کد خبر 1132529
تاریخ انتشار: ۲۹ مهر ۱۳۹۹ - ۰۲:۳۹
تأمین هزینه‌های درمان سگ هسر به قتل ختم شد!

مردی که به اتهام قتل همسرش در بازداشت به سر می‌برد، مدعی است که قصد شوخی داشته است.

به گزارش مشرق، ۱۰‌آذرسال‌۹۸ مرد جوانی مأموران پلیس پایتخت را از مرگ مشکوک همسر ۳۲‌ساله‌اش به نام مهراوه باخبر کرد و گفت: «امروز صبح وقتی از خواب بیدار شدم سراغ همسرم رفتم تا او را از خواب بیدار کنم، اما هر چه صدایش کردم جوابی نشنیدم. نزدیک شدم و او را چندبار تکان دادم تا اینکه فهمیدم از نفس افتاده است. نمی‌دانم چه بلایی سرش آمده است.»

بعد از این تماس، مأموران به آدرس خانه آن مرد در خیابان شریعتی رفتند. جسد با دستور قضایی برای بررسی‌های بیشتر به پزشکی قانونی فرستاده شد تا اینکه کارشناسان اعلام کردند زن جوان بر اثر خفگی به قتل رسیده است.

با اعلام این نظریه، پرونده با موضوع قتل عمد تشکیل و شوهر آن زن به نام کیارش به عنوان اولین مظنون بازداشت شد. مرد جوان ابتدا مدعی شد، همسرش بیمار بوده و به خاطر بیماری فوت کرده‌است، اما در روند بازجویی‌ها به قتل اعتراف کرد و در اظهاراتش گفت: «من و مهراوه پنج‌سال قبل با هم ازدواج کردیم و صاحب فرزند شدیم. مدتی بعد از زندگی مشترک به اختلاف خوردیم و چند بار با هم درگیر شدیم.

آن شب دوباره سر موضوعی با هم بحثمان شد و کار به درگیری رسید. از آنجائیکه عصبانی بودم، پارچه‌ای دور گردنش انداختم و آنرا کشیدم. وقتی به خودم آمدم متوجه شدم او از نفس افتاده است. تا صبح بالای سر همسرم نشستم تا اینکه صبح با مأموران تماس گرفتم.»

متهم بعد از اقرار به جرمش و بازسازی صحنه جرم راهی زندان شد و پرونده به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. متهم بعد از تعیین شعبه در وقت رسیدگی مقابل هیئت قضایی شعبه دوم به ریاست قاضی زالی قرار گرفت.

ابتدای جلسه اولیای‌دم درخواست قصاص کردند، سپس متهم خلاف اظهاراتش در دادسرا مدعی شد همسرش در جریان یک شوخی فوت کرده است. او در توضیح به هیئت قضایی گفت: «قبول دارم با همسرم اختلاف داشتم، اما اختلاف ما انگیزه‌ای برای قتل نبود. آن شب کنار همسرم دراز کشیده بودم و با هم صحبت می‌کردیم که حرفمان به شوخی رسید. می‌خواستم سر به سر او بگذارم به همین خاطر یک دستمال برداشتم و دور گردنش پیچاندم. من همچنان می‌خندیدم که ناگهان متوجه شدم مهراوه حالش بد شد. شوکه شدم و بلافاصله پارچه را از دور گردنش برداشتم. او سابقه بیماری داشت به همین خاطر فکر کردم برای همین حالش بد شده است. بعد از ثانیه‌ای هر چه او را صدا کردم متوجه شدم فوت کرده است.»

متهم در آخر گفت: «باور کنید مرگ او اتفاقی بود. من آن زمان به خاطر شرایط روحی به قتل اعتراف کردم، چون تحمل فشارهای بازجویی را نداشتم.»

در پایان با توجه به ادعای متهم پرونده به دستور هیئت قضایی برای تحقیقات بیشتر به دادسرا فرستاده شد. به این ترتیب بعد از کامل شدن تحقیقات، متهم بار دیگر از خودش دفاع خواهد کرد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

نظرات

  • انتشار یافته: 16
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیر قابل انتشار: 1
  • IR ۰۵:۱۷ - ۱۳۹۹/۰۷/۲۹
    80 0
    عجب!!!! دستمالو شوخی شوخی انداختی دور گردنش بعد اونم شوخی شوخی داشته دست و پا می‌زده چون داشته خفه میشده. شوخی شوخی هم فوت کرده هان؟
    • شهروند طبری IR ۰۹:۲۰ - ۱۳۹۹/۰۷/۲۹
      19 0
      چرا این خبرهارو کار میکنین!؟ خب معلومه که در بازداشت و مواجهه با وکیل بهش یاد میدن که اعترافتو پس بگیر! ولی فایده نداره قتل اتفاق افتاده و قاتل هم معلومه!کور شده جگر پدر و مادر همسرشو سوزوند!
    • IR ۰۹:۳۱ - ۱۳۹۹/۰۷/۲۹
      23 1
      شوخی شوخی هم قصاص میشه
    • IR ۰۹:۳۸ - ۱۳۹۹/۰۷/۲۹
      41 4
      یه نفرم بود شوخی شوخی ۵ تا گلوله زد به زن دومش که رفته بود حموم ولی خیلی جدی تو کلانتری بهش چایی دادن و ازش تشکر کردن. بعدشم همه فمینیستا خیلی جدی ازش حمایت کردن.البته کسی یادش نمیاد...
    • قریشی IR ۱۹:۴۰ - ۱۳۹۹/۰۷/۲۹
      2 0
      طرف آدم بسیار شوخ طبعی تشریف دارن!
  • IR ۰۸:۵۵ - ۱۳۹۹/۰۷/۲۹
    19 0
    خوبه حالا شوخی داشته طرف، شوخی نداشت چی میشد.
  • حسن IR ۰۸:۵۹ - ۱۳۹۹/۰۷/۲۹
    63 0
    شوخی شوخی باید سریع اعدامت کنن ولی قصدشون نباید اعدام باشه فقط ببینن چرا بعدش نمیتونی نفس بکشی احتمالاً بیماری زمینه ای داشتی خبر نداشتی
  • عباس IR ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۹/۰۷/۲۹
    17 0
    دروغگویی را بخوبی آموخته
  • IR ۱۰:۲۶ - ۱۳۹۹/۰۷/۲۹
    7 0
    كار وكيل بي ...س اين متهمه. بهش ياد داده كه چطوري از قتل فرار كنه.
    • IR ۱۱:۱۱ - ۱۳۹۹/۰۷/۲۹
      5 0
      ممکنه توی بازداشتگاه هم یاد گرفته باشه
  • LB ۱۰:۵۲ - ۱۳۹۹/۰۷/۲۹
    23 0
    این مزخرفات رو اون وکیل های حروم خور یادشون میدن. وگرنه اولش مثل آدم اعتراف کرده بود. بعد کم کم حب حیات غلبه میکنه بر وجدان.
  • IR ۱۱:۰۷ - ۱۳۹۹/۰۷/۲۹
    7 0
    خاک برسرت کنند خودتی فکرکردی که حرفات را بچه باور نی کند نخیر دفعه اول حقیقت گفتی میدونی چقدر فشار به گردن با بیاری که ادم نفس کم بیاره شوخی تو گفتی ما باور کردیم ..بار دوموبعد بازجویی لابد وکیلت توجیحت کرده که بگو شوخی بوده!! بی عاطفه حیف اسم مرد---
  • IR ۱۲:۳۰ - ۱۳۹۹/۰۷/۲۹
    13 0
    طناب دار هم شوخی شوخی میاد دور گردنت و شوخی شوخی تشریف میبری اون دنیا.
  • حمید IR ۱۵:۴۶ - ۱۳۹۹/۰۷/۲۹
    2 0
    زنتو داشتی خفه میکردی و میخندیدی؟؟؟ امیدوارم پرداخت دیه برای همیشه کنسل بشه و این قاتلان و قاچاقچیان را اینقد تو زندان معطل نکنن و زود به زود راهیشون کنن.
  • رقیه اجورلو IR ۱۷:۱۷ - ۱۳۹۹/۰۷/۲۹
    6 0
    سلام باید شوخی شوخی شماهم اعدامش کنید ماهم نفهمیدیم یه دفعه طناب اعدان پاره شد ماهم بعدا فهمیدیم شوخی شوخی باید در ملا عام دربین کل مردم این نرد اعدام بشه تا درس عبرتی برای دیگران باشه التماس دعا ممنون .
  • مجید قوچی DE ۲۱:۰۹ - ۱۳۹۹/۰۷/۳۰
    0 0
    قانون باید بسزاش برسونه

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس