فرانسوی‌ها به خوبی نشان داده‌اند که در بازی با چماق‌ها و هویج‌های خود بسیار ماهرند.

به گزارش مشرق، تمام کسانی که در ایران کتابخوانی را به صورت حرفه ای دنبال می کنند، به طور حتم با صادق هدایت نویسنده نامدار ایرانی آشنا هستند. نویسنده ای که آثار ماندگاری همچون"بوف کور" را نگاشته و هنوز نیز می توان کتاب‌های تجدید چاپ شده وی را در کتاب‌فروشی‌های ایران یافت.

با این حال آنچه که داستان زندگی این نویسنده ایرانی را تراژیک می کند، خودکشی وی در پاریس بود. شهری که صادق هدایت برای برآورده کردن آرزوهای خود و تجدید خاطره دوران خوش تحصیل در این کشور به آن مهاجرت کرد، اما در نهایت کار به آنجا کشید که در یک مهمانخانه ارزان قیمت در محله سیزدهم این شهر خود را با گاز کشت.

جالب اینجاست که نقشی که این شهر در زندگی این نویسنده ایرانی ایفا کرده، در طول ۳۶ سال گذشته در تاریخ سیاست خارجی ایران و در دولت های مختلف نیز تکرار شده است.

فرانسه به عنوان کشوری اروپایی که داعیه استقلال از جریان اصلی سیاست غرب به رهبری آمریکا را دارد، همواره سر پلی جذاب برای برقراری ارتباط با دنیای غرب و بهره مندی از مواهب اقتصادی و سیاسی آن در نگاه سکانداران سیاست خارجی ایران بوده است، اما فرجام این این شیفتگی همانند داستان زندگی صادق هدایت به یک سرخودگی عمیق  تبدیل شده که جدیدترین نمونه آن امضای تفاهم نامه اقتصادی بین ایران و فرانسه در حوزه استخراج نفت در فاز ۱۱ پارس جنوبی و همزمان با آن تحرک آزادانه گروهک تروریستی منافقین و برگزاری همایش چند هزار نفری در پاریس بود.

*دورویی یا دمدمی‌مزاجی

این اتفاق شاید مجموعه ای از چندین اوج و فرود در روابط ایران فرانسه باشد که اغلب با خوشبینی آغاز و درنهایت به یک بن بست ختم می شود. ارتباط بین هسته اصلی حاکمیت جدید در ایران پس از نظام پهلوی با دولت فرانسه ماه ها قبل از پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شد.

امام خمینی (ره) پس از خروج از عراق و ممانعت کویت از ورود ایشان فرانسه را به عنوان محل جدید استقرار خود تعیین و دهکده نوفل لوشاتو را به عنوان محلی برای هدایت انقلاب تعیین کردند. حضور امام (ره) در این کشور و در کنار آن انتشار اولین مصاحبه تفضیلی یک نشریه غربی با حضرت امام(ره) در روزنامه لوموند سبب ایجاد جوی از خوش بینی نسبت به این کشور در بین انقلابیون و مردم ایران شد.

با این حال نگاهی کوتاه به خاطرات منتشر شده از رجال فرانسوی به خوبی نشان می دهد که دودستگی شدیدی بین مقامات فرانسوی بر سر پذیرش امام(ره) و یا جلوگیری از فعالیت ایشان وجود داشت. کنت دومارنش رییس سازمان اطلاعات فرانسه در خاطرات خود به صراحت به مخالفت خود با اقامت امام در فرانسه اشاره می کند، اما در نهایت وزارت امورخارجه فرانسه حرف خود را به کرسی می نشاند.

در ماه های پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با مشخص شدن نقاط افتراق ایران و سیاست های کلی فرانسه درمنطقه نگاه طیف رادیکال به ایران در فرانسه غالب می شود. فرانسه بعد از پیروزی انقلاب در قالب همین نگاه رادیکال بود که پذیرای فراریان رژیم سابق و به خصوص بختیار، آخرین نخست وزیر رژیم شاهنشاهی شد.

کودتای نوژه که از مهم ترین توطئه های ضد انقلاب اسلامی پیش از آغاز جنگ بود، با فرماندهی بختیار و به صورت مستقیم از طریق فرانسه هدایت می شد. این که دستگاه اطلاعاتی فرانسه از ارتباطات بختیار با نظامیان بازنشسته ایران و همچنین معارضان ایرانی در ترکیه مطلع نباشد، بیشتر به یک جک می ماند.

کودتای نوژه و همکاری گسترده با مخالفان سیاسی ایران روابط فرانسه و ایران به سرعت بحرانی و رابطه ای که از نظر برخی می توانست به یک همکاری گسترده دیرپا بیانجامد به سرعت به یک چالش تبدیل شد و نظرات طیفی که دومارنش آنان را در دولت فرانسه رهبری می کرد، به سرعت در مورد ایران غالب شد.

البته این اختلاف نظر تنها دلایل سیاسی نداشت و می توان در آن رد برخی مسائل اقتصادی را نیز دید. پس از پیروزی انقلاب، وزیر امور خارجه وقت اعلام کرد که ایران سهام خود را از شرکت «اورودیف» خارج می‏کند و متعاقب آن لغو قراردادهای صنایع سنگین، ساخت اتومبیل‏های سواری و مبادلات کشاورزی را اعلام نمود.

این مسئله سبب شد که شرکت‏های فرانسوی زیان دیده برای جبران خسارت خود به دادگاه‏های این کشور شکایت کنند.

دولت فرانسه نیز به دلیل حمایت از انقلاب ایران انتظار داشت که دولت ایران با شرکت‏های فرانسوی رفتار بهتری داشته باشد، اما به دلیل جّو انقلابی آن زمان با تمام شرکت‏ها رفتاری یکسان صورت پذیرفت.

هم چنین وضع مجازات‏های سنگین اقتصادی از سوی آمریکا و جامعه اقتصادی اروپا علیه ایران و همراهی فرانسه با آنها و تصمیم فرانسه مبنی بر جلوگیری از ارسال سه ناوچه تندرو که در زمان شاه سفارش داده شده بود نیز در تیرگی روابط بین ایران و فرانسه موثر بود.

آغاز جنگ میان ایران و عراق نیز به شدت به تیرگی روابط ایران و فرانسه افزود. فرانسوی‌ها به دلیل ترس از گسترش انقلاب اسلامی و روابط گسترده اقتصادی در صف حامیان عراق قرار گرفتند.

فرانسه اصلی ترین تامین کننده تلسیحات برای عراق در بلوک غرب بود. هواپیماهای میراژ اف ۱ فرانسوی در میانه جنگ توازن در نبرد هوایی را به نفع عراق تغییر داد و موشک های اگزوست فرانسوی نقش مهمی در انهدام کشتی های نفکتش ایرانی داشت. شاید مهم ترین سیاست مشخص فرانسه در مقابل ایران را بتوان در سخنان فرانسوا میتران در سفرسال ۱۹۸۲ میتران به عراق دید که گفت: ما مایل نیستیم عراق در جنگ مغلوب شود؛ موازنه نظامی باید میان جهان عرب و ایران حفظ شود.

این تیرگی روابط تا بدان جا ادامه پیدا کرد که در نهایت فرانسه در سال ۱۹۸۷ روابط خود را با ایران در پی حادثه بمب گذاری در پاریس و اتهام دولت فرانسه به تهران و حزب الله لبنان و همچنین محاصره سفارت ایران در پاریس به طور کامل قطع کرد.

*سرد و گرم یک رابطه پر تناقض

از سال ۱۹۸۷ که روابط تهران و پاریس قطع شد تا به امروز هیچ گاه این اتفاق تکرار نشده است. حتی در اوج بحران هسته ای و تحریم های یک جانبه غرب علیه ایران نیز چنین اتفاقی روی نداد. اما دستگاه سیاست خارجی ایران در مقابل فرانسه گرفتار یک دوگانگی شیفتگی و سرخوردگی شده است.

در اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه نود میلادی گسترش روابط ایران و فرانسه به مرحله‌ای رسید که فرانسوا میتران آماده سفر به تهران بود، اما کشته شدن بختیار آخرین نخست وزیر رژیم پهلوی در پاریس و سیل اتهامات به ایران گسترش روابط تهران و پاریس را عملا متوقف کرد.

در میانه دهه ۹۰ میلادی نیز واقعه میکونوس و فراخوانی یکپارچه سفرای ایران از کشورهای اروپایی بار دیگر بهانه ای برای سردی روابط ایران و فرانسه فراهم کرد. باز هم گرمی دوباره در پی به قدرت رسیدن دولت اصلاحات و سردی دوباره به دلیل بحران هسته ای ایران و غرب و هر بار نیز پس از سردی رابطه، دو طرف با کمال میل با هم صمیمی شده اند.

حالا در جدیدترین دوره صمیمت، ایران و فرانسه یک قرارداد بزرگ نفتی را امضا کرده اند و در کنار این ایران بیش از ۱۰۰ فروند هواپیمای ایرباس خریداری کرده است که مقر اصلی آن در شهر تولوز فرانسه باقی است. شاید این گرمی و سردی در روابط بین دو کشور با منافع ناهمسو طبیعی باشد، اما در این میان مشکل اینجاست که فرانسوی ها چماق‌های خود را برای دوران سردی روابط همچنان حفظ می کنند.

*دوگانه منافقین بد، منافقین خوب از دیدگاه فرانسه

شاید مهم ترین چماق فرانسوی ها در طول سالها، تعامل با حضور منافقین در این کشور بوده است. رفتار فرانسوی ها در این حوزه به جای این که بر اساس اصول ثابتی استوار باشد بنا به شرایط و بر اساس ملزومات ارتباط با ایران تغییر می کند.

فرانسوی‌ها در اواخر دهه ۸۰ میلادی با بهبود روابط خود با ایران فعالیت منافقین را در کشور خود محدود کردند و حتی تعدادی از آنان را نیز به کشور گابن تبعید کردند. مسعود رجوی، سرکرده منافقین نیز از فرانسه خارج شد و برای اداره اشرف راهی عراق شد. در دهه ۹۰ نیز همراه با به قدرت رسیدن اصلاح طلبان با ایران و امضای چندین قرارداد نفتی نام گروهک منافقین به صورت رسمی وارد فهرست گروهک های تروریستی شد.

در سال ۲۰۰۳ و در جریان عملیاتی موسوم به" تئو" صدها نفر از اعضای گروهک منافقین در پایگاهی در حومه پاریس دستگیر شدند. این عملیات منجر به بازگشایی پرونده مهمی در دستگاه قضایی فرانسه شد که عناوین اتهامی مختلفی همچون پولشویی و همچنین حمایت از تروریسم را در برگرفت.

با این حال با سرد شدن روابط دو طرف در پی تشدید بحران در پی برنامه هسته ای ایران و همچنین فتنه سال ۸۸ رفتار فرانسوی ها با گروهک منافقین نرم‌تر شد. در پی حکم دادگاه عالی اتحادیه اروپا نام منافقین از لیست سیاه گروه‌های تروریستی خارج شد و این گروه فعالیت گسترده تر خود را در فرانسه در پیش گرفت.

اتفاقات سال ۸۸ فرصتی طلایی بود تا این گروه تبلیغات گسترده خود را بر اساس این که یک گروه تروریستی نیست، آغاز کند. حمایت گسترده عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی از این گروه و سکوت فرانسوی ها نسبت به این اقدام سبب شد تا مقامات سابق آمریکایی و اروپایی با مبالغ کلان برای حضور در همایش های این گروه جذب شوند.

نکته جالب اینجاست که وزارت خزانه داری آمریکا نیز در سال ۲۰۱۳ تحقیقات همه جانبه ای برای مبالغ پرداختی به مقامات سابق آمریکایی از سوی منافقین آغاز کرد. بر اساس این تحقیقات میزان پرداختی گروهک منافقین نسبت به سایر پرداختی ها ۵ برابر میزان معمول است. این در حالی است که روشن نیست منابع درآمدی این گروه از کجا ناشی شده و آیا می توان به آن اطمینانی کرد و یا نه؟

با تمام این شبهات و تحقیقات رسمی گروهک منافقین همچنان در فرانسه با آزادی کامل در حال تبلیغات است و صد البته توانسته نظر برخی از نومحافظه کاران سرسخت را به خود جلب کند.

*میوه های برجام برای طرف فرانسوی

این که در نهایت چه زمانی روابط ایران و فرانسه دوباره رو به وخامت می‌رود، مشخص نیست اما تاریخ ثابت کرده که این دوران صمیمیت چندان به طول نمی انجامد. فرانسوی ها به خوبی نشان داده اند که در بازی با چماق ها و هویج های خود بسیار ماهرند.

در مذاکرات هسته‌ای ایران و کشورهای ۵+۱ علی رغم این که فرانسوی ها طرف اصلی مذاکرات با ایران نبودند، اما سنگ‌اندازی‌های آنها منجر به انتقال چند قرارداد پر سود به آنان شد. این که قرارداد توتال و یا قرارداد پژو جزو میوه های برجام شمرده شود، چندان دور از واقعیت نیست، اما مسئله اینجاست که این میوه ها برای طرف فرانسوی به عمل آمده است.

می توان روزی را به انتظار نشست که منافقین نقش جدی تری را در مقابل ایران با همراهی فرانسوی ایفا کنند، اما این که چه زمانی این رویداد اتفاق می افتد، مسئله‌ایست که تنها گذر زمان به آن پاسخ می گوید. فعلا قراردادهای اقتصادی دوران خوشی را برای هر دو طرف رقم زده اما تجربه گذشته ثابت کرده که زمان جدایی سریع تر از آنچه که دو طرف به آن می اندیشند، فرا می رسد.

منبع: فارس