کد خبر 1188779
تاریخ انتشار: ۱۴ اسفند ۱۳۹۹ - ۲۰:۰۰

به گزارش مشرق، صفحه اینستاگرام مرزوبوم بخشی از کتاب دادا درباره خاطره بانو عزت قیصری از شهادت یک رزمنده دراثر انفجار در بیمارستان بانه را منتشر کرد.

در حین بمباران در حیاط بیمارستان مشغول درمان زخمی ها بودم. یک کلاه آهنی بر اثر موج انفجار چند متر به هوا پرتاب و در هوا سرگردان و معلق بود. حدس میزدم از کلاه هایی باشد که روی زمین رها شده باشد که با برخورد موج به بالا پرتاب شده است. بعد از چند لحظه چند متر آن طرف تر از من، روبه رویم به زمین افتاد. از جایم بلند شدم و به طرفش رفتم.

 از کلاه خون جاری بود. نزدیک تر شدم دیدم سر یک رزمنده از گردن جدا و داخل کلاه بود. بند آن را باز کردم و سر قطع شده را از کلاه جدا کردم. صورتش به کلی متلاشی شده بود. طوری که قابل شناسایی نبود.

ماجرای کلاهِ سرگردان یک رزمنده !

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 8
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیر قابل انتشار: 0
  • IR ۲۰:۵۱ - ۱۳۹۹/۱۲/۱۴
    9 0
    اللهم الرزقنا توفیق الشهاده
    • IR ۲۳:۱۸ - ۱۳۹۹/۱۲/۱۴
      1 0
      آمین
  • IR ۲۲:۰۱ - ۱۳۹۹/۱۲/۱۴
    8 0
    چه خون های پاکی ریخته شد و چه جان‌های گرانقدری فدا شد تا عزت و شرف این ملت حفظ بشه وای به ما اگه با کار و انتخابمون به این عزت و شرافت خدشه وارد کنیم
  • IR ۲۲:۵۳ - ۱۳۹۹/۱۲/۱۴
    4 0
    شهدا زنده اند روحشون شاد
  • طلوع ۰۰:۵۳ - ۱۳۹۹/۱۲/۱۵
    0 0
    خدایا ما را شرمنده شهدا نکن
  • ماریا IR ۰۸:۴۲ - ۱۳۹۹/۱۲/۱۵
    0 0
    درود بر شیرزنان سرزمین من
  • IR ۱۷:۲۵ - ۱۳۹۹/۱۲/۱۷
    0 0
    شفاعت این سرازبدن جدای حسینی نصیب من روسیاه باد
  • مرتضی سلیمانی شیری IR ۱۴:۱۷ - ۱۴۰۰/۰۱/۱۷
    0 0
    خدایابحق خون شهیدان مان این مسعولان بی کفایدت روسیاه کن... آمین

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس