کد خبر 833689
تاریخ انتشار: ۳ اسفند ۱۳۹۶ - ۰۹:۴۸

در نوشتار زیر قسمتی از تحولات و اقداماتی که منتسب به رضاخان بوده یا وی مجری آنها بوده است را مورد مداقه و بازخوانی قرار می­‌دهیم تا از زاویه­‌ای جدید، این اقدامات مورد بازنگری مجدد قرار گیرد.

به گزارش مشرق، در نوشتار زیر قسمتی از تحولات و اقداماتی که منتسب به رضاخان بوده یا وی مجری آنها بوده است را مورد مداقه و بازخوانی قرار می­‌دهیم تا از زاویه­‌ای جدید، این اقدامات مورد بازنگری مجدد قرار گیرد.جدا از چگونگی به قدرت رسیدن رضاخان و خلع وی از سلطنت و نقشی که نیروهای بیگانه در این خصوص ایفا کردند، موافقین با عملکرد او در طول ۱۶ ساله سلطنت وی، به مواردی همانند برقراری خدمت نظام وظیفه برای ایجاد ارتشی به مراتب بزرگتر از گروه قلیل قزاق و امنیه، استقرار امنیت و قلع و قمع متجاسرین، تأسیس وزارت­خانه‌­های جدید، ایجاد راه‌ها و گذرگاه­‌ها و به خصوص ایجاد خط راه آهن سراسری، توسعه خطوط هوایی و تلگراف، احداث بانک و چند مورد دیگر، اشاره می­‌کنند. بدیهی است که مخالفین بسیاری نیز وجود دارند که با طرح مسائل و مباحث مختلف، سعی در مشخص کردن اهداف غائی از مجموعه اقدامات انجام شده در این حوزه هستند.

بیشتر بخوانید:

ذلت رضاخان در ماجرای واگذاری جزایر خلیج فارس به انگلیس

شاید کمتر کسی اطلاع داشته باشد که شخص محمدرضا پهلوی، از زمره اولین افرادی بوده که در ارتباط با بیان اقدامات منتسب به رضاشاه اعتراض داشته و جزء اولین مدعیان در این­ خصوص بوده است. حسین خطیبی رئیس جمعیت شیر و خورشید در خاطراتش می‌نویسد: «در این اواخر اگر کسی درباره پدرش [رضا شاه] و لیاقت و کاردانی او سخنی می‌گفت مورد پسند او واقع نمی‌شد». [۱]

تأسیس حکومت پهلوی

تا اواخر قرن نوزدهم روس­‌ها سودای‏ تصرف کامل ایران و رسیدن به آب­‌های‏ گرم خلیج ‏فارس را در سر داشته و به‏ هیچ قیمتی حاضر نبودند انگلستان، یا هر دولت دیگر اروپائی را در تملک نهایی‏ این کشور، سهیم سازند. اما از اوایل‏ قرن ۲۰ به بعد به علت توسعه­ قدرت‏ نظامی و صنعتی آلمان و ضعف نسبی‏ روسیه در آسیا و خاور دور، روس­‌ها ناچار شدند که با رقیب خود(بریتانیای کبیر)کنار بیایند و اختلافات دیرین خود را در آسیا با عقد قرارداد ۱۹۰۷م. برطرف سازند. به موجب این قرارداد، سرتاسر خاک‏ ایران به سه منطقه­ متمایز نفوذ اقتصادی روس، نفوذ اقتصادی‏ انگلیس و منطقه بی­‌طرف، تقسیم شد. اما هنوز یک سال از آغاز جنگ‏ بین الملل اول، نگذشته بود که خاک ایران‏ برای دومین بار و طی قرارداد ۱۹۱۵ میان روسیه و انگلستان‏ تقسیم شد.

در پایان جنگ بین‌الملل، آلمان‏ مغلوب به عنوان یک قدرت بزرگ نظامی‏ از عرصه سیاست‌­های شرق نزدیک، بیرون‏ رفته بود. روسیه دچار انقلاب کمونیستی‏ شده و انگلستان را از قید پیمان­‌هایی‏ که سابقاً با دولت تزاری داشت، به کلی‏ آزاد کرده بود. بنابراین انگلیسی‌­ها، این شرایط تاریخی را غنیمتی برای خود ­دانستند که با یکسره کردن تکلیف کشور ایران به نفع خویش، خیال‌شان را از بابت این کشور و هندوستان، برای همیشه راحت سازند.

آنها، به فکر ایجاد زنجیره‌‏ای از کشورهای حایل بودند که روسیه را از هند جدا کند. تحت این شرایط قرارداد ۱۹۱۹م. میان کشورهای ایران و انگلیس امضاء شد که ایرانیان از آن به عنوان «قرارداد وثوق­ الدوله» یاد می‌کنند. [۲] مخالفت نمایندگان مجلس شورای ملی با این قرارداد استعماری، انحطاط کامل حکومت احمد شاه قاجار و بیم استیلای بلشویک‌­ها بر ایران، سیاستمداران انگلیسی را متقاعد کرد که بایستی نسبت به تغییر رژیم ایران اقدام کنند.

در همین ارتباط، در اواسط ژانویه­ ۱۹۲۱م. «ژنرال آیرون‏ ساید»[۳] انگلیسی به این نتیجه رسید که برای غلبه بر مشکلات حکومت انگلستان در ایران و حفظ آرامش جاده‏‌هایی که قوای تحت‏ فرماندهی وی می‌‏بایست از طریق آنها عقب ‏نشینی کند، تنها یک راه حل وجود دارد و آن هم برقراری یک «دیکتاتوری‏ نظامی» در ایران است.[۴] بنابراین، رضاخان قزاق را عملاً در رأس لشکر قرار داد و تصمیم گرفت پیش از آنکه قوای بریتانیا خاک ایران را ترک کند، به افسران‏ ضد کمونیست لشکر قزاق اجازه دهد که‏ به­ سوی پایتخت پیش روند و زمام‏ حکومت را به دست گیرند. [۵]

انتخاب رضاخان و شروع سلطنت پهلوی

یکی از موضوعات مهم در خصوص رضاخان که تاکنون کمتر مورد نظر واقع شده است، موضوع ملیت و تابعیت وی نسبت به کشور ایران  است. به عبارتی صریح‌­تر، آیا رضاخان یک فرد ایرانی الاصل بوده است؟ در پاسخ به این مهم، می­‌توان به خاطرات خانم تاج‌الملوک، مادر محمدرضا پهلوی رجوع و استناد کرد که حاوی نکات بسیار قابل تأملی پیرامون ایرانی نبودن رضاخان و مهاجر بودن خانواده والدین محمدرضا است.

وی در مورد چگونگی آمدنش به ایران می‌گوید:‌ «پدر مرحومم افسر عالی رتبه دیویزیون قزاق بود ... در آن موقع ایران ارتش منظم نداشت و تزار روسیه یک لشکر از قزاق‌ها را به­ واسطه درخواست شاه قاجار به ایران فرستاده بود. افرادی که در این لشکر خدمت می‌کردند عموماً از اتباع قفقازیه بودند، ولی فرماندهی آن‌ها با افسران روس بود».

بیشتر بخوانید:

انگلستان چگونه و چرا رضاخان را به قدرت رساند؟

وی در جائی دیگر از خاطراتش عنوان داشته: «قوای قزاق در آستانه فروپاشی نظام تزاری در روسیه، توسط انگلیسی‌ها در ایران سازماندهی شد و مجدداً آنها را به کشور خودشان گسیل داشتند تا مانع از پیروزی انقلاب بلشویک­‌ها شوند». تاج‌الملوک ادامه می‌دهد: «پدرم همراه قزاق‌ها و انگلیسی‌ها رفت و چند ماهی در جبهه‌های متفرقه جنگید و خسته و کوفته به ایران بازگشت. او در مراجعت اطلاع داد که یک سرباز در جبهه جان او را از مرگ حتمی نجات داده است. این سرباز فداکار کسی نبود الا رضاشاه، همسر آینده بنده. پدرم در طول اقامت در جبهه جنگ با انقلابیون روسیه (در اطراف بادکوبه)، از این سرباز خوشش آمده و او را به خدمت شخصی خود گرفته بود. رضا اگرچه در ایران متولد و بزرگ شده بود، اما او هم از یک خانواده مهاجر بادکوبه‌ای بود».[۶]

محمدقلی مجد درباره انتقال سلطنت از قاجار به پهلوی و نقش اساسی انگلستان در به تخت نشاندن رضاشاه و تثبیت موقعیت او می‌نویسد: در ژوئیه ۱۹۱۸، بریتانیای کبیر کابینه حسن وثوق‌الدوله را به قدرت رساند و در فاصله اوت تا دسامبر ۱۹۱۸ چندین بار تلاش‌ها برای ساقط کردن آن را ناکام گذاشت. [۷] تا ژانویه ۱۹۱۹، موقعیت کابینه «نامتزلزل» به نظر می‌رسید. بریتانیا آزاد بود تا با تأسیس یک دیکتاتوری نظامی که با کودتای ۲۱ فوریه ۱۹۲۱ انجام گرفت، کنترل مؤثرتر ایران را به دست آورده، حفظ کند. این کودتا یک افسر گمنام قزاق، کلنل رضا را به قدرت رساند، که «فرمانده کل» شد، و اندکی بعد وزیر جنگ. با کمک انگلیسی‌ها یک ارتش بزرگ پایدار تأسیس شد که کنترل دولت را به نقاط دوردست گسترش داد و به سلاحی مخوف علیه مخالفان وزیر جنگ تبدیل شد.

در ۱۸ ژوئیه ۱۹۲۴، معاون کنسول آمریکا در تهران به قتل رسید. [۸] این قتل بهانه مناسبی به دست رضاخان داد تا حکومت نظامی اعلام کند و مخالفانش را بازداشت نماید. در نوامبر ۱۹۲۴، رضاخان اردوکشی نظامی علیه شیخ متمرد محمره (شیخ خزعل)، از تحت‌الحمایگان قدیمی انگلیس را، فرماندهی کرد. در آوریل ۱۹۲۵، شیخ خزعل از بصره برگشت؛ دستگیر و روانه تهران شد. واگذاری شیخ محمره بخشی از سیاست انگلیس برای قربانی کردن «قبیله ‌سالاران کوچک» به نفع دولت مرکزی و به رهبری رضاخان بود. سرانجام رضاخان در سال ۱۳۰۴ شمسی برابر با سال ۱۹۲۵ میلادی، شش سال بعد از عدم توفیق انگلیسی­‌ها در انعقاد قرارداد ۱۹۱۹ وثوق الدوله با ایران، به سلطنت رسیده و حکومت پهلوی را بنیاد نهاد.

بررسی خدمات منتسب به رضاخان

قسمت اعظم و مهمی از اقدامات رضا خان که در طول مدت ۱۶ سال سلطنتش انجام شد، برنامه مورد نظر انگلیسی­‌ها بود که ۶ سال قبل از به سلطنت رسیدنش در قالب قرارداد ۱۹۱۹ به دولت ایران تحمیل شده بود که با هوشیاری آزاد مردان، علمای دینی و نمایندگان مجلس ایران، توطئه آنها خنثی گردید.

تعدادی از تعهدات انگلیسی­‌ها در این قرارداد عبارت بودند از:

- دولت انگلستان با قاطعیت هر چه تمام‌تر تعهداتی را که مکرراً در سابق برای احترام مطلق استقلال و تمامیت ایران کرده است، تکرار می‌کند.

- دولت انگلستان خدمات هر عده مستشار متخصص را که برای لزوم استخدام آن‌ها در ادارات مختلفه بین دولتین توافق حاصل شود به خرج دولت ایران تهیه خواهد کرد.

- دولت انگلیس به خرج دولت ایران صاحب‌منصبان، ذخایر و مهمات جدید را برای تشکیل قوه متحدالشکل که دولت ایران ایجاد آن را برای حفظ نظم در دامنه سرحدات در نظر دارد، تهیه خواهد کرد.

- دولت انگلستان با تصدیق کامل احتیاجات فوری دولت ایران به ترقی وسایل حمل‌ونقل که موجب تأمین و توسعه می‌باشد حاضر است با دولت ایران موافقت کرده و اقدامات مشترکه ایران و انگلیس راجع به تأمین حفظ راه‌آهن یا اقسام دیگر وسایل نقلیه تشویق کند.

بادقت در این مطالب، عملکرد رضاخان در مسائلی که از دید برخی مثبت تلقی می‌شود مورد بررسی و ارزیابی قرار می‌گیرد.

۱- تمامیت ارضی ایران: دولت انگلیس بر کشورهای ایران، عراق، عربستان سعودی و هند، تسلط مطلق داشت، ضمن آنکه تعدادی از این کشورها، مستعمره انگلستان محسوب می‌شدند. پر واضح است که تأمین منافع انگلیسی­‌ها ایجاب می­‌کرد که در ایران و سایر کشورها، هرگونه رفتار تجزیه طلبانه که می­‌توانست باعث تغییر این وضعیت شود، با شدیدترین وجه سرکوب شود. این اقدام، با ساقط شدن امپراطوری عثمانی و ایجاد زمینه برای بوجود آمدن چندین کشور جدید در منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا، روند جدی­‌تری نیز به خود گرفت. به عبارتی، دوره ملوک الطوایفی گذشته بود و کشورهای بزرگ استعماری، همانند انگلستان و فرانسه، ترجیح می‌دادند تا با یک دولت مرکزی رو در رو باشند.

۲- استقرار مستشاران خارجی در ادارات: بعد از روی کار آمدن حکومت پهلوی، استفاده از مستشاران کشورهای مختلف امری الزامی و متداول بود. به­ گونه‌­ای که برای صنعت چای‌کاری از چینی­‌ها، راه­‌اندازی و تشکیل ژاندارمری با کمک سوئدی‌­ها، اخذ فنون روغن زیتون‌گیری از طریق یونانی­‌ها، ساخت هواپیما توسط آلمانی‌ها، ساخت توپخانه توسط فرانسویان و اتریشی‌ها و برای ساخت ذوب آهن از مستشاران و کارشناسان روسی کمک گرفته شده است. در دوره رضاخان در مقطع آموزش و پرورش و همچنین، آموزش عالی نیز از مستشاران فرانسوی بهره­ جستند.

در جلسه ۱۰ تیر ۱۳۱۰ هیأت وزیران به ریاست "مهدی قلی­‌خان هدایت" تصویب کرد که یک کمپانی بلژیکی کارخانه برق را در تهران دایر کند. سهم این شرکت ۵۰ درصد و سهم دولت نیز ۵۰ درصد در نظر گرفته شد. در سال ۱۳۱۸ لایحه انعقاد قراردادهای اکتشاف و استخراج برخی معادن ایران با یک شرکت هلندی به منظور گسترش صنایع و معادن به مجلس تقدیم شد. در این قانون آمده است که شرکت و کارمندانش از حمایت قانونی بهر­مند هستند. [۹]

در تاریخ ۳ تیر ۱۳۰۷ لایحه­‌ای از طرف دولت در مورد استخدام یک نفر متخصص کاغذسازی از ایتالیا جهت تأسیس کارخانه کاغذسازی در ایران مطرح شد. در قانون مذکور ذکر شد که حقوق ماهیانه متخصص مزبور و هزینه رفت و آمد او جمعأ ۶۰۰ تومان باشد. [۱۰] علاوه بر این، در سال ۱۳۱۹هیأت وزیران به ریاست «احمد متین دفتری» به پیشنهاد وزارت پیشه و هنر استخدام ده نفر متخصص خارجی در زمینه راه‌­اندازی و توسعه کارخانه‌های قندسازی را تصویب کرد.

در سال ۱۹۲۹ یکی دیگر از اتباع آلمان به مقام ریاست کل دیوان محاسبات و دیگری نیز به سمت مدیر امور مالی با اختیارات تام منصوب شد. به این ترتیب بانک ملی ایران توسط آلمان­‌ها قبضه شد و به تدریج کلیه معاملات داخلی و خارجی کشور زیر نظارت آنها قرار گرفت. علاوه بر این مناصب و مقام­‌هایی چون مدیریت صنایع نظامی و سرپرستی مدرسه فنی تهران نیز به متخصصین آلمانی واگذار شده بود. [۱۱] اولین مستشار ورزشی ایران نیز یک انگلیسی به نام «جان ‌هاکر» [۱۲] بود.

علاوه بر این، دولت ایران، از ایالات متحده آمریکا هم برای بازسازی نیروی پلیس (شهربانی) درخواست مستشار کرد و دولت آمریکا یک غیرنظامی به ­نام «استفن تیمرمن» [۱۳] را به ایران اعزام کرد. مدت قرارداد تیمرمن دو سال بود. همراه تیمرمن، یک آمریکایی دیگر به نام «جیمز شریدن» [۱۴] نیز در سپتامبر ۱۹۴۲ به عنوان مشاور خوراک و تدارکات به ایران اعزام شد.[۱۵]

۳- تشکیل ارتش: قبل از رضاشاه هم تلاش‌های زیادی برای تشکیل نیروهای مسلح مدرن در ایران شده بود. از زمان شاه‌عباس صفوی شاهد این هستیم که به فکر ایجاد یک نیروی مسلح منظم که دولتی و در اختیار شاه باشد افتاده بودند. به همین دلیل نیروی شاهسون‌ها در زمان شاه عباس تشکیل شد و بعدها نادرشاه افشار نیز نیروی نظامی قوی ایجاد کرد. در زمان عباس‌میرزا ولیعهد قرار شد نظام جدید اروپایی وارد ایران شود. او یک نیروی مسلح ایجاد کرد با سبک و لباس متحد الشکل و در واقع نحوه آموزش و سلاح اروپایی‌ها و فرانسوی‌ها که به اقتباس از ارتش ناپلئون بود و در دوره ناصرالدین‌شاه مدارس نظامی متعددی در ایران درست شد.

این فکر و جریان از قبل وجود داشت و رضاشاه روی این موج سوار شد. رضاخان در برهه‌ای به سلطنت در ایران رسید که جنگ جهانی اول به پایان رسیده بود و تقریباً در تمامی کشورهای جهان موضوع ضرورت داشتن یک قوای مسلح منسجم و سازماندهی شده که بتوان آن را ارتش نامید، کاملاً پذیرفته شده بود. اما بعد از به سلطنت رسیدن رضاشاه، کار ویژه ارتش دچار تغییر می­‌شود و این ارتش به ابزاری برای سرکوب مردم تبدیل شد در حالی که همین ارتش در شهریور سال ۱۳۲۰، اقدام خاص و مهمی در برخورد با قوای بیگانه انجام نداد. از این روست که به تدریج ارتش ایران در زمان رضا شاه، جنبه ملی‌اش را از دست می‌دهد.

۴- توسعه راه­‌ها و خط آهن: یکی از مهم‌ترین لایحه‌هایی که در سال ۱۳۰۵ شمسی به مجلس ارائه شد، لایحه تأسیس راه آهن سراسری بود. طبق این قانون دولت موظف شد که برای تهیه مقدمات لازم این مسأله را به اطلاع ممالک خارجی برساند و در این زمینه با شرکت­‌های خارجی مکاتبه کند. همچنین برای تهیه مقدمات کار از متخصصین داخلی و مهندسین کشورهای بی­ طرف استفاده بشود.

تا سال‌ها راه‌آهن سراسری ایران تنها به عنوان یک خط حمل و نقل داخلی برجای ماند و به علت محدودیت روابط ایران و اتحاد شوروی هرگز به طور عمده و مقرون به صرفه از این خط استفاده نشد. دولت بریتانیا از همان ابتدا اعتقاد داشت که این خط‌ آهن از شمال به جنوب کشیده شود، تا بتواند جهت حمله احتمالی به روسیه و شوروی پس از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ استفاده شود.

حسین مکی در کتاب تاریخ بیست ساله ایران نقل می‌کند که احمدشاه نیز در پاسخ به پیشنهاد انگلیسی‌ها برای مفتوح ساختن باب مذاکره در مورد کشیدن راه‌آهن گفت: «راه‌آهنی که به صلاح و صرفه ایران است، راه‌آهنی است که از دزداب (زاهدان فعلی) شروع می‌شود و مسیر آن به اصفهان و تهران باشد و از آنجا به اراک و کرمانشاه متصل شود، یعنی از شرق به غرب ایران، چنانکه از زمان داریوش هم راه تجارت هندوستان در آسیا و سواحل مدیترانه همین راه بوده است و این راه برای ملت ایران ‌نهایت صرفه را از لحاظ تجارت خواهد داشت، ولی راه‌آهن عراق به منجر خزر فقط جنبه نظامی و سوق‌الجیشی دارد و من نمی‌توانم پول ملت را گرفته یا از کشورهای خارج وام گرفته و صرف راه‌آهنی که فقط جنبه نظامی دارد نمایم.» 

با اینکه همگان به سودمندی راه‌آهن شرق و غرب چه از لحاظ تجاری و چه از لحاظ نظامی، آگاه بوده و اعتقاد داشتند که این مسیر کاربردهای فراوانی دارد، ولی رضاشاه آن را نپذیرفت. دنیس رایت در کتاب انگلیس­‌ها در میان ایرانیان می‌نویسد: «جولیوس دو رویتر از میان جنبه‌های متعدد امتیاز وسیع و همه جانبه‌ای که در سال ۱۸۷۲ از شاه کسب کرده بود، در وهله نخست به راه‌آهنی دل بسته بود که امید داشت بین دریای خزر و خلیج فارس بکشد. دولت بریتانیا از خطری که روسیه را متوجه ایران ساخته بود، بیش از پیش نگران شده بود. سخت عقیده داشت که چنانچه راه‌آهنی بین خلیج فارس و درون ایران موجود نباشد، کمک نظامی بریتانیا به ایران در صورت حمله روسیه از شمال غیرممکن خواهد بود.»

در سال ۱۳۰۳ "کمیسیون راه ­آهن جمعیت ملیون ایرانی" طی نامه­‌ای به هیأت دولت پیشنهاد کرد که برای احداث راه­‌آهن و تأمین هزینه‌­های آن مالیاتی برای قند و شکر وضع شود تا از محل مالیات مذکور مخارج احداث راه‌­آهن تأمین شود. سپس هیأت دولت این پیشنهاد را به شکل لایحه­‌ای به مجلس شورای ملی تقدیم کرد که "وزارت مالیه و فواید عامه" مأمور اجرای قانون مزبور شد. به این ­ترتیب در ۲۰ بهمن ۱۳۰۴ نقشه ­برداری و ساختمان راه ­آهن به تصویب مجلس رسید و برای این کار «پولند» مهندس امریکایی با یازده نفر مهندس دیگر استخدام شدند. روز یکشنبه ۲۳ مهرماه ۱۳۰۶ در بیرون دروازه گمرک، کلنگ راه آهن بر زمین زده شد و تکمیل آن ۱۱ سال به طول انجامید و هزینه آن عمدتاً از محل مالیات ویژه‌ای که بر چای و قند و شکر تأمین شد.

با بررسی‌هایی که صورت گرفت می‌توان گفت، اگرچه قرارداد ۱۹۱۹ در تیرماه ۱۲۹۹ لغو شد، اما انگلستان با روی کار آوردن رضاخان تمام بندهای این قرارداد را به نحو دیگری و از طریق رضاخان اجرایی کند.

پی نوشت ها:

 ۱- حسین خطیبی، رنج رایگان، به اهتمام مرتضی رسولی پور، تهران، نشر نوگل، ۱۳۸۳: صص۳۴۶ ـ ۳۴۸.

۲-  جواد شیخ الاسلامی، اسناد محرمانه وزارت خارجه بریتانیا درباره قرارداد ۱۹۱۹م ـ پیشگفتار، ج۱، ص۱۲.

۳-  General William Edmund Ironside.

۴- مرحوم آیت­‌الله العظمی بهجت فرمودند: برای امام خمینی(ره) نقل کردم از شخصی که حضور داشته در جلسه­‌ای که سفیر انگلیس نزد میرزا کوچک خان بوده و از میرزا می­‌خواسته با آنها همکاری کند تا او را به حکومت برسانند. میرزا می­‌گوید: حکومتی که شما شالوده­‌اش را بریزید، پایدار نمی­‌ماند. سفیر انگلیس گفت: ما طمع ارضی به کشور شما نداریم ولی طمع در منافع داریم. اگر قبول نکردی دیگری که "رذل‌ترین" مردم است بر شما مسلط می­‌کنیم.

۵- جواد شیخ الاسلامی، سیمای‏ احمد شاه قاجار...(۲۵)، یغما، شماره دوم، اردیبهشت ۱۳۵۷: ص۷۸.

۶- تاج‌الملوک، ملکه، همسر رضاپهلوی شاه ایران، خاطرات ملکه پهلوی (تاج‌الملوک پهلوی)/ مصاحبه کنندگان ملیحه خسروداد، تورج انصاری و محمودعلی باتمانقلیج، بنیاد تاریخ شفاهی (معاصر)، تهران: به‌آفرین، نیویورک: نیما، چاپ اول، ۱۳۸۰، ص ۲۱ و ص۲۶.

۷- Majd, Iraq in World War I. Mohammad Gholi Majd, Persia in world war I and Its Conquest By Great Britain. University Press of America, ۲۰۰۳, ۲۶۳-۲۷۵.

۸- Majd, Oil and the Killing of the American Consul in Tehran. ۲۳۹-۳۲۰.

۹- حسین محبوبی اردکانی، تاریخ مؤسسات تمدنی جدید در ایران، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۷۶: صص ۳۵۴- ۳۴۷؛

۱۰- محمد ترکمان، مدرس در پنج دوره تقنینیه، تهران، مؤسسه پژوهشی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۷۴: ۵۹۹؛

۱۱- علی زرگر، تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس، ترجمه کاوه بیات، تهران، انتشارات پروین، ۱۳۷۲: ۳۶۰؛

۱۲- Jhon Hacker.

۱۳-  Stephen Tymerman.

۱۴- James Sheridan.

۱۵- تامس.م ریکس، هیأت­‌های نظامی ایالات متحده در ایران از ۱۹۴۳ تا ۱۹۷۸ اقتصاد، سیاسی، کمک نظامی، ترجمه فرهاد ساسانی، شماره ۱۹، تهران، فصلنامه مطالعات تاریخی، ۱۳۸۶: ۱۳۶؛

منبع: مرکز اسناد انقلاب اسلامی