کد خبر 589243
تاریخ انتشار: ۲۵ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۰:۱۱

انسان از نگاه اسلام، تركيبى از جسم و جان است. همانگونه كه جسم انسان براى تداوم وجود خويش نيازمند غذاهاى مادّى است، هويّت و حقيقت انسانىِ او نيز نيازمند غذاهاى معنوى از سنخ خود است.

به گزارش مشرق، ويژگى برجسته‏‌اي كه در فضاى ماه با فضيلت رمضان جلوه‏ گر است، وجود زمينه‏ه ا و ظرفيت‏هايى است كه براى ميهمانى خداى سبحان فراهم آمده‏ اند، آنگونه كه پيامبر خدا در توصيف اين ويژگى فرمود:

"هُوَ شَهرٌ دُعيتُم فيهِ إلى ضِيافَةِ اللهِ، وَ جُعِلتُم فيهِ مِن أهلِ كَرامَةِ اللهِ؛ ماهى است كه در آن به ميهمانى خدا دعوت گشته‏ايد و از اهل كرامت خدا قرار داده شده‏ايد.

در حقيقت، اين ويژگى، سرچشمه همه ويژگى‏ها و بركات اين ماه مبارك است. به عبارت ديگر، مى‏توان گفت كه ميهمانى الهى در اين مقطع زمانى، و غذاهاى معنوى ويژه‏اى كه خداوند براى پذيرايى از ميهمانانش در چنين ضيافتى فراهم ساخته است، ريشه تحوّلات ژرف معنوى‏اى است كه در اين ماه با فضيلت، بر زندگى انسان سايه مى‏افكنند، و سفره‏اى است گسترده براى همگان كه هر كس، مى‏تواند از بركات بى‏شمار آن برخوردار شود.

معناى ميهمانى خدا
نخستين سؤالى كه در اينجا مطرح مي‌شود، معناى ميهمانى خداى سبحان در اين ماه و ميزبانى او از دوستانش است. مگر همه مردم در همه اوقات، ميهمانان خدا نيستند كه بر سر سفره الهى فرود آمده ‏اند؟

به علاوه، پايه ميهمانى، همان خوردنى و آشاميدنى‏اى است كه ميزبان براى ميهمان فراهم مى‏كند . پس، اين چه ضيافتى است كه پرهيز از خوردن و آشاميدن، نخستين شرط آن است؟

پاسخ اين سؤال، از تحليل واقع‏بينانه حقيقت انسان و شناخت بنيادهاى وجودى او به دست مى‏ آيد . انسان از نگاه اسلام، تركيبى از جسم و جان است. همانگونه كه جسم انسان براى تداوم وجود خويش نيازمند غذاهاى مادّى است، هويّت و حقيقت انسانىِ او نيز نيازمند غذاهاى معنوى از سنخ خود است.روشن است كه خداوند سبحان، ميهمانى رمضان را براى پذيرايى از جسم و وجود مادّىِ دوستانش فراهم نساخته است؛ چرا كه بدن‏هاى آنان، مثل همگان، در ضيافت هميشگى خدايند، و به تعبير سعدى شيرازى:
اديم زمين، سفره عام اوست چه دشمن بر اين خوان يغما، چه دوست(1)

اين در حالى است كه اغلب دشمنان خدا از اين سفره گسترده، بيش از ديگران بهره مى‏برند. نتيجه، اين كه: ارزش پذيرايى از جسم و تأمين خواسته‏هاى مادّى، هرگز به پاى تأمين نيازهاى معنوى نمى‏رسد، به خصوص كه قرآن كريم تصريح مى‏كند: اگر بيم آن نبود كه همه مردم به كفر بگروند، كافر به بالاترين امكانات مادّى، نايل مى‏شد:

«وَ لَوْ لاَ أَن يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَّجَعَلْنَا لِمَن يَكْفُرُ بِالرَّحْمَـنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِّن فِضَّةٍ وَ مَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ * وَ لِبُيُوتِهِمْ أَبْوَابًا وَ سُرُرًا عَلَيْهَا يَتَّكِـئونَ * وَ زُخْرُفًا وَ إِن كُلُّ ذَ لِكَ لَمَّا مَتَـعُ الْحَيَوةِ الدُّنْيَا وَ الْأَخِرَةُ عِندَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِينَ»(2)؛ اگر بيم آن نبود كه مردم (در، گمراهى) امّتِ واحد شوند، براى خانه‏هاى كسانى كه به خداوندْ كافر مى‏شوند، سقف‏هايى از نقره و نردبان‏هايى قرار مى‏داديم كه از آن بالا بروند* و براى خانه‏هايشان درها و تخت‏هايى كه بر آن تكيه زنند، قرار مى‏داديم * و [نيز] انواع زيورها را . همانا همه اينها كالاى زندگى دنيايى است و سراى آخرت نزد پروردگارت براى تقواپيشگان است.

خداى متعال در ميهمان‏سراى رمضان، جان‏ها و روح‏هاى دوستانش را به ضيافت فرا خوانده است، نه بدن‏ها و وجود مادّى آنان را، و اين، ضيافتى است كه جز او، كسى ارزش آن را نمى‏داند. از اين رو خداى سبحان فرموده است:
«الصَّومُ لى وَ أنَا أجزى بِهِ ؛ روزه، از آنِ من است و من خود، پاداش آن را مى‏دهم .

در حديثي از پيامبر اكرم صلى ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله نيز آمده است:
«لَو أنَّ الدُّنيا كانَت تَعدِلُ عِندَ الله‏ِ عز و جل جَناحَ بَعُوضَةٍ، ما سَقَى الكافِرَ، وَ الفاجِرَ مِنها شَربَةً مِن ماءٍ (3)؛ اگر نبود اين كه دنيا در نزد خدا برابر با بال پشه‏اى هم نيست، هرگز در آن، يك جرعه آب نيز به كافر و فاجر نمى‏نوشاند!

از سوى ديگر، شرايط و آداب اين ميهمانى، بايد هماهنگ با ضيافت جان باشد و طعام و نوشيدنى آن، هماهنگ با ضيافت روح و هدف از آن نيز پديد آوردن تحوّل روحى و تجديد حيات معنوى انسان و تقويت بنيه روانى او .

در اين زمينه، عالم ربّانى مرحوم شيخ رضا (فرزند فقيه و فيلسوف و عارف بزرگوار، شيخ محمّدحسين اصفهانى) در الرسالة المجديّة در شرح اين سخن پيامبر اكرم (صلى‏الله‏عليه‏و‏آله) كه: «در اين ماه، به ميهمانى الهى دعوت گشته‏ايد و از اهل كرامت الهى قرار داده شده‏ايد»، چه زيبا نوشته است كه:

بدان! اين ميهمانى، پذيرايى از جسم نيست و بدن تو به اين ميهمانى دعوت نشده است؛ چرا كه تو در ماه رمضان، در همان خانه‏اى ساكن هستى كه در ماه شعبان ساكن بودى و غذاى تو، همان نان و آب‏گوشتى است كه در ماه‏هاى ديگر سال مى‏خوردى، [با اين تفاوت كه] در روزهاى اين ماه، از خوردن آن منع شده‏اى؛ بلكه روح توست كه ميهمان اين ضيافت است و به منزل و غذايى ديگر دعوت شده است كه روحانى و هماهنگ با روح است .

دعوت به ماه رمضان، دعوت به بهشت است و غذاهاى اين ميهمانى نيز از نوع غذاهاى بهشتى است. هر دو، ميهمان خانه خدايند؛ ليكن نام ميهمان‏سرا در اين جا «ماه رمضان» است و نامش در آنجا «غرفه‏هاى بهشتى». اينجا غيب است و آنجا مشهود و عيان؛ اينجا تسبيح و تهليل است و آنجا چشمه سلسبيل؛ اينجا نعمت‏هاى پوشيده و اندوخته هستند و آنجا «ميوه‏اى از آنچه برمى‏گزينند * و گوشت بريان پرنده‏اى كه ميل دارند»(4)

پس نعمت‏ها در هر جهان با پوشش همان جهان، آشكار مى‏شوند و گاهى هم هست كه نعمت‏ها در همين دنيا براى پيامبران و معصومان، به شكل آن جهانى، آشكار مى‏شوند. آنچه در روايات بسيارى آمده كه: پيامبر خدا براى فاطمه زهرا (عليهاالسلام) يا امام حسن و امام حسين (عليهماالسلام) ميوه‏اى از ميوه‏هاى بهشت يا جامه‏اى از جامه‏هاى بهشت آورد، گواه اين مطلب است . بلكه بالاتر از اين، گاهى اين امور براى شيعيان خاص نيز فراهم مى‏آيد، البتّه به تناسب وسعت وجود و مرتبه‏اى از كمال كه به آن رسيده‏اند. بارها و بارها از نزديك‏ترين خويشانِ سببى و نسبى خود به نظر مى‏رسد كه مقصود وى، پدر بزرگوارش شيخ محمّدحسين اصفهانى (كُمپانى) باشد. شنيده‏ام كه مى‏ گفت:
«در يكى از روزهاى ماه رمضان، مشغول خواندن زيارت "امين الله‏" در مرقد اميرمؤمنان در نجف بودم . چون به اين عبارتِ زيارت رسيدم كه: «مائده‏هاى رحمت براى آنانى كه از خوان نعمتت روزى مى‏طلبند، آماده است و سرچشمه‏هاى سيرابى براى تشنگان، پُر آب است»، در همان حال كه در معناى آن تأمّل و انديشه مى‏كردم، ناگهان سفره‏اى برايم آشكار شد كه طعام‏ها و نوشيدنى‏هاى گوناگون بر آن چيده شده بود، آن چنان كه تا آن زمان، تصوّرش را هم نكرده بودم. من مشغول خوردن از غذاى آن بودم و در همان حال به يك مسئله فقهى نيز مى‏انديشيدم . حالتى شگفت و دهشت‏زا بود! در واقع، حقيقت غذا [ى روح]، همين است كه روزه را باطل نمى‏كند ... .»

شراب طهور در زندگى دنيا، محبّت خداست و بهترين زماني كه براى فراهم ساختن آن مغتنم است، همين ضيافتى است كه ساقى‏اش، همان ميزبانش است .

هرگز مپندار كه تعبيرات اين بنده، خيالات و اوهام شاعران يا شطحيّات صوفيان افراطى است . هرگز مباد كه از زبان قرآن و حديث، فراتر روم يا در اعتقاداتم از آنچه خداوند و پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏و‏آله) گفته و به آن فرمان داده‏اند، پيش‏تر روم؛ بلكه مقصود، سخنِ همان خدايى است كه در سوره «هل أتى» مى‏فرمايد: «خداوند به آنان شراب طهور مى‏نوشاند.» (5)

پي‌نوشت‌ها:
1- بوستان سعدي، ص 3 .
2- الزخرف ، آيه 33 ـ 35 .
3- الأمالى، طوسى، 531 / 1162، مكارم الأخلاق: 2/368/2661، تنبيه الخواطر: 2/56، تحف العقول:40، الأمالى، صدوق: 305/348، التمحيص: 49/79؛ سنن الترمذى: 4/560/2320، المستدرك على الصحيحين: 4/342/7848، كنز العمّال: 3/195/6132 .
4- واقعه، آيه20 و 21 .
5- اشاره ‏است به حديث ‏امام ‏صادق (عليه‏السلام) در مورد آيه‏ مذكور، كه فرمود: «آنان را از هر چيزى جز خدا پاك مى‏سازد؛ چرا كه هر كس به چيزى از موجودات، آلوده گردد، پاك نيست، مگر به خداى متعال.» مجمع البيان:10/623. جامع الدرر (نوشته عالم ربانى و استاد اخلاق حجة الاسلام والمسلمين حاج سيدحسين فاطمى رضوان الله‏ تعالى عليه) : 335 ـ 337 به نقل از رساله مجديّه.


برداشت از كتاب ماه خدا، محمدي ري شهري، ج 1.


منبع: حج