های سپاه آمد و گفت: این ها می‌گویند فقط یک پارچه ترمه روی پیکر بکشید و ببرید به زیارت حضرت. گفتم: قبول نمی کنم. یکی از پاسدارها گفت من این لباس‌هایم را در می آورم اما حاج اصغر را تشییع می کنم. من هم گفتم هر چه می‌شود بشود.

حاج عزیزالله هیچ وقت پیکر بی سر و دست پسرش را ندید...

چرا می خواستند اینطوری بشود؟

پدر شهید: بهانه کرونا را داشتند. پرچم را زدند و بلندگو را روشن کردند. به خانواده اصغر هم گفتم که من باید تصمیم بگیرم. در مشهد تشییعی کردیم که خیلی باشکوه و جالب شد. از انجا هم رفتیم و خوشبختانه آقای مروی، تولیت آستان قدس رضوی را هم دیدیم.

بعد که برگشتیم حاج اصغر را بردند معراج. دو روز بعدش از سپاه آمدند. گفتند برویم حاج اصغر را خاکسپاری کنیم. زن و بچه‌اش را راضی کرده بودند که بی سر و صدا دفنش کنند. گفتم نه، بگذارید بماند. حاج اصغر باید تشییع بشود. به نتیجه ای نرسیدند و رفتند. بعد از سه ماه در ماه رمضان آمدند و گفتن چه می کنید؟ گفتم باید تشییع شود. هیچ کسی چیزی‌ش نمی شود. قرار شد شهادت امیرالمومنین دفنش کنند. خواست اصغر این بود که در روز شهادت مولا علی دفن شود. من هم قبول کردم اما گفتم روز قدس دفن کنیم که مردم هم بیایند. گفتم امیرالمومنین هم برای قدس شهید شده. بالاخره قرار شد بیست و سوم ماه رمضان تشییع بشود. از سر شهرک بروجردی تا مسجد و تا خانه و از آنجا تا شهرری و محله‌مان و از آنجا تا حرم حضرت عبدالعظیم رفتیم و بعدش به سمت بهشت زهرا حرکت کردیم... فشار آورده بودند و نمی‌شد صبر کرد. خانواده حاج اصغر خیلی مصر بودند که زودتر پیکر پدرشان دفن بشود.

تشییع شهید پاشاپور در تهران

البته تا پیکر دفن نشود، التهابی در وجود بازماندگان هست... آن ها هم می خواستند زودتر به آرامش برسند.

پدر شهید: شکر خدا مراسم خوب شد. شهرک شهید بروجردی خیلی غوغا شد. در شهرری هم استقبال باشکوهی شد.

مادر شهید: ولی ما اصلا پیکر را ندیدیم. نگذاشتند ببینیم.

پدر شهید: در مشهد آقای واعظی شعری خواند و آنجا ما فهمیدیم اصغر، سر ندارد...

*میثم رشیدی مهرآبادی
ادامه دارد...

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 108
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیر قابل انتشار: 4
  • مهدی IR ۰۸:۵۵ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    53 6
    روح تمام شهدای مدافع حرم شاد و مشمول علو درجات و همنشین با سرور و سالار شهیدان باشند امین
  • مینا IR ۰۹:۰۶ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    23 5
    روح همه شهدا شاد و یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد. خدایا ما را هم به راه راست هدایت فرما
  • حمیدرضا DE ۱۰:۱۵ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    21 4
    سلام وردرودبرشهدای اسلام وخانواده بزرگوارشهیدمدافع حرمدستتان رامیبوسم
  • IR ۱۰:۳۲ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    56 4
    خدا رحمتش کنه روحش باامام حسین(ع) محشور باد
    • کیانی IR ۱۳:۰۴ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
      9 1
      خدارحمتش کند شهید بزرگوارحاج اصغر ذاکر روحش شاد یادش گرامی
  • علی IR ۱۰:۴۳ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    9 3
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم روح تمام شهدای عزیز وبزرگوار شاد وانشاالله غرق در رحمت واسعه خداوند باشد. خوشا به سعادت این شهید بزرگوار وعزیز. الهی که ما را هم شفاعت کنند. خوشا به سعادتشان. اللهم عجل لولیک الفرج، اللهم عجل لولیک الفرج، اللهم عجل لولیک الفرج
  • زهرا IR ۱۰:۴۹ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    12 7
    روحش شاد وامیدوارم با مولایش امام حسین محشور شود.بعضی از مسولین از کرونا بدترند.
  • امیررضا IR ۱۰:۵۹ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    12 30
    به نظر من فردی که در دفاع از میهن و دین جانش را فدا می کند مقامش با ارزش تر از شهدای مدافع حرم است.
    • IR ۱۳:۲۳ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
      16 11
      باهوش جان! اینها هم برای دین و وطن جونشونو دادن. دین یعنی حرم حضرت زینب و وطن یعنی اینکه نگذاری داعشیهای وحشی به ورزهای کشورت نزدیک شوند
    • IR ۱۳:۵۵ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
      15 12
      یعنی الان مدافعان حرم جانشان را در دفاع از وطن و دین نداده اند? اگه خوب نگاه کنی هم برای وطن رفتند که اگه نرفته بودن باید توی همدان و کرمانشاه با داعش میجنگیدی و هم برای دفاع از دین که یکی از نمادها حرم حضرت زینب هست. پس شما زیادی واسه دین و وطن داغ نکنید.
    • منیب IR ۱۴:۲۲ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
      14 12
      اگر مدافعان حرم نبودن الان باید توی تهران با داعش می جنگیدی. یعنی واقعا نمیفهمید که داعش برای کشتن شیعیان و نابودی ایران درست شده؟؟؟ اصلا مدافع حرم یعنی مدافع وطن... لطفا بفهمیم...
    • IR ۱۴:۳۱ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
      12 2
      نظرتو نگه دار برای خودت!
    • محمد IR ۱۷:۲۳ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
      11 9
      تو نباید نظر بدی خدا باید بگه ارزش کی بیشتره کی کمتر بعدشم شما اگر مقداری فکرت رو به کار بندازی می فهمی که داعش اصلا برای گرفتن عراق و سوریه نیومده بود عراق و سوریه راهی بودن که بعدش به ایران حمله کنند داداش جون
    • IR ۱۸:۲۰ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
      8 14
      اگر دیدی مظلومی نیاز به کمک دارد باید به کمکش بروی اگر اینها نبودن الان باید با داعش تو کرمانشاه می جنگیدیم افتاد .ابنها حجت های خدا بودن روی زمین
    • IR ۱۹:۳۸ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
      8 2
      لعنت خدا بر منافق بی پدر مادر
    • IR ۱۹:۵۲ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
      5 1
      به جرات می توان گفت که دربهشت شهدای دفاع مقدس به مقام شهدای مدافع حرم غبطه می خورند آنها ازاولیااله هستند
    • GB ۱۸:۲۳ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۹
      0 1
      همیه دنیا یک ارتش دارد ما دوتا ارتش داریم‌ چطوری یک لشکر پیاده نظام‌ده هزار نفر به این راحتی ایرا ن را می توانست تصرف کند تبلیقات چیهای نادان کم سن سال جنگ ندیده
    • IR ۰۱:۲۷ - ۱۴۰۰/۰۱/۲۶
      1 0
      سردار شهید سلیمانی :ما بعد از اینکه می‌گوییم "مدافع حرم"، فکر می‌کنیم این عبارت خلاصه است در دو حرم مقدس حضرت رقیه (س) و حضرت زینب (س). کل جمهوری اسلامی حرم است.
    • IR ۰۱:۲۸ - ۱۴۰۰/۰۱/۲۶
      1 0
      سردار سلیمانی :(کل جمهوری اسلامی حرم است.) شهدای مظلوم مدافع حرم به خاطر امنیت من و تو رفتند
    • به ۱۸:۲۳ IR ۰۱:۳۷ - ۱۴۰۰/۰۱/۲۶
      2 0
      حرفای بی سوادان روغنفکر مزدور و جیره خواران ملکه و آل سعود رو تکرار کردید‌.شما از این موضوع اطلاع ندارید که هیلاری کلینتون در کتاب خاطراتش با عنوان گزینه های دشوار نوشت که ما داعش را به وجود اوردیم.حالا فکر می کنید داعشی که توسط آمریکا و متحدانش تغذیه میشد،نمی توانست یک کشور را به زانو درآورد مثل سوریه.اگر مدافعان حرم نبودند ما سوریه دوم بودیم
  • IR ۱۱:۰۲ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    9 8
    کجایند مردان بی ادعا همانان که از وادی دیگرند همانان که گمنام و نام اورند
  • مهدی IR ۱۱:۰۶ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    9 3
    بعضی وقتا که میرفتم اتاقش چشماش تر بود.گفتم حاجی گریه کردی میگفت نه چشمام حساسیت داره.... بعد متوجه میشدم داره با گوشیش باز روضه حضرت رقیه س گوش میده آقای اصغر مرا هم ببر!!!
  • IR ۱۱:۱۱ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    6 2
    روحشان شاد و یادشان گرامی و راهشان پر رهرو #شهداشرمنده ایم ...
  • پویا IR ۱۱:۱۵ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    5 3
    سلام خدا بر شهیدان
  • IR ۱۱:۲۱ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    8 3
    رضوان الله تعالی علیه
  • رضا IR ۱۱:۲۱ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    9 3
    مِنَ المُؤمِنينَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيهِ ۖ فَمِنهُم مَن قَضىٰ نَحبَهُ وَمِنهُم مَن يَنتَظِرُ ۖ وَما بَدَّلوا تَبديلًا﴿
    • GB ۱۸:۱۳ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۹
      0 0
      ۰۰۰۰۰۰
  • IR ۱۱:۲۶ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    8 2
    خدا رحمتش کند ان شالله که در قیامت دست مارا هم بگیرند
  • IR ۱۱:۳۰ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    7 3
    من عاشقتم حاج اصغر خیلی مردی خییییییییییییییییییلی یَلی اگه شماها نبودین ما الان امنیت نداشتیم
  • IR ۱۱:۴۱ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    4 3
    روحش شاد و خوشا به سعادتت شهید شدی کاش منم این لیاقت را داشته باشم
  • گمنام IR ۱۱:۴۷ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    5 2
    چرا برا شهدا حاشیه درست میکنید یه بار میگین خواهر شهید واکسن زد فلج شد یه بار میگین که مدافع حرم که اجازه زیارت حرم زینب رو نداشت ما همه مدیون این شهداییم لطفا حاشیه نسازین
  • حسین PL ۱۱:۵۶ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    6 3
    خدا کمک کنه طوری زندگی کنیم که توفیق شهادت پیدا کنیم.
  • IR ۱۱:۵۷ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    4 3
    اینو میگن زندگی ، خوشا آنان که اله یارشون بی ، خدا ما را با یاد شهدا بمیران و با آنها محشور کن .
  • حسین IR ۱۲:۰۰ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    5 3
    خداوند این شهید بزرگوار و خانواده اش را با امام حسین علیه السلام محشور و توفیق شهادت در راهش را هم قسمت ما بفرماید ان شاالله
  • دختر سردار دلها IR ۱۲:۰۳ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    4 3
    روحت شاد شهید عزیز
  • عبدالله IR ۱۲:۱۲ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    8 5
    شهدائی چون ایشان، امروز قطعاً در محضر خود ذوات مقدس و بی بی دوعالم حضرت زینب کبری«س»منزل و مأوا دارند. خوشا بحال ایشان و خوشا بحال والدین و همسران صبور و مقاوم آنان.
  • حیدری IR ۱۲:۱۹ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    4 3
    درود خدا برشما جهادگران در راه خدا باید برادر سفارش ما را هم به
  • IR ۱۲:۲۳ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    3 4
    شما مادر بزرگوار جنازه پسر شهیدتان را ندیدید و فقط از مداح فهمیدید سر ندارد... جانم فدای آن بی بی های بزرکواری که جنازه برادر و پدرشان را دیدند و صبر کردن....امان از دل زینب و سکینه سلام الله علیهما. اللهم ارزقنا شفاعته لی المذنب
  • IR ۱۲:۲۹ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    3 2
    خدا رحمتش کنه و در دو دنیا مارا شفاعت
  • من انقلابیم IR ۱۲:۳۰ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    7 3
    اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
  • IR ۱۳:۰۰ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    3 1
    شهدا فرشتگان آسمانی بودند که خداوند در قالب انسان به زمین فرستاد تا ما سر در گم انتخاب راه نشویم. هر چه در زندگیشان هست نور است ونور ودیگر هیچ.!!!!
  • حسینی US ۱۳:۱۶ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    5 3
    شما با بهترین حالت ممکن رفتید وما چشم انتظار شفاعتتان اللهم عجل لولیک الفرج
  • IR ۱۳:۲۰ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    5 5
    خدارحمت کنه سردارعزیزمون دلها رو ازوقتی که آمریکایی‌های تکفیری شهیدش کردند، ایران بهم خورد آمریکایی‌های تکفیری درست فهمیدن ستون ایران کجاست
  • محسن IR ۱۳:۳۹ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    4 4
    روحش شاد.حمیدرضا نظرت بدرد خودت میخوره
  • GB ۱۳:۵۷ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    3 4
    روح تمامی شهدا شاد
  • IR ۱۴:۰۶ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    3 2
    روحشان شاد و یادشان گرامی
  • حیدر IR ۱۴:۰۹ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    3 2
    ایکاش شبیهت بشوم
  • عبدالرحمن IR ۱۴:۱۷ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    3 2
    خداوند روحشون روبااقا امام حسین محشور کنه
  • IR ۱۴:۲۳ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    3 1
    اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم روحشان شاد همنشین ارباب حسین باشند مامدیون خون شهیدان هستیم وجوابگوی خونشان
  • IR ۱۴:۳۹ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    4 1
    روحشون شاااااد انشالله با امام حسین محشور بشن و ما رو هم اون دنیا شفاعت کنند
  • مازیار IR ۱۴:۴۲ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    2 2
    خدا اصغر آقای پهلوان را بیامرزد دمش گرم
  • سرباز وطن IR ۱۴:۴۳ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    3 3
    شادی روح همه شهدا. صلوات. خوشا به سعادتت شهید پاشاپور.. التماس دعا داریم ازتون. سلام و دلتنگی مارو به سرادر دلها برسونید.
  • IR ۱۴:۴۴ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    2 2
    سلام بر شهید
  • IR ۱۵:۰۰ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    3 1
    محفوظ یاحسین مظلوم«ع» در ره منزل لیلی که خطرهاست به جان شرط اول قدم آنست که مجنون باشی شفاعتشان نصیبمان گردد انشاءالله
  • IR ۱۵:۰۵ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    2 4
    روح تمام شهدای مدافع حرم شاد,وصلوات برایشان ماراهم مهمان سفره اقا کنید
  • حیدری IR ۱۵:۱۷ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    4 3
    شهدا خیلی مظلومانه جانشان را برای امنیت ما می دهند و این ماییم که درک نمی کنیم .خدایا ما را از خواب غفلت بیدار کن!
  • محمد جواد IR ۱۵:۲۹ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    2 2
    انشالله که شهدا شفاعت خواه ما هم بشوند و دست ما را هم در پل صراط بگیرن به حق زینب کبری
  • محمدزمانی IR ۱۵:۳۰ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    3 3
    باسلام خوش بسعادتشون شهید شدن وپیش خدا خیلی عزیزن ة خدایا نمی‌دانم به کدام بزرگوار قسمتون بدم آنقدر میدانم که شهدا پیشتون خیلی خیلی عزیزن تورا بشهدای کربلا تورا بشهدای مدافع حرم من نوعی را در راه خدا ودفاع از حریم حرم ولایت وناموس جان وخاک شهادت نسیم بفرما
  • منصور IR ۱۶:۰۳ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    2 4
    برای شادی روح مطهرومنورشهیدحاج اصغر که به تعبیرسرداردلهااکبرحاج قاسم بودصلوات،شهیدان نیازبه این دنیاندارندزیباترین تشییع ازطرف،ملائکه انجام،شده ،لعنت برکسانیکه پاروی خون شهدامیگذارند،
  • حسبنی IR ۱۶:۱۲ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    3 3
    شهید والامقام یل دلاور حاج قاسم و مدافع حرم بی بی زینب سلام الله علیها ....التماس دعا خوب خدا
  • سیدکریم موسوی فولادی IR ۱۷:۱۴ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    2 3
    دست پدربزرگوارشهیدوفرزندعزیزش آقامهدی رو میبوسم وبه این بوسه افتخارمیکنم،ماامنیت وآسایش نوامیسمان وفرزندانمان را مدیون خونهای پاک ریخته شهدایی امثال حاج اصغر عزیزهستیم طوبی لهم وحسن مآب( خوشابه سعادتتون) ازمادرگرامی شهیدهم عاجزانه خواستاریم که دعاکنه مرگ ماهم به شهادت ختم بشه و شفاعت شهید عزیزشون نصیب ماهم بشه، الهی آمین سلامتی ۸۴۶۷رهبرعزیزآرزوی ماست( جانم فدای رهبر).
  • IR ۱۷:۲۷ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    0 0
    خوشا بسعادتت ماروهم شفاعت کن
  • IR ۱۷:۴۷ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    4 2
    روحش شاد. سلام و درود بر همه ی شهیدان
  • کمال IR ۱۸:۰۳ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    4 2
    سردار شهید التماس دعای شهادت
  • صحرا IR ۱۸:۱۰ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    4 1
    خدایش بیامرزتش محشور شه بااهل بیت علیهم سلام
  • حکیمی IR ۱۸:۱۵ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    4 4
    روحتون شاد غیورمردان بی نشان
  • مهدی رستمی IR ۱۸:۱۵ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    3 3
    من حاج اصغر رو بارها و بارها با صورت شطرنجی در کنار شهید سلیمانی دیدم و چهره شون برام آشنا موند. همیشه در کنار حاج قاسم بود و همیشه چهرشون شطرنحی بود. برام عجیب اینه که فقط چهره ایشون بصورت شطرنجی در خاطره ام مانده بود. انگار یه حسی از شهادت ایشون بهم خبر می داد
  • فاطمه IR ۱۸:۱۷ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    3 1
    روحتون شاد مردان غیور، از خدا میخوام فرزندانم مثل شما باشن
  • خضری IR ۱۸:۳۵ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    3 3
    منم باید برم سرم بایدبره نزارم دست هیچ حرومی به حرم زینب برسه
  • فاطمه IR ۱۸:۳۶ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    3 2
    درود خدا بر همه شهیدان،روحش شاد و یادش گرامی باد.
  • علی حاتمی یارآباد IR ۱۹:۰۴ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    2 3
    شهادت چیزیه که نصیب هرکسی نمیشه خوشا به سعدت این سردار بزرگ
  • روح الله IR ۱۹:۳۳ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    1 0
    واقعا غبطه باید خورد ما کجاییم و اینها کجا بودند. رفتند و با ابا عبدالله الحسین(ع) محشور شدند. روح تمام شهدا بخصوص روح حاج قاسم سلیمانی و حاج اصغر شاد و راهشان پررهرو
  • GB ۱۹:۵۸ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    1 0
    شادی روح تمام شهیدان یک صلوات ختم کنید
  • ز IR ۲۰:۰۴ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    2 0
    مدافعان حرم خیلی مظلومن. خدا روحشون رو شاد کنه.خوبا همه میرن ما میمونیم با سرطان اصلاحات و بلایی که سرمون میاد. واقعیت این هست که اسلام مرز نمیشناسه و مسلمانان و بخصوص مظلومین رو باید یاری کرد تو دلنوشته های حاج قاسم عزیزم دیدم که برای دخترش نوشته بود چه شبهایی که نمک به چشم پاشیدم نکنه من تو خواب راحت برم و دخترکان مظلوم منابع نداشته باشن.این یعنی غیرت .یعنی انسانیت.یعنی ایمان بدون مرز
  • محمد IR ۲۰:۰۹ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    1 0
    شهید عزیز. ما رو هم شفاعت کن..
  • ناشناس IR ۲۰:۲۲ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    1 0
    روحشون شاد
  • IR ۲۰:۲۶ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    1 0
    الهم صل علی فاطمه وابیها و بعلها و بنیها و سرالمستودع فیها بعد ما احاط به علمک
  • علی شکوهی نژاد IR ۲۰:۳۰ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    1 0
    زبانها قاصرند که ذره ای ازفداکاریهای این عزیزان را بشمرند
  • مهدی IR ۲۰:۴۱ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    1 0
    روحش شادوراهش مستدام فقط مردم سوریه ومنطقه لاذقیه خوب درک میکنن ایشان چه خدمتی کرده
  • محسن.حلاج IR ۲۱:۳۱ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    1 0
    سلام بر شهیدان خدایی، پیکر پاکش بی سر و دست بود با تاسی به اربابش آقا ابا عبدالله الحسین علیه السلام و ابوالفضل العباس علمدار کربلا، آقا مرتضی سید قلم،،، اگر میخواهید ما را بشناسید داستان کربلا را بخوانید.
  • IR ۲۱:۳۲ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    0 0
    آنان که خاک را به نظرکیمیا کنند آیا؟ شودکه گوشه چشمی به کنند خوش به حاااال شهدا چه زیبا عاقبت بخیرشدند...
  • محمود IR ۲۲:۰۹ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    1 0
    درود خدا بر مردان بی ادعا و لعنت خداوند بر دزدان بیشرف این مملکت
  • علیرضا IR ۲۲:۱۵ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    1 0
    روحشون شاد ان شاءالله شهدا شفاعت ما رو روز محشر بکنن خوشا به سعادتشون
  • عقل IR ۲۲:۳۳ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    1 0
    بحث دین و وطن جای خود ولی هرکس از حق مظلومی بیگناه دفاع کند . به نظر من پاداش بزرگی در اخرت خواهد گرفت . بالاترین دین انسانیت هست .تمام
  • مام ایران IR ۲۲:۳۷ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    1 0
    اللهم ارزقنی شفاعه الحسین یوم الورود
  • کیایی IR ۲۲:۴۵ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    1 0
    خوش به سعادتشون
  • بسیجی IR ۲۲:۵۰ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    0 1
    ایکاش کعبه رابه صاحبش واگذارمیکردیم دنبال اشتران خودمی رفتیم،،این همه جوان،سردار،ووو..ازدستنمی دادیم،افسوس
    • IR ۲۳:۳۵ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
      0 0
      بشین سر جات باو. :/
  • حمید IR ۲۲:۵۱ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    0 0
    روح این سردار و سرداران شهید اسلام وشهدای عزیزمان شاد الهی بحق علی ع جانم فدایشان باد
  • عباس IR ۲۳:۳۲ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۸
    1 0
    خوش به سعادتش روحشان شاد
  • قیصر IR ۰۰:۲۷ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۹
    0 0
    روحش شاد وراهش پر رهرو باد
  • ف IR ۰۰:۵۹ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۹
    0 0
    خوش به سعادتش
  • معراج IR ۰۱:۰۶ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۹
    0 0
    روح شهید بزرگوارمون آقا اصغر شاد ... دست ما را هم بگیر ...
  • زهرا IR ۰۱:۱۵ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۹
    0 0
    جانم فدای همه ی شهدای ایران و مدافعان حرم حضرت زینب با مولایمان امام حسین مشهور شوید
  • IR ۰۱:۱۷ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۹
    0 0
    روحشون شاد.کاش مردم ما قدر فداکاریها و رشادت‌های شهدا را میدونستن و نمک به زخم خونواده هاشون نمیپاشیدن.
  • جواد جنتی IR ۰۱:۲۷ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۹
    0 0
    سلام بر شهیدان، شهادت هنر مردان خداست،
  • IR ۰۱:۴۲ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۹
    0 0
    آنان که خاک را به نظر کیمبا کنند آیا شود که گوشه چشمی به ما کنند
  • ابوالفضل IR ۰۲:۰۰ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۹
    0 0
    شادی روحش صلوات میفرستیم اللهم صل علی محمدوآلمحمد وعجل فرجهم
  • IR ۰۲:۲۷ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۹
    0 0
    روحش شاد زندگی دنیوی زود گذر است. چه خوب در راه خدا و با جنگ با کفار شهید شوی.
  • IR ۰۲:۳۹ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۹
    0 0
    والاتر از آن هستید که بشود در محدوده کوچک واژگان جایتان داد ای شهیدان راه حق خدا پاداش دهنده شما و صاحب الزمان منتقم خون پاکتان خواهد و شما در رکاب حضرت عشق باز خواهید گشت ان شاا....به زودی
  • کشاورز البرزی خادم سردار سلیمانی IR ۰۲:۳۹ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۹
    0 0
    خدا منو گدای در خونه پدر و مادر بزرگوارشان فرماید بعد روم بشه شفاعت بگیرم ان شاءالله خدا شفیع همه دوستدارانش قرار دهد
  • IR ۰۲:۵۵ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۹
    0 0
    روحش شادانشاالله باشهدامحشوربشن وشفاعت ماروهم بکنن
  • محسن AU ۰۳:۵۱ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۹
    0 0
    روحش شاد و یادت گرامی باد حاج اصغر جون شهید بزرگوار ازشما میخوام شفاعت من رو به خداوند متعال بکنی اول خدا از گناهانم بگذره و بعد بیماری سختی دارم (سرطان خون)لطفا شفاعتمو بکن ای شهید بزرگوار.
  • سلیمانی IR ۰۵:۵۷ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۹
    0 0
    ارزش و جایگاه این شهدای والامقام قابل توصیف نیست حتی یک قطره خون از اینان قابل قیاس با کل دنیای مادی نیست و واقعا شرم آور و حیرت انگیز است چطور انقلاب اسلامی که بقیمت شهادت هزاران هزار انسانهای بزرگ به ثمر نشسته و ادامه یافته توسط یک عده ای مسئول و مدیران نالایق و دنیادوست و اشراف گرا به این مرحله رسیده و آفت زده شده است واقعا اینها شرم نمیکنند برای روز قیامت چه جوابی برای این شهدا که تمام هستی شان را در راه اسلام دادند ، خواهند داد و قطعا برایشان عذابی دردناک و ابدی خواهد بود
    • GB ۱۸:۱۸ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۹
      0 0
      کار پیچیده تر از این حرفها ست با سیاست خیلی خیلی بیشتری باید به مسعله نگاه کنی ساده اندیش نباش
  • شهباز قلیزاده IR ۱۰:۰۳ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۹
    0 0
    دورد برتمامی شهیدای وطنی اینها جانشان فدا میکنن خداهزارباررحمت کند بعضیهاهم چپاول
  • GB ۱۷:۴۷ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۹
    0 0
    همه میدانیم دعش سه سال پس از درگیری مردم با دولت اسد بوجود آمد اگر اسد اجازه رفراندم می داد و حکومت را رها می کرد داعشی بوجود نمی آمد دوم اینکه چطور می شد داعش ده هزار نفره پیاده نظام سه کشور را تصرف کند مگر ایرانی مرده باشد دیگر عرب ایران را تصرف کند پی چگونه می خواهیم همزمان با آمریگاه اسرائیل انگلیس بجنگیم اگر ما دخالتی نداشتیم داعش هم هیچ کاری با ما نداشت ضمناً دفاع ما از سوریه ربطی به دین و حرم نداشت و ندارد چون داعش ادعا مسلمانی می کند وحرم هم اگر اسیب می دید می شد بعداز جنگ بهتراز آن ساخت پس شهدای حرم با شهدای جنگ ایران عراق فرق دارد خاندان من ۲۷ شهید دادیم خودم هم جانبازم سن سال شما کم است تنها کسانی که به مردم تو گوشی به جای جواب منتقی فش بد می دهند شما دو آتشه ها هستید
  • IR ۱۰:۵۷ - ۱۴۰۰/۰۱/۲۱
    0 0
    شهادت هنر مردان خداست خوشابه سعادتتون ما را شفاعت کنید عزیزانم

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس