کد خبر 337305
تاریخ انتشار: ۲۹ مرداد ۱۳۹۳ - ۱۵:۱۳

پرویز شیخ طادی در همایش ادبی غزه در خون با انتقاد از انفعال فرهنگی کشور در مواجه با ماجرای غزه گفت: شرایط فعالیت فرهنگی نباید شرایط طوری باشد که بعد از 4 سال از ساختن شکارچی شنبه به من اجازه ندهند که فیلم دیگری بسازم و هر که می‌خواهد راجع به غزه و موضوعاتی مشابه فیلم بسازد به او بگویند: هیس...ساکت باش!

به گزارش مشرق، همایش ادبی غزه در خون با موضوع پاسداشت شهدای حوادث غزه عصر روز سه‌شنبه 28 مرداد ماه با حضور جمعی از شاعران انقلاب اسلامی و نیز معاون فرهنگی اجتماعی شهرداری تهران در تالار ایوان شمس برگزار شد.

در این مراسم اسفندیار قره‌باغی که به منظور اجرای ترانه جدید خود با عنوان «مرگ بر اسرائیل» به روی سن دعوت شده بود اظهار داشت:  چند سال قبل با جمعی از دوستان هنرمندم به لبنان سفر کرده بودیم و در شهر قانا و کنار مرز اسرائیل بود که به دوستانم گفتم سرود جدید در وزن سرود «مرگ بر آمریکا» با عنوان «مرگ بر اسرائیل» ساخته‌ام و آز آنها خواستم که با من دم بگیرند تا آن را بخوانم. پس از اجرای این سرود در کنار مرز اسرائیل وقتی به بیروت برگشتیم شب دو سوی هتل ما را با موشک زدند و همان شب سید حسن نصرالله پیغام داد که شما به کشورتان بازگردید و بگذارید که ما حساب اینها را کف دستشان بگذاریم.

جهانگیر الماسی کارگردان و بازیگر سینما و تلویزیون نیز دیگر سخنران این مراسم بود که در سخنرانی خود با اشاره به فجایع رخ داده در غزه گفت: گاهی به این فکر می‌کنم که انسان به چه چیزی می‌تواند مبدل شود؟ چگونه می‌تواند وحشی‌تر از هر حیوانی شود ارزش‌هایی را که قرن‌ها اهل خدا و پاکی  راجع به آن حرف زدند را اینطور پشت پا بگذارند.

وی افزود: برای من موجودیت اسرائیل هم جالب است. معمولا عقل حکم می‌کند که شما کسی را آزار دهی تا شاید بتوانی خودت به راحتی زندگی کنی اما اسرائیل با وجود آزار و کشتار مردم غزه خود نیز ایجاد زندگی توام با لذت برای مردمش ناتوان است.

الماسی افزود: فطرت انسانی با فطرت الهی عجین است. مگر می‌شود انسان باشی و چنین دست به کشتار بزنی. من نمی‌خواهم خرافه ترویج کنم اما فکر می‌کنم انسان نتواند اینگونه باشد؟ آنچه ما می‌بینیم از کف رفتن آدمیت و انسانیت است.

این فعال فرهنگی افزود: تنها کاری که می‌توان در مقابل این نوع حرکت‌ها انجام داد فعالیت در عرصه فرهنگ است. امروز تعریف انسان در حال عوض شدن است و اهالی فرهنگ تنها با هشدار فرهنگی است که می‌توان به همه دنیا نشان داد که در راه حرکت به کدام سوییم.

در ادامه این مراسم پرویز شیخ‌طادی کارگردان سینما برای تجلیل به روی سن دعوت شد. وی پس از دیافت هدیه خود در سخنانی اظهار داشت: هر اندازه همایش و نشست برای غزه برگزار کنیم و جهان اسلام در مقابل آن منفعل باشد فایده‌ای ندارد. می‌گویند می‌ایستیم تا آقا ظهور کند و کار را یکسره کند اما آقا با آدم تنبل کاری ندارد.

وی افزود: مویه و عزاداری ما کاری را پیش نمی‌برد باید از انفعال موجود بیرون بیاییم. سوال من این است که ما کدام اپرای جهانی را در شرح جنایات صهیونیست ها در غزه اجرا کردیم و کدام نمایش را.

شیخ‌طادی در ادامه افزود: باید حرکت کنیم نباید شرایط طوری باشد که بعد از 4 سال از ساختن شکارچی شنبه به من اجازه ندهند که فیلم دیگری بسازم و هر که می‌خواهد راجع به غزه و موضوعاتی مشابه فیلم بسازد به او بگویند: هیس...ساکت باش. یادمان باشد که اگر امروز موشک نداشتیم نمی‌توانستیم مذاکره کنیم.

در پایان این مراسم نیز سید محمد حسینی وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی متنی ادبی در وصف جنایات مردم غزه خواند:

«خدایا، بارالها! تو بندگان خود را آزاد و آزاده آفریده ای و در مسیرشان قبض و بسطی به جز به اختیار نچیده ای. پروردگارا! بارالها! تو به حکم محکم حکمتت، بندگانت را در حصار اجبار، بندی امر و نهی نکرده ای که تکلیف و باید و نبایدها را بر اساس حسن و قبح عمل تبیین کرده ای! تو که علیم و قادری چنین حکیم و صابری!

 دریغا که چماعتی از بندگانت که خود را در بند امتثال اوامرت نمی بینند بر تخت جباریت می نشینند. بندگان آزاد را به بردگی مدون بر می گزینند. انسان ها را در زندان خواسته های شوم و زیاده طلبی های مشئوم و رفتارهای مذموم، حبس می کنند. پا را فراتر از زندانبانی می گذارند که زندانی حقوقی دارد و چون کسی به احقاق حق این زندانی برنمی خیزد و عاطفه ای را برنمی انگیزد، حق در محاق کامل فرو می رود و دیگر زندانی در حصر دیوار و نرده نیست، در محاصره گلوله و بمب است!

 انگار مصمم هستند آنجا نوار غزه نباشد، حصار غزه باشد. باریکه غزه نباشد، تاریکه غزه باشد. در حصار غزه به خلاف همه حصارها که حصن و محافظند اینجا دیوارها خبیث و معارضند. دردا که حصار، جان پناه است و این نوار طناب در است!

این حصن و حصار در محاصره جنگلی از ابوالحصن، روباه مکار و انسان های بیمار صهیونیست قرار دارد. در صحن زندان برای زندانیان فرصت تنفسی هست و حال اینکه در آنجا صحن ای از دود و آتش و اشک آور و زجرآور و در نهایت تک تیراندازانی است که برای اثبات مهارت تیراندازیشان، پیشانی های کوچک کودکان را سیبل کرده اند!

باورتان می شود که مزدور و مزوری از این طایفه همیشه سرگردان و خدازده تاریخ در شبکه اجتماعی بی محابا می نویسد: امروز 13 سر کوچک را متلاشی کردم. امروز 13 کودک فلسطینی را از جمع مبارزین فردا حذف کردم! و در همان روزها در تل آویو جشنی به مناسبت بمباران مدرسه تحت نظارت یونیسف برپا می شود و شعر آن این است: فردا کودکی در فلسطین نخواهد بود که به مدرسه برود. فردا مدرسه ای در غزه نخواهد بود که کودکی را بپذیرد! و هل هله می کردند.

دیدید ماده شیری که آهویی شکار شده اش را وقتی درید و آهو بره ای را در شکمش دید از خوردن آن آهو منصرف شد و تلاش می کرد بره آهو را نجات دهد. ای وای من! که غریزه وحشی سلطان درندگان به کودک رحم دارد و این بی بته ها و بی ریشه های تاریخ و این حرام لقمه های رباخوار همیشه تاریخ، درنده خویی را تا ورای حیوانیت و تا مرز دیو صفتی پیش برده اند.
 
آی قلدران و خائنان تحت حمایت عمر و بن عبدود، میدان خندق در پیش است. ما را از احزاب نترسانید، ما با علی به میدان ۀمده ایم، بار دیگر هم سر عمروبن عبدود را در کنار سرهای خائنان جای خواهیم داد. دیری از روز 17 شوال سالروز جنگ خندق نگذشته است. عمروبن عبدود نعره زد: شما که می گوئید کشتگانتان در بهشت هستند و مقتولان ما در جهنم! آیا یکی از شما نیست که من او را به بهشت بفرستم و یا او مرا به دوزخ روانه کند؟ گویی اشارتی به فرهنگ احدی الحسنین است. پیروزی که پیروزی است، شهادت هم که بهروزی است. پس، چه کم آید از تو گر من، برسم به آرزویی؟!

تازه آن پهلوان قریشی بود چه ارتباطی با این پلیدان صهیونیست دارد که به شنیدن ترقه ای چون موش به سوراخ می خزند؟ صهیونیست خبیث مرد میدان کودک بی سلاح است! رژیم کودک کش اسرائیل آبرویی برای خود باقی نگذاشته است. مردک نادان عقب افتاده ای به نام نتانیاهو خود را با مرشه دایان و قصاب صبرا و شتیلا آریل شارون می خواست هم وزن کند. شرایط زمان و مکان را فراموش کرده است. شرایط جهان اسلام را فراموش کرده است.

اگر برخی سران خفته اسلامی، ننگ نفی قاعده نفی سبیل و عدم اجرای، «ولن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا» را به قیمت تداوم چند روزه قدرتشان می خرند به اسف سافلین! بیداری جهان اسلام را عشق و امید است! اگر در یک جنگ 6 روزه و در واقع 12 ساعته، 4 کشور عرب به مرز انفعال و التماس از قدرت ها و مجامع جهانی افتادند و آنچنان زهر چشمی از اسرائیل دیدند که عاقبت مذاکره و صلح و تسلیم را برگزیدند، ملت از خواب گران برخاسته فلسطین و مردم مقاوم حصار غزه چنان درسی به اسرائیل دادند که اینک برای آتش بس متوسل به سازمان های جهانی شده است! و این نیست جز تغییر روحیه، فکر و نگاه قوی به دیدگاه ناب اسلامی! الله اکبر که وعده خدا حق است.

الله اکبر! نه اسرائیل 1967 قوی تر از امروز بود و نه اعراب 1967 ضعیف تر از امروز! اگر در آن روز اسرائیل 1000 تانک و 360 هواپیما داشت، مصر به تنهایی 2000 تانک و 800 هواپیما به انضمام شبکه های پرقدرت سام 2 را در اختیار داشت.

آری امروز غزه قهرمان با همراهی ملت مسلمان و مردم بیدار جهان در کنار ایران و علی زمان کاری کردند کارستان! و این طیبه نصرت و یاری خداوند است که قدرتی فوق قدرتش متصور نیست و بشارتی است بر شکاف گنبد آهنین و خروج غاصبان از برج و بارویی که برای خود ساخته اند و زود است که به سرنوشت ذلت بار گذشتگان خود مبتلا شوند و همچون یهود عنود که از مدینه النی اخراج شدند سرزمین قدس را به اجبار ترک کنند.»
منبع: مهر