شهید ستاری تنها یک فرمانده نبود، الگویی بود برای باور به توانستن و برای پیشرفت و بهتر شدن، از هیچ‌کاری دریغ نمی‌کرد.

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، آن‌طور که هم‌رزمان و همراهانش می‌گویند، تنها یک فرمانده نبود، برای پیشرفت و بهتر شدن از هیچ کوششی فروگذارنمی‌کرد و الگویی ارزشمند برای دیگر نیروها بود.امیر سرتیپ سید محمود یمینی از دوستان همکاران امروز از یار دیرن خود با ما می گوید.


 برای شروع همرزم خود شهید ستاری  را در یک جمله توصیف کنید.

شهید بزرگوار ستاری با حضور در ایستگاه رادار همدان خدمت کرد و افسر عملیاتی خیلی شاد، با استعداد و مردم داری بود. ستاری ویژگی‌های منحصر به فردی دارد، او از هر نظر خوب بود ضمن اینکه قاطع بود.

شهید ستاری را چگونه فرماندهی می بینید؟

ویژگی مهم شهید سرلشگر منصور ستاری فرمانده فقید نیروی هوایی ارتش و پدافند هوایی جمهوری اسلامی ایران، او را فرماندهی توانمند و همچنین الگو برای دیگر نیروها می‌دانم.در آن زمان هیچ کس برای فرماندهی نیروی هوایی از ستاری مناسب تر نبود. 

با توجه به اینکه کار عملیاتی زیادی در آن زمان انجام نداده بودند چرا چنین مساله ای را مطرح می کنید؟

ایشان علاوه بر آن که از نظر پدافندی توانمند بود جدیت فراوانی داشت و اگرچه کار عملیاتی زیادی نکرده بود اما براین حوزه تسلط داشت. مسئولان پدافند هوایی هم قبل از انقلاب روی شهید شناخت کافی پیدا کرده بودند. پیش از انقلاب، مجله نیرو هوایی چاپ می شد و شهید ستاری هر ماه یک سری مقالات ترجمه می کرد یا می‌نوشت و به این مجله و دیگر مجلات آن زمان ارائه می‌داد. در آن دوره کار ستاری بیش‌تر معطوف به کارهای عملیاتی بود و کم‌تر کار اداری انجام می‌داد.

از کجا با شهید آشنا و همراه شدید؟

آغاز راه من و او سایت راداری همدان بود.

از حضور شهید ستاری در سایت راداری همدان و این مقطع از زندگی شهید بگویید.

شهید ستاری در همدان بود، البته در آن زمان من نزدیک 5سال در سایت سوباشی همدان خدمت کردم و فرمانده گردان نگهداری این سایت بودم. کار را از افسری نگهداری رادار شروع کردم و بعد رئیس شعبه نگهداری رادار و بعد فرمانده گردان نگهداری شدم و بعد از آن به آمریکا برای گذران دوره رفتم و از آن‎جا به ستاد پدافند آمدم. 

برای تبیین ویژگی‌های خاص شهید ستاری خاطره ای از ایشان برای ما تعریف می کنید؟

آنچه را می گویم در مقطع فرماندهی شهید به چشمان خود دیدم. او فرماندهی است که قلم و رنگ به دست می گرفت. در نیروی هوایی وقتی در گروه پدافند جاسک شورای فرماندهان داشتیم؛ این شورا هر 6 ماه برگزار می‌شد. من پیش از این شورا برنامه‌ها و تاریخ و سازو کار این شورا را با شهید ستاری مطرح و از وی دعوت می کردم که آخرین روز شورای فرماندهی حضور پیدا کند.

مشکلات و دغدغه‌ها، چیزهای دیگری بود که در این گفت و گو مطرح می‌شد و شهید ضمن  سخنرانی برای فرماندهان پدافند هوایی این نکات و خواسته ها را به خوبی می‌شنید. به اتفاق شهید ستاری برای شورای فرماندهان جاسک رفته بودیم. ناگهان کسی آمد و به من گفت جناب ستاری (در آن موقع سرهنگ بود) دم در ایستاده است و در حال رنگ زدن در و فنس‌ها است. شهید ستاری در آن موقع فرمانده نیروی هوایی شده بود. در کمال ناباوری به آن‌جا رفتم و دیدم بله، قلم مو گرفته و کارمند نقاش هم آن جا هست .
شهید ستاری کوله پشتی‌ او را  پر از سنگ کرده بود و نقاش جلوی پاسدار خانه راه می‌رفت و خودش هم قلم مو  به دست گرفته بود و رنگ می‌زد.از این رویداد جاخورده بودم، گفتم  چی شده؟ شهید ستاری گفت که این نقاش رنگ را بد می زده به طوری که رنگ زیاد هدر می‌رفت. شهید ستاری هم خواسته بود  ضمن اینکه نقاش را  تنبیه کند تا که اسراف نکند، به او یاد بدهد که چه‌طور باید رنگ بزند.

به عنوان  همرزم شهید ستاری از ایده های او چیزی به خاطر دارید؟

 یکی از صحبتهای وی این بود که ما تحقیق کردیم رنگ اکلیل با نفت اگر قاطی شود، هزینه نهایی کارایی آن برای زنگ زدایی بهتر خواهد بود و قرار است با پرکردن بشکه های 220 لیتری از این ترکیب، نیاز   پایگاهها و گروههایی که برای زنگ زدایی نیاز دارند تامین شود.

از ویژگی های شهید، مطلب دیگری برای  بیان دارید؟

دقت و مهارت بالا از ویژگی‌های دیگر شهید ستاری است؛ وی آدمی بود که این‌چنین ابتکاراتی داشتند. در گروه پدافند مشهد شورای فرماندهان را داشتیم و یک نفر به من گفت که تیمسار ستاری در مهمان‌سرایی در حال ساخت، ماله گرفته و مشغول گچ کاری است. من رفتم و دیدم بله. وقتی او این کار را می‌کرد، خجالت می کشیدم بروم و بگویم تیمسار این کارها در شأن شما نیست.

متوجه نشدید که چرا شهید چنین کاری کرده است؟

بعدها فهمیدیم که سربازی که این کار را می کرد نرسیده است نهار بخورد و نهارش سرد شده است. شهید ستاری ماله را گرفته و خودش مشغول کار شده است؛ حتی به مسئول آن‌جا ایراد گرفته است که نباید وقت نهار سرباز بگذرد. 

با این وجود شهید آچار به دست بوده اند، آیا حرفه دیگری هم از ایشان سراغ دارید؟

شهید ستاری همه کاره بود و من شنیده بودم در منزل کار نجاری هم می کند. ایشان فرمانده‌ای توانمند بود که با کارهایش به فرماندهان آموزش می داد و خود را به عنوان یک فرد توانمند شناسانده بود.

***
امیرسرلشگر منصور ستاری در 15 دی ۱۳۷۳ در سانحه سقوط هواپیما در نزدیکی فرودگاه اصفهان به همراه تعدادی از افسران بلندپایه نیروی هوایی و همرزمان اش به درجه رفیع شهادت نائل آمد. یکی از مهمترین فعالیتهای سرلشگر شهید منصور ستاری طی سالهای ۶۶ الی پایان جنگ تحمیلی اسکورت ناوگان تجاری کشتی های نفتکش ایران در خلیج فارس و دریای عمان تا خروج آنها بود. انجام عملیات اسکورت باتوجه به حجم عملیات جنگی و مضافاً حجم عملیات عادی و روزانه نهاجا کاری بس عظیم بود. 
نگهداری مجتمع پتروشیمی بندرامام، حفاظت از میدان گازی کنگان و مواردی نظیر اینها یادآور اقدامات و جانفشانی های عقابان تیزپرواز و پرسنل پدافندی نیروی هوایی تحت فرماندهی و مدیریت این بزرگوار همیشه به یادماندنی است. طراحی و ساخت خودروشمس ایجاد خطوط هوایی سها (سازمان هواپیمایی ارتش جمهوری اسلامی ایران) شرکت در پروژه های دولتی در راستای امور مهندسی و تأسیساتی، افزایش کارایی و استخراج از معادن تحت پوشش از قبیل نمک سمنان که نیازمندیهای صنایع نفتی و پتروشیمی کشور را مرتفع و پشتیبانی می نماید، ازدیاد بازده صنایع فلزی (ریخته گری ـ تراش و...) و دریافت سفارش به منظور رفع نیازمندیهای دولتی، نظامی و خصوصی.